#یادداشت_امروز
اغلب وقتی که با آگاهی کامل از مرز بیداری عبور میکنم و وارد خواب میشم، خوابم از همون اتاق خواب و همون تختخواب شروع میشه و اتاق خواب و وضعیت دنیای خواب با واقعیت مو نمیزنه. معمولا باید یه چرخش یا پرواز یا شناور شدن انجام بدم تا بتونم وارد یه /
منظره دیگه بشم. ولی گاهی وقتها همه چیز تاریکه. حتی اگه پاشم و راه برم، باز هم تاریکیه. اینطور که فهمیدم، این یه اتفاق معموله بین کسایی که روی خواب کار میکنن. خواب هایی رو میبینیم که صدا یا تصویرشون مشکل داره یا به کل تاریکن؛ به همین دلیل در ابتدا، حس کنترل کمی روش دارم و /
از طرفی هنوز به طور کامل از توهمات خواب (Hypnagogic hallucination) آزاد نشدم و ممکنه یه هویت ترسناک، از خواب بیدارم کنه! 😅 مثلا گاهی توی تاریکی یه نفر دنبالمه و به شکل زمزمه اسمم رو صدا میزنه و انگار توی خواب دنبالم میاد، یا انگار توی بیداری کنار تختم ایستاده /
هرچند جزو تکنیک های اولیه کنترل و پایدار سازی و حفظ خواب، واضح کردن تصویره و این کار با خطاب قرار دادن ضمیر ناخودآگاه انجام میشه، ولی من خیلی توی روشن کردن این طور خوابها موفق نمیشم 😅/
من سعی میکنم محیط رو سریع عوض کنم؛ مثلا از ساختمون فرضی بپرم بیرون، یا وارد یکی از اشیا بشم؛ یا از چند تا در بسته بدوم و رد بشم، یا مثل موشک شتاب بگیرم تا وارد یه دنیای جدید بشم. این کارا ریسکش بالاست. ممکنه آدم خواب رو از دست بده و بیدار بشه، یا امکان داره /
فراموش کنه خوابه و دیگه آگاه نباشه... از طرفی توی اون وضعیت هنوز خیلی زوده که آدم تغییرات اساسی روی خواب اعمال کنه؛ چون به بیداری ختم میشه. به نظرم تکنیکهای معمولم رو باید بذارم کنار...
حالا اگه توی روشن کردن خوابهای تاریک و سیاه وضعیتم بهتر شد، گزارش میدم! 👀
Share this Scrolly Tale with your friends.
A Scrolly Tale is a new way to read Twitter threads with a more visually immersive experience.
Discover more beautiful Scrolly Tales like this.
