How to get URL link on X (Twitter) App

کوهستان آتش مینویسد:


آقا مهدی و حمید آقای باکری" به چشم می خورد.
که همسرش که پدر پنج فرزند است به ترکیه پناهنده نشدهاست و شواهد نشان میدهد که او ربوده شدهاست.او همچنین اعلام کرد که همسرش به خاطر تجارت روغن زیتون به سوریه سفر کردهاست. روزنامه اسرائیلی هاآرتص و روزنامه الشرق الاوسط اعلام کردند که عسگری به آمریکا پناهنده شدهاست
خواسته بود محسن رضایی یوسف فروتن و حاج عبدالله محمودزاده از سپاه اخراج کند ولی اینطور نشد(حداقل من نشنیدم اونموقع که اخراج شده باشند) با تشکیل قرارگاه رمضان در سال ۶۲ مرتضی رضایی اولین فرمانده این قرارگاه شد.. از رضایی باید به عنوان یکی از مغزهای اطلاعاتی سپاه نام برد؛
احکام بیشتری در ستاندن جانها مطابق تمایل صاحب قدرت باشد، چراکه آقای خامنه ای، متاسفانه بدون توجه به بستر اعتراضها، تنها بر حذف صورت مسئله و جمعکردن آن متمرکز شده و عامدانه هر اعتراض و یا مطالبهای را به دشمن نسبت میدهد تا زمینه سرکوب آنرا فراهم کند.
نه اینکه مخالف باشه یا موافق نه از این جا خورده بود که خونه من پر از قاب عکسه.خلاصه کار نداریم من دیدم که ایشون یک ساعته زل زده به عکس شهید بزرگوار عمران پستی بهش گفتم دخترم ایشون را نمیشناسید؟ ایشون گفت نه آقای محمدی!خواهر زاده ام گفت دایی جون منم نمیشناسمشون متاسفانه!
آلود، طول عمر حکومت شما تضمین نخواهد شد.
خلیج فارس، دست داشتن سپاه و بسیج در تجارت مواد مخدر و تجارت دختران و زنان ایرانی به کشور های خلیج فارس اعتراض کرد. او در حضور رهبر ایران اظهار داشت که کلیه ادوات جنگی ایران به صورت مستقیم و غیر مستقیم توسط آمریکا و اسرائیل تامین میشود و ضدیت علنی با آمریکا را دوراز عقل و خرد
۱- صحبت و گفتگو از اینکه چه شد تا به این وضع گرفتار شدیم بسیار شده است و همه به آن آگاهی کامل دارند.
هم سر میزد. از رنگ و روی پریده معلوم بود اتفاقی افتاده. من و خانم همت را به گوشهای بردند و خبر دادند که مهدی و مجید زینالدین در غرب کشور به کمین ضدانقلاب افتاده و هر دو برادر شهید شدهاند و ما مات و متعجب از اینکه چرا کسی به سراغ همسرش نیامده تا خبر را بدهد؟
به آنجا برنگردم. نمیدانم شاید از این میترسید جو سیاسیای که علیه برادران باکری بود، گریبانگیر من هم بشود و احساس خودم این بود که ارومیه آخر خط است. ولی من باید بهخاطر بچههایم یک نقطه شروع دیگر پیدا کنم. به هر حال با موافقت آقا مهدی بقیه اعضای خانواده برخلاف خواسته قلبیشان به
او بدون اینکه اعضای دفتر و اطرافیان متوجه شوند در میان پاسداران و سربازان حضور می یافت و دردِ دل آنها را مستقیم می شنید. با این حال همگان آگاه بودند که او هر روز صبح مسیر یک کیلومتری منزل تا محل کار را تعمداً پیاده می آید تا اگر کسی بخواهد بتواند او را ببیند و در این فرصت

باورکرونی نبود ولی از سنندج تا مریوان، در بین راه، شهید همت عمدتا از سعید قاسمی گلایه های تند و تیز کرد و مظلومیت خود را به بیان آورد. همسر شهید همت از قول محسن رضایی گفت:"شهید همت بارها به محسن رضایی گفته بود که این سعید قاسمی را رد کن برود، توی جبهه خیلی اذیت می کند!
همت: ما این [ که نیروهای آن چهار گردان بیایند تا جلوی قرارگاه فتح ] را نمیخواستیم! اگر قبلا [ در ورد تک دیشب این چهار گردان ] با ما هماهنگی میشد، این اتفاق نمیافتاد. الان هم اگر یکی از آن ها [ گردان های چهارگانه] بتواند بیاید به سمت ما، خیلی کمک میکند.
با لبهایی خندان به من گفت «با اجازه شما میخواهم بروم خط مقدم» گفتم «احتیاجی نیست بری این جلو. همین جا بیشتر به شما نیاز داریم». ناراحت شد. به من گفت «حاجی جان میخوام برم جلو وضعیت فعلی خط رو بررسی کنم الان اونجا بچههای لشکر خیلی تحت فشار هستن».