یک روز آقا مهدی زین الدین می خواست وارد مقر لشگر شود. دژبان که یکی از بچه های بسیجی بود، جلویش را گرفت: " کارت شناسایی ! "
" ندارم "
" برگه تردد ! "
" ندارم "
آن بسیجی هم راهش نداده بود. آقا مهدی خودش را معرفی نمی کرد.
برای آن که سر به سر بسیجی بگذارد و امتحانش کند، اصرار کرد که من متعلق به این لشگرم و باید داخل شوم. آن بسیجی هم گفت الا و بلا یا کارت یا برگه تردد ... ! " کارت و برگه ندارم اما مال این لشگرم. شما بروید بپرسید ! " " نه، حتما باید کارت یا برگه ارائه کنی ! ..."
در نهایت دژبان که اصرار آقا مهدی را می بیند، قاطعانه می گوید: " به هیچ وجه نمی شود. اگر خود زین الدین هم بیاید، بدون کارت راهش نمی دهم ! " آقا مهدی بر می گردد، می خندد و می گوید : " حالا اگر خودم زین الدین باشم چه ؟! " آن وقت کارتش را به او نشان می دهد.
قبل از آن که دژبان وظیفه شناس اظهار پشیمانی کند، آقا مهدی در آغوش می گیردش، صورتش را می بوسد و به خاطر وظیفه شناسی تشویقش می کرد.
• • •
Missing some Tweet in this thread? You can try to
force a refresh
اعلام جنگ سپاه پاسداران به فرودگاه «امام خمینی» در اردیبهشت ۸۳
بهانه سپاه پاسداران برای اشغال فرودگاه حضور شرکت ترکیه ای «تاو» بود. شرکت تاو موفق شده بود در مناقصه وزارت راه، راه اندازی بخش خدمات فرودگاه از کارگو تا هندلینگ را در اختیار خود بگیرد و همچنین قرار شد
فاز دوم این فرودگاه را در یک مدت زمان دو ساله تکمیل کند و تحویل دهد.
این مساله موجب عصبانیت شرکت هواپیمایی «آسمان» و شخص رییس این شرکت یعنی «علی عابدزاده» شد که از سرداران سابق سپاه پاسداران بود. شرکت آسمان فرودگاه «امام خمینی» را تحریم کرد.
شرکت آسمان خواستار آن بود که بخش حمل بار تجاری یا همان کارگوی این فرودگاه به آن واگذار شود. اما این اتفاق نیفتاد.
ادعا شد که شرکت تاو درواقع یک شرکت اسراییلی ست. خرم می گوید: «گفتند شرکت ترکیهای تاو وابسته به صهیونیسم است. وزیر اطلاعات و همه کشور بسیج شدند و استعلام گرفتند
در خاطره ای از یک افسر عراقی میخوندم که.
نوشته بود روز اول من در دفترم در ستاد مشغول کار بودم که رادیو خبر حمله بزرگ را اعلام کرد . من در پوست خود نمی گنجیدم و از غرور سراز پا نمیشناختم .رفتم منزل و رفتم بالای بام که ببینم آیا خاله زنکهای ایرانی جرات دارن بیان رو بغداد یا نه؟
اونروز اتفاق خاصی نیفتاد و کارشناسان و مستاشاران روسی در بغداد بما توصیه کرده بودند بالای بام منازلتون که بیشتر قدیمی و کاهگل هست نروید چون با یک صدای انفجار فرو میریزد . شب را تا صبح از خوشحالی خوابم نبرد و هیچ هواپیمای ایرانی جرات ظاهر شدن در آسمان بغداد نکرد
فردای آنروز رفتم ستاد و همه خوشحال بودند و رادیو دائما پیام رئیس جمهور صدام حسین را پخش میکرد . حوالی ساعت دوازده ظهر بود که صدای هواپیما
آمد و چون صدایی از پدافند بلند نشد فکر کردم خودیه ولی ثانیه هایی بعد صدای انفجارهای مهیبی اومد و مو بر بدنم سیخ شد . بعداز بمباران بغداد
ما به ۸ سال جنگ تحمیلی با عراق، دفاع مقدس میگوییم، زیرا ایران این جنگ را شروع نکرد، بلکه صدام که زمانی رییس جمهور عراق بود به کشور ما حمله کرد و مردم برای محافظت از وطن و هممیهنانشان به دفاع برخاستند.
اگرچه از خود دفاع کردن در شرایطی که جان انسان در خطر است یک رفتار طبیعی است،
اما دفاع از میهن و همه هم میهنان تا پای جان به راستی مقدس است و کار هر کسی نیست. جوانانی که هزاران آرزو برای زندگی خود داشتد، زمانی که کشور خود را در خطر دیدند از همه چیز گذشتند و تنها به یک چیز فکر کردند: محافظت از سرزمین شان و دور کردن دشمن.
آن ها با شجاعت و از جان گذشتگی، امنیت و آرامش را برای نسل های آینده وطن خود به جا گذاشتند، اگر چه بسیاری از شهیدان فرزندان خود را نیز ندیدند و فرزندانشان برای همیشه از دیدار آنها محروم شدند. چه مادرانی که فرزند از جان عزیزتر خود را راهی میدان جنگ کردند
عملیات چلچراغ دومین عملیات بزرگ سازمان مجاهدین خلق در جنگ علیه ایران بود. در شب ۱۸ ژوئن، عراق این عملیات را با کمک مجاهدین خلق که در عراق آموزش دیده و مسلح شده بودند، آغاز کرد. ارتش عراق با بهکارگیری سارین و ۵۳۰ حمله هوایی با هواپیماهای جنگنده و هلیکوپتر، نیروهای ایران
را در منطقه اطراف مهران عقب راندند و به ادعای سازمان مجاهدین خلق نزدیک به ۳۵۰۰ نفر از نیروهای سپاه پاسداران کشته و زخمی شدند و تقریباً یک تیپ سپاه منهدم شد. سرانجام، متاسفانه شهر مهران توسط نیروهای عراقی و مجاهدین خلق اشغال شد.نیروهای عراقی و مجاهدین خلق چندین
بلندی در اطراف شهر را نیز اشغال کردند و نیز موفق به بدست آوردن غنیمتهای جنگی از نیروهای ایرانی شدند. پیروزی در مهران آنقدر برای مجاهدین مهم بود که شعار میدادن ( امروز مهران فردا تهران )!.
نیروهای مجاهدین خلق یونیفرم سربازان ایران به تن کرده بودند و همین امر به آنها کمک کرد