رضا محمدی Reza Mohammadi Profile picture

Jul 27, 2021, 21 tweets

در این #رشتو به چالش نیم‌قرن اخیر درباره #هوش (ارثی یا اکتسابی) اشاره می‌شود:
(از درسگفتار دکتر آذرخش مُکری)
۱. این چالش‌ها با مقاله ۱۹۶۹ #آرتور_ینسن آغاز شد:
- با آموزش نمی‌توان هوش را پرورش داد.
- هوش به مقدار زیادی موروثی است.
- سیاهپوستان حدود ۱۵شماره بهره هوشی کمتری دارند.

۲. این ادعا بطور ناخواسته موجب تلاطمی در جامعه آمریکا و بعد اروپا شد و سیاست‌های جوامع را تحت تاثیر قرار داد. مثلاً ویلیام شاکلی (برنده نوبل فیزیک) می‌گفت هوش به‌میزان زیادی ارثی است و باید جلوی تولد کم‌هوش‌ها را بگیریم، حتی با تشکیل بانک اسپرم نوابغ!

۳. در سال ۱۹۹۴ عده‌ای از روانشناسان هوش و یادگیری بیانیه‌ای را در "وال‌استریت ژورنال" چاپ می‌کنند با عنوان "جریان اصلی علم درباره هوش" و ۵۸نفر از ۱۳۰نفر روانشناس مهم آمریکایی آن را امضاء می‌کنند.

۴. در این بیانیه به موارد زیر تاکید شده است:
- هوش توزیع زنگوله‌ای یا نرمال دارد.
- تست‌های هوش وابسته به فرهنگ نیستند.
- اعضاء گروه‌های قومیتی-نژادی با هم متفاوتند.
(یهودی‌ها و آسیایی‌ها، بالاترین)
(آمریکای لاتین و آفریقایی‌ها، پایین‌ترین)
- آی‌کیو ارزش مهمی در زندگی دارد.

۵-
- آی‌کیو ارزش مهمی در زندگی دارد.
- هوش تنها عامل موفقیت در درس و شغل نیست، اما مهمترین عامل است.
- وراثتی بودن آن بین ۰.۴ تا ۰.۸ است. البته محیط موثر است ولی در کودکی تثبیت می‌شود.
- نشانی از نزدیک شدن آی‌کیو گروه‌های مختلف قومی وجود ندارد.

۶. مقاله جنجالی فوق چند ماه بعد از کتاب بحث‌انگیز ریچارد هرنشتاین و چارلز موری The bell curve نوشته شد. این کتاب به‌کمک جداول پژوهشی به این نکات اشاره می‌کرد که هوش بسیار مهم است، توانایی هوش مشخص کنند وضع زندگی آینده شماست، و بین اقوام مختلف و ملت‌ها تفاوت‌های هوشی وجود دارد.

۷. همچنین، کتاب بهره هوشی و ثروت ملت‌ها
IQ and the Wealth of Nations 
نوشته ریچارد لین و تاتو ورهانن
جنجال جدیدی ایجاد کرد. این کتاب، هوش را برای هر ملتی متفاوت می‌دانست (هوش ملت‌های آسیای شرقی بیشتر از همه است) و رشد اقتصادی و موفقیت ملت‌ها را به میانگین هوش آنها ربط می‌داد.

۸. برخی هم از متخصصان تکامل و ژنتیک بهره می‌گیرند: با تکامل موجودات، #فرزندآوری کیفی‌تر و فاصله بین فرزندان بیشتر می‌شود. یعنی فرزند کمتر، کیفیت بالاتر. یعنی هوش با خویشتن‌داری جنسی رابطه مستقیم دارد. لذا هوش ملت‌ها با میزان موالید، رابطه معکوس دارد!

۹. اما این تمام ماجرا نیست!
متخصصان ژنتیک نشان داده‌اند که چیزی به نام ژن سیاهپوست یا ژن سفیدپوست نداریم، یعنی نژاد اصلاً مبنای بیولوژیک ندارد، بلکه یک سازه اجتماعی-فرهنگی است.

۱۰. بعد از جنگ جهانی دوم جریانی ایجاد شد که معتقد بود سرشت تمام انسان‌ها برابرند. به‌عبارتی قبل از مقاله ینسن تفاوت صفات مربوط به عواملی چون شرایط محیطی و #اثر_پیگمالیون (Pygmalion effect) یا تاثیر انتظارات دیگران از عملکرد شخصی بود. این نگاه، آموزش‌ دهه ۱۹۶۰ را متاثر کرده بود.

۱۱. نخستین بار #فرانسیس_گالتون در ۱۸۷۵ در مقاله "تاریخچه دوقلوها: ملاکی برای قدرت نسبی وراثت در مقابل تربیت" از دوگانه وراثت/تربیت سخن گفت:
Nature vs. Nurture
او برخلاف جان لاک و رفتارگرایان، معتقد شد که بسیاری از صفات ما ارثی است.
این مطالعات در قرن ۲۰ هم ادامه داشت.

۱۲. مهمترین مطالعات طولی #دوقلوها، در مرکز مطالعه دوقلو و خانواده #مینه‌سوتا در سه دهه اخیر انجام می‌شود و در آن، سهم ژنتیکی صفات شخصیتی و رفتار دوقلوها بررسی می‌شود. این مطالعات که نتایج متعدد آن در سالهای مختلف منتشر شده است، بر وراثتی بودن صفات انسانی تاکید می‌‌کنند.

۱۳. دو کتاب با عنوان blueprint در سال ۲۰۱۹ دربارۀ منشا رفتار انسانی ادعاهای متفاوتی مطرح کرده‌اند.
نویسنده اول، #رابرت_پلومین علم ژنتیک را ابزار طالع‌بینی هویت انسان می‌داند، ولی نویسنده کتاب دوم، #نیکلاس_کریستاکیس، پزشک و جامعه‌شناس، عامل تفاوت جوامع را فرهنگ می‌داند.

۱۴. برای مطالعه مبسوط در این باره،
به کتاب #لوح_سپید: انکار مدرن ذات بشر 
نوشته #استیون_پینکر ۲۰۰۲/۱۳۹۴
رجوع کنید.

۱۵. نتایج زودهنگام این مطالعات، بسیاری از رفتارها و انتخابها را تفسیر ژنتیک می‌کردند و ذیل #روانشناسی_تکاملی توضیح می‌دادند. اما برخی دانشمندان زیر بار نرفتند. برخی در همان دهه ۸۰ کتابی باعنوان "در ژن‌های ما نیست" نوشتند Not In Our Genes
و علیه تاخت‌وتاز ژنتیک‌باوران هشدار دادند.

۱۶. در دهه اخیر شاهد مطالعات جدی‌تری هستیم. کتاب "دی‌ان‌ای سرنوشت نیست"
بیان می‌کرد که ارتباط ما با ژن‌ها کاملاً بد فهمیده شده است. #جسی_پرینز فیلسوف هم در کتاب "فراسوی سرشت انسانی"
Beyond human nature
انسان را #ماشین_یادگیری می‌دانست و فرهنگ را جایگزین ژنتیک می‌کرد.

۱۷. #جی_جوزف نیز در کتاب "توهم ژن"
The Gene Illusion
شدیداً به این نگاه حمله کرد. اما کتاب بعدی او با عنوان "مشکل مطالعات دوقلوها" به بازنگری نقادانه این نوع پژوهش‌ها پرداخت. تا جایی که برخی افراد از کارهای جوزف باعنوان "آتش‌افروزی در کلیسا" (انهدام ژنتیک‌باوری) یاد کردند.

۱۸. بخش قابل توجهی از تکامل فردی ممکن است تحت تاثیر عوامل محیطی مستقل از ژنتیک ولی خارج از قالب‌های آموزش رسمی و خانوادگی باشد. مانند اطلاعاتی که به‌صورت پنهان به ذهن منتقل می‌شوند.
این نکته در کتاب "ماده تاریک ذهن"
Dark matter of the mind
نوشته دنیل اوِرِت به‌خوبی بیان شده است.

۱۹. مثلاً مقاله‌ای در ساینس به رشد ادراک چینی‌ها با توجه به کشت برنج یا گندم پرداخته است. برنج‌کارها بیشتر تفکر کل‌نگر دارند، چون در این فعالیت، کار جمعی مهم است. گندم‌کارها هم بیشتر تحلیلی و جزءنگر هستند، چون در این فعالیت، کار فردی بیشتر است. یعنی تاثیر سبک زندگی بر شناخت!

۲۰. در مجموع، امروزه پیشروان نوروساینس به مسئله وراثت_تربیت در #هوش اینگونه پاسخ می‌دهند که به‌نظر میاد ما چیزی به اسم #ژن هوش نداریم، بلکه تعاملی پیچیده‌ای بین بیولوژی ما و "ماده تاریک" محیط و روابط ما (اطلاعات پنهان موثر بر شناخت و ادراک) سازنده هوش است.

Share this Scrolly Tale with your friends.

A Scrolly Tale is a new way to read Twitter threads with a more visually immersive experience.
Discover more beautiful Scrolly Tales like this.

Keep scrolling