Farid Profile picture
4 May, 20 tweets, 5 min read
شاتل فضایی کلمبیا اولین فضاپیمایی بود که در سال 1981 وارد جو زمین شد. این شاتل 27 عملیات مهم رو برای ناسا انجام داد تا اینکه سال 2003، برای 28مین عملیات زمین رو ترک کرد. اما از همون شروع لانچ، یک اتفاق غیر منتظره رخ داد.
تو این زمان ناسا مشغول ساخت ایستگاه فضایی بود و این شاتل در شانزدهم ژانویه سال 2003 با هفت نفر سرنشین از زمین خارج شد. در ثانیه‌ی 82م لانچ شاتل، یک تیکه از فضاپیما جدا شد و با بال چپ شاتل برخورد کرد. بال چپ سوراخ شد. اما فضاپیما با موفقیت از مدار زمین خارج شد.
روز اول فوریه همون سال این شاتل در سلامت کامل به ایستگاه فضایی کندی متصل شد. عوامل ناسا در زمین شروع کردن به تحقیق درباره اون حادثه و اینکه چرا اینطوری شد. چرا اون تیکه کنده شد و چه عواقبی ممکن بود برای شاتل داشته باشه.
مدیران ناسا و مسئولان عملیات از همون لحظات ابتدایی می‌دونستن که برگشت این شاتل به زمین تقریبا غیر ممکنه. بخاطر سوراخ ایجاد شد در بال چپ فضاپیما، هنگام بازگشت به زمین خطر انفجارش تقریبا صد در صد بود. اما تصمیم گرفتن به فضانوردا چیزی نگن.
بحث مفصلی در ناسا و همینطور سازمان هوا و فضای آمریکا در گرفت که آیا این موضوع باید به اطلاع فضانوردا رسیده بشه یا نه. تحقیقات نشون میداد که بازگشت غیر ممکنه، در حالی که خود فضانوردا از بزرگی این خسارت خبر نداشتن، ناسا بالاخره تصمیم گرفت چیزی نگه و خیلی طبیعی فرایند رو پیش ببرن
یکی از مدیران سابق ناسا، به اسم وین هیل، بعدها گفت که ما کاری از دستمون بر نمیومد برای ترمیم سیستم محافظت از گرمای فضاپیما. تصمیم گرفتیم که بهشون نگیم و به گمانم خود فضانوردا هم اینطوری راحت‌تر بودن.
هیل در ادامه میگه: به نظر شما این بهتر نیست که اونا با حس موفقیت در عملیات به سمت زمین برگردن و در کثری از ثانیه بدون اینکه از چیزی مطلع باشن، بمیرن؟ گفتن اینکه فضاپیما دیگه نمی‌تونه به زمین برگرده چه دردی رو دوا میکرد؟
فضانوردا در این حین مشغول انجام عملیات خودشون بودن و خبر نداشتن که تنها در فضا موندگار شدن و امیدی به بازگشتشون نیست. این هفت نفر پس از انجام موفقیت آمیز عملیاتشون، شروع به بازگشت به زمین کردن.
شاتل کلمبیا هنگام بازگشت به مدار زمین، با دقت با ناسا در حال مکاتبه بود. کارمندان ناسا سعی میکردن احساساتشون رو در ارتباط با اونا مخفی کنن. میدونستن هنگام ورود به جو زمین منفجر میشه ولی تصمیم جمعی بر این بود که چیزی بهشون نگن تا در نهایت آرامش در جو زمین از بین برن.
وقتی شاتل رسید بالای دالاس، تگزاس، سرعتی تقریبا هشت برابر سرعت صوت داشت. بال چپ بخاطر سوراخ بودن، تقریبا از بین رفت. در همین حین هم ناسا مدام طبق پروتوکل اونا رو هدایت میکرد تا اینکه صدا قطع شد. تقریبا آخرین لحظات زندگی این هفت نفر بدین شکل سپری شد.
فضانوردا که رو صندلی‌هاشون بودن، با دیدن اولین اخطارهای فضاپیما، سعی کردن بفهمن چی شده و حلش کنن. گزارش‌ها نشون میده هر هفت نفر برای دقایقی کل راه‌حل‌ها رو بررسی کردن که فضاپیما رو کنترل کنن اما ناسا در زمین میدونست کاری ازشون بر نمیاد.
گزارش میگه لحظه‌ی ورود به جو زمین بخاطر سرعت بالا، گرمای زیاد و فشاری که داخل فضاپیما شد، در همون چند لحظه‌ی اول همه‌ی اعضا بخاطر حرکت دورانی وحشتناک، بیهوش شدن. فشار هوای داخل کابین از بین رفته بود.
هرچند سیستم تنفسی فضاپیما برای لحظاتی فعال شد ولی افت فشار داخل کابین به قدری بود که بهوش نیومدن. در حین بیهوشی احتمالی یا مرگ، و چرخش وحشتناک کابین، اعضا داخل فضاپیما ضربه‌های زیادی رو متحمل میشن.
این افراد با کمربند دور کمر به صندلی متصل بودن و بالا تنه و پاهاشون آزاد بود. حرکت سریع فضاپیما و چرخش اون باعث شد بدنشون با سرعت بالایی به دچار تروما بشه. ضربه‌های شدید و چرخش که اگر کسی بیهوش بود در اون لحظات دیگه کاملا کشته شده بود.
ناسا گفت حتی اگر از شاتل جون سالم به در میبردن، لباس محافظتی که داشتن هم طاقت اون گرمای شدید رو نداشت و از بین میرفتن. عاقبت وقتی شاتل به بالای دالاس رسید، منفجر شد و تلویزیون که زنده این رویداد رو پخش میکرد، همه مستقیم انفجارش رو دیدن.
پس از انفجار تکه‌های ریز و درشت زیادی از فضاپیما به زمین سقوط کرد. بدن تکه تکه شده‌ی فضانوردا هم پیدا شد، اگر چیزی مونده بود ازشون. پس از این فاجعه، عملیات ناسا برای چند سال متوقف شد و کار به کنگره و سنا هم کشیده شد.
این مسئله که فضانوردان چیزی از این مشکل در سیستم نمی‌دونستن و ناسا بهشون نگفت، برای سالها مخفی موند و بعدا ناسا منتشرش کرد. یاد و خاطره‌ی اون هفت نفر دانشمند هم برای همیشه جاودانه شد.
یک گروه راک سوئيسی به یاد این گروه قطعه‌ای ساخت به اسم ژاپنی Taijin Kyofusho که اول قطعه آخرین کلمات این فضانوردان ضبط شده. خیلی قطعه‌ی زیباییه. این اسم ژاپنی به یک اختلال روانی اشاره داره که در اون بعضی افراد بخاطر تروماهای شدیدی که دچارش میشن
ترس شدیدی بهشون دست میده که مبادا دیگران رو آزار بدن و ازینرو روابط اجتماعی‌شون رو محدود می‌کنن و میرن تو خودشون. این قطعه زیبا رو میتونید از لینکهای زیر گوش بدید:

لینک ساندکلاود: soundcloud.com/the-evpatoria-…
لینک تصویری یوتیوب:

• • •

Missing some Tweet in this thread? You can try to force a refresh
 

Keep Current with Farid

Farid Profile picture

Stay in touch and get notified when new unrolls are available from this author!

Read all threads

This Thread may be Removed Anytime!

PDF

Twitter may remove this content at anytime! Save it as PDF for later use!

Try unrolling a thread yourself!

how to unroll video
  1. Follow @ThreadReaderApp to mention us!

  2. From a Twitter thread mention us with a keyword "unroll"
@threadreaderapp unroll

Practice here first or read more on our help page!

More from @Friedrish

29 Apr
کلیون باندی Cliven Bundy و پسراش رو صندلی چرمی هتل جلوی دوربین نشسته بودن. یک گروه مستند ساز برای تهیه مستند اومده بودن فیلم بگیرن. اما یه چیزی جور در نمیومد. نمی‌دونستن چی. کارگردان سوالای عجیب غریب می‌پرسید. ولی بالاخره حرف زدن. کارگردان اطمینان داد که کارشون حرفه‌ایه.
کلیون باندی یک گله‌دار بزرگ آمریکایی در ایالت جنوبی نواداست. 14 تا بچه داره و 60 تا نوه. مزرعه‌اش حدود صد کیلومتری بیرون لاس وگاس هست و از این خانواده‌های قدیمی هست که نسل اندر نسل در اون زمین‌ها زندگی کردن. کلی احشام دارن و به حالت تقریبا کمونی زندگی می‌کنن.
حدود ده سال بود که این خانواده و خانواده‌های مشابه با دولت آمریکا سر جنگ داشتن. دولت می‌گفت که شما باید در محدوده‌ی خاصی گله رو ببرین چرا. از این لحاظ که در بعضی مناطق یک سری حیوانات در خطر انقراض از جمله نوعی لاکپشت وجود دارن و اینکه باید برای چرا پول بدین به دولت.
Read 33 tweets
15 Apr
گرِگ فلنیکن (Greg Fleniken) در اتاق 348 هتلی در تگزاس اقامت داشت. رو تختش لم داده بود به دو تا بالش و مشغول مطالعه روزنامه بود در حالی که تلویزیون هم روشن بود. ناگهان، از درون ترکید. یک ضربه‌ی مهلک از ناکجاآباد بهش خورد. کشان کشان خودش رو رسوند جلو در اتاق، و سپس خورد زمین.
فلنیکن و زنش عادت داشتن هر روز صبح با هم تلفنی حرف میزدن. وقتی زنش پاسخی ازش نگرفت، به کارمندای هتل زنگ زد. پس از یکی دو ساعت بالاخره با حضور پلیس وارد اتاقش شدن. جلو در با صورت افتاده بود، یه سیگار تموم شده لای انگشتای دستش بود و همین.
کیفش رو گشتن دیدن هیچی از محتویات کیف دست نخورده و کلی هم صد دلاری توش بود. در اتاق رو نگاه کردن دیدن هیچ اثری از ورود با زور مشاهده نمیشه. نه اثری از خون بود نه اثر انگشت، فقط چونه‌ی فلنیکن که خورده بود زمین سیاه شده بود. هیچ اثری از ضرب و جرح هم دیده نمیشد.
Read 27 tweets
10 Apr
اگر شما رهبر مستقیم و غیر مستقیم یک سوم کره زمین باشید، مضحک‌ترین کاری که انجام می‌دید چه کاری میتونه باشه؟ میخاییل گورباچف، آخرین رهبر اتحاد جماهیر شوروی، توی تبلیغ یک پیتزافروشی نقش ایفا کرد که به گفته‌ی مجله‌ی تایم یکی از شرم‌آورترین تبلغیات از سوی افراد مشهور است.
فروپاشی شوروی یک زلزله سیاسی در دنیا بود. پس از فروپاشی، و هنگام تاسیس فدراسیون روسیه، بوریس یلتسین و گورباچف رابطه‌شون بصورت علنی شکرآب شد. این ضدیت به جایی رسید که گورباچف به خبرنگارا گفت «اگر من رو دار زدن، مطمئن شوید که یلتسین رو از همون درخت دار نزنن».
اما بازنشستگی تحمیلی گورباچف خیلی بهش سخت می‌گذشت. سال 1991 براش تعیین کرده بودن که هر ماه از محل بودجه دولتی حدود 4000 روبل حقوق بگیره اما مشخص نکردن که این حقوق با تورم تغییر کنه. سال 1994 که بحران اقتصادی روسیه رو در نوردیده بود، گورباچف ماهی 2 دلار حقوق دولتی میگرفت.
Read 21 tweets
30 Mar
دوریندا لوپز 71 ساله گوشه خانه سالمندان نشسته بود رو ویلچر. کسی نمی‌دونست از کجا اومده و چه گذشته‌ای داره. فقط گربه‌ش میدونست و اونم بخاطر این بود که شبا برا گربه سرگذشت خودش رو میگفت. یه زمانی تیتر یک اخبار بود. به مدت 10 روز یک سلبریتی بود.
آدمای خیلی معدودی سرگذشت دوریندا رو میدونستن، و اینکه خودشم تمایلی به گفتنش نداشت. اما دوریندا محور یکی از عاشقانه‌ترین فرار از زندان‌های تاریخ بود و حالا که دوست پسرش در سال 2020 انگار از زندان داشت آزاد میشد، تمایل پیدا کرد که داستانش رو بازگو کنه.
پنجاه سال پیش از این، دوریندا یک زن ۲۱ ساله‌ی جذاب بود؛ با موهای بلوند و چهره‌ و بدنی جذاب که توانایی این رو داشت خیلی از مردای اطرافش رو جذب خودش کنه. بخاطر تعدد ازدواج‌هایی که داشت اسمش این شده بود Samantha Dorinda Malone Fiegler McPherson Lopez و هی فامیلی به اسمش اضافه میشد.
Read 31 tweets
16 Mar
در دوره ریگان، سال ۱۹۸۵، نصف شبی تلفن مامور ویژه‌ی اف‌بی‌آی به اسم مایکل راچفورد زنگ خورد. مدیر بالا دستی‌ش بود. بهش گفت: یه هواپیما داره میاد، یک پناهنده تراز بالا از شوروی. روز قبلش، این مقام تراز بالای کاگ‌ب در رم ایتالیا به سفارت آمریکا پناهنده شده بود.
این مامور درجه‌ بالای کا‌گ‌ب به آمریکایی‌ها گفته بود در ازای ارائه اطلاعات مخفی از شوروی، درخواست زندگی در غرب رو دارم و میخوام پناهنده بشم. به راچفورد گفتن برو پایگاه هوایی، اونجا با آلدریچ آمس، تحلیلگر خبره سازمان سیا، روبرو میشی و با هم طرف رو بازجویی کنین.
راچفورد وقتی به پایگاه هوایی رسید، متوجه شد که هواپیما زودتر فرود اومده و آلدریچ، فرد پناهنده رو منتقل کرده به یکی از خانه‌های امن اف‌بی‌آی برای بازجویی. راچفورد هم به اونجا رفت. اسم این مامور کاگ‌ب، کلنل ویتالی ویرچنکو بود. وقتی همه جمع شدن، شروع کرد به برملا کردن اسرار کاگ‌ب.
Read 40 tweets
12 Mar
میدونید چرا بعضی آدما خیلی تنوع طلبن و هر چند مدت یکبار پارتنر عوض می‌کنن؟ یا چرا بعضی آدما دنبال رابطه بلند مدتن؟ خیلی از این موارد برمیگرده به هورمونای ما. بخصوص چند مورد کلیدی از جمله دوپامین و سروتونین و آندورفین.
افرادی که مدار هورمون دوپامین در اونها قویه، آدمایی هستن که بیشتر میخوان. دنبال چالش هستن و دنبال پاداش گرفتن از چالش. وقتی به هدفشون میرسن، دوپامین در مغزشون کم میشه و همین وادارشن میکنه دنبال یه هدف دیگه برن. بخاطر همین یکی از اسم‌های دوپامین هورمون پاداش هست.
یعنی چی؟ یعنی اگه زیر پل زندگی می‌کنید، مدار دوپامین، شما رو ترغیب میکنه یه سرپناه (جای بهتر) پیدا کنید. اگه تو بهترین کاخ کره زمین بشینید، مدار دوپامین شما رو وادار میکنه تو کره ماه خونه بسازید. این هورمون هیچوقت سیر نمیشه. همیشه دنبال چیزای بیشتره.
Read 12 tweets

Did Thread Reader help you today?

Support us! We are indie developers!


This site is made by just two indie developers on a laptop doing marketing, support and development! Read more about the story.

Become a Premium Member ($3/month or $30/year) and get exclusive features!

Become Premium

Too expensive? Make a small donation by buying us coffee ($5) or help with server cost ($10)

Donate via Paypal Become our Patreon

Thank you for your support!

Follow Us on Twitter!