حالا که چونه‌ام گرم شده یه نطق دیگه هم برم. برای بزرگانی که بحث تحلیل طبقاتی رو کشیدن وسط داستان ضحاک، عرض کنم دقت کردید ضحاک که خودش ساختار طبقاتی جامعه رو از بین می‌بره، در نهایت از همین بی‌طبقه شدن هم شکست میخوره؟ اینجوری که/
/ضحاک کلاً میراث جمشید را نابود می‌کنه، از جمله جدا کردن طبقه شهری از لشکری. بعد اون سپاهی که کاوه جمع می‌کنه همه شهری هستند و چون پیروی نظم و روابط ارتشی نیستند، همینجوری خودجوش و بدون فرمانده میرن جلو.
وقتی ضحاک از هند حمله می‌کنه، از مسیر بیراهه میاد که لشکر فریدون را /
/غافلگیر کنه، خود فریدون هم که واضحه غافلگیر شد چون توی کاخ با زنها نشسته بود و تخمه می‌شکست. ولی لشکرش غافلگیر نشد و جلوی لشکر ضحاک را گرفت. چرا؟ چون مخلوط مردم شهری و سپاهی بود و نظم عادی لشکر حالیش نبود و این چیزیه که در حالت عادی ضرره، ولی در این جنگ خاص/
/به سود فریدون شد.
پس به عبارتی نابود کردن ساختار شهری-لشکری و از بین بردن نظم طبقاتی آخرش گریبان خود ضحاک را گرفت.
چقدر این داستان قشنگه! هرچی بیشتر بیل می‌زنی همینجوری درّ و گوهر میاد بیرون.

• • •

Missing some Tweet in this thread? You can try to force a refresh
 

Keep Current with Amir Khadem

Amir Khadem Profile picture

Stay in touch and get notified when new unrolls are available from this author!

Read all threads

This Thread may be Removed Anytime!

PDF

Twitter may remove this content at anytime! Save it as PDF for later use!

Try unrolling a thread yourself!

how to unroll video
  1. Follow @ThreadReaderApp to mention us!

  2. From a Twitter thread mention us with a keyword "unroll"
@threadreaderapp unroll

Practice here first or read more on our help page!

More from @amirukhadem

3 May
حالا این داستان ضحاک اینقدر ظرایف داره که میشه تحلیل‌های واقعاً جالب کرد. مثلاً دقت کردین فریدون و ضحاک هیچ وقت با هم نمی‌جنگند؟ یعنی یک عنصر بازیگوشی خفیف تو داستان هست که اصلاً تو بگو شهد و عسل.
ضحاک در خواب می‌بینه که فریدون با گرز میزنه تو سرش. بعد خواننده فکر میکنه که خب /
/قطعاً اینها یک جنگ اساسی دارند دیگه. بعد وقتی فریدون حمله می‌کنه اصلاً ضحاک تو کاخش نیست. بعدتر وقتی ضحاک میاد، کلاً ماجرای فریدون رو یادش رفته (یا احتمالاً دیوانه شده) و میره یک راست توی کاخ که خواهران جمشید رو بکشه. کلاهخودش هم طوریه که کسی چهره‌ش رو تشخیص نمیده. بعد /
/وقتی میره تو کاخ، فریدون می‌بینه یه یارو گولاخی آمده و خنجر هم دستشه. می‌پره و با گرز یکی میزنه تو سرش. طرف می‌افته زمین و کلاهخودش می‌شکنه. اونجا تازه فریدون می‌فهمه که زده تو سر ضحاک. بعدش هم که دیگه فرشته میاد و نمیذاره ضربه بعدی رو بزنه. بنابراین/
Read 4 tweets
3 Oct 20
من به نظرم میرسه در فارسی امروز انگار دو جور شکسته‌نویسی به وجود آمده. یکی که انگار تحت تاثیر زبان فضای مجازی است، عملاً شکسته‌نویسی به یک زبان معیار است. مثلاً همین که من نوشتم «میرسه» به جای «می‌رسد» و این خودش مسبب خیلی از بحثها و دردسرهای نوشتن امروز شده که هکسره احتمالاً/
/بزرگترینشه. اگه بخواهیم در این شکسته نویسی دقیق بشیم دردسرهاش خیلی زیاده ولی این بحثش جداست از لهجه و گویش. شما اگر بخوای فارسی را جوری بنویسی که یک لهجه خاصی (غیر از فارسی معیار) را نشان بده خیلی به دردسر بزرگتری میخوری.
مثلا: /
/ اگر بخواهیم به شیرازی بنویسیم «کاکو» آن کسی که خودش با این لهجه آشناست درست می‌خواند kako ولی کسی که آشنا نیست می‌خواند kaku. حالا اگر من بخواهم جوری بنویسم که احتمال غلط خواندن را کاهش بدهم طوری که خواننده‌ای که به لهجه آشنا نیست هم با خواندن متن حس و ادای آن لهجه را بشنود/
Read 5 tweets
26 Aug 20
الان که فکر میکنم به این بساط آغداشلو و دیگران، می‌بینم رمان «دایی جان ناپلئون» واقعاً چقدر قشنگ تحلیل نظام مردسالار از نوع ایرانیش بود. واقعاً این رمان بهترین آینه رابطه‌ی اشرافیت و نرینگی در ایرانه. از اینکه در کل کتاب به آلت مرد میگن «عضو شریف» تا این که همه /
/ داستانهای فرعی و اصلی کتاب حول بالا رفتن مردها (و فقط مردها) از نردبان اجتماعی و رابطه‌اش با تختوابشونه. از اون آسپیران که تنها راهش برای بالا رفتن این بود که وانمود کنه عقیمه و نداشتن عضو شریف شد کلید ورود بی‌خطرش به میان اشراف، تا ترس خانواده از این که پسرشون/
/ممکنه کار با عضو شریف رو درست بلد نباشه و باید براش دوره تمرینی گذاشت. همه شوخی‌های ظاهراً دم دستی و لوده‌ی کتاب هم یک لایه از حس ناامنی نرینگی در مرد ایرانی رو داره. مثلاً اینکه در تمام کتاب مش قاسم به هر چیزی که بد باشه میگه بی‌ناموسی، حتی به باد نفخ هم میگه بی‌ناموسی./
Read 4 tweets
20 Aug 20
این مستند Coup 53 یک چیز دیگه هم به ذهن من آورد و اون هم ایراد اساسی خیلی از روایات غربی از کودتای ایرانه: تمرکز روی بحث دموکراسی. این که ایران داشت دموکراسی میشد و کودتا زد و خرابش کرد. این خیلی روایت کج و ناقصیه. به وضوح ساخته شده که مخاطب آمریکایی که به یک /
سری واژه‌ها مثل دموکراسی خیلی حساسه توجهش جلب بشه. اگر بخواهیم خیلی سر ساختار دموکراسی سختگیر باشیم، ایران نه در دوره مصدق کاملاً دموکراتیک بود و نه بعدش. اگر هم تعریفمون از دموکراسی رو یک کم بازتر بگیریم، چون ایران نظام پارلمانی داشت، هم در دوره مصدق و هم رزم‌آرا و /
و هم قوام و هم بعدش در زمان زاهدی حداقل یک پوسته‌ای از دموکراسی وجود داشت.
زاویه ایرانی قضیه اصلاً عنصر دموکراسی درش اینقدرها مهم نبوده. دعوای نیروهای سیاسی ایران بعد ازجنگ جهانی دوم، دعوا سر دو چیز بود: استقلال منابع ملی و تمامیت ارضی. قتل رزم‌آرا و غائله آذربایجان و /
Read 5 tweets
10 Aug 20
متن این دوست بزرگوار و ایرادها را اول بخوانید تا درباره نوعی نقد به تصحیح شاهنامه خالقی مطلق حرف بزنیم.
در تصحیح شاهنامه گاهی اوقات برای دو ضبط متفاوت شاهد در دستنویسها وجود دارد. هر دو ضبط هم از نظر محتوا معقول هستند. در این موارد مصحح دست به انتخاب براساس فهم خودش از متن می‌زند که به این کار می‌گویند تصحیح قیاسی. مثلاً در همین بیتی که گفته شد، فرق بین «ستیز» و «گریز» ۱/۲۰
از نظر ضبط در دستنویس‌ها خیلی کم است، یعنی چند دستنویس معتبر این را دارند و چندتا هم آن دیگری را. پس ارجاع به اعتبار دستنویس‌ها کمکی نمیکند.
خالقی «ستیز» را انتخاب کرده، احتمالا چون در این داستان گیو با لشکر توران می‌جنگد و بسیاری را می‌کشد و حتی سردار لشکر که پیران است را ۲/۲۰
Read 21 tweets
9 Aug 20
شرابخواری قدیم هم خیلی عجیب بوده. نمی‌دونم اصلاً چیکار می‌کردن. حالا غیر از چیزهایی مثل گچ ریختن توی شراب برای صاف کردنش، در مواردی شراب رو می‌جوشوندن. مثلاً نوعی شراب بوده به نام سیکی (خوانده میشه sayki یا sayaki) که شراب عادی رو
می‌گرفتند و می‌جوشوندن تا دو سومش تبخیر بشه و یک‌سومش بمونه. برای همین اسمش میشه سه‌یکی=سیکی.
حالا هرکس شیمی دبیرستان پاس کرده باشه میدونه دمای تبخیر الکل از آب کمتره و اگه شما اینقدر بجوشونی که دو سوم آبش بره، الکلش خیلی وقت پیش تموم شده. پس این‌که
قدیم می‌گفتند سیکی‌خوری خیلی کار خفنیه، در حقیقت داشتن یک نوع آب‌انگور غلیظ و خیلی تلخ با صفر درصد الکل می‌خوردند. که خب مگه آدم مرض داره؟
ولی از اون طرف خیلی بعیده شرابسازهای قدیم این نکته واضح رو ندونن و قرنها سیکی بخورن و مست نشن و نفهمن که مست نشدن. پس سوال اینه که چه جوری
Read 4 tweets

Did Thread Reader help you today?

Support us! We are indie developers!


This site is made by just two indie developers on a laptop doing marketing, support and development! Read more about the story.

Become a Premium Member ($3/month or $30/year) and get exclusive features!

Become Premium

Too expensive? Make a small donation by buying us coffee ($5) or help with server cost ($10)

Donate via Paypal Become our Patreon

Thank you for your support!

Follow Us on Twitter!