خامنهای، تخریبچی اعظم
۱- در این ۳ دهه الگوی خامنهای برای تثبیت موقعیتش فساد، موازیسازی، مداخله حداکثری، سرکوب و حذف و البته مینگذاری بوده و هر چه به مرگ نزدیک شده، دایره بزرگتر شده. او در سالهای پسابرجام که یعنی توافق عادیسازی رابطه با غرب بود، محور کارشکنی علیه برجام شد.
۲- پس از برجام پروژه نفوذ و بازداشت دوتابعیتی/خارجی را ساز زد، اقتصاد مقاومتی را علم کرد، دنبال چین و روسیه راه افتاد، حتی علیه خرید هواپیما از غرب نق زد، نه علیه رجزخوانی موشکی سپاه چیزی گفت، نه پیگیر جدی حمله به سفارت عربستان شد، روز بازداشت سربازان آمریکایی را یومالله خواند.
۳- در این سالها هر جای خاورمیانه دستش رسید، مین قاسم سلیمانی کاشت. یک روز شبهنظامی، روز دیگر موشک، روز بعد پهپاد. فقط برجام نیست. شما هیچ پروژهای در کشور نمیتوانید پیدا کنید که بوی پیشرفت و برد بدهد و خامنهای مین جلوی آن نکاشته. جلوی سند ۲۰۳۰ مین میکارد، جلوی ورزشکاران هم.
۴- مین واکسن داخلی را وسط قتلعام کرونا کاشت، مین افزایش جمعیت همیشه دستش بوده، مین طرح صیانت را فرو کرد در زمین اینترنت و مین اطلاعات سپاه را در همه جا و... حتی این آخری که بایدن حرف برجام زد، مین مصوبه مجلس را کاشت. چاه تحریم و عقبماندگی ایران را خامنهای کنده؛ تخریبچی اعظم.
• • •
Missing some Tweet in this thread? You can try to
force a refresh
باقریکنی؛ دیپلمات تحقیرشده
۱- علی باقریکنی، برادر داماد خامنهای و مذاکرهکننده ارشد ایران، یک دیپلمات تحقیرشده است. او از ۸۸ که با جلیلی وارد مذاکرات شد تا الان نه تنها دستاورد نداشته که اغلب مسخره شده، بهویژه از ۹۲ تا ۹۷، و بسیاری ظریف و حتی عراقچی را توی سر باقری زدهاند.
۲- این تحقیر البته منجر به حذف او نشده. او فامیل رهبر و «جوان مومن» مورد علاقه خامنهای بوده و همواره در متن و حاشیه یکی از قوا چرخیده ولی اثر روانی تحقیر چنان قوی است که از به زبان آوردن برجام پرهیز دارد و اصلا دوست ندارد خودش را میراثدار ظریف نشان دهد. میخواهد خودش میز بچیند.
۳- یک میل قوی و عقده کهنه در او هست تا نشان دهد دیپلمات قابلی است، انگلیسی بلد است، زبان جهان را میفهمد، میتواند پیشنویس بنویسد، حرفهای قلمبه سلمبه بزند و نشان دهد ارزشیها ظریف خودشان را دارند. رویکردی که او که در مذاکرات دارد، دستورکار نظام است ولی شخصیت باقری تشدیدش کرده.
بیرحمی خامنهای در آینه «به درک»
۱- نهم آذر امسال دفتر نشر آثار خامنهای نوشت آذریقمی در دو نامه که سالهای ۷۵ و ۷۶ نوشته، از رهبر جمهوری اسلامی عذرخواهی و درخواست بخشش کرده است. انتشار این نامهها - که به روایتی جعلی هستند- به نظرم زاویه خوبی برای شناخت شخصیت علی خامنهای است.
۲- احمد آذریقمی که خود از محققان و مروجان بحث ولایت فقیه در دهه ۶۰ بود و از سال ۶۸ تا ۷۳ هم مدافع سرسخت ولایت و خامنهای شد، سال ۷۴ اعلمیت و مرجعیت خامنهای را نفی کرد، سال ۷۶ نظرش را به صورت علنی و مفصل نوشت و افشاگریهایی درباره نقش رهبر در برخی جنایات کرد و تاوان سنگینی داد.
۳- مدافعان خامنهای او را از نهادهای عالی حوزوی اخراج کردند، به دفترش حمله و کتکش زدند و با دستور خامنهای او را حصر کردند. در حصر مریض شد و وقتی از رهبر خواستند برای بهبود وضعیت اقدامی شود چون ممکن است بمیرد، پاسخ خامنهای روشن بود: به درک. او سرانجام به صورت مشکوک بهمن ۷۷ مرد.
برای آقای احمد زیدآبادی
۱- حسن روحانی ۲ تیرماه امسال گفت که «اگر بخواهند» و «به عراقچی اختیار بدهند»، «همین امروز دوم تیر ما می توانیم تحریم را تمام کنیم». منظورش کی بود؟ ترامپ؟ ایران اینترنشنال؟ عربستان؟ بایدن؟ نه، منظورش خامنهای بود که اجازه نمیداد مذاکرات به نتیجه برسد.
۲- علی مطهری خرداد ۹۳ در جلسه نمایندگان با خامنهای گفت دفتر رهبر در ساماندهی موتورسواران دخالت کرده. کاری به کشتار آبان ۹۸ که با امر رهبر صورت گرفت، جنایت منع واردات دو واکسن یا بازجوییهای قتلهای زنجیرهای که در راستای نظر «آقا» بود نداریم، همین نقلقولهای رسمی کفایت میکند.
۳- آن نقل قول روحانی و روایت مطهری یک موضوع بدیهی و محسوس را نشان میدهد: از بزرگترین بحران کنونی که هستهای است تا بحث موتورسواران گرفتار دخالت و لجاجت رهبر نظام است. شما هر سوراخی را در جمهوری اسلامی پیدا کنید، یک انگشت خامنهای در آن دارد میچرخد، فساد، رانت، جنایت و ...
ساچمههای هراس
۱- قاسم سلیمانی قبل از مرگش گفته بود «کانالی به طول ۱۵۰۰ کیلومتر و عرض ۱۰۰۰ کیلومتر تا سواحل مدیترانه ساختهام که در آن ۶ لشکر است و دشمن قبل از جنگ با جمهوری اسلامی باید از این ۶ ارتش عبور کند». چکیده حرفش همان ترس دیرین و درد مزمن خامنهای است؛ هراس از سرنگونی.
۲- واقعیت این است که جمهوری اسلامی پس از ۴۰ سال هنوز به بقای خود مطمئن نیست. اطرافش را میبیند؛ عراق، سوریه، افغانستان. شورشهای داخلی چند سال یکبار، سیستم رانتی و فاسد، اقتصاد نفتی در هم شکسته، چینیهای مفتخور و روسهای خنجر به دست هم تهش شریک نیستند. دیکتاتور کماکان تنهاست.
۳- خامنهای کشتن سلیمانی که خط قرمزش بوده را دیده، بر باد رفتن برجام را چشیده، بنابراین هر روز سلاح جدیدی رو میکند که بقا را تضمین کند؛ موشکی، جبهه مقاومت، پهپاد و تهش هم باید برسد به بمب اتم. اینها برای فاطی تنبان نمیشود. تنهایی و ترس یک پیامد مهم داخلی داشته: بیرحمی حداکثری.
ویروس خامنهای و بحران کرونا
۱. نقش خامنهای در بحران کرونا مثل یک ویروس مخرب بود. برای توصیف این گزاره دلایل و مستندات زیادی وجود دارد.
دلیل اول: او ابتدا سهلانگارانه و متوهمانه بحران کرونا را بیاهمیت و زودگذر جلوه داد و آنها «بهانه» برای کم رونق کردن انتخابات دانست.
۲. خامنهای مدیریت آشفتهای داشت و با دستورات الکی و ناهماهنگ برای تاسیس قرارگاههای بیمصرف، موجب آشفتگی مدیریتی شد. برخی قرارگاهها فقط در حد یک نشست خبری بودند؛ مثلا تاکنون مشخص نشده است دستورات «فرمانده کل قوا» و نتیجه نشست خبری «رئیس ستاد کل نیروهای مسلح» در اسفند ۹۸ چه شد؟
۳. دامنه توهم خامنهای درباره کرونا چنان وسیع و عمیق بود که ویروس را ساخت آمریکا دانست و گفت ویروس مخصوص ایرانیها ساخته شده و شاید تیمهای درمانی خارجی دنبال پروژه جاسوسی برای دشمن باشند و اینگونه راه کمکهای جهانی را بست و خودش و دفترش بلندگوی متوهمانی چون طالبزاده و کرمی شد.
تاجزاده پر حرف و خامنهای ناشنوا
۱- توجه به سخنان تاجزاده غیرمعمول نیست. سیاستورزی که سالهاست خارج از گود قدرت بوده و حالا حرفهای ساختار شکنانه میزند، برای خیلیها جالب است. این توجه و تبلیغ و برجسته کردن آن میتواند وجوه دیگری هم داشته باشد.
۲-سالهاست در خارج از ایران تاکید و توجه میشود به نیرو و پتانسیل اصلاحطلب داخلی. این تاکید از سال ۷۶ خیلی برجسته شد، اینکه نیرویی در داخل با پشتوانه اجتماعی است که قصد تغییر دارد و عاملیت داخلی اولویت دارد. بعد از ۸۴ این فضا کمرنگ شد، ۹۲ کمی پررنگ شد و بعد از ۹۸ دوباره کمرنگ.
۳- گفتمان تاجزاده دوباره میخواهد بحث امید به اصلاح داخلی را پررنگ کند، همان کاری که خاتمی در ۷۶ کرد. مرور وضعیت کنونی ولایت فقیه، سپاه و رفتارهای نظام نشان میدهد که تلاش ۲۴ ساله امثال خاتمی به تمام معنا شکست خورده است. اغلب دستاوردهای محدود هم محصول تکنولوژی هستند نه اصلاحات.