"خواستگار"

کلاهبردار عوضی ۴۵ ساله رفته با دختر ۲۴ ساله ارتباط گرفته و گفته: یکی از کارکنان امنیتی سفارت ایران در بلژیک هستم، دنبال یه دختر با کلاس و به روز مثل تو هستم که با خودم ببرمش بلژیک. دختره بنده خدا با نیش تا بناگوش باز، قند تو دلش آب شده و اشک شوق تو چشماش حلقه زده/
که مرد آرزوهام رو پیدا کردم و با سفرهای خارجی‌م کل فک و فامیل و آشنا رو تیکه پاره و زخمی‌ میکنم.
جناب کلاهبردار شیک پوش چند سری با ماشین اجاره‌ای لوکس، دختره رو می‌بره رستوران های لاکچری بالا شهر و حتی با دسته گل و مقداری هدایا هم، خیلی مبادی آداب میره خونه پدر و مادرِ دختر/
و شروع می‌کنه به لفاظی و بزرگ نمایی و اغراق در مورد تاثیراتش در تصمیم گیری‌های سیاسی کلان کشور و منطقه خاورمیانه و کل جهان ...
کلاهبردار در یکی از مهمانی‌ها بغل دست برادر دختر نشسته که تلفنش زنگ می‌خوره! برادر دختر نگاهی به صفحه گوشی کلاهبردار می‌کنه و اسم/
"احمدی نژاد" رو به عنوان تماس گیرنده می‌بینه، دکتر قلابی از اتاق خارج می‌شود و تلفن را جواب می‌دهد و شروع به صحبت کردن با شخص رئیس جمهور در مورد نفتکش‌های ونزوئلا و هوگو چاوز و ... می‌کند. دکتر قلابی پس از ورود به اتاق با عذرخواهی از پدر دختر می‌گوید: "ببخشید رئیس جمهور بود"/
پدر دختر هم باور می‌کند و با پائین دادن آب دهانش با ذوق نگاهی به دخترش می‌اندازد و با نگاه به او می‌گوید : "پدرسگ چه تیکه‌ای تور کردی".
جناب دیپلمات قلابی از پدر دختر می‌پرسد که : "پسرش چکاره است"؟ پدر دختر می‌گوید: "پسرم فوق دیپلم حسابداری از علمی کاربردی ورامین است"/
کلاهبردار می گوید اتفایا یک نفر حسابدار مالی را برای سفارت ایران در اتریش نیاز داریم و قول استخدام برادر نامزدش را در وزارت امورخارجه، به پدرش می‌دهد و مدارک وی را برای گرفتن پاسپورت و انجام امورات استخدام رسمی تحویل می‌گیرد.
یک روز جناب دیپلمات قلابی نامزد و مادرش/
را سرِ ساختمان در حال ساخت بزرگی‌ می‌برد و می‌گوید: در حال ساخت این مجتمع بزرگ هستم و با دعوت نامزد و مادرش به داخل ساختمان از آنها می‌خواهد در مورد نقشه آشپزخانه و هال پذیرایی و اتاق خواب و توالت و ... نظر بدهند‌ مادر و دختر بیچاره هم مقداری نظر می‌دهند و آخر سر با بدرقه/
محترمانه نگهبان‌ها از ساختمان خارج می‌شوند. مراسم خواستگاری فقط با حضور دکتر قلابی انجام می‌شود و قرار یک جشن با شکوه با حضور مقامات در تالار بزرگی بسته می‌شود. در اینجا دیپلمات‌خان، عنوان می‌کند که از طرف کنگره آمریکا کل حساب‌هایش مسدود شده و برای عدم پیگیری های سازمان سیا/
نمی تواند هیچ افتتاح حسابی انجام دهد لذا از پدر دختر می‌خواهد که علی الحساب تا رسیدن پالت های دلار ، ۴۰ میلیون هزینه تالار را پرداخت کند، پدر دختر هم که نمی‌خواهد چنین داماد قدرتمندی را از دست بدهد تمام و کمال هزینه تالار را توسط دخترش می‌پردازد.
داماد در مرحله بعد /
عنوان می‌کند: که به هیچ وجه از دختر و خانواده‌اش جهیزیه نمی‌پذیرد اما از آنجا که دختر باید در بین فامیل سربلند شود، با ارائه مقداری کاتالوگ خارجی و لوازم خانگی برند به خانواده دختر می‌گوید: وارد کننده این کالاها دوست صمیمی ام است و لوازم درجه یک خارجی را با یک چهارم قیمت/
برایمان میاورد، برای همین موضوع هم یک شماره تلفن و شماره حساب قلابی از دوستش می‌دهد و ۵۰ میلیون دیگر بالا می‌کشد.
چند روز مانده به مراسم عقد و عروسی، جناب دیپلمات یک دفعه غیب می‌شود!
خانواده دختر که از پیدا کردن دیپلمات ناامبد می‌شوند، در روز مراسم برای پس گرفتن/
پیش پرداخت اجاره به تالار می‌روند، اما مدیر تالار رو به دختر می‌گوید: شوهرت چند روز پیش آمد و گفت: پدر نامزدم فوت کرده و کل مبلغ پیش پرداخت را به وی مسترد کردیم!
خانواده دختر ناچار برای پیدا کردن داماد فراری و کلاهبردار با عکس و مشخصات وی به وزارت امورخاجه می‌روند/
اما متوجه می‌شوند چنین شخصی در طول تاریخ کنسولگری و وزارت خارجه در این وزارتخانه وجود نداشته!
بله دوستان، جناب کلاهبردار با طرح و نقشه قبلی، اینچنین کاخ آرزوهای دختر بنده خدا و خانواده‌اش را با خاک یکسان کرد و غیب شد.
تو را به خدا ساده نباشید و گول این گنده گوزیهای/
الکی را نخورید، کسی را که نمی‌شناسید خبر ندارید چه کاره است، خانواده‌اش را ، محل زندگی‌اش را نمی‌شناسید به حریم خانواده‌تان راه ندهید. در صورت برخورد با چنین افرادی بهترین کار گرفتن آدرس محل کار و سکونت و انجام تحقیقات محلی است.
در این مورد باز هم خواهم نوشت.

• • •

Missing some Tweet in this thread? You can try to force a refresh
 

Keep Current with سِتوان کُلُمبو ⭐

سِتوان کُلُمبو ⭐ Profile picture

Stay in touch and get notified when new unrolls are available from this author!

Read all threads

This Thread may be Removed Anytime!

PDF

Twitter may remove this content at anytime! Save it as PDF for later use!

Try unrolling a thread yourself!

how to unroll video
  1. Follow @ThreadReaderApp to mention us!

  2. From a Twitter thread mention us with a keyword "unroll"
@threadreaderapp unroll

Practice here first or read more on our help page!

More from @tired_police

13 Oct
"مُراد علی"

زمانی که ما با مُرادعلی یا مُراد آشنا شدیم، حدودا ۴۲ الی ۴۳ سالی داشت و حدواد ۱۵ سالی از ما بزرگتر بود. مرادخان قبلا کارمند یکی از ادارات دولتی بود و به قول خودش سِمت مهمی هم داشته، علاوه بر کار دولتی کسب و کار آزاد و پولسازی هم داشته که به دلیل زیاده روی شدید/
در مصرف موادمخدر و گرفتار شدن در دام اعتیاد همه را به گند کشیده بود.
مراد قد بلند و چهارشانه و فیزیک مردانه‌ای داشت، با موهای فِر و پرپُشت، صورت سفید و چشم های سیاه درشت. تنها مشکلش دندان هایش بود که به علت سوءمصرف مواد، یک در میان ریخته بودند، پولی هم برای ترمیم/
دندان‌هایش نداشت اما برای حل معضل ویترینِ صورتش، کِرکِره سبیل‌هاش را تا پائین، روی دندان‌هایش کشیده بود و تا زمانی که نمی‌خندید خوشگل بود.
مراد خان دایی یکی از بچه ها بود که یک روز به طور اتفاقی به منزل من آمد، اما همین که دید من تنها زندگی می‌کنم و جفتی گوش بیکار برای شنیدن/
Read 44 tweets
12 Oct
قدرت حاکم و جامعه در یک رابطه عمودی با یکدیگر قرار دادند‌. قدرت در بالا و جامعه در پائین. در وضعیت نُرمال و سالم، حکومت قدرت را به موجب قرارداد اجتماعی از جامعه دریافت می‌کند و این حق از سوی جامعه به حاکم داده می‌شود تا به نمایندگی از آنها امورات را مدیریت کند (مشروعیت)./
پس بین خواسته های جامعه (مردم) و حکومت باید هم‌خوانی و یک تعادل و توازن برقرار باشد. زمانی که بین خواست جامعه و قدرت حاکم هم خوانی وجود نداشته باشد و حکومت برخلاف خواست جامعه عمل کند، این تعادل و توازن بر هم می‌خورد و قدرت حاکم نفوذ خود را در سطح جامعه از دست می‌دهد./
در صورت ادامه این روند حکومت با بحران مشروعیت و تلاش جامعه برای بر هم زدن ساختار قدرت نا همخوان، مواجهه می شود‌.
مشروعیت قدرت از بین می‌رود و دستورات قدرت در سطح جامعه اجرا نمی‌شود مگر با توسل به خشونت و ورود نیروهای نظامی.
حاکم می‌گوید: به خاطر مصالح کشور بنزین گران شود/
Read 5 tweets
7 Oct
جنازه سرباز، غرق در خونش کنار سیم خاردار جنب برجک پادگانی افتاده بود. منافذ خون ریزی در پهلوی راست و سمت چپ سینه‌اش قرار داشت. کمی آن طرف تر سربازِ نگهبان میان گروهبان نگهبان پاسدارخانه و چند سرباز دیگر، در بُهت فرو رفته بود. سلاح ژ-۳ به پایه برجک نگهبانی تکیه داده شده بود./
شاهدان اظهار کردند: صدای یک شلیک گلوله شنیده‌اند. سلاح بازدید شد، ۱۸ فشنگ داخل خشاب فلزی بود و یک فشنگ هم آماده شلیک در داخل سلاح بود. یکی از هم خدمتی‌های سرباز مقتول اظهار داشت: "داخل آسایشگاه بودیم که نادر گفت: وحید سرِ پست است بروم کمی اذیتش کنم و از آسایشگاه بیرون زد/
بعد از ده دقیقه صدای شلیک به گوشمان رسید".
وحید که در حالت عادی نبود به آرامش دعوت شد و از وی خواستیم در مورد نحوه قتل نادر توضیح دهد. وحید گفت: "پائین برجک نگهبانی ایستاده بودم که پست بعدی‌ام بیاید و سلاح و پست را از من تحویل بگیرد، از دور یک نفر ناشناس را دیدم که سمت من می‌آید/
Read 11 tweets
13 Sep
"خیانت در خیانت"

لیوانی به وسط آینه قدی کوبیده شد و مرد با صدای بلند فریاد زد: "این چه زندگیه من دارم! زنم ۲۴ ساعته تو گشت و گذاره! با دِوو سفید میره با پژو مشکی برش میگردونن"!...
موهای طلایی زن با فریادهایش روی شانه هایش بازی می‌کرد به شوهرش گفت: "خودت خیلی امام زاده‌ای!/
عکسات رو با خانم های رنگارنگ یادم نرفته ... آقاااا " ...
مرد و زن زندگی آشفته‌ای داشتند و فقط به دنبال انتقام و ادب کردن یکدیگر بودند.
زن از حرص مرد تن به همه مدل رابطه‌ای میداد و مرد هم صغیر و کبیر را از دم تیغش می‌گذراند.
مرد متوجه شده بود که زنش اما، وارد/
یک رابطه جدی شده و با مرد مخاطب خاصش قرارهایی برای آینده گذاشته‌اند، شامه‌اش مثل سگ بو می‌کشید و خطر رکب خوردن را احساس می‌کرد. از همین رو برای به دام انداختن زن و پارتنرش نقشه‌ای طراحی کرد. مرد مطمئن نبود که در ساعات غیبتش در خانه بر روی تخت خواب دو نفره‌اش چه اتفاقی می‌افتد/
Read 38 tweets

Did Thread Reader help you today?

Support us! We are indie developers!


This site is made by just two indie developers on a laptop doing marketing, support and development! Read more about the story.

Become a Premium Member ($3/month or $30/year) and get exclusive features!

Become Premium

Too expensive? Make a small donation by buying us coffee ($5) or help with server cost ($10)

Donate via Paypal Become our Patreon

Thank you for your support!

Follow Us on Twitter!