جهاد وقاحت
۱- پس از جنایت اهواز، ارزشیها گفتند باید پیرو بحث «جهاد تبیین» که رهبر گفت، نشست بگذاریم و آسیبشناسی و تحلیل کنیم تا مغلوب «جنگ روایت» نشویم. برخی حاضران: سوزنچی/دانشگاه باقرالعلوم. رهدار/مؤسسه فتوح اندیشه. مهدیان/روزنامه همشهری. هاشمیان/شورای عالی انقلاب فرهنگی.
۲- چکیده حرف هاشمیان: قاتل و مقتول مظلوم واقع شدند و قربانی شبکههای اجتماعی شدند. هدف رسانهها از برجستهکردن موضوع، جنگ و دشمنی با دین است.
چکیده سوزنچی: قاتل تحت فشار فراوان بوده و دچار جنون آنی شد. همه دارند دربارهش حرف میزنند و به دین ربط میدهند. اینها با دین عناد دارند.
۳- چکیده رهدار: قاتل مورد ظلم واقع شد ولی شاید در بهکارگیری غیرتش به خطا رفته اما نباید بگذاریم زیرآب غیرت دینی را بزنند، خدا آدم غیور را دوست دارد.
چکیده مهدیان: چرا فیلم منتشر شد؟ ضدانقلاب حساسیت برانگیخت و ذهن مردم را نابود کرد. باید قانون بگذاریم که این فیلمها منتشر نشوند.
۴- این نشست نمونه خوبی است برای درک هدف «جهاد تبیین» است. جهاد تبیین؛ رقابت ارزشیها برای پامنبری، پاچهخاری، مغلطه، تحریف و مالهکشی است. فرقهای عقبمانده و لجوج، ۴۰ سال است که فرهنگ، جامعه، آموزش و اقتصاد یک ممکلت را ویران کردهاند و حالا طلبکار دستاوردشان هستند؛ جهاد وقاحت.
• • •
Missing some Tweet in this thread? You can try to
force a refresh
خامنهای در آینه یک جنایت
۱- در جنایت سرنگونی هواپیمای اوکراینی، بیرحمی، دروغگویی، مالهکشی و گردنکشی نظام، عریانتر از همیشه بود و اشک و خشم و نفرت بیپایان هم خروجی این عریانی است ولی به نظرم بیرحمانهترین واکنش، سخنرانی خامنهای بود که خودش را در ۳پرده به نمایش گذاشت:
۲- خامنهای اول گفت حمله به عینالاسد و تشییع جنازه سلیمانی که دهها کشته بیگناه و بدشانس داشت، «یومالله» بود ولی برخی خواستند «حادثه سقوط هواپیما را به نحوی آرایش دهند که ماجرای یومالله را به دست فراموشی بسپارند». دوگانه یومالله/حادثه ذهن او را نشان داد. جنایت اهمیت نداشت.
۳- خامنه ای سپس گفت این افراد «احساساتیاند، فریب میخورند یا حاضر نیستند منافع ملی را درک کنند و آنچه دشمن مایل است از زبان اینها سر میزند» و طبق معمول رفت سراغ دشمن: «دشمن خیال کرد مستمسکی به دست آورده که سپاه را زیر سؤال ببرد ولی اشتباه کرد» رهبر پشت عامل جنایت ایستاده بود.
۱- مستند ۷۲ساعت درباره سلیمانی ضعیفتر از آنی بود که میپنداشتم. ایدهشان این بود که سلیمانی علم غیب داشت کی و کجا کشته میشود و با وجود اینکه از نخستوزیر عراق و نصرالله تا دختر عماد مغنیه گفتند نرو، حاجی رفت بغداد استقبال مرگ. خواستهاند از خودسری سلیمانی یک تصویر حسینی بسازند.
۲- گاف هم به اندازه کافی دارد. مثلا در مستند گفته میشود سلیمانی خواست برود عراق نامه سعودیها به ایران را خودش بگیرد (سناریوی سفیر صلح بودن سلیمانی) ولی به نقل از سلیمانی میگوید میروم چون فردا روز سرنوشت عراق است. خب روز سرنوشت عراق چه ربطی به نامه سعودی دارد؟ نقشه چی بود؟
۳- در مستند بر خلاف برخی تبلیغات قبلی، روی تقصیر برخی مقامهای عراقی در کشته شدن سلیمانی مانور نمیدهند و اشاره سطحی میشود. مهمتر اینکه اعتراف میکنند اندکی قبل از ماجرا، ترامپ از نخستوزیر عراق تلفنی خواست واسطه گفتوگو با ایران شود و خبرهای خوش بدهد و آمریکا دنبال جنگ نیست.
حاج قاسم؛ بادکنکی که ترکید
۱- موصل، مسجد جامع نوری، اواخر بهمن۹۳؛ ابوبکر البغدادی، رهبر داعش به سلیمانی هشدار میدهد اگر او «را دستگیر کنیم، مانند خلبان اردنی او را در آتش خواهیم سوزاند.» وقتی رهبر داعش این حرف را زد، سلیمانی در صف سوم نماز نشسته بود؛ همان مسجد، جلوی البغدادی.
۲- این داستان مهیج و فضایی، چکیده خیالپردازی است که اسفند ۹۳ در شبکههای اجتماعی دست به دست شد، سال ۹۵ در خبرگزاری میزان بازتاب یافت، حتی در خبرهای کوتاه بیبیسی فارسی. فقط این نبود. گفته شد فرمانده ارتش آمریکا در افغانستان به محض ورود به فرودگاه کابل، پیامکی ناشناس گرفت:...
۳- «به قلمرو من خوش آمدی. قاسم سلیمانی.» یا اینکه رئيس پنتاگون نامهای با سربرگ سپاه روی میزش دیده با این عبارت: «اگر لازم باشد، از این هم نزدیکتر خواهیم شد.. قاسم سلیمانی.» این شایعات سوژه کاریکاتور نیوزویک هم شد؛ قاسم سلیمانی روی تخت عمو سام. همه از قهرمان جدید لذت میبردند.
خامنهای، تخریبچی اعظم
۱- در این ۳ دهه الگوی خامنهای برای تثبیت موقعیتش فساد، موازیسازی، مداخله حداکثری، سرکوب و حذف و البته مینگذاری بوده و هر چه به مرگ نزدیک شده، دایره بزرگتر شده. او در سالهای پسابرجام که یعنی توافق عادیسازی رابطه با غرب بود، محور کارشکنی علیه برجام شد.
۲- پس از برجام پروژه نفوذ و بازداشت دوتابعیتی/خارجی را ساز زد، اقتصاد مقاومتی را علم کرد، دنبال چین و روسیه راه افتاد، حتی علیه خرید هواپیما از غرب نق زد، نه علیه رجزخوانی موشکی سپاه چیزی گفت، نه پیگیر جدی حمله به سفارت عربستان شد، روز بازداشت سربازان آمریکایی را یومالله خواند.
۳- در این سالها هر جای خاورمیانه دستش رسید، مین قاسم سلیمانی کاشت. یک روز شبهنظامی، روز دیگر موشک، روز بعد پهپاد. فقط برجام نیست. شما هیچ پروژهای در کشور نمیتوانید پیدا کنید که بوی پیشرفت و برد بدهد و خامنهای مین جلوی آن نکاشته. جلوی سند ۲۰۳۰ مین میکارد، جلوی ورزشکاران هم.
باقریکنی؛ دیپلمات تحقیرشده
۱- علی باقریکنی، برادر داماد خامنهای و مذاکرهکننده ارشد ایران، یک دیپلمات تحقیرشده است. او از ۸۸ که با جلیلی وارد مذاکرات شد تا الان نه تنها دستاورد نداشته که اغلب مسخره شده، بهویژه از ۹۲ تا ۹۷، و بسیاری ظریف و حتی عراقچی را توی سر باقری زدهاند.
۲- این تحقیر البته منجر به حذف او نشده. او فامیل رهبر و «جوان مومن» مورد علاقه خامنهای بوده و همواره در متن و حاشیه یکی از قوا چرخیده ولی اثر روانی تحقیر چنان قوی است که از به زبان آوردن برجام پرهیز دارد و اصلا دوست ندارد خودش را میراثدار ظریف نشان دهد. میخواهد خودش میز بچیند.
۳- یک میل قوی و عقده کهنه در او هست تا نشان دهد دیپلمات قابلی است، انگلیسی بلد است، زبان جهان را میفهمد، میتواند پیشنویس بنویسد، حرفهای قلمبه سلمبه بزند و نشان دهد ارزشیها ظریف خودشان را دارند. رویکردی که او که در مذاکرات دارد، دستورکار نظام است ولی شخصیت باقری تشدیدش کرده.
بیرحمی خامنهای در آینه «به درک»
۱- نهم آذر امسال دفتر نشر آثار خامنهای نوشت آذریقمی در دو نامه که سالهای ۷۵ و ۷۶ نوشته، از رهبر جمهوری اسلامی عذرخواهی و درخواست بخشش کرده است. انتشار این نامهها - که به روایتی جعلی هستند- به نظرم زاویه خوبی برای شناخت شخصیت علی خامنهای است.
۲- احمد آذریقمی که خود از محققان و مروجان بحث ولایت فقیه در دهه ۶۰ بود و از سال ۶۸ تا ۷۳ هم مدافع سرسخت ولایت و خامنهای شد، سال ۷۴ اعلمیت و مرجعیت خامنهای را نفی کرد، سال ۷۶ نظرش را به صورت علنی و مفصل نوشت و افشاگریهایی درباره نقش رهبر در برخی جنایات کرد و تاوان سنگینی داد.
۳- مدافعان خامنهای او را از نهادهای عالی حوزوی اخراج کردند، به دفترش حمله و کتکش زدند و با دستور خامنهای او را حصر کردند. در حصر مریض شد و وقتی از رهبر خواستند برای بهبود وضعیت اقدامی شود چون ممکن است بمیرد، پاسخ خامنهای روشن بود: به درک. او سرانجام به صورت مشکوک بهمن ۷۷ مرد.