#رشتو
خیلی خیلی مهم
وقتی جاسوسان حکومت روم خبر وفات پیامبراسلام(ص) و اختلاف شدید مسلمین بر سر جانشین ایشان را به گوش پادشاه روم رساندند او فرصت را غنیمت شمرد و با توجه هراسی که از فراگیر شدن دین اسلام در برابر مسیحیت داشت دستور داد که همه دانشمندان بزرگ مسیحی را فرابخوانند؛
[1]
«خداوند آسمانها و زمین را از اینکه نابود شوند نگه می دارد و اگر آنها رو به زوال نهند غیر از او هیچ کس نمی تواند آنها را محفوظ بدارد به راستی خداوند حلیم و آمرزنده است»
سوره فاطر، آیه 41.
[86]
جاثلیق گفت:
پس معنی این آیه قرآن که می گوید: «عرش پروردگار تو را در آن روز (قیامت)، هشت (فرشته) حمل می کنند»
سوره الحاقه، آیه 17.
چگونه خواهد بود؟ زیرا برخلاف گفته تو که گفتی: خداوند عرش و آسمانها و زمین را حمل می کند؟! در روز قیامت حمل عرش را به ملائکه نسبت داده است.
[87]
امام علی(ع) فرمود:
ای جاثلیق [سخن مرا کامل گوش نداده ای زیرا من گفتم هم عرش و هم آسمانها و زمین و هم هرآنچه که در آسمانها و زمین است محمول خداوند است پس ملائکه هم محمول خداوند هستند] و بدان که عرش را خداوند از انوار چهارگانه ای آفریده است که به عظمت و نور خدا هرچه در آسمانها
[88]
و زمین است و همه خلایق بهره مند می شوند پس تمام خلایق محمول خداوند هستند و با نور عظمت و قدرت خداوند حمل می شوند خداوند این عنایت را در حق خلایق از روی رحمت خود می کند بدون اینکه برای خداوند این لطف نفع و ضرری داشته باشد.
[89]
بنابراین همه چیز جز خداوند محمول است و خداوند متعال حامل و نگه دارنده آسمانها و زمین است و مسلط بر آسمانها و زمین و هرآنچه در آنها است؛
پس خداوند دلیل همه چیز و نور (وجودی) همه چیز است و بدان که «خداوند از آنچه میگویند بسیار منزه و برتر و متعالی تر است».
سوره اسری،آیه43.
[90]
جاثلیق گفت:
به من بگو خداوند کجاست؟!
حضرت علی(ع) فرمودند:
خداوند متعال اینجا و همه جا حاضر است او در بالا و پایین وجود دارد و بر ما محیط است و با ما هست و خود فرموده است:
«هیچ رازی را سه نفر با هم نمی گویند مگر اینکه خدا چهارمی آنهاست...»
سوره مجادله، آیه 7.
[91]
"کرسی" هم بر آسمانها و زمین احاطه دارد و «نگهداری آنها (برای خداوند) هیچگونه زحمتی ندارد زیرا او دانای بزرگوار و توانای با عظمت است».
سوره بقره،آیه255.
و آن هشت نفری که روز قیامت «عرش» را حمل می کنند علمایی هستند که خداوند از علم خویش بر آنان افاضه کرده است.
[92]
و خداوند آنان را در ملکوت (عالم فرشتگان) خویش آفریده و آن ملکوت جایی است که خداوند آن را به بندگان برگزیده ی خود مثل حضرت ابراهیم خلیل(ع) نمایانده و فرموده است:
«هم چنین ما به ابراهیم، ملکوت و باطن آسمانها و زمین را ارائه دادیم تا به مقام اهل یقین برسد».
سوره انعام، آیه 75.
[93]
بنابراین، حاملان عرش الهی چگونه می توانند آن را حمل کنند در حالی که خود آنها با حیات الهی حیات می یابد؟ و با نور الهی هدایت می یابند؟
جاثلیق با شنیدن این مطالب به یاران خود گفت:
به خدا سوگند این مرد حق است و با عنایت خداوند از زبان مسیح(ع) و پیامبران(ع) و اوصیاء سخن میگوید.
[94]
جاثلیق پرسید: آیا بهشت در دنیاست یا در آخرت؟ و آخرت و دنیا در کجا قرار دارند؟
امام علی(ع) فرمود:
دنیا در آخرت است و آخرت بر دنیا احاطه دارد، دنیا انتقال دهنده است و آخرت جایگاه حیات و ماندن است و همانند وضع کسی که می خوابد و جسم او به خواب می رود ولی روح او نمی خوابد
[95]
بعد از مرگ انسان در این دنیا هم بدن می میرد اما روح نمی میرد؛
خداوند در اینباره فرموده است:
«به راستی، خانه آخرت سراسر حیات (و حرکت) است اگر آنان این رابدانند».
سوره عنکبوت، آیه 64.
[96]
بنابراین، جهان عُقبی و آخرت الان وجود دارد و دنیا نشانی از آن است البته دنیا آخرت نیست بلکه سرای فانی و محل عبور به آخرت است و قطعا آخرت هم دنیا نیست چون سرای حیات ابدی و محل ماندن است و با مرگ روح از جسم جدا میشود و هر یک به جایگاه خود باز میگردد [جسم به دنیا و روح به آخرت]
[97]
هم چنین بهشت و دوزخ هم موجودند... و نشانه و راه برای هرکس که عاقل باشد روشن است و خداوند در اینباره فرموده:
«اگر از عالم آخرت غافل نمی شدید در حقیقت به طور یقین می دانستید و دوزخ را مشاهده می کردید سپس به طور یقین می دیدید از نعمتها شما را سؤال می کنند.»
سوره تکاثر،آیه5-8.
[98]
خداوند در باره کافران هم فرموده است:
«بر چشم(دل) آنها پرده(غفلت) افتاده و از یاد من غافلند و توانایی شنیدن (آیات الهی را) نداشتند».
سوره زمر، آیه 67.
بنابراین، اگر انسان بداند چه وضعی خواهد داشت؟ از ترس... خواهد مرد و کسی نجات خواهد یافت که به فضیلت یقین آراسته باشد.
[99]
جاثلیق پرسید:
معنای این سخن خداوند در قرآن چیست که می فرماید:
«آنان حق عظمت خداوند را نشناختند [عظمت خداوندی که] زمین (روز قیامت) در قبضه قدرت اوست و آسمانها را به قدرت خویش درهم می پیچد و ذات پاک او از آنچه مشرکان می پندارند منزه و متعالی است».
سوره زمر، آیه 67.
[100]
راستی، اگر زمین در قبضه الهی باشد و او آسمانها را در هم پیچد در حالی که بهشت و دوزخ در آنها قرار دارد پس بهشت و دوزخ بعد آن چگونه و در کجا خواهد بود؟
در این هنگام امام علی(ع) درخواست نمودند تا برای او دوات و کاغذی حاضر کنند وقتی آوردند بر کاغذ نوشتند:
بهشت و دوزخ؛
[101]
سپس کاغذ را در هم پیچید و دست عالم مسیحی داد و به او فرمود:
آیا این کاغذ در هم پیچیده نیست؟
دانشمند مسیحی گفت:
همینطوراست.
آن گاه علی(ع) فرمود:
کاغذ را باز کن و ببین نوشته دوزخ و بهشت در آن محو شده است؟
جاثلیق جواب داد:
نه نوشته بهشت و دوزخ در آن به جای مانده است.
[102]
علی(ع) فرمود:
قدرت خداوند متعال هم چنین است و آنگاه که آسمانها را درهم پیچد و زمین را در قبضه قدرت خویش گیرد بهشت و دوزخ نابود نخواهد شد همانطور که نوشته آن بر این کاغذ محو نگردید.
جاثلیق ادامه داد:
این آیه قرآن که می فرماید:
«همه چیز نابود می شود مگر وجه خدا»
قصص،آیه88.
[103]
منظور از وجه خداوند در این آیه چیست؟ وجه خداوند چگونه است به کدام طرف است؟ و برای آن چه دلیلی داریم؟
امام علی(ع) درخواست کردند که:
مقداری هیزم وآتش حاضر کنند وقتی هیزم آماده شد دستور داد آن هیزم را برافروزند آن گاه که آتش شعله ور شد جاثلیق را مخاطب قرار دادند و فرمودند:
[104]
آیا می توانی برای این شعله آتش، وجه و صورتی محدود تعیین کنی؟
جاثلیق گفت:
نه چون از هرطرف به این آتش روی آوریم وجه و صورت آن همان طرف حساب خواهد شد.
علی(ع) فرمود:
وقتی آتشی که مخلوق خدا است و تحت تدبیر الهی می باشد و با وجود نقصان و سرعت زوال، وجه او نامحدود و غیرمعین است
[105]
پس خدایی که این آتش را آفریده و همه آنچه در ملکوت وجود دارد همه در تصرف اوست وجه محدودی ندارد؛ بله هرجا را بنگریم وجه اوست ولی نمی توان برای خداوند وجه معینی توصیف کرد؟ یا به حدی محدود نمود؟ یا با چشم او را مشاهده کرد؟ یا با عقل بر او احاطه نمود؟ یا او را در «وهم» گنجانید؟!
[106]
و در این هنگام امام علی(ع) رو به جاثلیق نمود و این آیه قرآن را قرائت کرد:
«خدای یگانه راهیچ مثل و مانندی نیست، و او بر همه چیز شنوا و بیناست»
سوره شوری، آیه 11.
جاثلیق، با شنیدن این توضیحات امیرالمومنین علی بن ابی طالب(ع) گفت:
درست گفتی ای وصی علیم و حکیم و رفیق و هادی؛
[107]
جاثلیق مسیحی که طبق دین مسیحیت به تثلیث اعتقاد داشت در ادامه گفت:
من شهادت می دهم که غیر از خدای یگانه خدایی نیست محمد(ص) بنده و رسول اوست او مبعوث به حق الهی برای بشارت و انذار است و تو وصی و صدیق وهمراه و کانون سر او، و امین او در میان امت او و ولی مؤمنان بعد از او هستی.
[108]
آری، هر کس تو را دوست بدارد و ولایت تو را بپذیرد هدایت یافته و قلب او نورانی می گردد و اعانت و کفایت و شفاعت تو نصیب او می شود و هرکس از تو روی برگرداند و از راه تو منحرف شود گمراه می گردد و زیان می بیند و قطعا گرفتار پیروی هوای نفس خویش، بدون هدایت خدا و رسول(ص) شده است
[109]
آنگاه جاثلیق، رو به سمت ابوبکر و جمعی که همراه او در آنجا بودند کرد و گفت:
ای مردم! شما به آرزوی خویش [حکومت بر مردم] دست یافته اید اما این برخلاف سنت پیامبرتان است و قطعا به خطا و انحراف رفته اید برگردید و از این مرد اطاعت کنید تا هدایت و رشد یابید.
[110]
چرا در برابر حق، تسلیم نمی شوید چه چیزی شما را به این روزگار انداخته؟
پس از این دلایل و راهنمایی هایی که برای شما صورت گرفت دیگر چه عذر و بهانه ای دارید؟ وصایت سنت الهی است که در امت پیامبران قبل از پیامبر شما هم بوده و تبدیل و تغییر در سخنان و سنتهای خداوند مجاز نمی باشد.
[111]
نکند دلهایتان بخاطر منافع زودگذر دنیا قساوت بگیرد و در شما حسد ظاهر شود و کینه ها بروز کند و برای تصاحب جایگاهی که شایسته آن نیستید به پیامبرتان تهمت و نسبت ناروا بزنید و ادعا کنید او برای بعد از خود، وصی تعیین نکرده و برخلاف پیامبران قبل، امت خود را به حال خود رها نموده!
[112]
سلمان می گوید:
جاثلیق و دانشمندان همراه او مسلمان شدند و شهادت به نبوت پیامبر خاتم(ص) وصایت علی(ع) از او(ص) دادند زیرا دلایل آن را در تورات و انجیل دیده بودند سپس تصمیم گرفتند نزد پادشاه خود برگردند و نزد او آنچه را که دیده و شنیده بودند را بازگو نمایند.
[113]
امام علی(ع) به پیشگاه خداوند چنین عرضه داشتند:
حمد خدایی را که دلایل نبوت محمد(ص) و اوصیای آل او را آشکار ساخت و دین خویش را عزت و نصرت بخشید و پیامبر خود را تصدیق نمود و آیین او را بر همه ادیان پیروز گردانید...
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله.
[114]
آن گاه ابوبکر و جماعت حاضر در مسجد به هم تبریک گفتند چون علی(ع) با دلایل و برهان محکم خویش توانسته بود غبار ذلت و زبونی را از آنان برطرف نماید؛
سپس به علی بن ابی طالب(ع) هم رو آوردند و گفتند:
ای ابوالحسن! خدا به تو جزای خیر دهد که توانستی حق پیامبرمان را ادا کنی.
[115]
آن گاه همه ی آن جمعیت حاضر از مسجد متفرق شدند درحالی که گویا آن مطالب و حقایق را اصلا نشنیده و نفهمیده بودند!!!
سلمان فارسی روایت می کند:
مسیحیان از مسجد بیرون آمدند مردم هم متفرق شدند وقتی مسیحیان می خواستند «مدینه» را ترک بگویند برای خداحافظی به درب خانه علی(ع) رفتند
[116]
علی(ع) هم از خانه بیرون آمد؛
جاثلیق لب به سخن گشود و گفت:
ای وصی محمد(ص) اکنون ما از دوستداران تو و بر دین تو هستیم و از تو اطاعت میکنیم حال هر دستوری داری بر ما امر کن اگر مایلی در اینجا بمانیم و تو را علیه دشمنانت یاری کنیم بمانیم یا نه اگر دستور رفتن به ما می دهی برویم.
[117]
به هرحال، می دانیم تو وصی پیامبری و برای آنچه که پیش آمده بخاطر حفظ امت اسلام صبر و حوصله داری زیرا این شیوه و سنت همه اوصیای پس از پیامبران(ع) است اما آیا درباره آنچه برای امروز امت اسلام پیش آمده پیامبر خاتم(ص) درباره حفظ امت اسلام از تو عهد و پیمانی گرفته؟
[118]
امام علی(ع) فرمود:
آری بخدا سوگند، عهد و پیمانی از رسول خدا(ص) نزد من هست که وضع این قوم و کاری را که انجام داده اند بیان کرده است چگونه ممکن است کار امت برمن پوشیده باشد؟ در حالی که وضع من نسبت به پیامبر خاتم(ص) همانند وضع «هارون» نسبت به موسی و «شمعون» نسبت به عیسی است؟
[119]
آیا شما نمی دانید که درباره «شمعون بن حمون صفا» پسردایی عیسی(ع)، امت عیسی(ع) به اختلاف افتادند و به چهار فرقه تقسیم شدند و این چهار فرقه هم به هفتاد و دو فرقه تقسیم گردیدند که جز یک فرقه بقیه به هلاکت رفتند؟
آیا نمی دانید امت موسی(ع) نیز به هفتاد و یک فرقه تقسیم شدند
[120]
که به غیر از یک فرقه بقیه به هلاکت مبتلا گردیدند؟!
حضرت محمد(ص) هم در عهد و پیمان خویش به من اطلاع دادند که امت او به هفتاد و سه فرقه تقسیم می شوند حتی سیزده فرقه آنان ادعای محبت و مودت ما را می کنند ولی جز یک فرقه، بقیه راه ضلالت و هلاکت را پیش گرفته اند.
[121]
به لطف و هدایت خداوندی راه خود را در پیش دارم و می دانم سرنوشت این قوم به کجا می انجامد اینان مدت زیادی دوام نخواهند آورد خداوند هم در قرآن با زبان پیامبر خویش فرموده است:
«نمی دانم شاید این امتحانی باشد برای شما، و بهره ای تا هنگام مرگ»
سوره انبیاء آیه 111.
[122]
به هرحال من در برابر اینان صبر پیشه ساختم ... این را هم بدانید که اکنون زمان یاری ما با شمشیر از غلاف بیرون کشیدن نیست و هرگز چنین قیام به حقی علیه اینان صورت نمی گیرد زیرا باید خود آگاه شوند و بازگردند و اطاعت مرا بپذیرند زیرا من فریضه ای از جانب خداوند و رسول او هستم
[123]
مثل دیگر فرایضی چون حج،زکات و روزه؛ و هرگز برقراری این احکام و حدود الهی جز به وسیله وصی برحق ِ عالم به دین که به حق هدایت میکند و برای پیروی از بقیه امت شایسته تر است ممکن نیست!
خداوند خطاب به پیامبر(ص) در اینباره میفرماید:
«به آنان بگو خداوند به حق هدایت میکند آیا کسی که
[124]
به حق هدایت می کند برای پیروی شایسته تر است؟ یا کسی که خود نیز هدایت پذیر نیست؟ و این چه حکمی است که می کنید؟»
سوره یونس،آیه35.
آنگاه امام علی(ع) رو به جاثلیق و همراهانش کردند و فرمودند:
خداوند شما را مورد رحمت خویش قرار دهد... شما تکلیف دارید به دستگیره و ریسمان محکم الهی
[125]
و حزب خداوند و رسول خاتم(ص) باشید و به این عهد و پیمان (دین اسلام) که رسول خدا(ص) بر عهده شما گذاشته وفادار بمانید.
بنابراین وقتی شما به میان ملت و مملکت خویش بازگشتید مانند «اصحاب کهف» مخفیانه و با ملاحظه رفتار نمایید و از اینکه وضع خود را برای زن و فرزند و دوست غمخوار
[126]
و قوم و خویش خود بیان نمایید پرهیز کنید زیرا این (دستور) دین خداست که اولیای خدا مکلف هستند تقیه و مخفی کاری را رعایت کنند چون اگر وضع خود را افشا کنید شما را به قتل می رسانند.
اما اگر با پادشاه ملاقات کردید و فرصت مناسب بود چنانچه در او زمینه پذیرش اسلام را مشاهده کردید
[127]
مقداری از مطالب را در اختیار او بگذارید زیرا این دین پیامبر خاتم(ص) حصاری دارد که داخل آن نمی شود کسی مگر این که خداوند در او تعهدی ببیند و قلب او را به نور هدایت نورانی یاری کرده باشد.
بنابراین، شما به شهرهای خود باز گردید بر عهد و پیمان خویش استوار باشید.
[128]
منابع:
لوئی ماسینینون فرانسوی، کتاب سلمان پاک، ترجمه شده توسط دکتر علی شریعتی، صفحه 70- 168
شیخ الطایفه طوسی، کتاب الفهرست، صفحه 80
محمد بن علی بن شهرآشوب، کتاب معالم العلماء، صفحه 57
سید حسن صدر، کتاب الشیعه و فنون الاسلام، صفحه 67
محمد مقدس اصفهانی، کتاب الاوائل، صفحه563
[129]
دیگر منابع:
شیخ صدوق، کتاب التوحید، صفحه 286و316
حسن بن محمد دیلمی، کتاب ارشاد القلوب، جلد2، صفحات 299-315
علامه مجلسی، کتاب بحارالانوار جلد10،صفحه52-62 و در جلد30،صفحه53-82
محدث نوری، کتاب نفس الرحمن فی فضائل سلمان، صفحه 489-511
علامه امینی، کتاب الغدیر، جلد7، صفحه178-179
[130]
Share this Scrolly Tale with your friends.
A Scrolly Tale is a new way to read Twitter threads with a more visually immersive experience.
Discover more beautiful Scrolly Tales like this.
