Farid Profile picture
5 Oct, 21 tweets, 5 min read
در دهه ۳۰ میلادی و در دوره وحشت استالینی که به اسم Greate purge معروف شده، سربازان استالین در یک دهکده دو برادر رو کنار هم به زانو در میارن. به یکیشون شلیک می‌کنن و می‌کشنش، ولی برادرش زنده می‌مونه. چند روز بعد دست زنش و دو تا بچه‌ش رو میگیره و فرار می‌کنه به سیبری.
مناطقی در سیبری و نزدیک به مرز مغولستان وجود داره که هوا به شدت سرده. در سال شاید یکی دو ماه هوا کمی خوب باشه ولی جنگل‌هایی درش وجود داره که به شدت ترسناک هستن. پر از حیوانات درنده و سرمایی که سنگ رو می‌شکافه. رودخونه‌هایی که از بلندی پرتاب میشن تو دره.
درخت‌هایی که به جای برگ انگار یخ تولید می‌کنن. باتلاق‌های یخی و درخت‌های کاج و توسی که پای اونها پر از گرگ و خرس هست. مناطقی که در دوره شوروی خالی از سکنه اعلام شده بود و اصولا کسی نمیتونست به اونجا بره.
چهل سال پس از اینکه کارپ لیکوف دست زن و بچه‌ش رو میگیره و میره سیبری، گروهی زمین شناس با هلکوپتر اون نواحی پرواز میکنن و دنبال معدن میگردن. اون مناطق پر از معدن‌های مختلف هست و بخصوص نفت زیادی پیدا میشه. هنگام جستجو چشمشون به یه چیز عجیب غریبی می افته تو دل جنگل
چیزی شبیه به خونه‌ای که با تنه‌ی درخت و برگ و اینا درست شده. از اونجایی که هلکوپتر نمیتونه بشینه، چندین کیلومتر اونورتر فرود میان و سه چهار نفر زمین شناس کنجکاو برمیگردن ببینن اونی که دیدن چی بود. آیا یه سری آدم بودن که اونجا زندگی میکردن؟ تو دل این جنگل؟
این گروه چهار نفره با تجهیز کردن خودشون به تپانچه و یه سری ابزار دیگه میزنن به دل جنگل و نزدیک میشن به اون کلبه که بالا دیدنش. رسیدن به کلبه‌ای که سرما و بارون سیاهش کرده بود. دم در کلبه، پیرمردی رو داخل دیدن که انگار از درون قصه‌های داستایوفسکی بیرون میومد. ژولیده با ریش بلند
کفش به پا نداشت، لباسش از گونی بود ولی خیلی آروم بود. نزدیک شدن سلام کردن. پیرمرد اول جواب نداد. پس از چند دقیقه بالاخره گفت: حالا که تا اینجا اومدین، بفرمایین تو. یک خونه قرون وسطایی که به شدت کثیف بود و از چیزای دم دستی ساخته شده بود.
کمی به پیرمرد نزدیک‌تر شدن، دیدن که دو زن از پشت پیرمرد هم اومدن تو روشنایی و زیر لب می‌گفتن این بخاطر گناهان ماست. و هی این جمله رو تکرار میکردن. زمین شناسا ترسیدن و رفتن بیرون. از محل دور شدن. دوباره نزدیک شدن و کنجکاو بودن که اینا چی هستن.
به پیرمرد دوباره نزدیک شدن. یه تیکه نون بهش تعارف کردن. گفتن میدونی نون چیه؟ پیرمرد گفت آره میدونم ولی بچه‌هام نون ندیدن تا حالا فقط از من شنیدن که چیزی به اسم نون وجود داره. دخترا خوب بلد نبودن حرف بزنن، تو عمرشون آدمیزاد ندیده بودن.
زمین شناسای کنجکاو نخواستن اذیتشون کنن و عقب کشیدن. در چند ماه آتی چند بار دیگه میان به اینا سر میزنن. کم کم راز این خانواده رو فهمیدن. یک خانواده ارتدوکس مسیحی بودن که نه از تزار دل خوشی داشتن و نه از بلشویک‌ها (حزبی که لنین رهبرش بود).
وقتی بلشویک‌های آتئیست سر کار اومدن زندگی برای اینا سخت شد. هم زمیناشون رو ازشون گرفتن هم دیگه اجازه دعا و نیایش نداشتن. پس از حادثه‌ی کشتن برادرش، لیکوف همه رو جمع میکنه میان تو این جنگل. به مدت چهل سال. حتی خبر نداشتن جنگ جهانی دوم کی شروع شده و کی تموم شده
چهل سال پیش وقتی وارد جنگل میشن، لیکوف و زنش دو بچه دیگه هم به دنیا میارن. هیچکدوم از بچه‌هاش هیچ آدمیزادی رو در زندگیشون ندیده بودن. پدرش براشون تعریف میکرد که شهر جایی که آدما زیادن، خونه وجود داره، حتی کشورهای دیگه‌ای هم غیر از روسیه وجود داره
این خانواده چهل سال رو در مرز قحطی زندگی کرده بودن! کشاورزی‌ای وجود نداشت، یا برگ درختا رو میخوردن یا در سرمای منفی ۴۰ درجه گوزن شکار میکردن. بعضی وقتا برای یکی دو فصل اصلا گوشت هم نبود بخورن. یا قارچ پیدا میکردن یا ریشه‌ی درختا رو میخوردن
یکسال بخاطر سرمای سخت زنش از گرسنگی میمیره. بطور معجزه آسایی یک دونه نخود پیدا میکنن که جوونه زده. این رو چال میکنن و ازش مراقبت می‌کنن ماهها که رشد کنه. اون نخود یه شاخه میشه با ۱۸ نخود به عمل اومده. همین رو سعی میکنن نگه دارن برای سالهای بعد
زندگیشون اینطور بود و چهل سال رو با همین چیزها سر کرده بودن اونهم در سردترین نقطه کره زمین. پدرشون پیر شده بود تقریبا ۸۰ سال داشت. این زمین شناسا از دنیای جدید براشون گفتن. از هواپیما مثلا، که پیرمرده گفته بود آها پس اون ستاره‌هایی که شبها در حرکتن بهشون میگن هواپیما
مثلا یه تیکه نایلون دیدن که تعجب کردن. چطور یه شیشه رو میشه تا کرد؟ چهل سال از تمدن دور بودن و بچه‌هاش اصلا نمیدونستن دنیا چه شکلیه. اما هیچی از این زمین شناسا قبول نکردن و پدرشون گفت فقط یه کمی نمک به ما بدین، چهل ساله آرزوی یه ذره نمک رو دارم
اما غم‌انگیزترین ماجرای این داستان اینه که پس از ارتباط مجدد با دنیای خارج، یکی یکی پشت سر هم مردن. اونم در یکی دو ماه. دانشمندا گفتن شاید بخاطر ارتباط با زمین شناسا بوده و چون بدنشون در مقابل بیماریهای دنیای خارج مصون نبوده این بلا سرشون اومده
مشخص شد دو تا دخترش بخاطر رژیم عجیب و غریب غذایی، از نارسایی کلیه مردن. پسرش ذات الریه گرفت که بخاطر ایمن نبودن بدنش در مقابل غریبه‌ها بود. سه تا از بچه‌ها پشت سر هم مردن. زمین شناسا گفتن بیاین با هلکوپتر ببریمتون دکتر، قبول نکردن و پیرمرد گفت سرنوشت ما همینه، هرچی خدا بخواد
پیرمرد و یکی از بچه‌هاش می‌مونن و میرن سراغ کلبه‌ش که بازسازیش کنن و هیچوقت از اون کوهها نمیان پایین. بالاخره کارپ لیکوف در فوریه سال ۱۹۸۸ تو خواب میمیره. تنها دختر اون خانواده که باقی میمونه اون رو همون حوالی دفن میکنه کنار بقیه خواهر برادرا و مادرش
زمین شناسا هم به مرور بیخال ماجرا میشن و دیگه سرنوشت اون دختر هم معلوم نمیشه اما میگن تا پونزده سال بعد از مرگ کل خانواده‌ش اون بالا زنده مونده تنهایی. به قول علی بندری: ای بدبخت بشر.

• • •

Missing some Tweet in this thread? You can try to force a refresh
 

Keep Current with Farid

Farid Profile picture

Stay in touch and get notified when new unrolls are available from this author!

Read all threads

This Thread may be Removed Anytime!

PDF

Twitter may remove this content at anytime! Save it as PDF for later use!

Try unrolling a thread yourself!

how to unroll video
  1. Follow @ThreadReaderApp to mention us!

  2. From a Twitter thread mention us with a keyword "unroll"
@threadreaderapp unroll

Practice here first or read more on our help page!

More from @Friedrish

3 Oct
من متاسفم که مسائل کاری رو میارم اینجا اما پرونده #افیلیت #دیجی‌کالا هنوز برای ما باز هست و در کنار مسائلی که قبل توییت کردم، ما هنوز دریافتی تیرماه، یعنی ۳ ماه پیش، رو دریافت نکردیم. سایت‌های تولید محتوایی خوابیدن، دو سال زحمت تولید محتوا و کار شبانه روزی ما معلق مونده.
دیجی کالا طبق قانونی که وضع کرده اعلام داشته که پرداختی پس تایید، نهایتا تا ۴۰ روز تسویه میشه. این مهم در اطلاعیه‌ای که دیروز دیجی کالا منتشر کرد هم روش تاکید شده.
bit.ly/33qOaa7
@Digikalacom
لازم به ذکره که سایتها از کلیه جوانب تایید شده، موارد دریافتی تایید شده و بیش از دو ماه از این قضایا میگذره. این موارد مورد تایید ده سایت برتر محتوایی ایران هست و مجموعه ما در این بین با بیش از ۱۰ نفر پرسنل یکی از شرکت‌هایی است که از این مسئله ضربه خورده.
Read 12 tweets
1 Oct
سال ۲۰۰۶ پلیس‌ها رسیدن دم بانک Banco Río در بوینس آیرس آرژانتین و خوشحال شدن که دزدا هنوز داخل بانک هستن و نتونستن فرار کنن. این بانک دو در خروجی داشت و پس از گذشت نیم ساعت پلیس‌ها این دو رو محاصره کردن و خیابون‌ها رو بستن.
پلیس‌ها مقداری منتظر موندن و هنوز در حال چه کنیم چه نکنیم بودن که دیدن درب بانک باز شد و دزدای مسلح، نگهبان بانک رو انداختن بیرون. ۱۰ دقیقه بعد دزدا یک جوون دیگری رو که میگفتن خیلی ترسیده رو اجازه دادن بره بیرون. چند دقیقه بعد اینبار یک خانومی رو آوردن و از در بانک انداختن بیرون
پلیس‌ها فهمیدن دزدا ۵ نفرن و ۲۳ تا گروگان دارن. حدود صد تن پلیس زبده وارد صحنه شدن و بالاخره پس از مدتی یه راه ارتباطی برقرار کردن با فردی به اسم والتر که مسئول مذاکره با پلیس‌ها شده بود. والتر اول گفت پیتزا بیارین برای گروگانها اینا گشنه‌شونه
Read 33 tweets
28 Sep
اگر از جلوی سفارت روسیه کنار پل حافظ رد شدید بدونید که سرنوشت جنگ جهانی دوم و سقوط هیتلر در اون حیاط رقم خورد. وقتی که استالین، چرچیل و روزولت به درخواست استالین اونجا جمع شدن که به میتینگ Big three معروف شد. Image
قضیه از این قرار بود که هیتلر با عملیات‌های برق‌آسا که با عنوان blitzkrieg معروف شد، کل اروپا رو گرفت و همه رو غافلگیر کرد. حملات منظم و دقیق ورماخت (نیروی زمینی) و لوفت وافه (نیروی هوایی) کل اروپا رو به زانو در آورده بود.
عملیات اشغال اروپا بقدری سریع صورت گرفت که هنوز نیروهای متفقین نمی‌دونستن باید چه برنامه‌ای برای ضد حمله داشته باشن. آمریکا که میگفت من بی طرفم (تا اینکه حمله پرل هاربر انجام شد) و فرانسه که اشغال شد. انگلیس هم هنوز سردرگم بود. Image
Read 18 tweets
26 Sep
سال ۲۰۱۹، یعنی همین پارسال، یکی از جذاب‌ترین فرارهای قرن ۲۱ توسط یک تیم زبده‌ی نظامی صورت گرفت که طی اون عملیات کارلوس غصن افسانه‌ای رو از ژاپن به لبنان فراری دادن. فراری که کل رسانه‌های دنیا تیتر اولشون شد. اما کارلوس غصن کیه و چرا تو ایران کمتر شناخته شده‌ست؟
نوامبر سال ۲۰۱۸ کارلوس غصن ۶۴ ساله بلیت هواپیمایی به مقصد توکیو رو گرفت تا به مهمونی دخترش برسه. واتساپ رو باز کرد و نوشت: On my way to Tokyo! love you guys. و سوار هواپیما شد تا به شام ساعت ۷:۳۰ برسه و دخترش رو ببینه.
کارلوس سوار هواپیما شد ولی به اون شام نرسید چون به محض رسیدن به خاک ژاپن در فرودگاه به اتهامات مالی بازداشت شد. پس از دستگیری، چند نفر به خانه‌اش در توکیو که دخترش هم اونجا بود یورش بردن و کل مدارک و اسنادش رو ضبط کردند. به دخترش گفتن فعلا با هیچکس صحبت نکن.
Read 35 tweets
24 Sep
ماجرای به قدرت رسیدن استالین خیلی جالبه. استالین روسی نبود بلکه اهل گرجستان بود. روسی رو با لهجه حرف میزد. آدم ناطقی نبود و بلد نبود نطق کنه. این وقتی بیشتر به چشم میاد که کنار تئوریسین‌های غولی مثل لنین، بوخارین، تروتسکی قرار می‌گرفت. همیشه در جلسه‌های حزب در دوره لنین
عقب می‌نشست. آدم به شدت عملگرایی بود ولی از نظر تئوری ضعیف و برای همینم بود که سالها بوخارین رو کنار خودش نگه داشت و بطور غیر مستقیم ازش یاد میگرفت. در دوره رهبری لنین چندین بار شبانه جان لنین رو نجات داد. در دوره تزار چندین بار تبعید شد و هر بار از تبعید فرار کرد.
بخاطر همین ضعف در صحبت کردن، هم از نظر لهجه و هم از نظر کم بودن سوادش کنار این غول‌ها، از کل پولیت‌برو (افرادی که سردمدار حزب بودن) یه کینه‌ای به دل داشت ولی آدم صبوری بود. وقتی حزب لنین بطور تقریبا اتفاقی قدرت رو در دست گرفت، همه آدمهای اطراف لنین یک پست حکومتی گرفتن.
Read 20 tweets
19 Sep
در این #رشتو میخوام مروری کنم بر سایت‌های تولید کننده‌ی محتوا که بخش بزرگی از درامدشون از طریق #افیلیت مارکتینگ محقق میشه و هویت مستقل و حرفه‌ای دارند و آمازون یا دیگر مرچنت‌ها به خودشون اجازه نمیدن که دخل و تصرفی در کارشون انجام بدن.
سایت وایر کاتر یکی از حرفه‌ای های حوزه نقد و بررسی محصول است. این سایت میاد محصولات رو میخره و دل و روده‌ش رو در میارن و بهترین‌ها رو معرفی می‌کنن. وایرکاتر رو نیویورک تایمز چند سال پیش خریداری کرد و یکی از بهترین‌های حوزه نقد و بررسی محصول است.
نیویورک تایمز اومد یک مجله‌ی دیگری هم به اسم استراتژیست راه‌اندازی کرد که در اون کالاهای مصرفی روزانه رو بیشتر معرفی می‌کنه و کمی زردتر است محتواش. بسیار سایت جذابیه و هر روز محصولات جذاب، کاربردی و مقرون به صرفه رو معرفی می‌کنه.

Read 20 tweets

Did Thread Reader help you today?

Support us! We are indie developers!


This site is made by just two indie developers on a laptop doing marketing, support and development! Read more about the story.

Become a Premium Member ($3/month or $30/year) and get exclusive features!

Become Premium

Too expensive? Make a small donation by buying us coffee ($5) or help with server cost ($10)

Donate via Paypal Become our Patreon

Thank you for your support!

Follow Us on Twitter!