Hamed Ghoddusi Profile picture
در این‌جا بیش‌تر سوالات، حدس‌ها و روایت‌های شخصی یک علاقه‌مند به اقتصاد، علوم اجتماعی و چای مطرح می‌شود. سعی می‌کنیم تا حد امکان از رهنمود و راه‌حل پرهیز کنیم.

Sep 16, 2020, 11 tweets

رشتو: خطای محتمل در استفاده از «ارزش‌ جای‌گذاری» برای قیمت‌گذاری

دریاچه ارومیه زمانی جای جذابی برای شنا و تفریح بود ولی امکانات چندانی اطراف آن نبود. چند نفر کارآفرین دست به کار شدند و با «هزینه سنگینی» هتل‌های خوبی اطراف آن ساختند. متاسفانه چند سال بعد دریاچه خشک شد و دیگر //

مشتری چندانی برای این هتل‌ها وجود نداشت. فرض کنیم بخواهیم قیمت سهام این هتل را ارزش‌گذاری کنیم. روش درست فکر کردن چیست؟

۱) اگر عدم اطمینانی در کار نباشد و خشکی دریاچه دائمی باشد، قیمت سهام این هتل‌ها نزدیک به «صفر» خواهد بود!

۲) اگر عدم اطمینان باشد (مثلا یک احتمال مثبتی//

برای احیای دریاچه در آینده باشد)، قیمت سهام بیش از صفر می‌شود. چرا؟ چون خریدار هر چند جریان نقدی فوری ندارد ولی یک سری اختیار (Embedded Option) خریداری می‌کند که ممکن است در آینده به بار بنشیند (یا ننشیند). می‌دانیم ارزش اختیار همیشه مثبت است.

حالا برسیم به اصل قضیه: //

می‌پرسید پس «ارزش زمین و ساختمان و تجهیزات» این هتل‌ها چه شد؟ خصوصا در شرایط «تورمی» که «هزینه جای‌گزینی» آن‌ها ممکن است صدها میلیارد تومان باشد. متاسفانه پاسخ دقیق و درست در شرایط سناریوی ۱ این است که «این ارزش جای‌گزینی» هیچ ارزشی برای خریدار سهام ندارد! (فرض می‌‌کنیم //

تجهیزات و ساختمان‌ها قابل فروش مجدد در بازار دست دوم نیستند).

هدفم این است که به این نکته خیلی مهم توجه بدهم: استفاده «سرسری و نادقیق» از اصل «هزینه جای‌گزینی» ممکن است ما را به اشتباه به این نتیجه برساند که قیمت بالایی برای این تاسیسات قایل باشیم. ولی شیوه درست این است که //

به «قدرت درآمدزایی» تاسیسات فکر کنیم. حتی اگر این تاسیسات یک زمانی با هزینه هنگفت ایجاد شده باشند یا حتی اگر ساخت مجدد آن‌ها خیلی پرهزینه باشد، متاسفانه الان برای خریدار سهام ارزش خاصی ندارند چون کمکی برای خلق جریان نقدی در آینده نمی‌کنند!

دنیای واقع پر از مثال‌هایی از صنایعی است که دارایی‌های با ارزش جای‌گزینی بالا دارند ولی بازار قیمت چندانی روی آن‌ها نمی‌گذارد: شرکت‌های ساختمانی، انرژی، توریسم، تولید فولاد، مواد شیمیایی و ...

ارزش جای‌گزینی کی اهمیت دارد؟ درست به اندازه قابلیت دارایی برای خلق درآمد در آینده! //

حالا این درآمد می‌تواند از محل عملیات باشد (مثلا سود یک پالایش‌گاه) یا از محل فروش دارایی (مثل هواپیما یا کشتی). ولی مادامی که دارایی قابل فروش نباشد و چشم‌‌اندازی هم برای خلق درآمد عملیاتی نداشته باشد، از نظر بازار هیچ قیمتی ندارد.

حساب‌دارها اسم خوبی برای این پدیده دارند: //

هزینه ریخته یا Sunk Cost. هزینه‌ای که در «گذشته» انجام شده و اهمیتی برای نگاه به آینده ندارد.

این یک مثال از این است که «تئوری» چه قدر برای تحلیل درست مسایل مهم است. کسی که یک درس پیش‌رفته اقتصاد مالی داشته باشد فورا مفاهیمی مثل Q توبین را می‌آموزد که در آن //

نسبت ارزش بازار به ارزش جای‌گزینی می‌تواند برابر، کوچک‌تر یا بزرگ‌تر از یک باشد. تئوری به ما می‌گوید که چه اصطکاک‌هایی باعث می‌شود این نسبت در عددی غیر از یک بماند و در بلندمدت رفتار آن چه طور است.

فکر می‌کنم این مثال خوبی از این باشد که درک درست «تئوری» چه قدر مهم است تا //

آدم‌ها در جزییات روزمره یا اطلاعات حساب‌داری غرق نشوند و بتوانند کلیت یک مساله را با چارچوب درستی از «تعادل بازار» تحلیل کنند.

می‌گویید ولی در ایران همه این کار را می‌کنند! خب شاید باید بحث کرد و برخی اشتباهات رایج را برجسته و پیدا کرد!

Share this Scrolly Tale with your friends.

A Scrolly Tale is a new way to read Twitter threads with a more visually immersive experience.
Discover more beautiful Scrolly Tales like this.

Keep scrolling