Amiin Profile picture
26 Dec, 20 tweets, 5 min read
کارای مهاجرتم که ردیف شد آخرین برنامه پیش از سفرو گذاشتم برای ترمیم و رسیدگی به بهداشت دهان و دندان،تحقیقات مبسوط من تارنمای(نمیدونم معنیش چیه خوشم اومد ازش نوشتم)واضحی از قیمت خانمانسوز هزینه دندانپزشکی در خارج داشت.یعنی اگر بیمه سلامت هم نداشته باشی اونت پارست خلاصه.منم همه
هم و غم خویشتن خویش ره گذاشتم رو این موضوع.پنجشنبه 14 مرداد من 12 شب پروازم بود همون روز تا 9 شب مطب دندون پزشکی بودم.انقدر گفتم دکتر جون یه جوری دندونامو آچارکشی کن که تا حداقل 5 سال من نخوام برم دندونپزشکی.بدبخت دکتره هی میگفت هیچ مشکلی نداره من اصرار که نه خوب نگاه کن قشنگ
حتی پافشاری کردم دوتا از دندونایی که قبلا پر کرده بودم خالی کنه یه ملق توش بزنه دوباره پر کنه که دیگه هیچ نقطه تاریکی تو پرونده دهانو دندان من نباشه.سه ماه اول مهاجرت که هزینه های کمر شکن به فارسی سخت من ره داشتن جر میدادن و بیکاری و بی پولی کانال منو بیش از ده سانت باز کرده بود
با زبون یه برآمدگی روی لثم حس کردم و برق سه فاز منو گرفت.یعنی تو اون اوضاع و احوال بدترین اتفاق ممکن میتونست این باشه که سلامتی آدم به خطر بیوفته،سریع پاشدم تو آینه به بررسی و کاوش خطر احتمالی پرداختم.لبمو تا نزدیکی های گوش با انگشت میکشیدم تا به دید دقیقی برسم.به قاعده یه ماش
تو لثه پایینیم یه برآمدگی سفید مثل جوش درومده بود،درست رو همون دندونی که به اصرار گفته بودم دکترم خالی کنه و مجدد پر کنه،بچه شیعه در این مواقع دست به دامان گوگول میشه تا از ریشه های پنهان خطر احتمالی اطلاعات اولیه ره کسب کنه.گوگل هم همیشه اولین نظریه اش سرطانه.خیلی محکم به ضرس
قاطع و یه کلام میگه سرطان گرفتی و قطعا میمیری،هیچ راه درمانی نداره و این چند صباح عمرتو خوش باش.بعد تو گزینه های بعدی یکم ملایم تر احتمال بیماری های دیگه رو هم بهت میده،تا اله صبح من حاشا کوشا کردم که این جوش روی لثه چیه!!مطالعات بالینی من گواه آبسه لثه و عفونت دندون ره
گزارش میدادن،قبلا اسم آبسه ره شنیده بودم ولی فکر نمیکردم انقدر مخرب باشه،تو سرچ هایی که میکردم به سایت یه دکتری تو ایران رسیدم به اسم "مرسلی"،دیدم تو سایتش گزینه پرسشو پاسخ داره،شرح ماوقع ره کامل براش نوشتم.خدا خیرش بده خیلی سریع جواب داد احتمال بسیار بسیار زیاد حدس خودت درسته و
علائم علائم آبسه است.بهش گفتم دکتر جان من ایران نیستم و شرایط مالیم فعلا اجازه نمیده برای درمان فوری و قطعی اقدام کنم یه راه حل موقت بگو،دکتر مرسلی گفت:اگه هر چه زودتر عفونت تجمیع شده توسط پزشک تخلیه نشه و دوره آنتی بیوتیک انجام نشه،این باکتری اول دندونو از بین میبره بعد حتی
ممکنه پیشروی کنه و استخوان فکو هم سوراخ کنه.یعنی مثل موریانه میخوره میره پایین تا انگشت شصت.هیچی دیگه دکترم تو دلمو حسابی خالی کرد.کارم شده بود دانلود کتب درسی دندانپزشکی مبحث آبسه،انقدر مفصل خونده بودم که اگه میرفتم سر امتحان دندونپزشکی تو اون مبحث 20 میشدم.قشنگ چگونگی باز کردن
کیسه آبسه و تخلیه باکتری های موجود ره بصورت تئوری فرا گرفته بودم و دیگه چاره ای نبود همچون تام هنکس در فیلم Cast away خودم درمان عملی ره هم رو خودم اجرا کنم.مثل پزشکان بدون مرز که یه جنازه آشو لاش با پنجاه تا تیر تو بدن میندازن جلوش با یه سرنیزه میگن عملش کن منم با یه سوزن و
یه پیشگوشتی چهار سو ،کل تجهیزات اتاق عمل من بودن که بدقت همشونو رو گاز ضد عفونی کردم و بردم تو مستراح که آینه و نور کافی داشت.دور دهنمم دستمال کاغذی سبز گذاشتم که قشنگ فاز اتاق عمل و اینا داشته باشه،این دستم به عنوان دکتربه اون دستم به عنوان تکنسین اتاق عمل میگفت،پنس،اون دستمم
پیشگوشتی ره میداد بهش،دست دکترم شاکی میشد با تحکم میگفت:پنس،اون یکیم با شرمندگی سوزن ره میداد.خلاصه با استعانت از اهل بیت و اهل غیر بیت سوزن ره زدیم رو جوش گذایی و با دردی فراوان کیسه آبسه رو تخلیه کردیم.امکانات محدود ما فقط به قرقره مداوم آبنمک می انجامید،حالا باید هر جور شده
آنتی بیوتیک گیر میاوردم تا عفونتو خشک کنه.اینجا کلن بری داروخانه بگی طل میخوام راحتر بهت میدن تا آنتی بیوتیک،کلن آنتی بیوتیک خط قرمزشونه،حاضرن مادرشونو در اختیارت بذارن ولی آنتی بیوتیک ره نه.خلاصه با پرسو جو یکی از بچه ها گفت من از ایران یه بسته آموکسیسلین آوردم ولی نمیدونم تاریخ
ماریخ داره یا نه،گفتم بابا تاریخ دیگه چیه؟ تاریخ اصلا نمنه ده؟ بده من اون لامصبو.خلاصه با هزار بدبختی خودجوش دوره درمانو هم آغاز نمودم.دیگه هر شب قبل خواب کارم این شده بود مولکول به مولکول لثه هامو وارسی کنم ببینم جوشی چیزی نزده باشه و جای اون قبلی هم در شرف خوب شدن باشه که
دوباره یه برآمدگی مشکوک دیگه کاشف به عمل اومد،درست سمت مخالف این یکی رو دندونی که قبلا عصب کشی شده بود.کلن سیستم آبسه اینطوره که به دندونی که حمله میکنه اگه سالم باشه باید عصب کشی کنی و اگه قبلا عصب کشی شده باشه باید کلن بکشیش.بد کوفتیه لعنتی.دوباره پای در دامن اندوه کشیدم.از خدا
پرسیدم چرا من؟ در اتاق کوچکم وحی نازل شد که گه نخور بابا چرا من؟چرا من؟سیکتر کن تا نزدم شلو پلت کنم. هیچی دیگه دومین دندونی که اصرار داشتم دکتر تو ایرانم خیلی بهش توجه نشون بده یه قای سگ نائل شد.بعد اینکه کار پیدا کردم و دستو بالم یکم وا شد،رفتم پیش همین دکتر دندون پزشکی که سوال
میپرسه و مجبوری با دهن باز جواب بدی.انقدر راجع به دندون و علائم آبسه مطالعه کرده بودم تا گفت مشکلت چیه؟ بصورت خیلی علمی و مسط توضیح دادم در فلان تاریخ دندون 19 چپ دچار آبسه پریودنتال شد و من با خراش پوشش پاکت عفونت ره تخلیه کردم و دوره آنتی بیوتیک رو هم گذروندم،بعد براش توضیح
دادم که دندون 29 راست هم همین اتفاق براش تکرار شد. دکتره فکر میکرد من اسکولش کردم و خودم دندونپزشکم هی میپرسید شغلتون چیه؟ منم به پیر و پیغمبر قسم و آیه که کارگری بیش نیستم باورش نمیشد.طبق پیش بینی ها دندون اولی روت کانال شد و دندون دومم کشیدم و بعد اینپلنت کردم ولی چیزی که در
سرای وحشت آموختم این بود که ترسم از دندونپزشکی کلن ریخته شد. تو ایران حاضر بودم بمیرم ولی با صدتا بی حسی و کوفتو زهرمار اون دریل لعنتی ره نکنن تو دهنم ولی بعد از بلاهایی که او غربت سرم اومد آخرین باری که رفتم پیش دکترم ،گفت یه پوسیدگی سطحی میبینم گفتم خوب پرش کن. رفت آمپول بیاره
گفتم دکتر مگه نمیگی سطحی؟ گفت آره گفتم بابا بیخیال بی حسی واسه چی؟ بیا مشغول شو،دکتره میزد تو سرش که درد داره و فلان گفتم من برای کار سطحی نمیخوام لبو دهنم سر شه،خلاصه پوستم همچین کلفت شده که الان میتونم مثل مستر بین خودم دندون خودمو پر کنم.

• • •

Missing some Tweet in this thread? You can try to force a refresh
 

Keep Current with Amiin

Amiin Profile picture

Stay in touch and get notified when new unrolls are available from this author!

Read all threads

This Thread may be Removed Anytime!

PDF

Twitter may remove this content at anytime! Save it as PDF for later use!

Try unrolling a thread yourself!

how to unroll video
  1. Follow @ThreadReaderApp to mention us!

  2. From a Twitter thread mention us with a keyword "unroll"
@threadreaderapp unroll

Practice here first or read more on our help page!

More from @AminMJH

23 Dec
تو دوران جوانی بنده یه مدت کاناپه نشین بودم.یعنی شما بیکارو بیعاری و بیس چاری جلوی کاناپه لش میکنی و کنترل تلوزیون دستت میگیری،هی ازین کانال به اون کانال میچرخی.آدم کاناپه نشین هم تازه 12 به بعد زیست شبانش آغاز میشه چرا که برنامه های ماهواره ازون تایم به بعد جذاب میشن.
اگر از خصوصیات آدم کاناپه نشین خواسته باشید باید بگم ملالی نیست جز اندکی تناقص.چطور؟ براتون میگم.مثلا شما صبح تا شب هرکی از جلوی تلوزیون رد بشه میبینه که شما هر کانالی که بزنی و توش آخوند باشه فحشو میکشی بهش ولی برعکس شب تا صبح هرکی رد بشه میبینه که خیلی جدی طور زل زدی به سخنرانی
شیخ حسین انصاریان و اون داره لاتی برات از صحیفه سجادیه سخنرانی میکنه.بابام بیچاره پروستات ناقابلی داشت و بزرگوار با توالت فرنگی هم حال نمیکرد.فقط سنتی،از این جهت در طول شب به کرات به سرویس پذیرایی مراجعت میکرد که از جلوی تلوزیون میگذشت.اون زمان اگر کانالای ماهواره ره در ساعات
Read 6 tweets
19 Dec
چند سال پیش با یه گروه بیست سی نفره پا شدیم گوسفندی رفتیم محمود آباد ویلای یکی از بچه ها.ویلاهه با لب دریا یه ده دقیقه پیاده روی داشت،یعنی از کوچه جنوبی ترین قسمت باید میومدی جاده اصلی بعد از جلوی مغازه ها رد میشدی یه کوچه ره انقدر میرفتی تاااااا برسی به دریا.معمولا تو سفر های
دست جمعی شلوغ تا بخوان تصمیم بگیرن چیکار کنن و کجا برن نصف روز طول میکشه بعد که تازه تصمیم گرفته شد نصف روز دیگم میکشه یکی آرایش کنه،اون یکی برینه و یکیم تکرار سریال شب قبل عمر گل لاله ره ببینه.تازه تو جمع یه دختری هم بود به اسم الهام.این دختره خط چشم کشیدنش 6 ساعت زمان میبرد
تازه اگه استرس وارد میشد بهش نمی تونست تمرگز کنه صاف و قرینه نمیشد 3 ساعتم طول میکشید عملیات ترمیمو انجام بده.منو خواهرم و ایمان داداش که در این سفر یکدیگر ره همراهی میکردیم دیدیم نخیر،خط چشم الهامه کار صب تا غروبه گفتیم بریم ساحل تن من بگیریم.اینام هر وقت حاضر شدن یه میس بندازن
Read 27 tweets
30 Nov
#رشتو
بابام وقتی 11 سالش بود یه روز صبح بیدار میشه میبینه باباش نیست،از مادرش میپرسه آقام صبح به این زودی کجا رفته؟اونم میگه به من چیزی نگفته لابد رفته ماموریت!!بابای بابام ژاندارم بوده و هر از گاهی میفرستادنش ماموریت خارج ازشهر.یه چند روزی میگذره و غیبت باباهه طولانی میشه و کمی
نگران کننده.بابام میره به عموهاش خبر میده و اونام هرجایی که فکر میکردن ردی ازش باشه ره میرن میگردن ولی انگار مردی به چیکه آب شده رفته تو زمین،خیلی زود بابای 11 ساله من میفهمه که دیگه مرد خونست،نه اینکه فقط بعد از پدر میبایست سرپرست مادر و دو خواهر بزرگ تر از خودش باشه بلکه باید
خرجی اونا ره هم بده و شکمشونم سیر کنه،یعنی باباش جوری رفت که نادر رفت،نه پولی گذاشت نه ردی،بابام تصمیم میگیره ترک تحصیل کنه و بره سر کار ولی مادرش مخالفت میکنه و بهش میگه دلم نمیخواد بی سواد بمونی،بنابراین روزا میره سر کار و شبا هم تو مدرسه شبانه ادامه تحصیل میده.حتما میتونید
Read 56 tweets
27 Nov
#رشتو
میخواستم قبل از هرچیز ازتون خواهش کنم این توییتو تا اونجا که میشه #ریتوییت کنید تا تعداد بیشتری از دوستان در جریان قرار بگیرند.
قصه از چند تا تلفن شروع شد .
از آدم های مشکوکی که تماس میگرفتن و یک سوال مشترک میپرسیدن؛ سلام اونجا خیریست؟
و یک جواب ثابت ؛ نخیر اشتباه گرفتید .
این ماجرا برای خواهرم اتفاق می افتاد و چون همیشه کارهای داوطلبانه انجام میده ، واسه بیخانمان ها غذا میبره ، جهیزیه عروس جور میکنه ، پول داروی مریض تهیه میکنه ، کهریزک و پرورشگاه میره و برای بچه های بی سرپرست جشن آرزو ها میگیره؛ این موضوع براش خیلی عجیب نبود.
اما این تماس های پشت سر هم اونم با اسم یه خیریه ای که تا حالا به گوشش نخورده بود، باعث شد یه بار از یکی از این افرادی که زنگ زده بودن بپرسه که شماره منو کی به شما داده ؟
و مشخص شد که یه نفر ، شماره خواهرم رو گذاشته تو سایت به عنوان شماره خیریه .
از اون به بعد هر کی به این عنوان
Read 15 tweets
26 Nov
تازه که ماشین گرفته بودم موقع پارک میدیدم بهترین و نزدیک ترین جا پارک ها متعلق به معلولینه ولی همیشه هم خالیه،لذا خوی بچه زرنگم میگفت ماشینو بکار همینجا،اگه عزیز معلولی هم بیاد جا واسه هممون هست.یکی دوبار دیدم مردم چپ چپ نگاه میکنن،از ماشین که پیاده میشدم یه نیمچه لنگیم میزدم که
واقعی به نظر بیام.هر چقدر نگاها سنگین تر میشد درصد معلولیت و لنگ زدن منم بیشتر میشد.بعضی وقتا سابقه هم داشت موقع راه رفتن وانمود کنم درد هم دارم و زوزه هم میکشیدم.یه بار پارک کردم تا پیاده شدم و لنگان لنگان داشتم میرفتم دیدم پلیس واستاده داره نگاه میکنه.مثل این گدا تقلبی ها که
ماشین میخواد بهشون بزنه به اذن خدا شفا پیدا میکنن عصا ره میندازن و میدون منم یهو یورمته برگشتم تو ماشین الکی تابلو ره با دقت نگاه کردم و گفتم فاک!!بعد یه پرسشو پاسخ سوری هم با خودم راه انداختم ایز در دیس ایبل گایز اریا؟ شوت!!کام آن استیوپت من،سپس قیافه آدم هایی که
Read 4 tweets
6 Nov
#رشتو

برادرم تو 13،14 سالگی عاشق دختر همسایمون شد.تا اومدن طعم عشق نوجوونی ره تجربه کنن و درد هجری بکشن که مپرس بازی در بیارن کارای مهاجرت خانواده دختره درست شد و همگی رفتن کانادا،ایمان ما هم یه مدت در فراغ یار جفتک ها پروند و دید اینجوری اصلا نمیتونه،هیچی دیگه اینم گفت منم
میخوام برم کانادا،حالا ما هم اصلا نمیدونسیم این عاشق شده و هوس رطب کرده،گفتیم اینم لابد مثل هر جوان ایرانی یک اینجا من دارم حروم میشمیه که فکر میکنه چرخ خارج بی وجود این لنگ مونده و نمیچرخه،لبخندی زدیم بهشو گفتیم ایشالا تو هم میری،ما قدرت عشق ره دست کم گرفته بودیمو تصور نمیکردم
هیچوقت اون نوجوون تنبل مدرسه گریز از فردای اون روز به جِدّ تمام همو غمشو بذاره برای راه های رسیدن به معشوق.کلن برای خانواده ما صبح زود پاشدن خیلی خیلی سخته و اصولا تا ظهر طول میکشه سیستم ما لود بشه و از همین روی تا قبل ناهار اصلا به هیچکس میل سخنمون نیست،ولی انگیزه ایمان ما
Read 77 tweets

Did Thread Reader help you today?

Support us! We are indie developers!


This site is made by just two indie developers on a laptop doing marketing, support and development! Read more about the story.

Become a Premium Member ($3/month or $30/year) and get exclusive features!

Become Premium

Too expensive? Make a small donation by buying us coffee ($5) or help with server cost ($10)

Donate via Paypal Become our Patreon

Thank you for your support!

Follow Us on Twitter!