درسال ۱۹۷۶ رابرت اسمیتیمن که اون موقع دانشجوی دکترای روانپزشکی دانشگاه کلرمونت بود، این آگهی عجیب رو دریکی از روزنامههای لسآنجلس چاپ کرد:
اگر یک متجاوزید زنگ بزنید باهاتون ناشناس مصاحبه کنیم.
بعد پای تلفن منتظر نشست درحالی که چندان امیدی نداشت کسی اهمیت بده.
۱ از n
اما تقریبا ۲۰۰ نفر باهاش تماس گرفتند؛ از گروههای مختلف سنی، نژادی و شغلی. تا پایان تابستان اون سال دکتر اسمیتیمن ۵۰ مصاحبه در این مورد انجام داد و تز دکتراش رو براساس اون مصاحبهها نوشت با عنوان:
The Undetected Rapist
۲
چیزی که به نظر عجیب میرسید این بود که افراد مصاحبهشونده/
چقدر نرمال بهنظر میرسیدن و چقدر تنوع سنی، نژادی، شغلی وخانوادگی اونها زیاد بود. نتیجهای که گرفت این بود که مشاهدات خیلی کمی قابلیت تعمیم دارن، و باید به فاکتورهای موثر دراین باره به دیده احتیاط نگاه کرد.
تحقیقات برای شناخت انگیزههای تجاوز و آزار جنسی/
nytimes.com/2017/10/30/hea…
نشون میده که این جرایم چندان ربطی به طبقه اجتماعی و وضعیت تاهل نداره. اما عاملین اونها اکثرا دربعضی خصوصیات مشترکند.
مثلا مردان متجاوز اغلب از سنین پایین شروع میکنن؛ یک یا چندتن از نزدیکانشون هم مرتکب جرایم جنسی میشن؛ و اغلب اونها با وجود قبول داشتن این امر که سکس بدون رضایت /
انجام دادن، حاضر نیستن به متجاوز بودن خودشون اقرارکنن.
بهنظر میاد شناسایی دقیقتر این خصوصیات وسایر عوامل مشابه، واقعبینانهترین راه برای مقابله و اصلاح این پدیدهست
تحقیقات اولیه اکثرا تمرکزشون بر روی زندانیان محکوم به تجاوز بود که این امر اعتبار دادهها ونتایج رو کاهش میداد
به عبارتی، مردان زندانی شده اغلب خصوصیات قابل تعمیمی دارن و مثلا یکی دو جرم دیگه هم درکنار تجاوز انجام دادن.
اما مساله اصلی اونایی هستن که مرتکب آزار جنسی میشن و جایی هم محکوم نمیشن. این افراد به قول معروف اینکارهن (specialist) و خیلی به ندرت پیش میاد که جرائم دیگهای مرتکب بشن
تحقیقات اخیر برمبنای پرسشنامههای ناشناس از افراد و با تضمینهای قانونی برای عدم پیگرد پاسخدهندهها انجام شده. علاوه براون، طراحان سوال از کاربرد واژههای دارای بار حقوقی ازقبیل تجاوز و آزار جنسی خودداری کردن و به جاش سوالات کاملا مشخص و جزئی درباره اعمال و روشهای کارشون پرسیدن
نتایج نشون میده که با این روش، افراد خیلی راحتتر درباره تجارب خودشون صحبت میکنن.
اکثر مردان متجاوز ازسنین پایین شروع میکنن؛ مثلا دوران دبیرستان یا سالهای اول دانشگاه. و احتمال زیادی داره که این کار رو با فردی که میشناسن انجام بدن. بعضیا بعداز یکی دوبار این کارا رو ترک میکنن
اما عدهای هم ادامه میدن. هنوز معلوم نیست که درصد این افراد چقدره.
تحقیقات نشون میده که افرادی که ابراز پشیمانی میکنن احتمال کمی داره که رفتار خودشون رو تکرار کنن. ولی اونایی که قربانی رو سرزنش میکنن به احتمال زیاد آزار جنسی رو بعدها هم ادامه خواهند داد
time.com/5503804/ive-ta…
درسال ۲۰۱۲ تو یکی از فرومهای ردیت سوالی مطرح شد با این مضمون که بیایید اگر تجربه تجاوز یا آزار جنسی دارید، از انگیزهها و دلایل خودتون صحبت کنید. آیا الان پشیمونید؟
ظرف چند روز تعداد زیادی جواب از کاربران ناشناس دریافت شد. این فروم توجه ژورنالیستها و محققان رو به خودش جلب کرد.
تیمی از پژوهشگران دانشگاه جورجیا با بررسی بیش از ۱۳هزار پاسخ دریافتشده، مشغول تجزیه وتحلیل اونها شد. نتایج تحقیق سال ۲۰۱۷ در ژورنال Psychology of Violence به چاپ رسید.
تمهای مشترکی که در توجیهات متجاوز/آزارگران جنسی قابل مشاهده بود به ۶ دسته تقسیم شدن
researchgate.net/publication/28…
۱. عرف یا کلیشههای جنسی (sexual scripts): شامل یه جور قوانین نانوشته در برقراری رابطه جنسیه که اکثر اونها از فرهنگ غلط یا فقدان آموزش کافی ناشی میشه. کلیشههایی از قبیل وقتی یه دختر میگه نه، منظورش آرهست.
بیش از یکسوم پاسخدهندهها توجیهاتشون برمبنای همین استریوتایپها بود.
۲. سرزنش قربانی (victim blaming): تقریبا ۲۹ درصد افراد دلایلی ذکر کردن ازقبیل اینکه قربانی خیلی مست بود، یا اینکه «نه» رو خیلی آروم گفت و زیاد ازلحاظ فیزیکی مقاومت نمیکرد. همچنین توجیهات دیگری ازقبیل لاس زدن قربانی و یا سابقه روابط جنسی قبلیش هم در این دسته قرار میگرفت.
۳. نگاه شدیدا جنسیتزده (hostile sexism): اکثر متجاوزین نظرات بسیار منفی نسبت به زنها داشتن و یا خشم خودشون رو ازبابت رفتارهایی که درگذشته از زنان دیده بودن ابراز میکردن. بعضی هم از رفتار مشخصی که ازقربانی دیده بودن شاکی بودن. مثلا یکیشون گفت قربانی رو تختش استفراغ کرده بود...
۴. توجیهات احمد باطبیطور (biological essentialism): یک تم غالب در مردان آزارگر اینه که بعضی وقتا رشته کار از دستشون درمیره و کیرشون زمام امور رو در اختیار میگیره. مثلا در پاسخهای ۱۸ درصد افراد عباراتی از قبیل «هورمونام داشت فوران میکرد» (همون شقدرد خودمون) به چشم میخورد.
۵. نگاه ابزاری به زن (objectification): یعنی نگاه تقلیل دهندهای که یک شریک جنسی رو تنها در اون جنبه که به نظر مجرم جذاب میاد خلاصه میکنه. ۱۸ درصد پاسخدهندهها از قربانی با عناوینی مثل عروسک یاد کرده بودن. مثلا:
She wasn’t a person anymore—just a path, a tool, a means to an end
۶. کسب برتری اجتماعی ازطریق سکس (sociosexuality): برای یه عده هم تجاوز وسیلهای بود برای داشتن شریکهای جنسی متعدد، بدون محدودیت و رها از قیودی مثل صمیمیت عاطفی. برای اغلب اونها ارضای فیزیکی تنها هدف بود و به نظرشون سکس دوستانه جذابیتی نداشت. لذا ترجیح میدادن از زور استفاده کنن.
اینم درپایان بگم که اکثر افراد دو یا چند دسته از این توجیهات رو بیان میکردن.
لینک فروم اصلی که الان همه جواباش پاک شده:
reddit.com/r/AskReddit/co…
به جاش برید اینو ببینید که از افراد قربانی پرسیده چرا همون موقع حرفی نزنید. بعضی از جوابا واقعا قابل تامله
n/n
reddit.com/r/AskReddit/co…
Share this Scrolly Tale with your friends.
A Scrolly Tale is a new way to read Twitter threads with a more visually immersive experience.
Discover more beautiful Scrolly Tales like this.
