ایمرسیو Profile picture
‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏از اقلیت عاقل و با ادب ایرانی
21 Jul
دیشب یک خانم بسیار موجه و خوش برخوردی آمد بیمارستان اعصاب روان و گفت شوهرش روانیه و باید بستری بشه. شوهره داد و بیداد میکرد که من بیمار نیستم. به کمک حراست بیرون نگهش داشتیم و خانمه نفس راحتی کشید و خیلی شمرده تعریف کرد که شوهرم توی خرابه ها میخوابه و با موجوداتی در ارتباطه /۱
و گاهی مهربونه و گاهی پرخاشگره و بچه هاشو میزنه و خلاصه علایم زیادی گفت تا بلاخره شوهره را با تشخیص اسکیزوفرنی داشتیم بستری میکردیم که شوهره گفت میشه بدون حضور خانمم چند کلمه با شما صحبت کنم؟ هرچند بیماران روانی اغلب نمیدونن و نمیپذیرن که بیمارن ولی با اینحال گفتیم باشه بگو /۲
شوهره گفت خانم بشدت بیماره و این ها قرص هاشن که نمیخوره، پیش فلان دکتر و فلان دکتر رفتیم ولی چون قبول نمیکنه بیمار روانیه درمانش موفق نیست. الان هم حاضر نمیشد بیاد، من و بچه ها تصمیم گرفتیم به بهونه اینکه من حالم خوب نیست بیایم بیمارستان تا اونو بگیرید و ببندید و بستری کنید. /۳
Read 5 tweets