۱/ما یه رفیقی داشتیم بنده‌خدا بچه جنوب‌شهر بود؛مثلا جعفرآباد
میگفت:تو کوچمون یه آرایشگری بود؛مریم‌خانوم
از اینا که تو یه اتاقی تو خونه آینه گذاشته بود، دور اتاق هم عکس شارون‌استون و مدونا چسبونده بود
روال اونموقع این بود آرایشگاه‌های زنونه فقط تولیدی‌وار
۲/یه سری کله‌زرد ابروخنجری لپ‌قرمز عین‌هم از خط تولید میدادن بیرون
اما مریم‌خانوم ابدا اینجوری نبود
اون خود خود میکل‌انژ بود
با یه ظرافت و دقتی خلاقیت بخرج میداد که فرشته‌مهربون سیندرلا هم پس میوفتاد
لعنتی خر رو هایده میکرد
ما هم بچه بودیم بیس‌چاری کف کوچه پهن بودیم
۳/واسه همین شاهد همیشگی رفتن زن‌های محل پیش مریم‌خانوم بودیم
مثلا ننه‌احمد میومد بره ما بهش سلام میکردیم اونم میگفت ها مثلا ننه‌ات پا دردش چطوره؟ آبجی کوچیکت خوبه؟ ما هم میگفتم اره اینا
بعد ننه رضا میومد بره بازم ما سلام می‌کردیم میگفتیم ها رضا کجاست؟ اونم میگفت رفته نون بگیره
۴/حالا مثلا بعدش ننه مهدی میومد بعدش ننه هادی و بقیه
بعدش اینا که از آرایشگاه میومدن بیرون ما دیگه بهشون سلام نمی‌کردیم
چون اصلا تشخیص نمی‌دادیم اینی که اومده بیرون ننه‌احمده یا ننه‌رضاست یا اصن مال دوتا کوچه بالاتره ما نمیشناسیمش
اینجوری زن‌های محل رو‌ میکوبید از اول می‌ساخت
۵/مریم‌خانوم شد ملکه‌بی‌منازع جعفرآباد
نه از این ملکه‌ بنجل پلاستیکی‌ها یا از اونا که از آینه می‌پرسه کی از همه خوشگل‌تره؟
مریم‌خانوم ملکه تا منتهی قلب‌ها بود
از یه روزی به بعد تو جعفرآباد حتی اگه یه تابه‌ایی توش شامی هم سرخ میشد بی‌اختیار یه سهمش می‌رفت دم خونه مریم‌خانوم
ا
۶/زنای محل تو همین اثنایی که تو نوبت بودن تا مریم‌خانوم چوب جادوش رو سر اینا هم بزنه یکی خونشو اب‌جارو میکرد
یکی ظرفای ناهارشو می‌شست
یکی به بچه مریم‌خانوم دیکته میگفت
مریم‌خانوم رنگ هیچ صفی رو ندید
کپن‌ها اتوماتیک به جنس تبدیل می‌شدن و نون‌ها مستقیم می‌آمدن دم خانه
۷/جعفرآباد آباد بود تا مرداد۶۹
سرظهری یه خاوری سرِته کرد اومد تو کوچه
خاور خالی تو کوچه چهارمتری فقط یه معنی داشت
یکی داشت از محل می‌رفت
مریم‌خانوم خدافظی نکرد فقط قبل رفتن به ننه‌احمد گفت:
بالاشهر یه سالنی میخواتتم و رفت
رفت و پشت‌پا زد به تاج‌وتخت جعفرآباد
۸/حتی به تابه‌های شامی و ظرف‌های شسته‌شده و دیکته‌هایی که ننه‌های ما به اولادش گفتن
بعدها که دایانا مرد و ملت بریتانیا بی‌اختیار تو خیابونای منتهی به کنزیگتون هق‌هق میزدن، من سه‌هزارو‌پونصد مایل اونورتر جعفرآباد رو دیدم
کاش داستان مریم‌خانوم و جعفر‌اباد همینجا تموم می‌شد
۹/ننه‌های ما که همشون حداقل یک‌جین شکم زاییده بودند و قبل اینکه به مفهمومی حتی سطحی از زندگی پی‌ببرن افتاده بوده تو بشور و بساب و لَلگی شش‌تا بچه قدونیم قد،
براشون خوشگلی انتزاعی بود
مال تو فیلما بود، مال از ما بهترون
مال همونجایی که مریم‌خانوم امّت جعفرآبادو ول کردو رفت
۱۰/مریم‌خانوم مثل پرومتئوس که آتیشو از خدایان دزدید و اورده بود واسه انسان‌ها،سر یه آبراهی از چشمه خوشگلی رو چرخوند بود سمت جعفرآباد
که شده حتی یه قطره هم نصیب ننه‌ها‌ی‌ما بشه
بعد مریم‌خانوم، ننه‌های‌ما روبرگردوندن
از آینه‌ها روبرگردوندن
۱۱/چراکه عبدی‌پور میگه:
به پیش نرفتن تنها حسرت بار است
به عقب برگشتن اما خجالت بی‌ته‌ و‌ توهی‌ست

• • •

Missing some Tweet in this thread? You can try to force a refresh
 

Keep Current with Amir_wait for it_Ali

Amir_wait for it_Ali Profile picture

Stay in touch and get notified when new unrolls are available from this author!

Read all threads

This Thread may be Removed Anytime!

PDF

Twitter may remove this content at anytime! Save it as PDF for later use!

Try unrolling a thread yourself!

how to unroll video
  1. Follow @ThreadReaderApp to mention us!

  2. From a Twitter thread mention us with a keyword "unroll"
@threadreaderapp unroll

Practice here first or read more on our help page!

Did Thread Reader help you today?

Support us! We are indie developers!


This site is made by just two indie developers on a laptop doing marketing, support and development! Read more about the story.

Become a Premium Member ($3/month or $30/year) and get exclusive features!

Become Premium

Too expensive? Make a small donation by buying us coffee ($5) or help with server cost ($10)

Donate via Paypal Become our Patreon

Thank you for your support!

Follow Us on Twitter!