Farid Profile picture
17 Oct, 32 tweets, 7 min read
خالد بن سعود بین سرمایه گذارانی که تو یک اتاق نشسته بودن همیشه صداش میومد که با بیل گیتس صحبت میکرد، یا با اوباما یا با بیل کلینتون. یا داد میزد سر منشی‌ش که آقا من نمیخوام برم پیش ترامپ. دعوتنامه‌های ترامپ رو محترمانه رد کن. نمیرم اونجا.
این شاهزاده خالد بن سعود رولز رویس داشت، ساعت رولکس به دست، بعضی وقتا هم با فراری میومد. پسر شاه عربستان بود و قصد داشت ۳۰ درصد هتلی در میامی رو به ۴۴۰ میلیون دلار بخره. کلی سرمایه گذار دور خودش جمع کرده بود برای فروش سهام اولیه‌ی آرامکو؛ بزرگترین شرکت نفتی دنیا.
ساک دستی‌ش از برند لوی ویتون بود، توی بعضی جلسات الماس ۹ قیراطی رو از ساکش در میاورد و به حضار نشون میداد. بعضی وقتا میگفت با پدرم با فیس تایم حرف میزنم و اجازه میداد بقیه صداش رو بشنون. صفحه لینکدینش رو که میدیدی زده بود ارشد اقتصاد از هاروارد.
در منطقه‌ای در میامی به اسم fisher island زندگی میکرد، اما بیشتر عمرش رو در قایق‌های سوپر لوسکش یا جت‌های سریع السیرش سپری میکرد. تو صفحه اینستاش عکس‌های شاهزاده الولید بن طلال رو میدیدی که از سهامداران عمده‌ی خیلی از شرکت‌های آمریکاییه.
تا اینکه طی یکی از سفرهاش، در فرودگاه JFK، چند تا مامور میان میزنن رو شونه‌ش که شاهزاده خالد بن سعود؟ اونم میگه بله. جواب میدن شما به جرم جعل مدارک هویتی، نقش بازی کردن در هویت یک فرد حقیقی از یک خانواده‌ی سلطنتی، دزدی و کلاهبرداری و ... بازداشت هستید.
شاهزده خالد کسی نبود جز Anthony Enrique Gignac اهل کلمبیا که طی چند دهه‌ی اخیر بارها بخاطر سو استفاده از هویت افراد پولدار عربی بازداشت شده بود. یک بازیگر حرفه‌ای در نقش‌های متعدد که ادای آدمای پولدار رو در میاورد و همه رو تلکه کرده بود. بازپرس میگفت این به قدری در نقشش فرو رفته
که حتی خودشم باورش شده پسر شاه عربستانه. پیش میومد تو هتل یا کازینوها خیلی مسلط و حرفه‌ای داد میزد تو میدونی من پسر کی‌ام؟ خانواده من رو میشناسی؟ یک جاعل حرفه‌ای که مغز درخشانی در نقش بازی کردن داشت؛ بطوری که همه باورش میکردن. اما این آنتونی از کجا آمده بود؟
آنتونی اهل بوگوتاست. اونایی که سریال نارکوس رو دیدن میدونن کجاست. قلب مواد مخدر دنیا در دوره‌ی پابلو اسکوبار. پدر نامشخص. مادر نامشخص. تو یتیم‌خونه بزرگ میشه و از همون شش هفت سالگی شروع میکنه به دزدی خوراکی و این چیزا. سال ۱۰۷۷ زوجی از میشیگان آمریکا میان این رو به فرزندی میگیرن.
زندگی خوبی رو در آمریکا شروع میکنه و خیلی سریع انگلیسی یاد میگیره. تو مدرسه ذهن درخشانی داشته و برادر ناتنی‌ش میگه این از بچگی دوست داشت آدم مهمی بشه. پولدارها رو میدید که چه زندگی‌هایی دارن، اینم دوست داشت همه رو داشته باشه. میگفت من همه این چیزها رو میخوام.
پس از چند سال زندگی با والدین آمریکایی، اون زوج از هم جدا میشن. این پسر تو سن ۱۷ سالگی دوباره آواره کوچه و خیابون میشه. حوالی ۱۸ سالگی یک خانواده پولدار عرب رو پیدا میکنه تو میشیگان و خودش رو به زور میبره خونه‌شون با این ادعا که من پسر عدنان خاشقچی معروف هستم.
گر به من جا ندین، پلیس مخفی پدرم میاد یه بلایی سرتون میاره. عدنان خاشقچی از بزرگترین تجار اسلحه بود و از پولدارترین آدم‌های اون دوره. یه مدت اونجا میمونه و میره. یکی دو سال بعد اسمش رو عوض میکنه به khalid bin al-saud. میره هتل گرون قیمتی به اسم بورلی ویلشیر و ۵۰ روز میمونه.
لیموزین کرایه میکنه و هرجا میره میگه خانواده‌م میان حساب میکنن. طوری در نقشش فرو رفته بود که کارکنان هتل بهش میگفتن اعلیحضرت شاهزاده. سال ۹۱ سر همین جعل هویت میگیرنش و لس آنجلس تایمز تیتر میزنه Prince of Fraud بازداشت شد. یه سال تو زندان میمونه و بعدش میره سن فرنسیسکو
تو این شهر یه زوج رو گیر میاره و به ازای چند سهم از شرکت نفتی آرامکو، ۸۵۰۰ دلار ازشون میگیره. یا از زوج دیگری با یه داستان دیگه حدود ۲۰ هزار دلار میگیره و بهشون میگه خانواده‌م میان حساب میکنن. همین پروسه هتل گرفتن رو چندین بار تکرار میکنه و فرار میکنه. چندین بارم دستگیر میشه.
حوالی سال ۹۵ که تو زندان هست، زنگ میزنه به وکلای متعدد. به همه میگن من خالد بن سعود هستم و پسر شاه عربستان، مشکلی برام پیش اومده. پرونده‌م رو قبول میکنین؟ یکی از این بخت برگشته‌ها با خیال اینکه با حل این مشکل، میتونه وکیل این خانواده بشه قبول میکنه.
این وکیل حدود ۴۶ هزار دلار وثیقه میزاره و میارتش بیرون. آنتونی (یا خالد) میگه شما وثیقه بزار، تا بعد از ظهر پدرم پول رو میفرسته. نه از پول خبری میشه نه از تلفن، وکیله میگه خب اینطوری نمیشه، باید برت گردونم زندون. تو مسیر جلوی شرکت کارت اعتباری امریکن اکسپرس به راننده میگه توقف کن
خالد جلدی میپره تو دفتر و میگه آقا من خالد بن سعود هستم. کارتم رو گم کردم. ممنون میشم یه کارت جدید با اعتبار بالا بهم بدین. اونام میگن خب اگر بتونی دو خرید آخری که با کارت انجام دادی رو عنوان کنی، یه کارت بهت میدیم. بطور عجیبی این درست جواب میده.یکی تو آمریکا بوده و یکی تو فرانسه
یه کارت اعتباری پلاتینوم بهش میدن با اعتبار ۲۰۰ میلیون دلار. میاد بیرون، پول وکیل رو میده. لیموزین اجاره میکنه، میره دو تا ساعت رولکس میخره، یه پننت هاوس خیلی گرون و یک جت شخصی اجاره میکنه. سوار جت شخصیش میشه به سمت نیویورک
خبر که بیرون میاد و اینا می‌فهمن این بابا دروغگوئه، دو روز پس از رفتنش به نیویورک دوباره بازداشتش میکنن. ولی بازم وا نمیده، وقتی میخوان ببرنش، تو فرودگاه داد میزنه آی مردم کمک کنید اینا دارن شاهزاده عربستان رو میبرن. زنگ بزنید به سی ان ان بیاد گزارش بگیره. زنگ بزنید به سفارت.
پلیس میاد و اینام صحبت میکنن و توضیح میدن که این یارو ادا در میاره. پلیس قانع میشه و میره. اینام بخاطر اینکه دوباره مشکل پیش نیاره، میندازنش تو صندوق عقب ماشین و مستقیم میرونن تا میامی. دوباره زندان می‌افته. یکسال بعد آزاد میشه.
یک سال زندان بهش میخوره. وسطای حکم حبسش، از زندان زنگ میزنه به دانشگاه Syracuse در آمریکا میگه آقا من خالد بن سعود هستم اینم شماره آی دی و اینامه. میخوام ۴۵ میلیون دلار به دانشگاه شما کمک کنم. فقط لطف کنید ۱۶ هزار دلار به حسابم بریزید برای هزینه مالیات و اینا.
اون دانشگاه هم بطور غیر قابل تصوری این پول رو براش واریز میکنه پیش پیش. اف بی آی می‌فهمه و ۳۷ ماه دیگه براش اضافه می‌کنن. اوایل دهه ۲۰۰۰ از زندان آزاد میشه. میره آتلانتا. اونجا هم سر یه پزشک رو کلاه میزاره و ۵ هزار دلار ازش میگیره.
دوباره شروع میکنه به اجاره ماشین‌های گرون و لباس‌های برند. باز هم پشت یه کادیلاک سفید می‌گیرنش و حکمشم این میشه که کل پولها رو باید برگردونه. تحقیقات پلیس نشون میده این بابا خیلی تو قانع کردن دیگران به یک هویت دروغی موفقه. بازیگر ماهریه و طوری صحبت میکنه که همه رو مجذوب میکنه.
در یکی از آخرین حربه‌هاش، یک وکیل زبل‌تر از خودش رو پیدا کرد که با آدم‌های پولدار لینک بود. از طریق اون وصل میشه به دنیای شل کمپانی‌ها و پول‌های خارج از رادار سازمان مالیات آمریکا. جلسه میزاره باهاشون و برای فروش سهام آرامکو همه‌شون رو جذب میکنه
از eBay چند تا پلاک دیپلماتیک میخره و اونا رو نصب میکنه روی رولز رویس‌ و یکی دو تا دیگه از ماشین‌هاش. با این ماشینا میاد تو جلسه. با کلاه گذاشتن سر چند سرمایه گذار عمده، و جالب‌تر از اون، پشتیبانی اون وکیل ازش که من این خالد رو ۲۰ ساله که می‌شناسم، حدود ۸ میلیون دلار به جیب میزنه
با کمک این وکیلش، یک شرکتی میزنه در حوزه ساخت و ساز. کلی پنت هاوس اجاره میکنه در بهترین جاهای میامی و سراغ یه پولدار آمریکایی به اسم Donald Soffer میرن. میگن شما که تو کار ساخت و سازی، من به عنوان نماینده شاه عربستان دوست دارم با شما وارد معامله بشم
حدود یکی دو ماه این دونالد سافر رو هم سر می‌دونن. میبرن پنت هاوس‌ها رو بهش نشون میدن، وقتی سر قرار میاد ماشین‌هاش با پلاک DIPLOMAT وارد صحنه میشن. یه جایی به یارو میگه ما تو فرهنگمون در عربستان عادت داریم اگر با کسی معامله کنیم یه چیز گرون قیمت ازش کادو بگیریم
چون رسمه. دونالد سافر هم یک گردنبند کارتیر به قیمت ۵۰ هزار دلار بهش میده با یه سری هدایای دیگه که کلا ۱۵۰ هزار دلار قیمتشه. تصور کنین که این آدم با حدود ۵ میلیارد دلار ثروت گول این کلمبیایی رو میخره. البته که خالد خیلی ماهرانه حرکت می‌کنه
حتی در برهه‌ای سر وکیل معروف، Johnnie Cochran رو هم کلاه میزاره که زمانی وکیل او جی سیمپسون بود. یکی از برگ برنده‌های این آدم اسمش بود که قانونی عوضش کرده بود و کل کارت‌ها و مدارکش با اسم خالد بن سعود ثبت شده بود. دیگری، بازیگری ماهرانه و تواناییش در ترغیب افراد به باور کردن بود
در جایی پلیس میگه آقا دردت چیه خودت رو جای خانواده سعودی جا میزنی؟ میگه حقیقتش اینه که با بعضی از اعضای خاندان من رابطه جنسی داشتم، ولی چون این روابط در کشور عربستان جرمه، اینا پولیه که بابت حق السکوت بهم میدن. این تهمت رو خانواده سعودی رد کردن
سال ۲۰۱۷ بالاخره بازداشت میشه و اینبار فکر کنم حکم سنگین‌تری براش ببرن. اون وکیلش هم که این اواخر باهاش همکاری میکرد، اف بی آی کلی تحقیق روش انجام داد و میگفت والا منم خبر نداشتم این کیه. یه صبحی اونم خودش رو حلق آویز میکنه تو خونه‌ش بخاطر شرمندگی که تو کاغذی که ازش به جا مونده
بود این رو بهش اشاره کرده. این گزارش رو از ونتی فیر گرفتم که البته خیلی طولانیه من فقط به چند موردش اشاره کردم. این شاهزاده قلابی الان زندانه. یه جا هم اشاره کردم که تو امریکن اکسپرس تونسته بود آخرین خریدهای شاهزاده‌ی اصلی رو عنوان کنه که البته اونجا تونسته بود به دو تا کارمند
ون شرکت قول دو تا ساعت رولکس رو بده و از این طریق فهمیده بود شاهزاده اصلی اخرین خریدهاش کجاها بودن که بعدش یه کارت ۲۰۰ میلیون دلاری بهش داده بودن. این رشته توییت ترجمه‌ی مختصری بود از مقاله زیر. سرچ کنین fake prince khalid خبرهاش رو میاره که همه جدید هستن
vanityfair.com/style/2018/10/…

• • •

Missing some Tweet in this thread? You can try to force a refresh
 

Keep Current with Farid

Farid Profile picture

Stay in touch and get notified when new unrolls are available from this author!

Read all threads

This Thread may be Removed Anytime!

PDF

Twitter may remove this content at anytime! Save it as PDF for later use!

Try unrolling a thread yourself!

how to unroll video
  1. Follow @ThreadReaderApp to mention us!

  2. From a Twitter thread mention us with a keyword "unroll"
@threadreaderapp unroll

Practice here first or read more on our help page!

More from @Friedrish

18 Oct
برای دسترسی به رشته توییت‌ها، این توییت رو پین می‌کنم که به راحتی بتونید اونا رو پیدا کنید.

⬇️⬇️⬇️
ماجرای به قدرت رسیدن استالین

ماجرای فرار کارلوس گون (یا غصن)، مدیر افسانه‌ای صنعت خودرو از ژاپن به لبنان
Read 12 tweets
17 Oct
میگن اگر راسپوتین نبود، لنینی هم سر کار نمیومد و اگر لنین نبود، کمونیسمی هم وجود نداشت. از زندگی و افسانه‌ی راسپوتین تابحال صدها نمایشنامه‌ ساختن، صدها ترانه خونده شده و چندین فیلم و سریال ازش دراومده. اما این واعظ دیوانه کی بود که انقدر معروف شد؟
آخرین تزار روسیه، نیکلای دوم بود از سلسله‌ی رومانف‌های روسیه که حدود ۳۰۰ سال بر روسیه حکمرانی کردن. نیکلای در جوانی سرکار اومد و پس از مرگ پدرش سلطنت رو در دست گرفت. زنش الکساندرا فیودورنا، آلمانی بود و بسیار خرافاتی.
پس از ازدواج این دو نفر، یکی پس از دیگری بچه‌هاشون دختر بود. از اونجایی که سلطنت باید به یک پسر واگذار بشه، به هرکاری دست زدن که پسردار بشن. دختر اول، دختر دوم، دختر سوم، دختر چهارم یکی پس از دیگری اومدن و اینا مستاصل از فرزند پسر، ناامید شده بودن.
Read 32 tweets
13 Oct
میگن آیشمن در دادگاه اورشلیم به عنوان آخرین حرفش گفت من میخوام به دین یهودیت ملحق بشم تا با مرگم یک یهودی بیشتر از روی زمین کم بشه. این نقل قول شاید افسانه باشه اما برای نازی‌ها همچین حرفی بعید نیست.
پس از خودکشی هیتلر، نیروهای آمریکایی آیشمن رو گرفتن اما با مدارک جعلی. اون زمان نمیدونستن که این بابا یکی از طراحان برنامه هلوکاست هست. چند مدت بعد آزاد شد. آیشمن چند سال تو آلمان با مدارک جعلی متعدد موند اما بالاخره آلمان رو به مقصد آرژانتین ترک کرد
چرا آرژانتین؟ حکومت وقت آرژانتین یک حکومت به شدت دست راستی و طرفدار نازی‌ها بود. آیشمن اونجا دوستانی داشت که میتونستن ازش محافظت کنن. در دورانی که نازی هانترها در به در دنبال عوامل نازی بودن، این تونست خودش رو از اروپا دور کنه و تو بوینس آیرس ساکن شد
Read 22 tweets
11 Oct
ویکتور بوت میگه به ۶ زبان تسلط کامل داره، به ۱۰ زبان میتونه وارد داد و ستد بشه و کلا به ۱۶ زبان میتونه متن بخونه. سال ۲۰۱۴ به خبرنگار نیویورکر گفت که داره فارسی یاد میگیره و عاشق شاهنامه‌ست. اما این آدم کیه که بهش لقب «بازرگان مرگ» یا «مظهر شیطان» رو بهش دادن؟
بوت در تاجیکستان در دوره شوروی به دنیا اومده. در جوانی عضو یک دوره‌ی مترجمی اطلاعاتی میشه و برای سرویس جاسوسی شوروی به اسم G.R.U فعالیت میکنه. اوایل دهه ۹۰ میلادی دست زنش رو میگیره و میاد به شارجه، امارات و یک شرکت حمل نقل هوایی تاسیس میکنه.
یه چند تا هواپیمای قدیمی روسی رو تهیه می‌کنه، باهاش تلویزیون، مبلمان خانگی و چیزای این شکلی رو جابجا میکنه. عمده سفرهاش هم به آفریقاست و شرق آسیا. طی یکی از این سفرهاش با احمد شاه مسعود روبرو میشه. اون دوره برهان الدین ربانی رئيس جمهور افغانستان بود و احمد شاه مسعود وزیر دفاع
Read 29 tweets
9 Oct
پس از جنگ جهانی دوم و شکست آلمان، دنیا دو قطبی شد. و چیزی شروع شد که بهش می‌گفتن جنگ سرد. این دوره‌ی بسیار عجیب سرآغاز تنش‌های بزرگی بود که حدود ۵۰ سال طول کشید و هر رویدادش یک ماجراست.
در دوره جنگ سرد، بطور مشخص آمریکا و شوروی مقابل هم قرار گرفتن. شوروی تقریبا رهبر نصف کره زمین بود و آمریکا با سیاست‌های هری ترومن که به دکترین ترومن معروف شد، سعی میکرد با کمونیسم مبارزه کنه.
مثلا آمریکا برنامه ریزی کرد که به کشورهای ضرر دیده در جنگ وام بده، صنعت بده و بهشون کمک کنه خودشون رو بازسازی کنن تا در دام کمونیسم نیافتن. جنگی که آمریکا علیه کمونیسم شروع کرد تقریبا به کل دنیا کشیده شد. دوره دوره جاسوسی بود، و دوره‌ی پیشرفت علم.
Read 20 tweets
8 Oct
کریس اسمیت Chris Smith یک کارآفرین در سیلیکون ولی بود که پس از فروش شرکتش، به قیمت یک میلیون دلار، یه ایمیل به خانواده‌ش زد و گفت آقا ما رفتیم دور دنیا بچرخیم. اینم عکس دوست دخترمه که از مدلهای پلی بوی هم هست.
کریس از حرفه‌ای‌های اسکی روی آب بود. عاشق تکنولوژی هم بود و همیشه دوست داشت یه شرکتی بسازه، بزرگش کنه و بفروشتش؛ بعدش بره دنبال عشق و حال دور دنیا. یه خلق تئوری توطئه هم داشت که میگفت آمریکا با این قرصاشون دارن مارو مسموم میکنن. سیاست کثیفه و فلان. و هی میگفت من از اینجا میرم
آدم با انگیزه و جاه طلبی بود و همیشه دنبال فکرای بزرگ میرفت. میخواست خیلی سریع پولدار بشه و البته به سختی هم کار میکرد. سال ۲۰۰۴ میاد یه سایتی راه میندازه به آدرس Localprofit.com. یه موتور جستجو برای فروش عمده کالا، که مردم رو وصل میکرد به انبارها. ایده‌ش گرفت
Read 29 tweets

Did Thread Reader help you today?

Support us! We are indie developers!


This site is made by just two indie developers on a laptop doing marketing, support and development! Read more about the story.

Become a Premium Member ($3/month or $30/year) and get exclusive features!

Become Premium

Too expensive? Make a small donation by buying us coffee ($5) or help with server cost ($10)

Donate via Paypal Become our Patreon

Thank you for your support!

Follow Us on Twitter!