Discover and read the best of Twitter Threads about #سعدی

Most recents (7)

این داستان سکسی که میخواستم بگم در واقع خودش نه تنها اصلن #سکسی نیست، بلکه به شدت ضد سکسی یا به قول فرنگیا anticlimactic هم هست. اولش هم یه مقدمه می‌طلبه.#رشتو
سعدی توی هزلیات داستانی داره که احتمالن توی همین توییتر راجع بهش شنیدید، در مورد یه پسری که ندید میره یه دختری رو میگیره
دختره به شدت زشت و بدهیکل از آب درمیاد و پدر دختر هم پسره رو تهدید میکنه که در صورت طلاق میندازمت زندان سر مهریه. این بابا هم که تا خرخره تو گوه گیر کرده بوده، برای اینکه هزینه رو واسه طرف ببره بالا و آپشن طلاق رو فعال کنه شروع میکنه با تمام فک و فامیل اینا ور میره و از خواهر و
برادر و عمه و دایی و خاله، زن و مرد و پیر و جوونشون رو میگاد، گاهی با رضایت و گاهی به زور. تا جایی که پدره میترسه که اگر این یارو رو رد نکنه بره، امروز فردا نوبت خودشه. داستان رو اگر نخوندید با مطلع «آن شنیدی که در بلاد شمال» سرچ کنید و لذت ببرید. دسمال هم البته کنار دستتون باشه.
Read 22 tweets
دیشب خواب دیدم رفته‌ام شیرازِ قرن هفتم با #حافظ و #سعدی و #عُبید و چندنفر دیگر در یک خانهٔ کاه‌گِلی مهمانی و مِی‌خوارگی برپا بود. بین جمعیت نمی‌دانم چرا جای سعدی و #عبید، رفتم پیشِ شمس‌الدین و پرسیدم آیا منظورتان از فلان بیت چنین بود؟ (حتا یادم نمانده کدام بیت بود.)
۱
شمس‌الدین خندید و گفت «هرکس از آینده می‌آید از این سوالاتِ مسخره می‌پرسد مشتباجان.» دقت کنید، حافظ به من گفت مشتباجان و کاش می‌توانستم احساسِ آن لحظه را که گفت مشتباجان به کلمه بیاورم! بعد یک خانم زیبایی را نشانم داد که کُنجی نشسته بود به نوشتن.
۲
گفت «معنای آن بیت را فقط #جهان_ملک_خاتون می‌فهمد چراکه نصف دیوانم را برای #جهان نوشته‌ام و نامه‌هایی است بینِ من و خاتون. حرف‌هایی‌ست خصوصی و مرور خاطرات. #گلندام نباید این غزل‌ها را در دیوان می‌آورد.» و آخرش گفت «خدا رحمت کند #ایرج_پزشکزاد را، رمان خوبی دربارهٔ ما نوشت.»
۳
Read 5 tweets
این #NFT ها به چه دردی میخورن ؟

اینکه بخوایم همه ی NFT ها رو یه جور بدونیم و کاربردشون رو یکسان؛ درست نیست و بعدن مفصل در مورد تفاوت هاشون مینویسم. ولی توی این #رشتو میخوام به ماهیت کلی NFT بپردازم .
بدعت اصلی از جایی شروع میشه که ما در مکان زندگی میکنیم ولی عده ای زندگی رو در زمان می دونن و انتهای این تفکر به #متاورس ختم میشه. به عبارتی سکونتگاه فیزیکی به مرور اهمیت خودش رو به ماهیت چیزی که ما زمان براش صرف میکنیم میده .
شما زمان تون رو کجا هستین ؟ یعنی کجا حضور ذهنی دارین ؟
#سعدی از پیشتازان این عرصه بوده 😂 میگه :
هرگز وجود حاضر غایب شنیده‌ای ؟
من در میان جمع و دلم جای دیگر است!

خارج از شوخی خودمون و اطراف مون رو ببینیم غیر از این نیست. ما بیشتر در فضای مجازی حضور داریم تا ارتباطات کلاسیک و مناسبت های فیزیکی.
Read 11 tweets
#روز_سعدی
مختصري دربارهٔ شیخ #سعدی
استادای سوپرعارفِ ادبیات وقتي صحبت از یه شخص بزرگ می‌شه، می‌گن «ما در حدي نیستیم که دربارهٔ فلانی صحبت کنیم.» و اگه حرفشونو تأیید کنید گازتون می‌گیرن.
از اون‌طرف: درست ترم یک ادبیات که بودیم یه پسري بود که چیزایي شبیه شعر می‌ساخت؛/
\یه روز ازش پرسیدم راستی رفیق، نظرت در مورد مولوی چیه؟
به‌طور تصنعی و برای مسخره‌بازی سر خم کرد و دست روی سینه گذاشت، گفت «ایشون که استاد ماست.»
خندیدیم.
ولی خب بدون هیچ شوخی‌اي من در حدي نیستم که در مورد سعدی بتونم حق مطلب رو ادا کنم؛ و ایشون «استاد ماست». ما: همهٔ فارسی‌زبانان.
من یه برش، یه گزیدهٔ مختصر از سعدی می‌گم، و از رفقا که بیشتر و بهتر از من می‌دونن، درخواست می‌کنم کوت کنن، یا منشن بذارن و هر کدوم نکته‌اي بگن.
شروع می‌کنیم.
جایگاه سعدی رو در زبان فارسی فقط می‌شه با این جمله نشون داد: «اگه سعدی گفته، پس درسته.»
در همین حد.
Read 22 tweets
۱- "سقوط هواپیمای اکراینی در نزدیکی فرودگاه امام"
*یک فروند هواپیمای مسافربری بویینگ ۷۳۷ متعلق به خطوط هوایی اوکراین پس از پرواز از فرودگاه امام دچار نقص فنی شد و سقوط کرد/ایسنا - ۱۸ دی ۱۳۹۸
#PS752
#هواپيماى_اكراينى
#رشته_توییت
۲-مسیری که هواپیمای پرواز #PS752 تهران-کیف از "فرودگاه امام" تا محل سقوط طی کرده از @flightradar24
۳-اولین فیلم سقوط :
سقوط هواپیمای اکراینی
شهریار. خلج‌آباد. پارک لاله
متن : از منطقه سقوط تا خونه ما ۱۰۰۰ متر شاید کمتر فاصله است.
ساعت ۶ صبح در محدوده شاهدشهر در شهرستان شهریار با صدای سقوط از خواب پریدیم و چند ثانیه بعد صدای انفجار
یکساعت گذشته و فقط دوتا ماشین آتش‌نشانی اومده!
Read 122 tweets
📚 باب پنجم : در عشق و جوانی
🌺 حکایت ۱۹
💫 ماجراى ليلى و مجنون و عشق شديد و سوزان مجنون به ليلى را براى يكى از شاهان عرب تعريف كردند كه مجنون با آنهمه فضل و سخنورى و مقام علمى، دست از عقل كشيده و سر به بيابان نهاده و ديوانه وار دم از ليلى مى زند. شاه دستور داد تا مجنون را نزد او Image
حاضر سازند. هنگامى كه مجنون حاضر شد، شاه او را مورد سرزنش قرار داد كه از كرامت نفس و شرافت انسانى چه بدى ديده اى كه آن را رها كرده، از زندگى با مردم رهيده و همچون حيوانات به بيابان گردى پرداخته اى ؟ مجنون در برابر اين عيب جويی ها با ياد ليلى مى گفت:
🔸وَ رُبَّ صَدیقٍ لامَنی فی وِدادِها
🔹اَلَم یَرَها یَوماً فَیوضِحَ لی عُذری (۱)

🔸كاش آنانكه عيب من جستند
🔹رويت اى دلستان بديدنى
🔸تا به جاى ترنج در نظرت
🔹بى خبر دستها بريدندى

مجنون با توصيف ليلى، مى خواست حقيقت آشكار گردد و بر صداقتش گواه شود همچون زليخا که در مورد يوسف
Read 9 tweets
ندامت کے انسو اور مغفرت

تھریڈ کو پورا پڑھیں

حضرت حسن بصری کی ایک مریدنی تھی اسکا ایک بیٹا تھا جو بہت سرکش تھا دنیا میں ایسا کوئی گناہ نہیں تھا جو اُس نے نہ کیا ہو
ایک دن سخت بیمار ہوگیا قریب الموت ہوا تو ماں کی گود میں سر رکھ کےکہنے لگا، ماں جب مجھے موت آئے تو اے ماں

1
اپنے پیرو مرشد سے میرا جنازہ پڑھانے کی سفارش کرنا اگر وہ آئیں گے تو لوگ میرے جنازے کو کندھا دینگے ورنہ میں نے نیکی کا کوئی کام کیا ہی نہیں
جب طبیعت بگڑنے لگی تو ماں حضرت حسن کے پاس گئی کہ حضرت میرا بیٹا موت و حیات کی کشمکش میں ہے اس نے آپ سے جنازہ پڑھانے کی سفارش کی ہے،

2
حضرت نے کہا کہ محترمہ! آپ کے بیٹے کو میں نے کبھی سجدہ کرتے دیکھا نہیں میں کیسے جنازہ پڑھاؤں؟
ماں بوجھل قدموں کے ساتھ نا کام واپس لوٹی اور بیٹے سے کہا بیٹا اگر زندگی میں میری ایک بات مانی ہوتی تو آج میرے مرشد جنازہ پڑھانے سے انکار نہ کرتے۔۔۔
3
Read 9 tweets

Related hashtags

Did Thread Reader help you today?

Support us! We are indie developers!


This site is made by just two indie developers on a laptop doing marketing, support and development! Read more about the story.

Become a Premium Member ($3.00/month or $30.00/year) and get exclusive features!

Become Premium

Too expensive? Make a small donation by buying us coffee ($5) or help with server cost ($10)

Donate via Paypal Become our Patreon

Thank you for your support!