حالم خوب نبود و افسرده بودم. رفتم پیاده روی. یک جایی دم یک پارک لب دریا برای خودم احمد کایا گوش میکردم و زیرلب غلط و غلوط میخواندم. یکهو یک صدا شندیم. برگشتم دیدم یک خانم خوشگل و یک آقای سیاه پوست مدل گنگستر رپرها. گوشی هدفون را برداشتم. خانومه گفت: ترک هستی؟
گفتم بله. خانومه یکهو با لهجه سیاهی گفت: What's Up Girlfriend. معلوم شد ترک ترکیه است. از پنجره خونهاش شنیده بود یکی داره ملودیهایی را میخواند که بلده. آقاهه هم شوهرش بود. اسمش دیوید بود. هچی نصف شب دیوید رو زابراه کرده بود که پاشو بریم ترک آوازه خوان را در پارک پیدا کنیم
چهار تا کلمه اون ترکی گفت و چهار تا کلمه من جواب دادم آخرش مشخص شد که نه من ترکی درست و حسابی بلدم و نه اون :)) هیچی به دیوید خان زاخار گفتیم که دیوید جان تو نمیفهمی این رابطه با این حال ارزشش رو داشت.
دیوید بدبخت هم توضیح داد که نشسته بوده در خونه بسکتبال میدیده که زنش جیغ و داد راه میاندازه که بلند شو بریم یک ترک در پارک هست که داره آواز میخونه و باید پیداش کنیم. این هم پیژامه به کون آمده بود که زنش در تاریکی تنها نره در پارک.
هیچی دیگه آدرسشان را دادند و من هم دادم قرار شد از بغل خانه هم رد میشیم سلام به هم کنیم و حال کنیم که در یک محله که هیچکس ترک نیست دو تا ترک هم را پیدا کردند.
Share this Scrolly Tale with your friends.
A Scrolly Tale is a new way to read Twitter threads with a more visually immersive experience.
Discover more beautiful Scrolly Tales like this.
