امروز با همکاران شرکت اسبق رفتیم رستوران مورد علاقه مصری. از ۵ نفر، فقط دو نفر اپ ویروس فلان روی گوشیمون نصب بود. یک نفر بابت تنبلی بود که با خفت دادن مجبور شد نصب کنه. دو نفر باقی خیلی با جدیت حاضر نبودن. نگرانی یکیشون این بود که ردگیری میشه، لابد فکر میکرد جیمز بانده./
دیگری کلن به روشهای طبیعی و غذاهای سالم و فلان معتقد بود. از نظرش کل ماجرای انتشار ویروس چون «عمدی» بوده، بنابراین نمیشه به دولتها اطمینان کرد. از کل جمع فقط من حاضر به واکسیناسیون بودم(به این دلیل که دلم میخواد مسافرت کنم) و البته واکسن آنفلوانزا هم فقط من میزدم.
میانگین سنی جمع حدودن ۳۰ و همگی جز من متولد و بزرگ شده کانادا(هندی، مکزیکی،کانادایی و غنایی. در جواب من که پرسیدم کانادا که سیستم درمانی مجانی داره چرا باید عدم رعایت و پیشگیری عدهای هزینه درمان رو روی دوش بقیه بندازه لبخند زدن./
گفتم سیستم درمانی آمریکا رو بیشتر میپسندم چون افسار هزینه درمانیم با خودمه و بار بقیه روی دوشم نیست.
اگر مردم انتظار پوشش درمانی عمونی دارن باید به دستورات و رهنمودهای مراجع رسمی بهداشتی هم عمل کنن. انتظار، وظیفه هم به همراه داره. یکطرفه نمیشه.
لبخندها ادامه داشت.
خبر دارم که در برخی کشورهای شرق آسیا نصب کردن اپ ردگیری ویروس فلان برای ورود به مکانهای عمومی سربسته الزامیه. میپسندم.
نمیشه در رابطه شهروند و حکومت، شهروندان لیبرتارینی باشیم و از دولت انتظار سوسیال دموکرات بودن داشته باشیم.
شترمرغ نباش: یا مرغ باش و بپر، یا شتر باش و ببر!
Share this Scrolly Tale with your friends.
A Scrolly Tale is a new way to read Twitter threads with a more visually immersive experience.
Discover more beautiful Scrolly Tales like this.
