Hamidreza Keshavarz Profile picture
Artificial Intelligence Researcher, Music Lover, Football Enthusiast, Curious about Psychology, Explorer in Berlin

Sep 15, 2020, 10 tweets

1. چند سال پیش، برای چند شرکت پروژه‌ای رو انجام دادم. مشکل شرکت‌ها این بود که زمان انجام هر پروژه بیشتر از زمان تخمینی می‌شد. دیتای مشترکی که داشتن این بود که هر تسک چه زمانی به هر فرد داده شده، فرد چه زمانی قراره تحویلش بده، و در عمل چه زمانی تحویلش داده.

2. فرض اولیه این بود که ممکنه یه سری افراد کلا دیر کارشون رو تحویل میدن، و یه سری هم کلا به‌موقع هستن. اما این فرض درست نبود و دیر یا زود تحویل دادن کارها انگار تابعی از یه متغیر دیگه بود. اما با این دیتای کمی که بود چه می‌شد کرد و اون متغیر چی بود؟

3. من نموداری رو برای هر فرد به این شکل رسم کردم که یک محورش می‌شد طول تسک، و یه محورش می‌شد تاخیر در تسک. هر تسک هم می‌شد یک نقطه در نمودار. این‌جا بود که قضیه جالب شد: افراد به دو خوشه تقسیم می‌شدن که تا حد زیادی از هم جدا بودن.

4. خوشه یک: افرادی که تو تسک‌های کوچک خوب بودن، ولی تسک‌های بزرگ رو دیر تحویل می‌دادن. خوشه دو: افرادی که تو تسک‌های بزرگ خوب بودن، ولی تسک‌های کوچک رو دیر تحویل می‌دادن.
قبلش این که چه تسکی به چه فردی داده بشه بر اساس مهارت بود، اما به نظر می‌رسید یه موضوع مهم دیگه هم باشه.

5. طبق صحبتی که با اون شرکت‌ها داشتیم، قرار شد دادن تسک‌ها فقط بر اساس مهارت نباشه، و بر اساس این هم باشه که فرد در چه خوشه‌ای قرار می‌گیره. یک الگوریتم براشون نوشتم که تسک‌ها، میزان سختی‌شون، میزان مهارت افراد، و خوشه اونا رو می‌گرفت، و کار انتساب تسک‌ها رو انجام می‌داد.

6. با این کار، بهره‌وری اون شرکت‌ها و رضایت کارکنانشون بهتر شد. اما برام سوال بود که ماجرا چی بود؟ با چند روان‌شناس و مدیر پروژه صحبت کردم تا در این باره بیشتر بدونم. چیزهایی که متوجه شدم این بود:

7. اول این که برای گروهی، انجام هر تسک (چه بزرگ و چه کوچک) باعث سیستم پاداش مغز میشه. به همین دلیل دوست دارن تسک‌هاشون کوچک و متعدد باشه. مساله دوم این که «بازه توجه» افراد متفاوته و هر فردی نمی‌تونه روی یک تسک بزرگ تمرکزش رو به‌خوبی حفظ کنه.

8. مساله بعدی این بود که یه گروه دیگه بعد از انجام هر تسک، نیاز به زمان زیادی برای Context Switch داشتن تا به سراغ تسک بعدی برن. به همین دلیل، اگر چند تسک کوچک بهشون داده می‌شد، بعد انجام هر کدومشون ممکن بود برن سیگار بکشن، گوشی چک کنن، و وقت زیادی نیاز باشه تا برن سراغ تسک بعدی.

9. مساله دیگه‌ای که ازشون یاد گرفتم این بود که توصیه میشه اگه جزو خوشه طرفدار تسک‌های کوچک هستید، تسک‌های بزرگی که بهتون داده میشه رو به تسک‌های کوچک‌تر تقسیم کنید و این‌طوری برای خودتون حالت ایده‌آلتون رو شبیه‌سازی کنید.

10. آیا شناسایی این موضوع که افراد دو خوشه نسبتا مجزا هستن، می‌تونه در مدیریت پروژه‌ها کمک کنه؟ چیزی که دیدم این بود که جواب مثبته و نتیجه خوبی گرفته میشه. اما شخصا دوست دارم در این باره از متخصصان بیشتر یاد بگیرم. /پایان

Share this Scrolly Tale with your friends.

A Scrolly Tale is a new way to read Twitter threads with a more visually immersive experience.
Discover more beautiful Scrolly Tales like this.

Keep scrolling