مصداق خوبی از ساده‌سازی‌های نادقیق علمی که پیش عوام، معتبرتر از اصل قضیه شمرده می‌شن.
درستش اینه همه پرنده‌ها به یه اندازه دایناسور هستند.
قشر خاصی از کاربران شبکه‌های اجتماعی هم بدون دانش عمیق، همین ساده‌سازی‌های نادقیق رو به جای علم ترویج می‌دن. چند تا مثال مشهور دیگه:
نادرست: تی. رکس، ولاسی‌راپتور، اوی‌راپتور یا بقیه دایناسورها همگی تکامل پیدا کردند به مرغ و خروس.
درست: تی. رکس به هیچی تبدیل نشده. ولاسی‌راپتور هم همین‌طور. اغلب اون‌ها فقط خویشاوند پرنده‌هان و منقرض شدند. پرنده‌ها از نسل گروه خاصی از دایناسورهای کوچک و پردار هستند.
برداشت نادرست: انسان از نسل میمون نیست.
برداشت درست: نه فقط اجداد انسان (که در زمان‌های مختلف میمون‌هایی بودند شبیه باقی میمون‌های بی‌دم از قبیل شمپانزه و گیبون و نیز میمون‌های دم‌دار از قبیل رسوس…) بلکه خود انسان هم جزء زیرراسته Anthropoidea یا همون میمون‌ها هستند.
توضیح جانبی: پیرامون قضیه میمون و انسان بحث‌هایی طولانی توسط کسانی درگرفته که اسمشون رو گذاشتم «صلیبیون علم». بخشی از این بحث‌ها رو این‌جا خلاصه کردم و توضیح بیشتر دادم.
اما شما عزیزان، یادتون نره، نه تنها انسان از نسل میمون است، بلکه خودش هم میمون است.
t.me/paleogram/789
برداشت نادرست: سوخت‌های فسیلی از دایناسورها به وجود آمده.
درست: نفت و گاز هیچ ربطی به فسیل دایناسورها نداره. سوخت‌های فسیلی از بقایای لجن ته‌نشین‌شده میکروب‌ها در کف اقیانوس‌ها به وجود اومده.
این‌جا توضیح بیشتر دادم:
t.me/paleogram/507
@Ehsanmehrjoo @rooznamehnegar
برداشت نادرست: فسیل بالای کوه‌ها نشون می‌ده که کوه‌ها زیر آب بودند.
درست: اون چیزی که زیر آب بوده، این کوه‌ها نبوده. سطح آب تغییر چندانی نکرده. خشکی‌ها بودند که مدام بالا پایین رفتند. حرکت پوسته زمین کف دریا رو آروم آروم اورده بالا تا شده کوه.
t.me/paleogram/477
برداشت نادرست: حیواناتی مثل سوسری (سوسک حمام)، خرچنگ نعل اسبی، میگوی بچه‌وزغی قدمت بیشتری از بقیه موجودات دارند.
درست: ظاهر بعضی موجودات تغییرات بیرونی کمتری داشته، ظاهر بعضی هم تغییرات بیشتر؛ اما تغییرات ژنتیک همیشه در جریان هستند. قدمت همه موجودات زنده یکیست.
درباره سوسری یا همون سوسک حمام، چرندهای زیادی گفته شده، به خصوص از طرف جایی که اسم خودش رو گذاشته «ستاد مبارزه با چرندیات». نه تنها سوسری از دایناسورها قدیمی‌تر نیست (بلکه در اواخر دوران دایناسورها تکامل پیدا کرده) و ظاهرش هم به شدت تغییرکرده.
t.me/paleogram/480
به طور کلی برداشت‌های بسیار نادرستی درباره اصطلاح «فسیل زنده» وجود داره؛ از این قبیل که این‌ها میلیون‌ها سال بدون تغییرات باقی موندند، درحال انقراض هستند، یه زمانی دنیا پر از این موجودات بوده…
همه این‌ها غلط و بسیار ره‌زن و گمراه‌کننده هستند.
t.me/paleogram/928
برداشت نادرست: دایناسورها خیلی قدیمی و در نتیجه ابتدایی بودند و قبل از بقیه موجودات (به خصوص پستانداران) زندگی می‌کردند.
درست: دایناسورها و پستانداران قدمت برابر دارند. قدمت مو و غدد شیری در نیاکان پستانداران، پنجاه تا صد میلیون سال بیش از دایناسورهاست.
t.me/paleogram/41
برداشت نادرست: ماهی‌ها و خزندگان و دوزیستان خون‌سرد و به طور کلی «پَست» هستند و نمی‌تونند «خون‌گرم» و «متعالی» شمرده شوند.
درست: همه موجودات همیشه تکامل پیدا می‌کنند و ممکنه خون‌گرم هم بشن، ضمنا، خزنده خون‌گرم، ماهی خون‌گرم و حتی گیاه خون‌گرم وجود داره.
blog.faradars.org/%D8%AA%D9%81%D…
برداشت نادرست: نظریه تکامل فقط می‌گه موجودات زنده تغییر می‌کنند، ولی نمی‌گه «کامل» می‌شن. پس اطلاق کلمه «تکامل» به این نظریه اشتباهه.
درست: اطلاق «تکامل» درسته، اول چون «اصطلاح»ـه، دوم این‌که فرایند تکامل دقیقا در جهت افزایش شایستگی و درنتیجه تکامل جانداران رخ می‌ده.
برداشت نادرست: صفاتی مثل نداشتن پا یا خون‌سرد بودن مصداق صفات ابتدایی و پست هستند.
درست: مار بدون پای امروزی «کامل‌»تر از مارهای پادار قدیم است. وقتی درباره باقی موجودات صحبت می‌کنید، دست از «قیاس با نفس» بردارید. کمال در زیست‌شناسی یعنی شایستگی، نه شباهت به بنی‌آدم.
برداشت نادرست: برخی موجودات ساده‌تر، پست‌تر و تکامل‌نیافته‌تر هستند؛ مثلا کرم‌ها، حتی اگر گردش خون بسته داشته باشند، همچنان «ساده‌ترین» هستند.
درست: گردش خون کرم خاکی نه از نظر ساختار ساده است، نه در تقدم گردش خون مهره‌داران تکامل یافته که بشود آن‌ها را با هم مقایسه کرد.
البته من نمی‌خوام پا توی کفش اهل فیزیک بکنم، ولی نمونه‌ای از این برداشت‌های نادرست در حیطه فیزیک: اگر چیزی به سرعت نور برسه، جرم به انرژی تبدیل می‌شه.
درست: با افزایش سرعت جرم هم زیاد می‌شه و با نزدیک‌شدن به سرعت نور، جرم هم به بی‌نهایت میل می‌کنه و همین مانع نیل به سرعت نوره.
شما هم بیایید بنویسید تو رشته خودتون چه موضوعاتی دچار برداشت نادرست و عوامانه شدند.

• • •

Missing some Tweet in this thread? You can try to force a refresh
 

Keep Current with ᴉʌɐɹsoɥʞ uɐɟɹǝ ◆ عرڡاں حـســـروے

ᴉʌɐɹsoɥʞ uɐɟɹǝ ◆ عرڡاں حـســـروے Profile picture

Stay in touch and get notified when new unrolls are available from this author!

Read all threads

This Thread may be Removed Anytime!

PDF

Twitter may remove this content at anytime! Save it as PDF for later use!

Try unrolling a thread yourself!

how to unroll video
  1. Follow @ThreadReaderApp to mention us!

  2. From a Twitter thread mention us with a keyword "unroll"
@threadreaderapp unroll

Practice here first or read more on our help page!

More from @Erfan_khosravi

Feb 10
این برداشت از زندگی و افکار و آثار امام محمد غزالی که او را دشمن فلسفه و در نتیجه دشمن اندیشه در ایران و از مسببان افول علم و تمدن در ایران می‌شمرد، قولی مشهور است؛ اما این برداشت مقدماتی دارد که اغلب رهزن و پرخلل اند.
سعی می‌کنم برداشت خودم را در ادامه توضیح دهم.
🧵نخ‌ـجیکـ↓
برخلاف انگاره‌های مستعمل در شبه‌تاریخ‌نگاریِ عامیانه، امام محمد غزالی در «تهافت‌الفلاسفه» در پی «چرخشی معرفت‌شناختی» در نقد جزم‌گرایی ارسطویی بود. او با شالوده‌شکنی از مفهوم «ضرورت متافیزیکی»، راه را برای بازخوانیِ طبیعت از منظری نو گشود.
غزالی با صورتبندیِ نوعی «نام‌گرایی» (Nominalism)، هسته سخت ذات‌گرایی (Essentialism) ارسطویی را هدف قرار داد. او استدلال کرد که «کلیات» حقایق عینی در جهان خارج نیستند؛ نقدی که چنان‌که فرانک گریفل تبیین می‌کند، بستر را برای جایگزینیِ «فیزیک غایت‌گرا» با «تجربه‌گرایی» فراهم آورد.
Read 15 tweets
Jul 5, 2025
خطا بر قلم صنع!

آقای دکتر به نکته جالب و درستی اشاره کردند ولی شاید برای خیلی از مخاطبین فهمیدن موضوع کمی دشوار باشد.
فکر کنم برای فهم بهتر، باید داستان را از خاستگاه اصلی عصب راجعه حلقی و قنات شریانی (یا رباط شریانی) و قوس ابهر (یا کمان آئورت) شروع کنیم.
از این اسم‌ها نترسید! Image
قدم اول: تحریر محل نزاع

حکایت مربوط به یک عصب است و یک شاهرگ.
عصبی که از مغز به حنجره می‌رود و شاهرگی که از قلب به سمت گردن، بالا می‌رود و فوری دور می‌زند به سمت تنه.
اگر «مهندسی‌ساز» فکر کنید، این دو هیچ ربطی به هم ندارند. ولی کلک نقاش صنع و گردش پرگارش طور دیگری فکر می‌کردند. عصبی که از مغز به حنجره می‌رود، انشعابی است از عصب واگ؛ یعنی دهمین و طولانی‌ترین جفت  از ۱۲ جفت عصب مغزی (که بی‌واسطه نخاع به مغز می‌رسند) که در بلعیدن غذا، صحبت کردن، فعالیت‌های پاراسمپاتیک و گوارش نقش دارد. بخش حرکتی این عصب حنجره و نرم‌کام و حلق را عصب‌دهی می‌کند.
قوس ابهر یا  کمان آئورت آن قسمت از شاهرگ سرخ‌رنگ ضخیم است که از بالای قلب آغاز می‌شود و با یک قوس رو به پایین می‌رود. سرخرگ‌های سبات (رگ خواب، شاه‌رگ گردن یا کاروتید)، سرخرگ بی‌نام (بازویی-سری یا براکیوسفالیک) و سرخرگ زیرچنبری (زیرترقوی یا ساب‌کلاوین) انشعابات بالارونده قوس اند.
عصبی که از مغز به حنجره می‌رود، انشعابی است از عصب واگ؛ یعنی دهمین و طولانی‌ترین جفت از ۱۲ جفت عصب مغزی (که بی‌واسطه نخاع به مغز می‌رسند) که در بلعیدن غذا، صحبت کردن، فعالیت‌های پاراسمپاتیک و گوارش نقش دارد. بخش حرکتی این عصب حنجره و نرم‌کام و حلق را عصب‌دهی می‌کند. Image
Image
Read 23 tweets
May 3, 2025
از کران تا به کران کتاب درآورده‌اند با کلیدواژه‌های «موفقیت»، «رشد فردی»، «اولویت خودت»، «عشق خودت» و ژاژگانی از این زمره؛ انگار از ازل تا به ابد هیچ نبوده، الا بر مدار «تو».
ذهنی نه چندان توطئه‌انگار بدین خواهد داشت که پای لشکر ظلم در میان این تبلیغ گسترده فردمحوری است.
تأکید افراطی بر رشد فردی، خلاقیت فردی و اولویت فردی کسان را از پیوندهای اجتماعی، خانوادگی و ملی می‌گسلد و حس مسئولیت جمعی را فرومی‌کاهد. به تو می‌گویند مسئول هیچ چیز نیستی. کشتی‌بان و ملوانانش دیوانند؛ تو خودت را نجات بده و از این کشتی در حال غرق شدن بیرون بپر!
در این گفتمان نگاه به عقب و مرور تاریخ بی‌فایده یا مانع رشد معرفی می‌شود؛ تصویر تاریخی مخدوش و معوج می‌شود و اهمیت آن به کار متخصصان فروکاسته می‌شود. تصویر متخصصان تاریخ به سنخ کسان گوشه‌گیر و سرخورده جعل می‌شود. هویت تاریخی نفی و انکار می‌شود یا برای آن بدیل‌های مبتذل می‌بافند.
Read 25 tweets
Sep 22, 2024
من اولین بار سال ۸۳ بود که تدریس در جایگاه معلم رو تجربه کردم. همه‌جا و همه‌جور درس دادم. بیشتر از همه در مدارس سمپاش تدریس کردم تا سال ۹۷ که دیگه نرفتم مدرسه. مدرسه پالئوگرام رو درست کردم، شاگردای خودم رو داشتم و بعد فقط در مدرسه‌های خاص بودم که با الگوی مشارکتی اداره می‌شدند…
به تجربه اندک خودم و عقل ناقصی که دارم، یه چیز فهمیدم: مدرسه‌های ما، به خصوص مدارس خصوصی و گرونقیمت، آموزه‌های مخرب و نادرست زیادی در ذهن ساده و معصوم بچه‌های ما می‌کارند. بچه‌ها رو با اخلاقیات پر از دروغ و تظاهر آزار می‌دن، با رقابت بر سر چیزهای پوچ، با آموزش مزخرفات و خرافات…
بچه‌هاتون رو بی‌خود با چیزی که به دردشون نمی‌خوره اذیت نکنید. بچه‌ها رو برای رقابت‌های بی‌فایده‌ای مثل آزمون ورودی مدارس خاص یا آزمون ورودی دانشگاه آزار ندید. ارزش تجربه و دانش خودآموخته کسی که گرافیک یا برنامه‌نویسی بلده خیلی بیشتر از کسی‌ست که «باری به هر جهت» رفته به دانشگاه.
Read 6 tweets
Jul 10, 2024
امشب یکی از عجیب‌ترین مقاله‌های عمرم را خواندم. بسیار بسیار عجیب، درباره شکل‌های محتملی که ممکن است موجودات زنده فضایی داشته باشند و بعضی از این موجودات فرضی (و محتمل) چنان از تصورات ما دور هستند که فکرکردن به آن‌ها جنون‌آمیز به نظر می‌آید؛ هرچند از نظر علمی محتمل باشند.
Image
برای اینکه قصه را بازکنم و به آن مقاله عجیب برسم، باید اول گذری به چیستی حیات و امکان جستجوی آن در کائنات داشته باشیم. حیات گرچه موضوع علم زیست‌شناسی است، اما پدیده‌ای است فیزیکی. آنچه در کتاب‌های درسی زیست‌شناسی پیرامون چیستی حیات نوشته‌اند، دقیق نیست.
t.me/paleogram/949
Image
اگر از فیزیکدان‌ها بپرسیم «حیات چیست؟» پاسخ بهتری خواهیم گرفت و افتخار بهترین توصیف از ماهیت حیات به اروین شرودینگر می‌رسد. شرودینگر توصیفی ترمودینامیک از حیات ارائه داد. همین توصیف به ما کمک می‌کند جستجوی حیات در کائنات را با چشمان باز پیش ببریم.
t.me/paleogram/247
Image
Read 26 tweets
Mar 16, 2024
سال آینده سال نهنگ است، منتها نه این نهنگ که معرف حضور شماست.
این جناب که ملاحظه می‌کنید، اسمش در فارسی وال است. از هزار سال پیش هم وال نامیده می‌شد و این واژه فارسی ارتباطی به whale انگلیسی ندارد.*
پس اگر ایشان وال است، نهنگ چیست؟

*اطلاعات بیشتر
t.me/paleogram/163
Image
تا پنجاه سال پیش هنوز در کتاب‌های علمی و درسی وقتی صحبت از نهنگ می‌شد، منظور این یکی جناب بوده، همین که در عربی تمساح و در انگلیسی crocodile نامیده می‌شود. البته از سده نهم هجری جابه‌جایی معنای نهنگ و وال شروع شده ولی تا همین چند دهه پیش در فئه ارتیاب بوده است. Image
حالا از کجا معلوم که مقصود از «سال نهنگ» همین وال نبوده؟
این گاه‌شماری دوری ۱۲ ساله احتمالا میراث سنت بودایی است و در بسیاری فرهنگ‌های آسیایی، از جمله نزد چینی‌ها، کره‌ای‌ها، مغول‌ها، ترک‌ها و ایرانی‌ها رواج یافته است. تا دوره قاجار هم نام‌های مغولی این سال‌ها در ایران رایج بود.
Image
Image
Read 6 tweets

Did Thread Reader help you today?

Support us! We are indie developers!


This site is made by just two indie developers on a laptop doing marketing, support and development! Read more about the story.

Become a Premium Member ($3/month or $30/year) and get exclusive features!

Become Premium

Don't want to be a Premium member but still want to support us?

Make a small donation by buying us coffee ($5) or help with server cost ($10)

Donate via Paypal

Or Donate anonymously using crypto!

Ethereum

0xfe58350B80634f60Fa6Dc149a72b4DFbc17D341E copy

Bitcoin

3ATGMxNzCUFzxpMCHL5sWSt4DVtS8UqXpi copy

Thank you for your support!

Follow Us!

:(