🧵در جوانی متاسفانه با آزمایش و خطا چیزهایی یادگرفتم که اگر کسی یادم میداد امروز در جای بهتری بودم، درسهایی که در جوانی بلد نبودم اما دوست دارم برای جوانان تکرار کنم شاید اونها زمان کمتری براش صرف کردند
اگر بنظرت جالب بود، ریتوییت کن شاید به کار یک نفر دیگه اومد👇
١-همه در مورد سخت کار کردن توصیه میکنند اما کسی نمیگه در سایه پایداری است که سختکوشی به نتیجه میرسد، پایداری در مسیر شما را به جاهایی میرساند که صرفا با سختکوشی به آنجا نمیرسید، فایده ای ندارد اگر دو ماه خوب کار کنید و ۶ ماه ولش کنید
٢-اعتماد بنفس از انجام دادن کارها و ماموریتهای سخت بدست میاد نه قبل از آن، بسیاری از جوانانی که باهاشون کار کردم بدون انجام کار و تجربه یک اعتماد بنفس واهی دارند چون فکر میکنند اعتماد بنفس پیش شرط انجام کارهای سخت است.
داداش/ آبجی ؛ اول کاری رو انجام بده، اعتماد بنفس جایزه ان است نه پیش شرط
٣-فکر میکنید آدمهای ناموفق در طول تاریخ، هدف نداشتند؟ همه انسانها در این جهان هدف دارند و حتی بزرگتر از شما پس چرا بهش نمیرسند؟؟چون نخواستند عاداتشون رو با همون اهداف تنظیم کنند . اهداف فقط یک مشت رویا هستند آنچه آنها را به واقعیت تبدیل میکند عادات روزمره هستند
میدونم الان یک عده میان و از وضعیت فعلی ایران گله میکنند ولی صادقانه از خودتون بپرسید ولو در همین وضعیت آشفته آیا عادات شما در سطح اهدافتون هست؟
۴-برای رشد شخصی حتی در بدترین شرایط باید خودتون رو در مقابل بزرگترین مانع موفقیتتون تصور کنید، و اول سعی کنید در ذهنتان بر اون مانع غلبه کنید،
۵-اکثر ما ترجیح میدهیم به غلط دنبال جمع راه بیوفتیم تا اینکه کار درستی را به تنهایی انجام بدیم، نمونه؟ همین زبان توهین در محیط توییتر، چند نفر بدون اینکه در زندگی عادی آدمهای فحاش و بیتربیتی باشند دنبال بقیه راه افتادند و فحش میدهند؟
همینکه یاد بگیریم ما بطور پیوسته نیاز نداریم که توسط اجتماع تایید بشیم و دنباله روی بقیه باشیم قدم بزرگی در مسیر رشد و تعالی است
۶-اگر اتفاقی برای شما افتاده که در آن تقصیری ندارید به این معنا نیست که مسولیتی هم ندارید، تمام اتفاقات در زندگی ما تاثیر دارند، نق زدن واقعا نتیجه نداره بهتره مسولیتش رو قبول کنیم و بدنبال راه حل باشیم
آمریکایی ها مثال معروفی دارند؛ آماتورها همیشه صبر میکنند که همه چیز خوب باشه اما حرفهای ها یاد میگیرند که وقتی همه چیز بد پیش میره زندگیشون رو بکنند
انتخاب با ماست
٧-ولله معروف بودن، لایک جمع کردن، ستاره هر جمع مجازی و حتی حقیقی بودن هیچ ارزشی ندارد، وقتی مثل من پیر شدید متوجه میشید، بهتره ۵ تا رفیق واقعی داشته باشید تا در سختی کنارتون باشند تا ۵٠ هزار نفر که لایکتون کنند 🤦🏻♂️
٨-چه در کار و چه در روابط شخصی بدنبال فردی باشید که زمینه مشترکی با علایق شما داشته باشد اما مکمل شما، دو فرد با دو زمینه متفاوت مثل گروه موسیقی میمونه که هر کسی ساز خودش رو میزنه
٩-رشد هر نوع رابطه ای بستگی به میزان ظرفیت طرف ها برای حل مشکلات و موانع «بزرگ» در آن رابطه رو داره، دنبال یکی نباشید که برطرف کننده ناامنیهای ذهنی شما باشه، دنبال کسی باشید که نقاط قوت رو چند برابر کند
١٠-و از همه مهمتر اجازه ندید که یک «درس تلخ» کوتاه مدت تبدیل به حقیقت دائمی زندگی شما بشه، دنیا محل گذره، از خوب و بدش درس بگیرید و صفحه رو ورق بزنید 👇
سالهاست دور از خانهام زندگی میکنم، در این مدت مادرم را از دست دادم، دیروز خالهای که بزرگم کرده را هم ازدست دادم بدون اینکه فرصت دیدارش را داشته باشم🏴، اینها ١٨ درس بسیار تلخی هستند که من در سالهای دور از خانه آموختم
١- اکثر دوستان شما، دوستان واقعی شما نیستند 😰 اونها در کنار شما هستند برای اینکه بهشون خوش میگذره، دوستان واقعی آنهایی هستند که در روزهایی که هیچ چیزی ندارید کنار شما باقی میمانند ... خیلی تلخ ولی واقعی 😢
٢- شما اعضای خانواده و آنهایی که دوستشان دارید را تنها چند بار دیگر میتوانید ببینید، این جمله من را معمولا وقتی خیلی دیر شده معنی اش رو متوجه خواهید شد 😰
🧵امروز داستان ٢٠ سال تلاش منجر به بازپسگیری ملوک هرمز و جنوب کشور را از پرتغالیها به اختصار تعریف میکنم، در این داستان شما بیشتر با تحرکات بسیار وسیع دیپلوماتیک و ظهور و افول ابرقدرتهای آن روز جهان روبرو هستید تا جنگ
در ١٠١٠ قمری معادل ١۶٠۴ میلادی که حاکم هرمز با فیروزشاه بود او برادر وزیر خود به نام «رکنالدین مسعود» را حاکم بحرین میکند. رکن الدین از ضعف ملوک هرمز به ستوه آمده بود. دل خوشی هم از پرتغالی ها نداشت شروع به تحریک ساکنان بحرین بر علیه پرتغالیها میکند. (در واقع برای حکومت خودش)… twitter.com/i/web/status/1…
رکن الدین در نامه ای به «خواجه معین الدین فالی» از متنفذین و محترمان فارس برای بیرون راندن پرتغالیها استمداد میکند. معین الدین که قضیه براش جالب بود میره پیش الله وردی خوان مشهور و با او در میان میگذارد ... الله وردی خوان هم به شاه عباس خبر میده که فرصت تاریخی فراهم شد 😁 ۳
🧵امروز از زنی که قدرتمندترین مردان ایران از او وحشت داشتند میگم، زنی که نه در حرم حبس شد و نه در کلیشه های فرهنگ سنتی، حتی پس از ۵٠٠ سال هم در ایران زن دیگری به قدرت او نرسیده، از پریخانخانم برای شما تعریف میکنم
در انتها اگر انگشت به دهان موندی حتما ریتوییت کن لطفا
این داستان با تمام داستانهای دیگرم متفاوت است به وفور از روابط جنسی بسیار غیر متعارف و 🔞 صحبت میکنم اگر ظرفیتش رو ندارید نخوانید و برای من دردسر درست نکنید. و البته من مورخ و تاریخنگار نیستم بیخیال فحش دادن به من بشید ۲
نکتهای که شاید این داستان را نسبت به تمام تحقیقات از زندگی این زن اسرارآمیز متمایز کند نقطه آغاز داستان یعنی بسیار قبل از مرگ شاه طهماسب است. و اینکه دعوا اصلا از کجا شروع شد... کمربندها را ببندید که اسامی خیلی زیادند۳
از نظر کسروی این عکس جرقه آغاز مشروطه در ایران بود ... امروز از زاویه متفاوت داستان آن را تعریف میکنم، پشت هر دعوایی در ایران پول و منافع خوابیده، همیشه هم همین بوده از ساندیس خوری هم میگم 😉
برای بار هزارم، من تاریخ خوانده و متخصص رشته تاریخ و از آن مهمتر متخصص مشروطه نیستم ، تنها کتب تاریخ را با نگاهی متفاوت میجورم و بدنبال نتایج نادیده هستم .تکرار میکنم که در این داستان من شما رو از چارچوب ویکیپدیا خارج میکنم ۲
برای اینکه این داستان شفاف باشد، در تمام مدت این چارت از بازیگران قدرت در آن زمان را در جلوی چشم داشته باشید، احنمالا اگر از پشت صحنه امروز قدرت هم بخواهیم چیزی تعریف کنیم کم و بیش همین شکل است. ۳
🧵قبل از آغاز اتفاقات مشروطه درگیری بین طلاب هوادار بهبهانی (مدرسه محمدیه) و هواداران شیخ فضلالله (مدرسه صدر) صورت میگیره که به مدرسه های یکدیگر هجوم میبرند و یک دیگر را به قصد کشت کتک میزنند 🤦🏻♂️ نظمیه طهران میخواسته هر دو طرف رو بازداشت کنه👇١/٢
معتمدالاسلام رشتی به خونه بهبهانی پناه میاره و علیاصغر سیستانی طرفدار شیخ فضلالله هم به شابدولعظیم. همین باعث میشه که بهبهانی هم تخم کینه عینالدوله رو به دل بگیره و هم شیخ فضلالله و هر دو بر علیه هم سخنرانی میکردند، 🤦🏻♂️👇
عین الدوله شخصا دستور به بازداشت ١۴ آخوند میده، اونها رو با غل و زنجیر از مدرسه میگیرند و توی خیابان ناصری(همون باب همایون امروز ) میگردونند،
بعد هم اونها رو نفی بلد میکنند (تبعید) بهبهانی به عینالدوله پیغام میده که ازادشون کنند 👇