*حتمی بودن فوران خشم عمومی واحتمال بهرهبرداری رقبا از پتانسیل آن.
*بروز بحران امنیتی تمامعیاری که میتوانست کل ساختار را بشکلی پایدار بیثبات کند ویا منجر به سقوط آن شود.
*تنزل وجهۀ شخصی تاحد یکی از منفورترین چهرههای تاریخ معاصر.
کل منابع حاصل از افزایش نرخ بنزین،31هزارمیلیاردست که اگر همین رقم از بانک مرکزی استقراض میشد،تبعات تورمی آن در شرایط انفجار نقدینگی،نامحسوس بود.
مضافا این نرخ کماکان برای قاچاق مزیت دارد وادعای کاهش آلودگی و ترافیک هم که«شوخی»ست.
«دستاورد»او از این بحران چه بود که حاضر شد ریسک آنرا-با توجه به منش شدیدا محافظهکارش-به جان بخرد؟
*مجلس(که البته عملا از زمان تصویب یک ربعه برجام از گردونه تصمیمگیری حذف شده بود)،
*مجمعتشخیص(که میرسلیم فاش کرد FATF را رد کرده و درماجرای بنزین یک عضوش گفت از طریق رادیو خبر گرانی بنزین را شنیده)،
*مراجع تقلید(مخالفان سرسخت اصلاحات نمایشی-یواشکی روحانی از جمله استادیوم).
در ادامه میکوشم پس از شرحی تاریخی از مدل گذار چین به بازار آزاد، به پارهای از تفاوتهای آن با مدل شوروی اشاره کنم و سپس نشان دهم که این تجربه چه ربطی به شورای سران به عنوان رویه نوین تصمیمگیری در ج.ا دارد و آیا شدنی خواهد بود یا خیر.
*مرگ هو یائوبانگ
*تبعات اقتصادی اصلاحات دنگ
*تورم لجام گسیخته
*فساد سیاسی
*خویشاوندسالاری اقتصادی (بهویژه در مورد پسران جائو تسیانگ و دنگ ژیائوپینگ)
*فقدان فرصتهای شغلی
* انقلابهای ۱۹۸۹(مسئله فروپاشی شوروی)
به سازمان تجارت جهانی پیوستند و از طریق آزادسازی قیمتها، بزرگترین نیروی کار ارزان جهان را برای خطوط تولید غرب که درحال انتقال به چین بود، فراهم کردند.
*حفظ مشت آهنین در برابر رقبای سیاسی
*حفظ پرده آهنین در برابر جریان آزاد اطلاعات
*حفظ تمرکز قدرت در دستان یک گروه سیاسی(جریان «چپ نو» در چین داستان مجزایی دارد)
*حفظ رقابتهای سیاسی در چهارچوب حزب
69-پیش از این درباره تحولاتی که منجر به فروپاشی شوروی شد و گذار این قدرت به سرمایهداری مطالبی را نوشتهام. اما ضروریست در اینجا، پس از شرح مختصری که از شیوه «گذار با مشخصات چینی» ارائه شد، مختصات «گذار با مشخصات روسی» نیز یکبار دیگر مرور و یادآوری شود.
یک طیف تندرو که در ماه اوت علیه گورباچف بخاطر سیاستهای «سازشکارانه»اش کودتا کرد، طیفی میانهرو-کاسب که هم از رانت سود میبرد و هم به غرب چشمک میزد و البته طیف دست راستی متحد یلتسین.
* در چین، ساختار،سرزمین و نام حکومت باقی ماند اما افراد تغییر کردند، در شوروی افراد باقی ماندند، اما ساختار،سرزمین و نام حکومت تغییر کرد.
*عوامل خارجی در گذار چین نقش کمتری داشت، اما عوامل خارجی در گذار شوروی کاملا بارز بود.
(ادامه در زیر)
*نزاع قدرت در چین در داخل حزب حلوفصل شد، نزاع امنیتیها و نظامیها در شوروی دستکم یک دهه جامعه را فرسود.
*ساختار منسجم حزب در چین باعث شد جنگ قدرت بین دو تیم سیاسی/حزبی باشد، ساختار مافیایی شوروی باعث شد جنگ قدرت بین دو تیم امنیتی باشد.
*صاحبان ثروت و قدرت بعد از گذار را همان افراد، فرزندان و خاندانهای پرنفوذِ قبل از گذار تشکیل دادند.
*تعهدات دولت به شهروندان بر اساس پروتکل بانک جهانی و صندوق بینالمللی (نولیبرالیستی)است.
*هیچکدام دموکراتیک نشدند.
84-آنچه که دربالا طرح شد، به هیچ وجه به معنای شبیهسازی با شرایط امروز ایران نیست.
طبیعتا همانطور که گذار در چین «با مشخصات چینی» روی داد و در شوروی «با مشخصات روسی»، در ایران نیز گذار «با مشخصات ایرانی» خواهد بود.

































