#رشتو ۱- حالا که این اکانت امروز افتتاح شده و در رشتو قبلی در مورد تجربه‌ام با پلیس در یه سفر به نیویورک نوشتم، اجازه بدین یه رشتو دیگه هم بنویسم در مورد یه تجربه دیگه با پلیس اما این دفعه در مسکو 😅 اکتبر ۲۰۱۷ بود که قرار شد چند روزی میهمان یه دانشگاهی در مسکو باشم. این دانشگاه
۲-خارج شهر بود و تا میدون سرخ مسکو با تاکسی یه ساعتی راه داشت که تو ترافیک بیشترم میشد. هتلم هم نزدیک دانشگاه بود. وقتی از هتل میخواستم برم این میدون، خود هتل برام یه تاکسی گرفت و گفت قیمت معمول ازین‌جا تا اونجا با تاکسی‌متر حساب میشه اما تهش حدود ۷۰۰ روبل روسیه میشه که
۳- بنظرم نرخ معقولی بود بخصوص در قیاس با قیمت تاکسی در کپنهاگ که سر به فلک میزاره. رفتم میدون و همه چی خیلی خوب بود. بعد کلی ساعت تصمیم گرفتم که دوباره تاکسی بگیرم برگردم هتل. اینم بگم که در مسکو اصلا کار آدم با انگلیسی راه نمیفته، و اگه روسی ندونی تنها اپشن همون زبون بدنه. خلاصه
۴- یه تاکسی کنار خیابون واستاده بود که راننده‌اش پسر جوونی بود و من هتل رو تو نقشه بهش نشون دادم و اونم سری تکون داد که میبره و با دست نشون داد که با تاکسی‌متر حساب میکنه و منم گفتم اوکی. راه افتادیم و کامل سکوت در ماشین برقرار بود و بعد حدود یه ساعت رسیدیم دم هتل. تاکسی مترش
۵- عددی در طول راه نشون نمیداد اما تهش که نشون داد شده بود نه هفتصد که هفت‌هزار روبل! که بنظرم یه عدد کاملا پرت می‌اومد. خلاصه از من نو نو گفتن و از اون یس‌یس گفتن 😅 پیاده شدیم رفتیم رسپشن هتل تا حرف‌هامونو بهم ترجمه کنه. حرف راننده این بود که من بهت گفتم با تاکسی‌متر و نرخها
۶- اون بالا نوشته شده بود (البته به زبون روسی) و از من توضیح که بابا جان صبح با تاکسی که از تاکسی تو هم نوتر بود مسیر رفت شد ۷۰۰ روبل حالا چطور در مسیر برگشت شده ۷۰۰۰ روبل؟ اخرش گفتم که بگیم پلیس بیاد، اگه پلیس بگه حق با شماست چشم من پرداخت میکنم اما اون باید تایید کنه.
۷- دیگه باهم حرفی نزدیم تا پلیس بیاد. یه ربع دیگه دو پلیس با کلاشینکف در دست وارد لابی هتل شدن و من تو دلم گفتم عجب گرفتاری شدیم و چه اشتباهی کردم، حالا کی از دست اینا من آزاد میشم! و البته که پلیسام انگلیسی بلد نبودن. از من مدارکمو گرفتن و ۵ دقیقه بعد بحثی با صدای بلند بین
۸- پلیسا ‌و راننده و رسپشن هتل درگرفت و من هییییییچ ایده‌ای نداشتم اینا بهم چی میگن و با تعجب نشستم رو صندلی لابی و اینا رو تماشا میکنم. گهگاهم مهمونای دیگه هتل که روسی بلدن میان و به بحث اضافه میشن و برمیگردن منو نگاه میکنم. قشنگ حاضر بودم ۷۰۰۰ روبل رو پرداخت کنم داستان تموم شه
۹- بلاخره رسپشن اومد به انگلیسی گفت که باید با راننده و پلیسا بری مرکز پلیس! دیگه تنها کسی که دور و برم انگلیسی بلد بود رو هم از دست میدادم. سوار ماشین پلیسا شدم و ماشین پلیس همراه با ماشین تاکسی رفتیم بیشتر سمت خارج شهر تا رسیدیم مرکز پلیس تو یه جای برهوت! شبم شده بود.
۱۰- رفتیم طبقه دوم اتاقی و چند پلیس دیگه هم اضافه شدن و حالا بین همه پلیسا و راننده باز با صدای بلند بحث در گرفت و من همچنان بیخبر از حرفایی که اونا میزنن. اخرش بعد کلی بحث یه پلیسی رو بمن کرد و با دست همون نشونی رو داد که ما تو ایران برای پول نشون میدیم با تکون دادن انگشتا.
۱۱- راستش منم کنجکاو شده بودم که ببینم تهش در روسیه این داستان چی میشه، آیا حق رو بمن میدن یا به راننده. تهش دیگه این بود که همه ۷۰۰۰ روبل رو میگرفتن. با علامت دستان پلیس حدس زدم که منظورش اینه حاضری چند پرداخت کنی. منم بدون اینکه فکر خاصی کنم با دست نشون دادم دو، یعنی دوهزار
۱۲- دوباره بین‌شون بحث شروع شد. تهش یه پلیس دست منو گرفت گذاشت دست راننده و با اشاره نشون داد باید همو بغل کنین 😂😂 قشنگ مثل ایران شده بود. راننده با اکراه دو هزار رو قبول کرد. حالا باید صورتجلسه مینوشتن تو ورد تو یه کامپیوتر قدیمی و آقایی که تایپ میکرد هر دقیقه تهش دو سه لغت
۱۳- تایپ میکرد 😅 دیگه کامل نصف شب شده بود و منم گشنه. داستان تو اداره پلیس تموم شد و من و راننده اومدیم بیرون در حالیکه همچنان به زبون روسی داشت بمن غر میزد و منم صرفا لبخند تحویلش میدادم. تازه اینجا بود که فهمیدم تو برهووتیم و عمرا اینجا تاکسی پیدا شه برای برگشت به هتل جز همین
۱۴- پسر جوون راننده. عجب موقعیت بدی! 😅 فکر کنم از نگاهم فهمید که به غلط کردن افتادم. در ماشینشو باز کرد گفت بیا بشین 😅 و من موندم که ایا جدی داره لطف میکنه یا میخواد منو بیشتر ببره تو برهوت! اینترنت هم که تو روسیه تو گوشیم نبود ببینم کجا میبره منو 😅 خلاصه بعد یک ربع ساعتی
۱۵-که برای من ساعتها گذشت رسیدیم جلوی هتل😁 حالا من چقدر باید پرداخت کنم؟ ازش پرسیدم و بنظرم اومد میگه فقط پیاده شو برو پول نده!😅 اما خب دوباره دوهزار دیگه پرداخت کردم فقط چون خوشحال بودم دم در هتلم 😅😅 خسسسسته رسیدم اتاق که چند دقیقه بعد رسپشن اومد بالا و کارتی داد که توش بود:

• • •

Missing some Tweet in this thread? You can try to force a refresh
 

Keep Current with گلوری پسر کاظم

گلوری پسر کاظم Profile picture

Stay in touch and get notified when new unrolls are available from this author!

Read all threads

This Thread may be Removed Anytime!

PDF

Twitter may remove this content at anytime! Save it as PDF for later use!

Try unrolling a thread yourself!

how to unroll video
  1. Follow @ThreadReaderApp to mention us!

  2. From a Twitter thread mention us with a keyword "unroll"
@threadreaderapp unroll

Practice here first or read more on our help page!

More from @Glory_Kazem

18 Oct
#رشتو ۱- تو این رشتو میخوام یه‌کم از تجربیاتم در مورد #اپلای بنویسم، نه بعنوان کسی که میخواد اپلای کنه، بلکه کسی که الان تو یه دانشگاهی تو دانمارک کار میکنه و گهگاه برای پوزیشن‌های دکترا اپلیکیشن‌های دریافتی رو بررسی میکنه. من رشته‌ام سیستمهای برق قدرت و بازار برق هست و
۲- و لزوما ممکنه پیشنهاداتم قابل تعمیم دادن به رشته‌ها یا دانشگاههای دیگه بخصوص در خارج اروپا نباشه. اولا که اپلیکیشن فی برای مقطع دکترا در دانمارک وجود نداره و دانشجو دکترا بودن “کار” محسوب میشه و دانشجوی دکترا کارمند دانشگاه محسوب میشه. طول دکترا بصورت رسمی سه سال هست گرچه با
۳- ترفندهای قانونی استاد میتونه طول پروژه رو سه یا شش ماه طولانی‌تر کنه، اما دیگه چهار سال نمیشه. بعنوان مثال، میشه وسط دکترا، تحصیل رو فریز کرد و سه ماه RA شد و دوباره بعدش دانشجوی دکترا شد. به نسبت کشورهای دیگه، درآمد یه دانشجوی دکترا در دانمارک خیلی خوبه و میتونه یه زندگی
Read 32 tweets
18 Oct
#رشتو ۱- نوامبر سال ۲۰۱۱ بود که استاد دکترام تو اسپانیا منو فرستاد امریکا برای کنفرانس اینفورمز تو شهر شارلوت، اما برای منی که تاحالا نیویورک رو ندیده بودم مهم بود که حتما قبلش چند روزی تو این شهر استاپ کنم. حالا بگذریم که چقدر مبهوت این شهر شده بودم، شب رسیدم همین میدون تایمز
۲- ازین گوشی‌های نوکیا N70 داشتم که به درد عکاسی نمیخورد اما یه دوربین عکاسی اولمپیوس کوچولو داشتم که خوب عکس میگرفت. همه‌جام اگه میخواستم از خودم با زاویه دلخواهم عکس بگیرم این دوربین رو میزاشتم روی سطحی و تایمرش رو فعال میکردم و میرفتم جلوش. کیف پولم رو هم میزاشتم زیر دوربین که
زاویه عکس رو تنظیم کنم. حالا بماند چقدددر اون میدون شلوغ بود با بیلبوردهای پرنور و رنگارنگ و جو‌ محیط کامل منو گرفته بود. دوربین رو گذاشتم روی یه سطل آشغالی اون وسط میدون و عکسی با تایمر گرفتم و ورش داشتم و رفتم بیشتر میدونو ببینم. یه ساعتی گذشت و گشنه‌ام شد و رفتم مک‌دونالد
Read 10 tweets

Did Thread Reader help you today?

Support us! We are indie developers!


This site is made by just two indie developers on a laptop doing marketing, support and development! Read more about the story.

Become a Premium Member ($3/month or $30/year) and get exclusive features!

Become Premium

Too expensive? Make a small donation by buying us coffee ($5) or help with server cost ($10)

Donate via Paypal Become our Patreon

Thank you for your support!

Follow Us on Twitter!