قسمت دردناک متنش نیز که نشاندهندهٔ وحشت شدیدش از احتمال عملی شدن اعتراض در محیط امنش است،ابراز ناراحتی این مفسد خناس از «بیعدالتی»ست.
پیشنهادم آنقدر او را ترسانده که از طریق رابطه،متنم را در اینستاگرام پاک کرده و ناچار شده یک متن وقیحانه و مملو از دروغ هم بنویسد.
اینجاست که میتوان خلاء یک اپوزیسیون واقعی را بجای امثال قمیکلایی و فلشگلد و ...حس کرد؛
مدعیان مبارزه در آمریکای شمالی، یا نانخور غیر مستقیم سیستم هستند(از قِبَل همین آلآقاها) یا مشتی «لبودهن» بیبخار که حداکثر کاری که میتوانند بکنند زدن انفعالی هشتگهاییست که توسط نانخورهای آلآقا ترند میشوند.











