دیروز در شهر سبزوار یک آتش سوزی بزرگ اتفاق میفته که باعث میشه زیباترین لحظات ((انسان ایرانی بودن)) به تصویر در بیاد.آتش سوزی بخاطر نمای کامپوزیت یک ساختمون چند طبقه بوده که خیلی سریع سرایت میکنه و مردم داخل ساختمون گیر میفتن.جرثقیلها در بخش دیگه ای از شهر
در حال کار بودن که خبر میاد آتش نشانی لوازم کامل برای نجات مردم نداره.جرثقیلهای جک زده و درحال کار پروژه رو باز میکنن و کل ناوگان بسمت ساختمان سیمان حرکت میکنن. زیر آتش ، چندین جرثقیل دور ساختمون جک میزنن.باگتهای حمل مصالح رو به دکل های جرثقیل میندن و
و مردمی که در پشت بام گیر افتادن رو یکی یکی سوار باگتها میکنن و پایین میارن.هر کدوم از این ماشینها چندین ده میلیارد تومن قیمت دارن و متعلق به شخص هستن نه دولت . در واقع آدمها سر مهمترین سرمایه زندگیشون زیر آتش ریسک کردن .یا خانوم پرستاری
که در اون حوالی بوده و به کمک مردم میره . در حال احیای یک کودک بوده که تکه ای از آتش کامپوزیت میفته روی ماشین شخصیش.در حالیکه میبینه در چند قدمی ماشینش آتیش گرفته باز به کارش ادامه میده.ماشین کاملا میسوزه ولی کودک زنده میمونه و برمیگرده ،چندین
چندین و چندتا از مصدومان رو درمان سرپایی میکنه،برای مصدومان اورژانس گزارش نویسی میکنه تا آمبولانسها کمتر معطل بشن _ آتش سوزی بدون فوتی با مصدومیت حدودا ۵۹ نفر بالاخره مهار میشه ولی در خبرها نه اسمی از جرثقیلهاست نه ماشین خانوم پرستار اهمیتی داره.همه نهادهای
حکومتی در حال تشکر از همدیگه هستن و کم و بیش شکایت از نبود امکانات.من وقتی خبر رو در اکسپلور اینستا دیدم و به صفحه رسانه محلی رسیدم حس کردم باید از صاحبان جرثقیلها،اوپراتورهاش،خانوم پرستار و بعنوان یک ایرانی خارج از کشور ازشون تشکر کنم .
سپاس خانوم
پرستار،سپاس از همه کارگرها و صاحبین جرثقیلها.شما قهرمانهایی هستید که ایرانیها همه جای دنیا به وجود شما افتخار میکنن.((انسان ایرانی بودن)) تون مستدام.
این آقا پمپ بتن داره .با پمپش میاد زیر آتش و در نبود امکانات آتشنشانی ،آب رو پمپ میکنه .
مردی که کاسبیش رو رها کرده تا خیابون رو برای رسیدن ماشینهای امدادی خلوت کنه .
((اگر جرثقیلها نمیومدن ،زن و بچه ما اینجا میموندن ))
صاحب ماشین معلوم نیست کجاست،شاید تو ساختمون گیر افتاده.مردی در قبال اموال شخص دیگه احساس مسئولیت میکنه.خودش رو بخطر میندازه تا ماشین کسیکه نمیشناسه رو حفظ کنه.((انسان ایرانی بودن))
جرثقیلها نرفتن.صبر کردن تا آتش نشانها تمام طبقات رو چک کنن،مبادا کسی جا مونده باشه.
مالکین مجموعه استخری که در نزدیکی محل بوده ، آب استخرهاشون رو به میکسرهای بتن پمپ میکنن و میکسرها ،آب رو میبرن به محل آتش سوزی تا توسط دستگاه پمپ بتن، به طبقات بالایی برسه.
آموزشگاه ماساژوری در سبزوار ،استادانش رو برای آتش نشانها میفرسته.
صدای فیلمبردار؛((بالای ۴۰ یا ۵۰ دقیقه گذشته هنوز به مردمی که اینجا هستن(پشت بام) هبچ کمکی نشده)) .
فقط تصور کنید اگر جرثقیلها،پمپ بتن،مردم عادی،استخر و...نبودن چه فاجعه ای اتفاق میفتاد.نهایت بی کفایتی که یک شهر حتی تجهیزات آتش نشانی نداره.یک شهر بدون تجهیزات
آتش مهار شد و سوال همیشگی مردم ایران بعداز هر حادثه ، تا حادثه بعدی. چرا ساختمان بدون پله فرار مجوز ساخت گرفته،چرا آتش نشانی تجهیزات نداره،چرا سیستم اعلام و اطفا نداشته، چرا،چرا...چرا شما اینقدر بی کفایت هستید؟مردم ایران به چه گناهی گرفتار شما هستن؟
Share this Scrolly Tale with your friends.
A Scrolly Tale is a new way to read Twitter threads with a more visually immersive experience.
Discover more beautiful Scrolly Tales like this.
