Niknam Profile picture
On a journey to become a smart contract auditor | Solidity & Foundry learner | Pashov x Misbahu Web3 Security Mentorship | #176 ✈️| 18 & 19 Dey 💔🖤

Sep 28, 2020, 18 tweets

اگر از جلوی سفارت روسیه کنار پل حافظ رد شدید بدونید که سرنوشت جنگ جهانی دوم و سقوط هیتلر در اون حیاط رقم خورد. وقتی که استالین، چرچیل و روزولت به درخواست استالین اونجا جمع شدن که به میتینگ Big three معروف شد.

قضیه از این قرار بود که هیتلر با عملیات‌های برق‌آسا که با عنوان blitzkrieg معروف شد، کل اروپا رو گرفت و همه رو غافلگیر کرد. حملات منظم و دقیق ورماخت (نیروی زمینی) و لوفت وافه (نیروی هوایی) کل اروپا رو به زانو در آورده بود.

عملیات اشغال اروپا بقدری سریع صورت گرفت که هنوز نیروهای متفقین نمی‌دونستن باید چه برنامه‌ای برای ضد حمله داشته باشن. آمریکا که میگفت من بی طرفم (تا اینکه حمله پرل هاربر انجام شد) و فرانسه که اشغال شد. انگلیس هم هنوز سردرگم بود.

چند ماه قبل از این عملیات‌ها، خبر عجیبی در دنیا منتشر شد. هیتلر و استالین که دشمن خونی هم بودن با هم به توافق رسیدند که علیه همدیگه وارد جنگ نشن و اینکه در اون توافق لهستان رو تقسیم کردن بین هردو. استالین میخواست مرزاش رو با آلمان دورتر کنه و آلمان میخواست نزدیکتر بشه به شوروی

پس از اشغال اروپا، هیتلر قرارداد رو زیر پا گذاشت و به بارباروسا در شوروی حمله کرد. استالین به طرز عجیبی هم از هیتلر میترسید و هم بهش اعتماد داشت که هیچوقت به شوروی حمله نمیکنه. از چند ماه قبلش ده‌ها نفر بهش گفتن هیتلر حرکات مشکوکی داره انجام میده و گوش نکرد

برای همینم وقتی خبر حمله رو شنید تا حدود ده روز به یکی از کاخ‌هاش رفت و با هیچکس حرف نزد :)) (نقل قول از کتابهای رادزینسکی، الن فارمر و آنتونی بیوور - همین ماجرا خودش یک رشتو هست که من ازش رد میشم).

هیتلر که دید مام میهن در خطره دستور و ارتش درست حسابی هم نداشت، دستور داد ژنرالهای زبده‌ی شوروی رو از اردوگاههای کار اجباری برگردونن. یه سری کلیساها رو باز کرد دوباره و یک جو میهن پرستی رو در مردم زنده کرد که به داد میهن برسید

هیتلر سپس به لنینگراد و استالینگراد هم حمله کرد که هرکدوم ماجرای مفصلی دارن و تراژدیهایی در اون جنگ‌ها رخ داد که برای هر کدومش ده‌ها جلد کتاب نوشته شده. ولی سربازان و ژنرالهای میهن پرست روسیه، هیتلر رو در استالینگراد متوقف کردن.

هیتلر از سمت غرب همه جا رو گرفته بود و بیشتر نیروهاش رو آورده بود سمت شرق برای گرفتن روسیه. استالین هم زیر توپ و تانک و وحشی گری نیروهای آلمانی بود. ازینرو از چرچیل و آمریکا خواست که کمکش کنن. قرار شد ملاقاتی ترتیب داده بشه که سر مکانش چند جا رو در نظر داشتن

روزولت مریض و ناتوان بود و رو ویلچر می‌نشست. استالین هم از زمان قدرت گرفتنش هیچ جایی نرفته بود و کمتر کسی اون رو دیده بود و از هواپیما بدش میومد. چرچیل ولی به شدت آدم مسافرت بود و به کل دنیا سفر میکرد. اما زیاده خواهیهای آلمان هرسه رو مجبور کرد دور هم جمع بشن.

پس از بررسی چند گزینه، استالین گفت بریم تهران. هم به شوروی نزدیکه و هم اینکه ایران هم متحد متفقین هست. روزولت اول گفت نمیام چون خیلی دوره ولی چرچیل قانعش کرد که بیاد. این چند نفر بالاخره ۲۲ تا ۲۴ نوامبر سال ۱۹۴۳ رسیدن تهران.

اون چند مدت تهران به شدت امنیتی شده ولی در سکوت خبری انجام شد و خیلی‌ها نمیدونستن چه اتفاقی داره می‌افته. هرچند که تیم امنیتی استالین میگفتن آلمان یک سری افراد رو فرستاده برای کشتن این سه نفر ولی هیچوقت ثابت نشد

ملاقات در باغ اتابک در سفارت روسیه صورت گرفت. استالین درخواست کرد که نیروهای متفقین از سمت غرب اروپا یک جبهه جدید باز کنن تا هیتلر نیروهاش رو بکشونه به اون سمت و فشار از روی شوروی کم شه. چون هیتلر هرچی داشت و نداشت رو داشت سر شوروی خالی میکرد و از سمت غرب فشار زیاد نبود

همین توافق در تهران باعث شد که نیروهای متفقین از غرب اروپا به هیتلر حمله کنن که مهمترین‌هاشون عملیات ساحل نورماندی و D-Day بود که نازی‌ها رو تار و مار کردن. از سمت شرق فشار روی شوروی کم شد و سردی آب و هوا هم به کمکش آمد و نیروهای ورماخت نزدیک به مسکو از سرما فلج شدن

این توافق مهم صورت گرفته در تهران که باعث ایجاد جبهه دوم غرب شد، میگن سراغاز افول هیتلر بود و اونجا ورق برگشت. دو سال بعد از این توافق نیروهای ارتش سرخ شوروی تا اتاق خواب هیتلر هم نفوذ کردن و برلین با خاک یکسان شد.

همونطور که گفتم تا اون موقع کمتر کسی استالین رو دیده بود. وقتی تو حیاط سفارت روسیه دیدنش تعجب کردن. دست چپش خشک بود و نمی‌تونست باز و بسته‌ش کنه و پای چپش هم می‌لنگید (در بچگی یک گاری از جایی سرازیر می‌شه و به استالین برخورد میکنه و خیلی اتفاقی زنده می‌مونه).

فیلمی از ورود Big three به تهران.

فیلم باکیفیت‌تری از اون عکس مشهور در حیاط سفارت. اینجا دختر چرچیل هم میاد که با استالین دست بده. اونجا چرچیل میگه خدا سمت نیروهای متفقه. استالین پاسخ میده: شیطان سمت منه :))

Share this Scrolly Tale with your friends.

A Scrolly Tale is a new way to read Twitter threads with a more visually immersive experience.
Discover more beautiful Scrolly Tales like this.

Keep scrolling