🔻🍉⌨️🇮🇷 Profile picture
ببین عزیزم. توی این جنگ، اگر این‌جا حرف حساب در دفاع از میهن عزیزمان ایران دیدی، ایده رو بگیر، منظم و مفصل بنویس تا منتشر بشه. دمت هم گرم. پاینده ایران.

Sep 23, 2020, 12 tweets

۱.
وقتی خاطرات جنگ رو جمع‌آوری، راستی‌آزمایی، بازنویسی و منتشر می‌کردیم، همیشه از طرف یک نگاه خاص مورد حمله بودیم. نگاهی که می‌گفت شهید در کتاب‌هایی که شما کار و منتشر می‌کنید انسان است، از جنس ملکوت نیست. از همان زمان که مادرش او را باردار است صاحب کرامت نیست.

۲.
خب ما شهیدان را انسان دیده بودیم. انسان‌هایی با رفتار انسانی، تجربه‌های انسانی، خطاهای انسانی، کرامت‌های انسانی و عاقبتی آگاهانه.
برای ما همت یا باکری یا باقری کسی نبود که نیمه‌شب از مزارش نور به آسمان بتابد. انسانی بود که در سخت‌ترین لحظه‌های جنگ انسان باقی مانده بود.

۳.
ما هیچ وقت در مورد شهید عطری (کسی بود که می‌گفتند از مزارش عطر تراوش می‌کند) چیزی ننوشتیم. ابا نداشتیم که بنویسیم محمد بروجردی وقتی شاگرد بوده توی بازار، کتک‌کاری کرده. ابا نداشتیم بنویسیم محمود کاوه دوچرخه دوست داشته اما بابت نگاه اشتباه به خودش دوچرخه سوار نمی‌شده.

۴.
یادم هست یک بار طلبه‌ای یک صفحه در روزنامه‌ی جمهوری اسلامی علیه یکی از کتاب‌های ما مطلب نوشته بود، ته حرفش هم این بود که چرا نوشته‌اند حمید باکری قبل از اعزام همسرش را بوسید.
جمعی از دوستان خودم جمع شدند که فلانی چه غلطی دارید می‌کنید؟ همه عصبانی. همه جوگیر.

۵.
دیدم جای بحث و توضیح نیست. گفتم «توقع داشتید زن کسی دیگر را ببوسد؟»
ریسک کردم و گرفت. همه خنده افتادند. بعد گفتم شما مگر همسر خودتان را نمی‌بوسید؟ طرف شهید شده. الان من نوشتم همسرش را بوسید شما حس جنسی پیدا می‌کنید؟
خلاصه داستان در آن جمع محدود ختم به خیر شد.

۶.
حالا شده نوبت این طرف. چنان هاله‌ای از قداست دور داوود کریمی کشیده‌اند که انگار داوود فرشته‌ای بی خطا به دنیا آمد و بی خطا زیست و بی خطا از دنیا رفت.
آن زمان که کسی داوود کریمی را نمی‌شناخت و اسمش را نشنیده بود، من و امثال من او را می‌شناختیم و احترامش پیش ما بسیار بود.

۷.
بعد که شهید شد، بابت دو سطر تسلیت که فلان مقام رسمی نوشته بود متهم شد به هزار پلشتی. خب داوود کریمی اگر رانت‌خوار بود که بر نمی‌گشت سر دستگاه تراش‌کاری توی کارگاه.
حالا یک هو شد فرشته. نه. داوود فرشته نیست، شیطان نیست، انسان است. انسان.

۸.
این همان داوود کریمی است که هر جا مسئولیتی داشته اکبر خوش‌کوشک هم دنبالش ریسه بوده. چرا واقعا خب؟ داوود آدم مستقل و محکمی بوده؟ قطعا. پرت بوده؟ من چیزی نمی‌گم. همین اکبر را دنبال کنید ببینید به کجا می‌رسید. اصلا اگر داوود نبود پای اکبر به کار امنیتی باز می‌شد؟

۹.
این‌ها از ارزش و احترام حاج داوود در چشم من کم می‌کند؟ نه. همان که گفتم. آن‌ها که شهید شدند از جنس من بودند. انسان بودند. کارهای خوب کردند، انسانی. خطا هم کردند، انسانی.
بله. جلسه‌ی منطقه‌ی ده سپاه مصاف دو دیدگاه در مورد جنگ است. اما این دو دیدگاه تنها دیدگاه‌ها نیستند.

۱۰.
آتش تهیه از جاهای دیگر هم می‌آید. از من بپرسید نظر شخصی من این است که پرخطاترین آدم جنگ که شناخته‌ام محسن رضایی است و ان شاء الله باید زمانی پاسخگو باشد. اما در آن جلسه آتش تهیه‌ی آن طرف را جناح سید مهدی هاشمی می‌ریزد.
هدف این نیست که محسن برود تا عقلانیت حاکم شود.

۱۱.
هدف این است که محسن برود تا تُن‌تُن خیارشور-تی‌ان‌تی با حمایت آقای منتظری و فرماندهی سید مهدی هاشمی صادر کنیم به بلژیک و هر جای دیگر. بشویم قذافی دوم و ایران هم لیبی دوم.
این‌ها که ناشناس نبودند و نیستند. همان‌ها هستند که هر بار ایران خواست ربودن امام موسی صدر را پی‌گیری کند،

۱۲.
پریدند وسط و با تمام توان جلوی پی‌گیری را گرفتند. از همان بهار ۵۸ تا روز عزل آقای منتظری.
این شوخی نیست. دیگر ربطی هم به فرمان‌دهی جنگ ندارد. ماجرا تلاش برای قبضه‌ی فرمان‌دهی نظامی است برای گسترش تروریزمِ به گمان خودشان انقلابی.
دقت کنید ببینید زیر علم کی سینه می‌زنید.

Share this Scrolly Tale with your friends.

A Scrolly Tale is a new way to read Twitter threads with a more visually immersive experience.
Discover more beautiful Scrolly Tales like this.

Keep scrolling