این باغ stone hill در ملبورن استرالیا است که در طراحی آن از گیاهان مخصوص مناطق خشک با مصرف کم آب و پایداری بالا استفاده شده است. باغی زیبا که در آن گیاهان با تنوع رنگی جالب و شکلهایی جذاب بخوبی در کنار هم قرار گرفته اند و در آن از سنگ های مختلف استفاده شده است/۱
به این نوع باغ dry garden یا باغ خشک می گویند که حاصل منظر سازی خشک یا زری اسکیپ Xeriscape است. منظرسازی خشک که از دهه ی هشتاد میلادی بر سر زبانها افتاد سعی می کند با گیاهان خشکی پسند فضای سبزی جذاب و پایدار را در مناطق خشک بسازد که کمترین مصرف آب را داشته باشد/۲
البته سابقه ی این سبک منظرسازی و باغ های خشک در ایران بسیار بیشتر از این حرفهاست. این نوع باغها برای مناطق خشک مزیت های فراوانی دارد مانند هزینه ی پایین تر و زمان کمتر برای احداث و نگهداری، آسان تر بودن نگهداری، چشم انداز زیبا و استفاده از گیاهان بومی هماهنگ با محیط و ..../۳
با وجود مشکلات آبی کشور و خشک بودن اکثریت مناطق کشور، به دلیل فضای سبز و گیاهان نامتناسب با اقلیم(مثل چمن) مصرف آب در فضای سبز ایران بسیار بالاست مثلا مصرف سالانه ی آب در فضای سبز در سال ۹۹ در تهران ۱۸۰ میلیون متر مکعب و در مشهد ۲۳ میلیون بوده است/۴
آب مورد نیاز فضای سبز شهرها و ویلاها و خانه باغ ها از هزاران حلقه چاه مجاز و غیرمجاز و حتی از آب آشامیدنی لوله کشی تامین می شود. از طرف دیگر در شهرهای خشک و جنوبی پارکها بسیار بد منظر و زشت و در بیشتر سال غیرقابل استفاده هستند/۶
ما نیاز داریم هرچه سریعتر یک بازنگری اساسی در طراحی و ساخت فضاهای سبز و گیاهان مورد استفاده و مصرف آب در اونها داشته باشیم. این سبک فضای سبز می تواند حداقل ۵۰ درصد آب مصرفی را کاهش دهد/۷
اولویت در ساخت این نوع فضای سبز باید با استفاده از گیاهان خشکی پسند بومی ایران باشد(البته با تحقیق و پژوهش مناسب)/۸
توی مطالب قبلی برخی از گیاهان خشکی پسند بومی ایران که هم برای فضای سبز مناسبند هم از جنبه ی اقتصادی کاشت آنها پر سود است را معرفی کرده ام. برای نمونه این رشتو را ببینید/۹
نمونه هایی از منظرسازی های خشک و استفاده از گیاهان خشکی پسند در آلمریای اسپانیا رو می تونید در پیج آقای حسین آخانی ببینید. آلمریا در جنوب اسپانیا منطقه ای گرم و خشک و در عین حال یکی از بزرگترین مراکز تجمع گلخانه در جهان است/۱۰ instagram.com/p/B5lT48qiZ-m/…
و instagram.com/p/B4NIxjbi0d0/…
• • •
Missing some Tweet in this thread? You can try to
force a refresh
ماجرای حمله اسرائیل به قطر واقعا تاثیر بزرگی در افکار عمومی جهان عرب گذاشته، تاثیری که فکر می کنم در ادامه تاثیر نسل کشی در غزه و ۷ اکتبر یک تاثیر عمیق و تاریخی خواهد شد نه تاثیری مقطعی و سطحی. باید دید در رویکرد دولتهای عربی چه تاثیری خواهد داشت./۱
اسرائیل در چند سال اخیر توانست با کمک برخی کشورهای عربی روایت «ایران خطرناک تر از اسرائیل است» را در بخش بزرگی از افکار عمومی و گفتمان عمومی سیاسی سیاسیون کشورهای عربی بخصوص حاشیه خلیج فارس جا بیندازد. در ادامه این دو چیز دیگر هم پیگیری شد، عادی سازی روابط با اسرائیل در قالب/۲
پیمان ابراهیم و تشکیل یک ائتلاف امنیتی و نظامی منطقه ای که زیر بلیت آمریکا و با رهبری منطقه ای اسرائیل باشد و خودش را در مقابل محور مقاومت تعریف کند. اسرائیل سعی داشت با حملات به مواضعی ایران و نیروهای مقاومت و عملیاتهای تروریستی توانایی و قابلیت خودش برای این رهبری را به اعراب/۳
از دوستانی که دلسوزانه در مورد شغل دوم، تدریس خصوصی و کنکور پیشنهاداتی دادند ممنونم، از اونهایی که بهم یادآوری کردن که معلمی کار سختی نیست و پول مفت و اضافی بهمون دارن میدن و سه ماه تعطیل و ساعت کار هفتگی کمه و داریم در عین عشق و حال ناشکری میکنیم هم ممنونم، غرض از این توییت/۱
حل مشکل برای شخص خودم نبود هدف بیان بحرانی بود که دارم از نزدیک در آموزش و پرورش می بینم بود، این وسط چه پیشنهاد شغل دوم و تدریس خصوصی برای معلمان(حتی اگر مشکل شخصی اونها رو حل کنه) و چه تکرار بدون درک تعطیلات و راحتی و ... رو بیشتر مضر به حال جامعه می دونم تا معلمها/۲
بلاخره با تداوم این وضع معلمهای خوب یا رها میکنن و میرن سراغ کار دیگه یا شغل دومشون میشه معلمی و فضای ذهنی و وقت و تمرکزشون و رفتار و دغدغه شون چیز دیگه ای جز معلمی میشه یا می مونن و ناله زنان و در حال دست و پنجه نرم کردن با مشکلاتشون هر روز بی انگیزه تر میشن./۳
من با این حقوق معلمی واقعا زندگیم به فنا رفته. امروز در دفتر مدرسه بحث در مورد رها کردن شغل معلمی بصورت جدی جریان داشت، خبر دارم که چندتا از همکاران جوان تر در آزمونهای استخدامی پتروشیمیها و ... شرکت کردن، برخی بخاطر مشکل سربازی هنوز دست و پاشون بسته است و بخاطر همین رفتن/۱
سراغ شغل آزاد و دارن برای تموم شدن تعهدشون یا یافتن راه دیگه برای سریعتر خلاص شدن از آموزش و پرورش تلاش میکنن، برخی هم از قبل درآمدی داشتن که اصلا تامین زندگیشون با اون درآمد است. من آدم شغل آزاد نیستم، سرمایه و ارث و پشتیبانی ندارم، معلمی رو واقعا دوست دارم/۲
هر تلاشی برای کسب درآمد دوم نتیجه چندانی نداشته و حتی در برخی موارد شکست خورده. امروز یادم اومد که چون برخلاف اکثر همکارانم بیمه من خدمات درمانی است نه تامین اجتماعی، اگر امروز از معلمی استعفا بدم عملا هیچ سابقه کاری برام حساب نمیشه و اگر برم سراغ شغل دیگه سابقه ام صفر میشه/۳
سالها قبل توی مشهد با چندتا طلبه یزدی آشنا شدیم، گفتن امشب می ریم خونه حاج حیدر رحیم پور، شما هم خواستین بیاین. صحبتهای این مرد بزرگ و اون خونه ساده و ... برای من تجربه جالبی بود. چون مرحوم حاج حیدر از مبارزین قدیم مشهد بود واقعا اطلاعات و تجربیات نابی از فضای سیاسی/۱
مشهد در پنجاه شصت سال گذشته داشت. میگفت جریان ملی شدن نفت همزمان با نوجوانی او بوده و البته با وجود این در آن زمان در تجمعات و فعالیتهای مربوط به این ماجرا فعال بوده. میگفت از مهمترین و فعالترین عناصر سیاسی در جریان ملی شدن نفت در مشهد شبخ محمود حلبی بوده اما ماجراهایی که/۲
در فاصله ملی شدن نفت تا کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ اتفاق افتاد به نوعی باعث سرخوردگی شیخ محمود حلبی و برخی دیگر از مذهبیهای فعال در آن جریانات شد و همین زمینه تغییر در افکار و رفتارش شد و کم کم رسید به چیزی که به نام حجتیه مشهور شد. البته احتمالا عوامل دیگه ای هم در این ماجرا دخیل بوده/۳
یه حکایتی هست که میگه یه نفر هر روز می رفت بیرون از شهر، سنگ می ریخت توی یه خورجین، اون رو روی دوشش میذاشت و بر میگشت و میفروخت و درآمد کمی بدست می آورد. یک روز شخصی اون رو می بینه و بهش میگه چرا همه سنگها رو یک طرف خورجین میذاری، اگر دو طرفش بذاری راحت تر می تونی حملش کنی/۱
مرد امتحان میکنه و می بینه واقعا بهتر شد، میگه دستت درد نکنه که من رو راهنمایی کردی، ای مرد دانا تو چه کارهای؟ میگه هیچی، از این کوچه به اون کوچه و از این ولایت به اون ولایت میرم، از مردم میخوام یه تیکه نون بهم بدن که بخورم و زنده بمونم. اون سنگ فروش تا این رو میشنوه خورجین رو/۲
میندازه و سنگها رو دوباره میذاره یه سمت خورجین. مرد دانا بهش میگه چرا اینجوری کردی؟ میگه والا من فکر میکردم تو با این عقلت، وزیری، حکیمی، عالمی چیزی هستی نه گدا. من با این بی عقلیم یه خورجین کج و سنگین رو هر روز به دوش میکشم و نون خودم رو در میارم/۳
رسوایی در محافل مطبوعاتی بریتانیا پس از آنکه روزنامه Jewish Chronicle مجبور به حذف مجموعهای از مقالات درباره جنگ غزه شد که کاملاً ساختگی بودند و در پی این رسوایی شماری از روزنامهنگاران استعفا دادند، به وجود آمد. اما رسوایی واقعی این است که مالک روزنامه، روبی گِیب، /۱
عضو هیئت مدیره و کمیته سیاستها و استانداردهای رسانهای بیبیسی است!
روزنامه Jewish Chronicle در سال ۱۸۴۱ در لندن تأسیس شد و قدیمیترین روزنامه یهودی جهان است. معروف است که مالک آن، روبی گیب، تنها نماینده یک گروه ناشناس از سرمایهگذاران است./۲
آلن راسجر، روزنامهنگار بریتانیایی، میگوید: برای اولین بار در تاریخ بریتانیا، نمیدانیم چه کسی مالک یک روزنامه مهم بریتانیایی است!/۳