۶/١ سختی و مشقت در دوران کودکی بر توانایی یادگیری و حافظه و همچنین رشد frontal cortex قسمتی از مغز که در تصمیمگیری نقش دارد، تاثیر منفی میگذارد. کودکانی که خانوادهای با وضعیت اقتصادی ضعیف دارند، در ۵ سالگی در مقایسه با دیگر کودکان، frontal cortex نازکتری دارند که بر حافظه،
۶/٢ تنظیم احساسات، کنترل هیجانات لحظهای، و تصمیمگیری نقش دارد. اما از طرفی این سختیها باعث بزرگتر شدن آمیگدلا و فعال بودن آن میشود، بخشی از مغز که رفتار هیجانی و لحظهای را مدیریت میکند. این نقصها ذهنی میتواند به اختلال اضطرابی/anxiety disorder منجر شود.
۶/٣ همچنین به طور طبیعی خانوادههای فقیر در محلهای مسموم با امکانات اجتماعی محدود و جرایم بالاتر زندگی میکنند. در اثر استرس مزمن و همیشگی، سیستم دوپامین این کودکان نیز آسیب میبیند که که احتمال اعتیاد را در آنها افزایش میدهد.
۴/۶ سختی دوران کودکی و نقص سیستم دوپامین احتمال افسردگی در دوران بزرگسالی را نیز افزایش میدهد، که به صورت ناتوانی در حس و حال داشتن، پیشبینی زندگی، و در پی شادی رفتن بروز پیدا میکند.
۵/۶ عوامل استرسزایی که فرد بزرگسالی معمولی میتواند مدیریت کند، یک فرد با دوران دشوار کودکی را به راحتی میتواند وارد اپیزود افسردگی کند، یک افسردگی ناشی از حس ناتوانی عمیق در کنترل جریان زندگی و یک عجز آموخته.
۶/۶ اگر کودکی دوران شدید سختی را تجربه کند، اینگونه توجیه میشود که "روزها و حوادثی بود که بر آن کنترلی نداشتم". در صورت تداوم سختی، فرد در بزرگسالی به یک نتیجه ذهنی خطرناک میرسد که "زندگی همیشه به شکل غیرقابل کنترلی وحشتناک است".
از کتاب Behave
Share this Scrolly Tale with your friends.
A Scrolly Tale is a new way to read Twitter threads with a more visually immersive experience.
Discover more beautiful Scrolly Tales like this.
