فیلم #رحمان_1400 نمونه ای از سینمای تجاری و زرد است. هیچ اشکالی هم ندارد. کسی مخالف سینمای تجاری و زرد نیست. من با فیلم رحمان ۱۴۰۰ سرگرم شدم و خندیدم. انتظاری هم بیش از این ندارم. دست سازنده و همه عواملش درد نکند، بویژه همشهری عزیزمان آقای #بهرام_افشاری. (۱/۶)
این فیلم را به خیلی از محصولات دیگر سینمای ایران ترجیح می دهم که خروارها ادعا پشتشان است اما زباله ای بیش نیستند. اگر منتقدی در نقد فیلم رحمان ۱۴۰۰ قلم بفرساید و انگشت بر کی بورد رنجه کند، کار نابخردانه ای کرده چون اصلا این فیلمها برای جلب نظر منتقدان ساخته نمی شوند. (۲/۶)
مشکل وقتی پیش می آید که سازنده فیلم تجاری سرگرم کننده، دچار توهم شود و نه تنها به او بربخورد که فیلمش را با فیلمهای تجاری مقایسه کنند بلکه فیلم خود را اثر اجتماعی بنامد. در آغاز به اشتباه تصور می کردم آقای #منوچهر_هادی دچار چنین توهمی شده اما خوشبختانه پی بردم که چنین نیست. (۳/۶)
از این نظر صداقتشان را تحسین می کنم. من خیلی متاسفم که فیلم ایشان را توقیف کرده اند. اگر مشکل اولیای امر با شوخیهای جنسی فیلم است، این مشکل با رده بندی فیلم و شرط سنی گذاشتن برای بینندگان قابل حل است که البته عقل اولیای امور به این چیزها نمی رسد. (۴/۶)
من از منوچهر هادی پیشتر فیلم درخشان «به کارگر ساده نیازمندیم» و فیلم تجاری «من سالوادر نیستم» را دیده بودم که به آن آشغال نمی گویم، چون خود آقای هادی معترف است که فیلمش تجاری بوده و ادعائی درباره اش ندارد. به نظرم ایشان کارگردان خوبی است و توانایی ساخت کارهای درجه یک دارد. (۵/۶)
نشانه های این توانایی در جای جای همین فیلم رحمان ۱۴۰۰ هم به چشم می خورد که نسبت به من سالوادر نیستم بسیار بهتر و جهشی در تجاری سازی است. امیدوارم در آینده فیلمهای خوبی از سنخ به کارگر ساده نیازمندیم از ایشان ببینم نه رحمان ۱۴۰۰. (۶/۶)
Share this Scrolly Tale with your friends.
A Scrolly Tale is a new way to read Twitter threads with a more visually immersive experience.
Discover more beautiful Scrolly Tales like this.
