از وقتي برگشتم توئیتر یه کلمه بسیار باب شده بود و اون «سم» بود. این چه سمّي بود من دیدم، سمّ اصلی اینه...
تا جایي که میدونم از اصطلاحِ ساقیای ماری جوانا گرفته شد. «حاجی جنسم سمّه».
نمیدونم چرا خوشم نمیاومد و نمیخواستم استفاده بکنم. تا اینکه این کلیپ رو باز دیدم. توئیتِ بعد.
سمّ اصلی اینه. از تیتراژش شروع میشه: فور الیزِ بتهوون که ریده توش. با انیمیشني که اون موقع بچههای دبیرستانی با یه نرم افزار میساختن که الآن یادم نیست.
بعد میگه هوا چقدر سرد شده. بعد میگه آشنامون اسفند زیاد دود میکنه و این کارش خیلي خرافاتیه. باید کم دود کنه. بازم توئیت بعد.
بعدش میگه این هفته یه بندهخدایي مُرد و قبل از مرگش من باهاش مصاحبه کردم (و صد البته که چون شنیده بود یارو حالش خرابه مصاحبه رو گذاشته بود یه گوشه، تا طرف بمیره. چون اونقدر مشهور نبود که موقع حیاتش پخش کنه).
بعد مصاحبهشوندۀ مرحوم میاد. همچنان توئیتِ بعد.
کیه؟
سهراب شهید ثالث.
یکي از سؤالایي که مصاحبهکننده ازش میپرسه اینه: به نظرِ شما عشق چه رنگیه؟
از کي؟
«سهراب شهید ثالث».
کجا؟
«سهراب شهید ثالث».
یکي از بزرگترین استعدادای کارگردانی در تاریخِ ایران که «خورد به انقلاب».
کلیپشم نمیذارم. خودتون سرچ کنید مصاحبه با سهراب شهید ثالث.
بیا بابا گریه نکنین.
(کل رشته توئیت کلاً دو سه بار لایک شده. کي گریه کرد آخه؟)
Share this Scrolly Tale with your friends.
A Scrolly Tale is a new way to read Twitter threads with a more visually immersive experience.
Discover more beautiful Scrolly Tales like this.
