قطعه 91 آخرین قطعه بهشت زهرا بود که برای تحقیق درمورد مخالفان، منتقدان و زندانیان اعدامشده در سال 1360 در نظر گرفتیم.
توصیه:
در امور تحقیقی که نیازمند حضور و بررسی میدانی هستند، هرگز گول کوچک بودن تکهای از کل یک قطعه را نخورید. ممکن است پشیمان شوید.
اکثر دفن شدگان در این قطعه، متوفی سال 1361 هستند. درواقع مقامات وقت بهشت زهرا تمام متوفیان ماههای انتهایی سال 60 را در این قطعه دفن کردهاند و با اتمام آنها دفن متوفیان سال 1361 شروع شده است.
قطعه کوچکی نیست و باتوجه ترتیب دفن متوفیان 1360، 1361 و 1367 قطعه شلوغی محسوب میشود.
بین قطعات 34 و 94، به قطعه 91 میرسید. سمت راستش کارگاه بلوکسازی "طبیعت سبز پردیس" (پیمانکار بهشت زهرا) را میبینید که هفتههاست مشغول گودبرداری قسمت بزرگی از زمینش هستند. با این گود عمیق، احتمالا پای چیزی بیش از اضافه کردن تعداد زیادی قبر در کار است؛ حداکثر عمق هر قبر 2 متر.
فضای روبهروی این قطعه، بهصورت 65-35 بین قطعات 94 و 93 تقسیم شده است. قطعه 94 هم مدفن فوتیها و اعدامیان سال 1361 است و هم پذیرای تعداد زیادی از اعدامشدگان سال 1367. قطعه 93 نیز با تخریب دهشتناک و تاریخیاش، سوژه گزارش مستقلی است که تهیه کردهایم و منتظر زمان مناسبی جهت انتشار
آن هستیم. در 93 اعدامیان نامداری دفن شدهاند؛ ناخدا بهرام افضلی (فرمانده وقت نیروی دریایی ارتش)، حبیب خبیری (فوتبالیست تیم هما و تیم ملی)، سرهنگ هوشنگ عطاریان (فرمانده قرارگاه منطقه غرب نیروی زمینی ارتش)، سرگرد ستاد حسن آذرفر و... نوشتن درمورد این قطعه بماند برای زمانی بهتر.
در فصل سرد وارد قطعه 91 شدیم. به دلیل کمدرخت بودن محل تحقیق، ریختن برگ ِهمان اندک درختان بر اثر سرما و خالی بودن سمت راست قطعه، برای عکسبرداری از سنگها از پوشش محافظتی مناسب برخوردار نبودیم و عکسبرداری به دلیل رعایت نکات لازم، به کندی پیش میرفت. این موارد باعث شد تحقیق در
تکهای کوچک از قطعه 91 با کمترین تعداد قبر از اعدامیان سال 1360 (51 اعدامی) 2 هفته وقت ببرد. به این موارد "آخرین" بودن این قطعه بین دیگر قطعات را نیز اضافه کنید تا عجله، کمحوصلگی و عصبی شدن همکاران ما را در طول این دو هفته بهتر درک کنید.
توصیه ما در اولین توییت یادتان مانده؟
دفن اعدامیان سال 1360 در این قطعه تقریبا شبیه قطعه 85 است؛ نه به آن شدت منظم اما تا حد زیادی شبیه. ضمن اینکه به تعداد زیادی از دفنشدگان تقریبا همسن و سال و پشت سر هم که مشکوک به اعدام در سال 1361 بودند نیز برخورد کردیم.
این مسئله، باوجود عجله برای اتمام کار، وادارمان کرد مقداری وقت اضافه هم برای عکسبرداری رندوم از این قبور اختصاص بدهیم که در پایان، بدون اینکه تاکیدی بر عکسبرداری از کل قبور مشکوک به اعدام داشته باشیم، از تعداد بالای آنها شوکه شده بودیم.
تیرماه، مرداد، شهریور به همراه هفته دوم مهر 1361 روزهای عجیبی بودند. ظاهراً در برخی روزهای این چند ماه، عزرائیل نظر خاصی به برخی از جوانترها داشت؛ مخصوصا 4 شهریور 1361.
سال 1361 موضوع تحقیق ما نبود و اسنادش را بررسی نکردهایم.
به تاریخ دفن متوفیان (اعدامیان احتمالی) دقت کنید:
فهیمه صدیقی (4 شهریور) 19 ساله
ناهید ایزدخواه کرمانی (4 شهریور) 26 ساله
مریم مزینانی (4 شهریور) 23 ساله
نیره استوار (4 شهریور) 20 ساله
فاطمه خطیبی (4 شهریور) 18 ساله
زهره شاهمرادی (4 شهریور) 20 ساله
صدیقه معظمی (4 شهریور) 19 ساله
بهروز قرینه (9 خرداد) 22 ساله
احسان حسنزاده سیاهگورانی (4 شهریور) 41 ساله
محمدرضا ملکی 24 ساله
محمد سلمانی (3 مرداد) 17 ساله
سیدهفاطمه (ژاله) معزی، 28 ساله، 8 مهر. همان روزی که معصومه قجرعضدانلو، شهلا حریریمطلق، نادیا کاویانی و 5 زن/دختر اعدامی دیگر نیز دفن شدند.
در قسمت بالای این قطعه، روبهروی 94، نشانههای تخریب یک ساختمان (شاید سرویس بهداشتی) را دیدیم که تقریبا 40x40 متر بود. بعد از آن در اطراف دو ضلع داخلیاش نیز تعدادی نوزاد در فضایی به عرض تقریبی 25-20 متر دفن کرده بودند.
با گذر به سمت چپ قطعه و با اتمام قبور نوزادها که دفنشان شلخته و عجلهای هم بوده به محل دفن سه نفر از اعدامیان سال 1367 میرسیدیم که قمر ازکیا، زهرا شبزندهدار و مصطفی داودی بودند.
پایین قطعه و شروع آن هم به همین صورت بود. ردیف یک و شماره 22 محمد وزیریان ثانی دفن شده که
اعدامی 1367 است.
به شمارههای بالاتر که میرفتیم، باید یکی دو قبر از شهناز آقانور (اعدامی 1367) رد میشدیم تا به سعید موسوی (اعدامی 1360) برسیم.
این قطعه، بههمریختگی و مورد عجیب کم ندارد.
یکی از عجیبترین موارد، دفن ناصر نوروزی (اعدامی 1367) است که باتوجه به الگوی مستخرج از دفن اعدامیان این سال، اصلا نباید در این نقطه از قطعه به خاک سپرده میشد اما شده.
درمورد روش دفن اعدامیان سال 1367 بعدها بیشتر مینویسیم تا کنجکاوان، آنها را با کمترین دردسر پیدا کنند.
اگر قطعه را از ردیف اول و شماره اول به سمت بالا (یعنی از طرف 34 به طرف 94) میروید، مراقب تغییر سطح از اواسط باشید. تقریبا تمام فضای مربوط به چهارراه و پیادهرو وسط این قطعه (بهجز قسمت نوزادان) را فروختهاند و راهی ندارید جز اینکه از روی سنگها بپرید، یا روی آنها راه بروید.
توصیه ما برای پیچ نخوردن مچ پای شما، استفاده از خیابان کنار قطعه 91 است.
اعدامیان سال 1360 در ردیف 32 و کنج مستطیلمانندی از سمت راست قطعه 91 تمام میشوند و اگر به سمت مخالف، یعنی قطعه 92 بروید، جز 5 اعدامی سال 1367 (و البته تعداد زیادی از قبرهای مشکوک
به اعدام ِ سال 1361) در پایین و 2 اعدامی سال 1367 در بالا، چیز دیگری مرتبط با سال 1360 نخواهید دید.
بیش از 80 درصد این قطعه مختص متوفیان سال 1361 است و بقیه اختصاص به فضای ساختمان تخریب شده، نوزادان و متوفیان سال 1360 دارد.
اگر به سنگهای این قطعه اعتماد کنیم با 15 اعدام در روز 7 اسفند و دفن 2 اعدامی در روز 8 اسفند، یعنی عبدالرضا (مسعود) شایسته و مصطفی دانشپور مقدم، پرونده اعدامهای سال 1360 بسته میشود.
باتوجه به افت شدید اعلام احکام دادگاههای انقلاب و انتشار اسامی اعدامشدگان در نیمه دوم سال 1360، آیا میتوان دل به این سنگها خوش کرد و امیدوار بود طی سه هفته آخر این سال، هیچکسی به خاطر خبر اعدام فرزند، پدر، برادر، مادر یا خواهرش داغدار نشده باشد؟
این سوال را به صورت جداگانه از تمام همکاران پرسیدیم... هیچکدام امیدوار نبودند!
Share this Scrolly Tale with your friends.
A Scrolly Tale is a new way to read Twitter threads with a more visually immersive experience.
Discover more beautiful Scrolly Tales like this.
