#ضحاک_پژوهی 6
یک نکته در مورد پادشاهی ضحاک
خیلی اوقات داستان ضحاک رو اینطورتوی ذهنها مونده که اون به پادشاهی ایران رسید و بعد ماردوش شد و ...
اما ماجرا جور دیگهای هست، قبلا گفتم که جمشید خدمات زیادی در جهت رشد ایران کرد، اما مغرور شد و مردم بر علیهاش شوریدند/47
در اون زمان ضحاک تو سرزمین خودش شاه شده بود و ماردوش هم بود، روزی دو وعده مغز انسان رو هم برای درمان درد مارها استعمال میکرد، توی همین اوضاع، مردم ایران که شنیده بودن یک شاه اژدها پیکر جایی داره پادشاهی میکنه میرن سراغش که با کمک اون، جمشید رو از شاهی ساقط کنند./48
#ضحاک_پژوهی 7
راه و رسم پادشاهی ضحاک
اولین ابیات فردوسی بعد از به مسند نشستن ضحاک در ایران (جهان) مربوط میشه به اقداماتی که انجام داده:
از بین بردن #خرد، از بین بردن #هنر، از بین بردن #راستی، از بین بردن #نیکی
نهان گشت کردار فرزانگان
پراگنده شد کام دیوانگان
/49
هنر خوار شد جادویی ارجمند
نهان راستی آشکارا گزند
شده بر بدی دست دیوان دراز
به نیکی نرفتی سخن جز به راز
در اساطیر ایرانی، دیو، زاده اهریمن هست، در برابر آفریدگان اهورا و اژدها نوعی از دیو، اژیدهاک (ضحاک) اژدهاست، بدترین دیوی که اهریمن آفرید/50
دیوها مشخصا بیخردند، جایی که دیو حاکم بشه حماقت حکمران میشه، اما خرد و هنر اگر در جامعه باقی بمونه دیو نمیتونه مدت زیادی دوام بیاره. پس اولین کارش باید تعطیل کردن فرزانگی باشه. بعد از اون هنر باید تعطیل بشه، به اعتقاد من زبان هنر به راحتی میتونه دیو رو گیج و مستاصل کنه./51
من معتقدم خوراندن روزی دو مغز انسان به مارهای ضحاک نمادی از سرکوب #خرد و #هنر هست، دو دشمن دیو که در مغزها رشد میکنند. در واقع درسته که در اولین روز بعد از به مسند قدرت نشستن کردار فرزانگان نهان شد و هنر خوار، اما این سرکوب اولیه برای مدت کوتاهی دوام خواهد داشت، /52
خرد و هنر رو نمیشه یکشبه از بین برد، چون مداوما زاده میشن، تنها راه از بین بردن این دو دشمن دیوها، کشتن دائمی اونهاست، برای همین ضحاک روزانه دو مغز رو نابود میکرد.
دیو به بینظمی و تنبلی هم معروف است اما مهمتر از همه اینه که بدونیم دیو دروغگو نیست، بلکه خود دروغ هست، /53
در اوستا از اژیدهاک به عنوان بدترین دروج (دروغ) که اهریمن آفرید نام برده شده. اگر جایی دیوی دروغ گفت و از دروغ گفتن خودش نگران نبود نباید تعجب کنیم، دیو خود دروغه، تعجب نداره که وقتی دیوی حاکم بشه اولین اثرش ناپدید شدن راستگویی باشه. /54
اما فراموش نکنیم دیو حاکم، فقط خودش بیخرد، بیهنر، تنبل، بینظم و دروغ (گو) نیست، فقط اطرافیانش هم از این دسته نیستند، دیو وقتی حاکم میشه همه جامعه رو آلوده میکنه. ضحاک در همه جامعه بیخردی و بیهنری رو رواج داد، دروغ رو در کل جامعه نهادینه کرد و بدکرداری عادت همه شد. /55
#ضحاک_پژوهی 8
دین ضحاک
برای من سوال بود که بدونم ضحاک چه دینی داشت و شکل حکومتش از این لحاظ گرایش به مذهب چطور بوده، اولین برخورد طبق معمول در شاهنامه بود. اولین بار که شاهنامه از نقش دین در یک حکومت نام میبره .../56
در زمان تهمورث هست که یک موبد بنام شهرسب (همون موبدی که برخی تاریخ نگارها اونو نیای ضحاک میدونن) وزیر تهمورث میشه. بعد از اون جمشید موبدان رو تبدیل به یک طبقه اجتماعی میکنه و اونها رو توی کوه جا میده، حالا چرا؟ نمیدونم./57
اما به اعتقاد من ضحاک اولین پادشاهی هست که موبدها رو برای استفاده از نقش موبدیشون در حکومتش بکار میگیره. وقتی خواب میبینه اونها رو از سراسر کشور صدا میکنه که براش تعبیرش کنن و زمانی که احساس ضعف میکنه موبدان و بزرگان رو جمع میکنه که بیاین طوماری امضا کنین /58
و شهادت بدین که من عادلترین پادشاهم و البته اونها هم اینکار رو میکنن و وقتی کاوه این طومار رو پاره کرد اونها شروع میکنن به تقبیح عمل کاوه که چقدر گستاخ بود!!!
فردوسی ضحاک رو بتپرست میدونه، وقتی ضحاک جمشید رو فراری داد، دو خواهر (یا دختر) جمشید رو به کاخ خودش آورد و /59
بهشون کژی و ناراستی آموخت، یکی از اولین کارهایی که فریدون کرد هم رها کردن این دو دختر بود که به گفته فردوسی پرورده "بتپرستان" بودند. البته فردوسی در برخی موارد ضحاک رو جادوپرست هم خطاب میکنه که بعدا بهش میپردازم.
در تاریخ بلعمی گفته میشه که ضحاک دو بت ساخت و به مردم گفت /60
این دو، آدم و فرزندش شیث هستند و این دو را بپرستید اما درواقع آنها سمبل خودش و برادرش بودند.
در ریگ ودا (کتاب اساطیری هند باستان) موجود پلیدی به نام ویشوروپه (معادل اژیدهاک) هست اژدهایی سه سر مانند ضحاک هست، که تریته (فریدون) باهاش مبارزه میکنه اما نباید او را بکشد /61
چون او از "برهمنان" هست و کشتن برهمنان ممنوع است، اینکه فریدون هم نباید ضحاک رو بکشه برای من این شک را بوجود میاره که آیا ممکنه ضحاک هم از برهمنان (موبدان) باشه؟ البته موبد دینی شیطانی.
یادمون باشه که مرداس پدر ضحاک یا روی دوم شخصیت ضحاک مردی عابد و زاهد توصیف میشه، /62
به نظر میاد که ضحاک از نسلی عابد و زاهد و شاید موبد باشه که یکجا ابلیس رو ولی خودش میگیره.
برخی مطالعات ضحاک رو به برخی خدایان بین النهرین مانند مردوک تشبیه میکنند و خوردن مغز انسانها را استعارهای از قربانی کردن برای این خدایان میدانند./63
هرچه که هست کشتن این دیوسیرت ممنوع بود، در اوستا گفته میشه فریدون با گرز گاوسر بر سر و گردن و قلب اژیدهاک زد اما نتونست اون را بکشد و با خنجر ضربهای به تن او زد که از زخم او خرفستران (جانوارن موذی) بیرون آمدند، سروش (پیک اهورا) به فریدون گفت اگر اون رو بکشی /64
خرفستران تمام دنیا را میگیرند.
تعبیر خیلی شخصی من اینه که میشه این خرفستران استعاره از اعتقادات گمراه کننده کسی باشد که حکومتی در ظاهر دینی و در باطن اهریمنی را هزارسال برپا کرده و هزاران نفر را مطیع و مسخ شده دین خود کرده بود./65
#ضحاک_پژوهی 9
گرشاسب
فریدون ضحاک رو از تخت پایین میکشه اما همونطور که قبلا اشاره کردم اونو نمیکشه و تو کوه دماوند زندانیش میکنه. به گفته اوستا در آخرالزمان اهریمن دوباره ضحاک رو بیدار میکنه و ضحاک شروع میکنه به نابودی نسل بشر و ... . /66
اما گرشاسب پهلوان از خواب (یا مرگ) بیدار میشه و ضحاک رو برای همیشه نابود میکنه. حالا این گرشاسب کی هست؟ چرا تقریبا نامی ازش تو شاهنامه نیست؟
اسدی توسی همشهری و همدوره فردوسی کتابی بهنام گرشاسبنامه داره که به داستان زندگی این پهلوان پرداخته و در مقدمهاش گفته /67
رستم بارها زمین خورده، بارها شکست خورده و نزدیک بوده بمیره، اما گرشاسب با دیوان قدرتمندی جنگیده و حتی یکبار هم شکست نخورده و با اینحال فردوسی به اون زیاد نپرداخته و تقریبا بهش بیتوجه بوده.
من دلیل کافی برای عدم توجه فردوسی به گرشاسب پیدا نکردم اما تفسیر خودم اینطوره:
/68
طبق گرشاسبنامه، گرشاسب از نسل جمشیده، جمشید در زمانی که از دست ضحاک فرار میکرده میره سمت سیستان و اونجا با دختر پادشاه ازدواج میکنه و از نسل فرزند جمشید و اون دختر گرشاسب به دنیا میاد. در واقع اجداد گرشاسب از طرفی پادشاهان سیستان بودند و از طرفی جمشید. /69
زمانی که نوجوان بوده ضحاک برای حمله به هند از سیستان گذر میکنه و مورد استقبال اثرط پدر گرشاسب قرار میگیره، همونجا پهلوانی گرشاسب که یک نوجوان بوده، مورد توجه ضحاک قرار میگیره و در همون نگاه اول هم متوجه میشه خون جمشید، دشمنش، توی رگهای گرشاسبه. /70
اسدی توسی اشارهای نمیکنه اما به اعتقاد من از تصمیماتی که ضحاک گرفته کاملا مشخص هست که از ابهت گرشاسب به شدت ترسیده.
ضحاک از گرشاسب میخواد که به جنگ یک دیو بره، به اعتقاد من این دستور بیشتر برای از بین بردن گرشاسبه تا از بین بردن اون دیو. /71
بعدا هم چند ماموریت غیرممکن دیگه بهش میده که البته گرشاسب همه رو بخوبی به انجام میرسونه.
بله گرشاسب تا زمان زنده بودن ضحاک یکی از سرداران ضحاک بود که نه تنها با اون مبارزه نکرده بلکه برای اون ماموریتهای زیادی رو انجام داده و با دشمنان ضحاک جنگیده. /72
در تمام این مدت بارها به گرشاسب گفته میشه که ضحاک جادوگره یا بتپرست و ظالمه اما گرشاسب با علم بر این موضوع مخالفتی با ضحاک نمیکنه. (البته همه اینها داستانهای گرشاسبنامه است و تو اوستا داستان کلا فرق داره)
/73
حالا خود گرشاسب جد رستم هست، ابر قهرمان شاهنامه، کسی که فردوسی بسیار بهش پرداخته.
تعبیر شخصی من اینه که فردی مثل گرشاسب جایی تو دل شاعر آزادهای مثل فردوسی نمیتونه داشته باشه، برای همین از نام بردن گرشاسب تا جایی که توانسته حذر کرده. /74
این مساله زمانی حساستر میشه که بدونیم رستم از سمت مادری از نسل ضحاک هست، در واقع میشه گفت از نظر فردوسی از نسل ضحاک بودن و خدمت کردن به ایران اهمیت بیشتری داره تا از نسل جمشید بودن و خدمت کردن به ضحاک./75
حالا یک توضیح در مورد تصویر اول بدم، خود من تا چند ماه پیش نمیدونستم این مجسمه توی میدان حر تهران، گرشاسب اژدهاکش هست، همیشه از بچگی برام سوال بود که چرا توی میدان حر، مجسمه یکی هست که داره اژدها میکشه چه ربطی به حر داره؟ /76
زمانی که تصمیم گرفتم پست مربوط به گرشاسب رو بنویسم یک جرقه توی ذهنم زد، اونم این بود که اتفاقا چه تشابه و تضاد جالبی بین این مجسمه و اسم میدان هست و بین اساطیر باستانی ایرانی و روایات شیعی. /77
حر هم یکی از سرداران سپاه شر بود و تا آخرین لحظات در خدمت شر، اما در آخرین لحظه تغییر جهت داد و به خیر پیوست با این تفاوت که گرشاسب زنده میشه تا ضحاک رو از بین ببره، اما حر خودش شهید شد.
نمیدونم کسی که اسم این میدان رو انتخاب کرده چنین چیزی تو ذهنش بوده یا نه./78
#ضحاک_پژوهی 10
دستورالعمل پایدار کردن حکومت ظلم برای 1000 سال
فکر میکنم بین ما کسی نباشه که ضحاک رو آدم ظالم و خونخواری ندونه، اما سوال اینه که چطور حکومتی ظالم، 1000 سال دوام آورده؟
/79
قبلا گفتم که ما ایرانیها به فرّه ایزدی اعتقاد داشتیم/داریم، به این ترتیب هرکسی که شاه میشده باید به نوعی ادعا میکرده که صاحب فره است و اگر مردم میپذیرفتند که شاه فره داره، دیگه براحتی حاضر نبودند برعلیهش بشورند.
/80
به قول یکی از دوستان یک سیستم عامل پدرسالاری روی مغز ما ایرانیها نصب هست که باعث میشه از تغییر حاکم واهمه داشته باشیم.
در گرشاسبنامه یکجایی گرشاسب در مورد ضحاک میگه من میدونم اون چه موجودیه اما اگر امکانش بود که فرد دیگهای رو جایگزینش کنم حتما اینکار رو میکردم، /81
حتی پدر گرشاسب هم کلی در مورد لزوم اطاعت از ضحاک به عنوان شاه به پسرش سفارش میکنه، این در حالیه که گرشاسب به قدری قوی بوده که قطعا ضحاک توانایی مقابله با اون رو نداشته.
یک جور تقدس قائل شدن برای کسی که میدونن چقدر سیاهه.
اما ضحاک چطور این تقدس رو به دست آورده؟
/82
فردوسی از ضحاک به عنوان #جادوگر نام میبره و به ایران تحت حکومت ضحاک میگه جادوستان.
اما در هیچجایی نمیبینیم که اشاره به جادوگری عجیب و غریبی از طرف ضحاک شده باشه، قرار نیست دشمنانش به غورباقه تبدیل بشن یا با جارو پرواز کنه، پس منظور از این جادو که فردوسی ازش نام میبره و /83
تقریبا شعرای دیگه هم که به داستان ضحاک پرداختند بهش اشاره میکنند دقیقا چی هست؟
یه نگاه به اولین اقدامات ضحاک بندازیم:
#هنر خوار شد جادویی ارجمند
جادو در تقابل با هنر قرار گرفته، شاید نوعی هنر اهریمنی باشه.
یا در مورد دو دختر جمشید که به دست ضحاک میافته میگه:
/84
بپروردشان از ره جادویی
بیاموختشان کژی و بدخویی
جادوگر دو دختر پاکدامن رو طلسم خودش کرد و بهشون کژی یاد داد و این دو تا آخر در خدمت ضحاک بودند.
توی گرشاسبنامه وقتی که ضحاک گرشاسب نوجوون رو میبینه و گرشاسب حسابی براش هنرنمایی میکنه سر و پیشانی گرشاسب رو میبوسه./85
این بوسه رو از دو نگاه اینطور تفسیر میکنم:
در نگاه ظاهری شاهی که با یک نوجوون چنین رفتار مهربانانهای میکنه چطور میتونه اونقدر پلید باشه که دستگاه پروپاگاندای فردوسی تصویرش کرده؟ آیا همه این ادعاها ظلم به ضحاک نیست؟
/86
اما از نگاه نمادین از منظر من بوسیدن سر و چشمان گرشاسب جادوی ضحاک بود، با بوسیدن سرش قدرت خردش رو مسخ کرد و با بوسیدن چشمانش توانایی دیدن واقعیت رو ازش گرفت و از همان لحظه گرشاسب شد سردار ضحاک پلید.
به اعتقاد من جادوی ضحاک ترکیبی از پلیدی، دروغ و باور اون هست، /87
من معتقدم ضحاک به روشی مردم رو #مسخ خودش کرده بود، اون هر روز مغز دو نفر را برای خوراک مارهایش درخواست میکرد و کسی با اون مخالف نبود همین مردم طوماری امضا کردند که به عادل بودن ضحاک شهادت بدن، زمانی که کاوه به بارگاه اون اژدهافش رفت و طومار رو پاره کرد، حاضرین متعجب شدن و /88
ضمن تجلیل از عدل و درایت شاه، نسبت به ناسپاسی کاوه اعلام تنفر کردن.
در یک کلام مردم ایران توسط ضحاک جادو شده بودند و مانند اون جادوپرست بودند. جادویی که به ضحاک اجازه داد هزارسال بدون هیچ مزاحمتی پادشاهی کنه، پادشاهی که سراسر خونریزی و ظلم بود. ضحاک مردم رو کور کرده بود، /89
شاید شما الان جز شر و پلیدی در داستان ضحاک نمیبینید اما چه بسا مردم در اون زمان جز نیکی و رحمت در اون نمیدیدند یا نمیخواستند ببینند. /90
پ.ن.1. دوران حکومت ضحاک بدون شورش نبوده اما تا جایی که من میدانم شورشها از هند و چین و کشورهای دیگه بوده نه مرکز ایران در مرکز مردم مطیع و فرمانبردار ضحاک بودند با وجود اینکه احتمالا درون خودشان میدانستند با چه موجود پلیدی سر و کار دارند.
/91
پ.ن.2. جای دیگهای که معمولا شعرا از کلمه جادو زیاد استفاده کردن "جادوی دو چشمانت" خطاب به معشوق هست، که اونجا هم به نظر میاد دو چشم طرف کاری کرده که عقل از هوشش برده و دیگه هرچه دیده همه شایان تعریف و تمجید بوده و عیبی ندیده (شاید با وجود اینکه عیبها کاملا مشهودند).
/92
مطلب بعدی:
دیو خشکسالی
اصلاح میکنم: ضحاک سر و چشمان گرشاسب نوجوون رو میبوسه
#ضحاک_پژوهی 11
دیو خشکسالی
اژدها در بسیاری از باورها سمبل دیو خشکسالی است. ضحاک رو هم برخی دیو خشکسالی میدانند.
قبلا هم گفتم که به گفته اوستا اژیدهاک در آخرالزمان دوباره آزاد میشه و به زمین حمله میکنه و یک سوم انسانها، حیوانات و گیاهان رو نابود میکنه./93
اما یه نکته مهم اینکه توی برخی روایات دیو یا اژدهای خشکسالی خودش عامل خشکسالی هست، مثلا اژدهایی داریم که رود رو میبلعه، اما برخی دیوها علت خشکسالی هستند، یعنی خشکسالی به دلیل بیداد دیو بوجود میاد.
ضحاک بیدادگر بود و حاصل بیداد ضحاک خشکسالیه. ضحاک دیو آز بود و /94
آز ضحاک عامل خوردن و بلعیدن و نابودی آفریدهگان هست.
به اعتقاد من خشکسالی معلول روش حکومت ضحاک هست، از بین بردن خرد و از میان برداشتن نیکی و ظلم کردن./95
#ضحاک_پژوهی 13
کار دیوان وارونهست
ضحاک خواب بدی میبینه، همه موبدان رو صدا میکنه و خواب رو براشون تعریف میکنه، تعبیرش اصلا خوشایند نیست:
تو پدر و گاو پسری به اسم فریدون رو میکشی و اون به خونخواهی آنها تو را با گرزگاوسر از پا درمیاره و پادشاهی تو تمام میشه.
/96
به نظر شما واکنش ضحاک در مقابل این تعبیر چیه؟ آیا دستور میده از این به بعد بیشتر مراقب باشند که کسی بیگناه کشته نشه؟ حداقل در کشتن حیوانات مدارای بیشتری میکنه؟
خیر، ضحاک در طول زمان به دنبال پسری که قرار هست به دنیا بیاد میگرده، /97
پدرش آبتین و گاوی که ازش شیر میخورده رو پیدا میکنه و میکشه و خانهشون رو ویران میکنه، دقیقا عین آنچه که در خواب دیده بوده و در آخر هم همان چیزی بر سرش میاد که انتظارش رو داشت، گرز گاوسار فریدون.
/98
اما چرا ضحاک با وجود اینکه میدونه فریدون به کین خواهی پدر و گاوش بلند خواهد شد، اونها رو میکشه؟
در آیین زروانی سرنوشت همه ما مقدر شده، هنوز هم خیلی مواقع براساس این اعتقادمون اتفاقات رو به قسمت نسبت میدیم، میتونیم این رو هم تقدیر ضحاک بدونیم که بر پیشانیش نوشته شده، /99
اما شاید بشه جور دیگهای هم به ماجرا نگاه کرد:
دیوها کارشان وارونهست.
جایی در شاهنامه اکوان دیو رستم رو بلند میکنه و از اون میپرسه، تو رو به کوه بندازم یا دریا و رستم که میدونسته کار دیو برعکس هست میگه من رو به کوه بنداز، در نتیجه اکوان پرتش میکنه توی دریا و ...
/100
در واقع دیو، افسون قدرت خودش شده. افسون جادویی شده که به کار گرفته تا مردم رو کنترل کنه اما خودش هم به دامش افتاده.
برای آدمیزاد قابل درک نیست، وقتی میبینه دیو با وجود اینکه راه درست جلوی چشمش هست، دقیقا کاری برعکس اون رو انجام میده، حتی با وجود اینکه به خودش ضرر میزنه، /101
اما دیو راهی نداره، انگار کار دیگهای بلد نیست جز وارونه عمل کردن.
#ضحاک_پژوهی 13
ضحاک و ترس
خواب ضحاک رو که تعبیر کردند، بیهوش شد و از تخت افتاد.
پایان حکومت و مرگ برای دیو پلیدی مثل ضحاک بیش از همه موجودات دردناک خواهد بود، اون از ترس بیهوش شد.
و از اون روز یه لحظه آرامش نداشت.
/103
در اسطوره رامایانا در هند راوانا دیو ده سر و دو گوش، بخاطر اینکه سیتا رو تو قلب خودش جا داده بود، در مقابل حمله رام و یارانش ضدضربه شده بود، برای شکستش، اونها تصمیم میگیرن که راوانا رو بترسونن تا حواسش از سیتا پرت بشه و بعد بهش حمله میکنن و میکشنش.
/104
ترس دیو رو به سمت مرگ هدایت میکنه.
چنان بد که ضحاک را روز و شب
به نام فریدون گشادی دو لب
بران برز بالا ز بیم نشیب
شده ز آفریدون دلش پر نهیب
تا اینکه یک روز تصمیم میگیره همه بزرگان رو جمع کنه و ازشون استشهادی بگیره که اون عادلترین پادشاهه. /105
همون زمان کاوه آهنگر با داد و بیداد وارد کاخ ضحاک میشه، اون پادشاه خونریز در مقابل کاوه عکسالعملی انجام نمیده و پسرش رو بهش برمیگردونه و وقتی ازش میپرسن که چرا در مقابل جسارت کاوه کاری نکردی میگه وقتی کاوه وارد شد انگار کوهی از آهن بین ما قرار گرفت. /106
پاره کردن نامه و شکسته شدن حرمت ساخته شده با جادوی ضحاک باعث شد مردم شهر هم کنار کاوه قرار بگیرند و اولین اثرات سست شدن پایه حکومت ضحاک نمایان بشه.
/107
زمانی که فریدون به کاخ ضحاک حمله میکنه، ضحاک به هندوستان رفته تا با کشتن انسانها و حیوانات و حمام کردن در خون آنها طلسمی که فکر میکنه بهش دچار شده (کشته شدن به دست فریدون) رو باطل کنه به نظر میاد شکست، دیو داستان رو به شکل عجیبی ترسانده و از ترس به نهایت خشونت پناه برده./108
در آخرین روزهای زندگی ضحاک، ظاهرا از شدت ترس، توهم به سراغش میاد، زمانی که بهش گفته میشه فریدون کاخت رو گرفته و جای تو نشسته، جواب میده که حتما مهمان هست و مهمان قدمش مبارکه.
/109
ضحاک به طرز مرگ آوری ترسیده و هرچه بیشتر بترسه بیشتر مضمحل میشه، آثار اضمحلال به شکل توهم در گفتارش نمایان میشه و امید به نابودیش در مردم بیشتر میشه.
/110
#ضحاک_پژوهی 14
فریدون مبعوث میشود، کاندید نمیشود
پرده اول: فریدون که 16 ساله میشه میره سراغ مادرش تا داستان زندگیش رو بشنوه، بعد هم که از کشته شدن پدر و گاوی که ازش مراقبت میکرده آگاه میشه تصمیم میگیره انتقام بگیره، اما مادرش مانع میشه./111
پرده دوم: کاوه مردم رو علیه ضحاک دور خودش جمع میکنه، به گفته تاریخ بلعمی چندین جنگ با افراد ضحاک میکنه و شهرهای زیادی رو تصرف میکنه، اما توی جنگی که به نظر آخرین جنگ بوده به افرادش میگه الان باید پادشاه رو انتخاب کنیم، چون من لیاقت شاهی شما رو ندارم./112
یک ماه مذاکره میکنن و فریدون رو انتخاب میکنن. به گفته شاهنامه، کاوه خودش میدونه فریدون کجاست و سراغش میره.
وقتی مردم پیش فریدون میرن، اون هم جواب مثبت بهشون میده و اینبار برخلاف دفعه قبل که مادرش نصیحتش کرد نباید با ضحاک وارد جنگ بشی، هیچ واکنشی از مادرش نمیبینیم./113
توی راه هم پیک سروش از طرف اهورا به اون افسون (جادوی پاک) یاد میده که در مقابل ضحاک بکار ببره.
فریدون از کسی نخواست که به شاهی قبولش کنه، خود مردم اون رو انتخاب کردند، مادرش دیگر مانعی برای مخالفت نداشت و در نهایت اهورا هم کمکش کرد.
/114
به اعتقاد من، افرادی مثل فریدون، کاندید نمیشن، اونها مثل پیامبران مبعوث میشن، همونطور که یک پیامبر کسی نیست که از خدا خواسته باشه به پیامبری مبعوثش کنه، بلکه در اثر رفتاری که انجام داده به این مرحله رسیده که برانگیخته شده و لایق هدایت دیگران شده،
/115
یک رهبر تمام عیار هم کسی نیست که از مردم بخواد که اون رو انتخاب کنن، اون کار خودش رو انجام میده، مسئولیت خودش رو پیش میبره و مردم هستند که اون رو کشف میکنند و وقتی توسط مردم کشف شد، حمایت پروردگار رو هم برای موفقیت کسب میکنه.
/116
فریدون فرخ فرشته نبود
به مشک و به عنبر سرشته نبود
به داد و دهش یافت او نیکویی
تو داد و دهش کن فریدون تویی
/117
اما یک مساله مهم رو فراموش نکنیم، ضحاک هم توسط همین مردم انتخاب شد، مبعوث شدن، تنها در عمل فرد منتخب نیست، به خرد انتخاب کنندگان هم مربوط میشه، اگر خرد نباشه انتخاب پادشاه اهریمنی خواهد بود./118
#ضحاک_پژوهی 15
ضحاک چطور نابود شد؟
ضحاک دیوِ آز و طمع، بخاطر شهوت قدرت پدرش را کشت، بخاطر ضعف در مقابل چاپلوسی، ابلیس رو به دربارش راه داد و دندانگیر شدن لذایذ دنیوی، ابلیس رو به حدی بهش نزدیک کرد که اجازه بوسیدن شانههایش را یافت و در نهایت ترس از مارهای روی دوشش باعث شد /119
ضحاک اژدهافش جان انسانهای بیگناهی را بگیرد.
ضحاک به دعوت مردم ایران شاه هفتکشور شد و در اولین گام خرد، هنر، راستگویی و نیکی را از بین برد تا بتونه جادوی خودش رو که مسخ کردن انسانها بود مستقر کنه. به نظر من خرد با ظهور فریدون که به گفته فردوسی پر از اندیشه بود برمیگرده و/120
هنر، با ساخت گرز گاوسر توسط آهنگران برای فریدون، راستگویی، در لحظه پاره شدن طومار توسط کاوه و نیکی، شاید از وجود ارمایل و گرمایل نشات میگیره و به مرور اثر جادوی ضحاک کمرنگ میشه.
اما یادمون باشه هنوز جادو باطل نشده، ضحاک در ایوان خودش در بیتالمقدس، /121
طلسمی بنا کرده که باید آن هم فرو بریزه، طلسمی که تازه بعد از اینکه فریدون اون رو پایین کشید متوجه شدند نامی غیر از نام خدا! بر آن بوده. بعد از پایین آمدن این طلسم هست که فریدون همه دیوها رو به راحتی از بین میبره و در نهایت هم ضحاک رو نابود میکنه./122
طلسمی که ضحاک سازیده بود
سرش به آسمان بر فرازیده بود
فریدون ز بالا فرود آورید
که آن جز به نام جهاندار دید
فکر میکنم باید این طلسم باطل میشد تا همه مردم شهر از پیر و جوان همراه و همداستان فریدون بشن و در کوچه و خیابان به جنگ با دیوان سپاه ضحاک بپردازند و در آخر /123
از متولیان دین هم صدای همراهی با مردم بلند بشه:
سوی لشکر آفریدون شدند
ز نیرنگ ضحاک بیرون شدند
خروشی برآمد ز آتشکده
که بر تخت اگر شاه باشد دده
همه پیر و برناش فرمان بریم
یکایک ز گفتار او نگذریم
نخواهیم برگاه ضحاک را
مر آن اژدهادوش ناپاک را
/124
معتقدم که قدرت ضحاک مرحله به مرحله شروع به نابودی کرد، زمانی که دو مرد نیککردار تصمیم گرفتند انسانهایی رو از مرگ نجات بدن، زمانی که کاوه تصمیم گرفت به راستی به ظالم بودن ضحاک اذعان کنه، وقتی که فریدون که سمبل هنر و خرد بود، زاده شد. اما در این زمان ضحاک هنوز در اوج قدرت بود/125
و شاید سیاهترین روزهای انسانها رو با کشتارهای خودش رقم میزد، اما زمینه نابودیش هم همزمان در حال ظهور بود.
والبته نابودی زمانی به ایستگاه آخر رسید که جادوی ضحاک باطل شد، طلسمی که وقتی فروریخت متوجه شدند نام "خدا" بر آن نبوده.! /126
مطلب آخر:
اثر ضحاک در ذهن تاریخ
Share this Scrolly Tale with your friends.
A Scrolly Tale is a new way to read Twitter threads with a more visually immersive experience.
Discover more beautiful Scrolly Tales like this.
