هنوز برای اکثر ما نانآور خانواده یعنی مرد. تعداد مردای شاغل و صاحب درآمد خیلی خیلی بیشتر از زنانه.چرا؟ عزیزانم برعکس تصورتون اینطور نیست که زنها نخوان کار کنن و درآمد داشته باشن.اولا که خانهداری یه شغل تماموقت و بیمزده.ایضا نگهداری از فرزند. اصلا اینا رو شغل در نظر نگیریم
ولی شما نمیتونی اون آمار رو ملاک درستی قرار بدی بدون اینکه در نظر بگیری چقدر فرصت شغلی برابر در ابتدا وجود داشته. چقدر مردایی هستن که علیرغم نیاز مالی به زنشون اجازه کار نمیدن و قانون هم تمام قد پشتشونه.چقدر بین دستمزد زن و مرد برای یک کار ثابت تفاوت وجود داره.چقدر الزاماتی که
برای استخدام زن و مرد توی این کشور وجود داره متفاوته. شما نهایت لازمه شلوار و پیراهن آستین بلند بپوشی و در انتخاب رنگش هم آزادی ولی برای زنها چی؟ تقریبا همون لباسی که باهاش مهمونی هم میتونین برین.
ببینین فقط بحث این نیست که ما دو سانت مقنعهمون بره عقب یا چادر سر نکنیم امکان
استخدام توی خیلی جاها رو از دست میدیم. واقعا کدوم مرد (سیس هترو) میتونه بفهمه آزار جنسی سر کار یعنی چی؟ چه خبر دارین که زنها از چه موقعیتهای شغلی و درآمدی صرفنظر میکنن که مجبور نباشن اون آزار رو تحمل کنن یا تن به آزار میدن چون تحت فشار شدید مالیان یا چون بودن در اون موقعیت
شغلی رو دوست دارن و مستحقشن یا چون امیدی ندارن جای دیگه وضع بهتر باشه. برای اغلبتون اینکه زن برای کار برابر دستمزد کمتر بگیره یا با صلاحیت برابر یا حتی بیشتر امکان پیشرفت شغلی نداشته باشه کاملا بدیهی و پذیرفته شدهس. الانم نیاین واسه من از سربازی و مهریه حرف بزنین تا زمانی که
خودتون بر علیهش مبارزه نکردین.(پلاکارد دست گرفتن جلوی مجلس برای مهریه مبارزه نیست)مبارزه یعنی اینکه موقع ازدواج به همسرتون بگین که همه حق و حقوقش رو به صورت ثبت محضری بهش برمیگردونین و توافق میکنین که اموال به دست آمده در طول زندگی مشترک هم به تساوی بینتون تقسیم بشه و در عوض
مهریه هم نمیدین. زنها سالهاست که دارن شجاعانه مبارزه میکنن و هزینه میدن و الانم تصمیم دارن اگر کسی نخواست به خاطر حجاب نداشتن بهشون خدمات بده، برن و از سرویسدهنده دیگهای استفاده کنن. این یعنی همچنان خودشون دارن هزینه مبارزهشون رو میدن. #زن_زندگی_آزادی
• • •
Missing some Tweet in this thread? You can try to
force a refresh
ببینین خیلی سادهس.شما (مردا) تصور کنین توی محلهتون دو تا سوپری هست. یکیش میگه فقط در صورتی بهتون جنس میفروشه که عبا و عمامه داشته باشین.یکی دیگه میگه نه با همین لباس معمولی که تنتونه بیاین و خرید کنین.شما کدوم رو انتخاب میکنین؟واسه اینکه نون سوپر اولیه آجر نشه برای لباسی که
انتخابتون نیست هزینه میکنین و تنتون میکنین و ازش خرید میکنین یا میرین سوپر دومیه؟
میبینین چقدر عجیبه؟پس چطوره که براتون طبیعیه زن تن به همچین چیزی بده؟واسه اینکه سوار تاکسی بشین حاضرین عبا و عمامه بپوشین یا صبر میکنین یه تاکسی بیاد که فارغ از پوششتون سوارتون کنه؟ میرین رستورانی
که ازتون بخواد عباعمامه تنتون باشه یا میرین رستورانی که شما رو با پوشش معمولی و انتخابیتون میپذیره؟قضیه زنها هم همینه. چطور همه ما سالها به این تبعیض مسخره عادت کرده بودیم و بعضیامون هنوز هم حاضر نیستیم دست ازین عادت برداریم؟
وقتی زنی حاضر نیست روسری سرش کنه و سوار اسنپی بشه و
1.فکر کنین که جلوتون یه پارچ آب و یه لیوانه و میخواین برای خودتون یه لیوان آب بریزین و بخورین.دست دراز میکنین سمت پارچ ولی دستتون به جای اینکه پارچ رو بلند کنه و آب رو بریزه توی لیوان، شروع میکنه به گلدونا آب دادن. شما میدونین که چنین قصدی ندارین ولی دستتون از فرمان شما سرپیچی
2.میکنه و یه کار دیگه انجام میده. چه حسی توی این موقعیت خواهید داشت؟
یکی از مراحل مهم رشد روانی ما اینه که بپذیریم دیگران هم به عنوان موجوداتی جدا از ما، ذهن دارن و فکر میکنن و محتوای فکرشون الزاما شبیه محتوای فکری ما نیست.
3.ممکنه خیلی ساده و بدیهی به نظر برسه ولی فراموش کردن همین مسئله ساده ریشه خیلی از اختلافات و دعواهای بین آدماست. حالا این تفاوت میتونه در حد اختلافات اساسی ایدئولوژیک باشه یا در حد مسائل ساده روزمره. گاهی ما یادمون میره که ذهن طرف مقابلمون از ذهن ما جداست و شاید بدون اینکه
آدمیزاد از اول زندگیش در حال برقراری رابطه با دنیای اطرافشه و مادر (یا مراقب اولیه) اصلیترین نماینده این جهانه.اولین شکل رابطه هم شیر خوردنه و مادر چون داره این شیر رو فراهم میکنه برای بچه مهم میشه/1
شیر گرمه و گرسنگی رو پایان میده و آروم آروم این حس پر شدن ازین چیز گرم با صدا و بو و نگاه مادر قاطی میشه و بچه توی مدل ادراک خیلی ابتداییش از دنیا خیال میکنه که داره همه اینا رو با هم میبلعه
پس چی شد؟اولین مدل ارتباط ما با دنیا شد خوردن که تا بزرگسالی هم تا حدودی/2
رد و اثرش توی روان ما باقی میمونه واسه همینه که هنوز توی بزرگسالی از بوسیدن لذت میبریم یا وقتی میخوایم به کسی میل یا علاقهمون رو نشون بدیم از کلمات یا افعالی که به غذا یا خوردن مربوط باشن استفاده میکنیم:
بخورمت، عسلم، جیگرم، "صبحانه پنهانی"، "شراب صد ساله" و ...../3