#Mony-#Media-#Might
۱/ دو سال آخر ریاست جمهوری احمدینژاد و دو سال آخر ر.ج. روحانی را مقایسهای کنید؛ متوجه میشوید که اگر چه وضعیت اقتصادی کشور دو سال آخر احمدینژاد به مراتب بهتر از زمان فعلی (دو سال آخر روحانی) بود، امنیت روانی جامعه و عصبیت مردم به طرز فجیعی بدتر بود.
۲/ بخشی از این تلاطم عصبی جامعه را میتوان به پای زخمهای بیمرهم شورش ۸۸ گذاشت، اما عامل مهمتر، به نظر من، نقش رسانه بود. رسانه به چند دلیل، که در ادامه ذکر خواهم کرد، پشت احمدی نژاد را خالی کرد، در حالیکه به دلایل متعدد، که ذکر خواهد شد، بخشی بزرگی از رسانه هنوز با روحانی است.
۳/ یادم نیست این جمله را اولین بار چه کسی گفت که «احمدی نژاد، به تنهایی یک رسانه است.» حرف غلطی نبود، اما مانند همهی نکات مثبت دیگر احمدینژاد، این مورد هم موجب غرور وی شد و فکر کرد که به رسانههای مرسوم دیگر نیازی ندارد. به عبارت دیگر احمدینژاد، قدرت رسانه را میدانست، اما
۴/ احمدینژاد گمان میکرد مصاحبههایش با لری کینگ و مایک والاس و سی.بی.اس و سخنرانیهایش در سفرهای استانی تمام قدرت رسانهای مورد نیاز اوست؛ که نبود.
۵/ تاثیرگذارترین رسانۀ ایران، یعنی صدا و سیما، نیز از ابتدا پشت احمدی نژاد نبود و بعد، مخالفش شد. چرا؟ چون صدا و سیما بخشی از حلقۀ قدرت نظام است و احمدینژاد اصولاً از این حلقه خارج بود؛ رهبر، به طور سنتی، تنها حامی او در آن حلقه بود که نفوذ کمی بر صدا و سیما داشت (و دارد).
۶/ وضعیت رسانههای بیگانه مانند بیبیسی و ویاوای که از ابتدا مشخص بود و بر اساس سیاستهای دولتهایشان، مخالف اصلی احمدینژاد بودند، اما رسانههای داخلی طرفدار احمدی نژاد نیز در دو سال آخر پشت او را خالی کرده بودند. چرا که
۷/ تغییر رفتار و گفتمان احمدینژاد در پس فرسودگی ۶ سال نبرد با حلقهی قدرت داخلی و غرور نشأت گرفته از حمایت مردمی در سفرهای استانی، رسانههای پشتیبان ایدئولوژیکش را سرخورده و به منتقدان جدیش تبدیل کرده بود.
۸/ از طرفی اشتباه احمدی نژاد در خود-رسانه-بینی مفرط و حمایت صرف از حلقهی اولی رسانه (جوانفکر) موجب شد حلقهی قدرت به راحتی به رسانههای کوچکتر حامی احمدینژاد چنگ بیندازد و بسیاری از این رسانهها را نابود کند که در کمال تعجب احمدینژاد حمایت بایستهای از آنها نکرد.
۹/ در مقابل، روحانی که تحت الحمایۀ مثلث پول-رسانه-قدرت به ریاست جمهوری رسیده بود، میداند که رسانه چگونه میتواند افراد نالایق را به جایگاه رفیع برساند و در غایت بیکفایتی در آن جایگاه حفظ کند.
۱۰/ صدا و سیما که از ابزار حلقۀ قدرت است، طبق انتظار حد اکثر حمایت از دولت بیکفایت روحانی را در دستور کار خود دارد، با این حال، مهر سکوت بر انتقادات به دولتی که اقتصاد را به مرز فروپاشی رسانده، خارج از تصور و مشمئز کننده است.
حتا بخش خبری انتقادی ۲۰:۳۰ نیز دیگر منتقدی جدی نیست.
۱۱/ رسانههای بیگانه، باز هم طبق انتظار، سعی میکنند انتقادات را تا حد ممکن به سمت رهبری متوجه کنند و در عین حالیکه روحانی برایشان یک مهرۀ سوخته است، انتقادهایشان به نحوی نباشد که اصل تفکر سیاسی غربگرایی را منکوب کند.
۱۲/ اما رسانههای داخلی، چیزی فراتر از وقاحت و قلم به مزدی نیاز دارند تا از این دولت دفاع کنند. آنها نیاز به پول دارند. قیمت دفاع از دلار ۳۰هزار تومنی، پراید صدوسی میلیون تومانی، هزاران هزار کشتۀ کرونا و بیتدبیری، و تورم بالای پنجاه درصدی، بسیار بسیار بالاست.اما باید پرداخت شود.
۱۳/حلقۀ قدرت و پول حامی روحانی قدرت رسانه را جدی میگیرند و برای همین،حمایت رسانهای از دولت یکی از پولسازترین مشاغل کنونی در ایران است!نتیجۀ پول پاشی به پای رسانههای حامی دولت چیست؟سال ۹۱،مردم علیه دلار سههزارتومانی تظاهرات میکردند ولی سال ۹۹ برای دلار سیهزارتومانی جک میگویند.
این رشتو را در یک پست در #ویرگول نوشتم:
virgool.io/@tohidazizi/%D…
(چرا لینکهای ویرگول اینجوریه...)
Share this Scrolly Tale with your friends.
A Scrolly Tale is a new way to read Twitter threads with a more visually immersive experience.
Discover more beautiful Scrolly Tales like this.
