⚠️ این رشتو ممکنه عقاید شما رو به چالش بکشه پس اگر آدم متعصبی هستید، نخونید!
1/ تو تاریخ معاصر روسیه سه تا حمله مهم و سرنوشتساز به ایران داشته که دوتاش زمان فتحعلیشاه و یکیش زمان رضاشاه بوده اما نکته مهم این جنگها نقش ارتش تو حفظ تمامیت ارضی و مقاومتشون جلوی روسها بود.
2/ فتحعلیشاه ارتش مدرن و منظمی نداشت و تو دو بخش سازماندهی شده بود. یکی نیروهای سنتی و محلی زمان آقامحمدخان و یکی هم یگانهای به سبک اروپایی که مورد علاقه عباسمیرزا بود. تجهیزات نظامی مدرنی نداشت؛ سواره نظامش سلاح سرد داشت و
3/ یگان وابسته به غربش تفنگهای دراز چخماقیِ فیتیلهای داشت که خیلی کارآمد نبود؛ برعکسش، ارتش روسیه یه ارتش قوی و منظم بود و تجهیزات مدرنی هم داشت و از طرفی سربازاشون هم بیشتر از ایرانیها بود. این تفاوتها باعث شد که ارتش ایران شکست بخوره.
4/ اما با همه این تفاوتها و کم و کاستیها ارتش فتحعلیشاه تو جنگ اول با روسها ده سال مقاومت کرد و حتی پیروزیهای مقطعی هم داشت و جنگ دوم که ادامه جنگ اول بود یکسال و اندی طول کشید و در نهایت شکست خورد.
5/ این وضعیت ارتش ادامه داشت تا زمانی که رضاخان به سلطنت رسید و یکی از اهدافش تشکیل ارتش مدرن و منظم بود. برای رسیدن به این هدف کارهایی هم کرد و مبلغ زیادی رو هم براش خرج کرد و تجهیزات نظامی زیادی خرید. نتیجش هم تشکیل یه ارتش ۱۲۷هزار نفری شد.
6/تو حمله سوم روسیه به ایران(زمان رضاشاه)،ارتش مدرن اون انتظاری که ازش میرفت و برآورده نکرد و کمتر از ۲۴ ساعت از هم پاشید، نیروهاش فرار کردند و شمال کشور به دست روسها افتاد. روسها هم تا سالها بعد تو ایران موندند؛بر خلاف دو تا جنگ فتحعلیشاه که پای هیچ روسی به خاک ایران باز نشد
7/ واقعیت اینه که ارتش رضاشاه بیشتر از اینکه جلوی روسها بایسته، بناش رو گذاشته بود تا حکام محلی و عشایر وابسته که در مقاومتهای قبلی جلوی روسها نقش مهمی داشتند رو سرکوب کنه.
(این یه بحث مفصلی داره که بعدا در موردش مینویسم)
• • •
Missing some Tweet in this thread? You can try to
force a refresh
یه زمانی پرطرفدارترین حزب سیاسی ایران… حزب خرها بود 😳
سال ۱۳۱۰ یه قهوهخونه توی تبریز بود که صاحبش یه مردی بود به اسم حاج عباسعی.
اینجا پاتوق روشنفکرا بود، ولی نه یه پاتوق معمولی! جایی بود که دور هم جمع میشدن و شروع میکردن به مسخره کردن و تحقیر همدیگه، اونم خیلی حرفهای 😄/1
یه قانون هم داشتن: شوخی قومی یا جنسی ممنوع بود. اگه کسی این قانون رو میشکست، یه ماه حق ورود به قهوهخونه رو نداشت.
این قهوهخونه بعدها معروف شد به «قهوهخونه خران»./2
یه کار خیر هم میکردن؛ پنجشنبهها یه سینی میذاشتن و پول جمع میکردن برای جهیزیه دخترای بیسرپرست یا آزادی زندونیا.
کمکم اینجا تبدیل شد به یه محل برای بحثای سیاسی و تحلیل مسائل روز. شهرت قهوهخونه هم رسید به تهران و روزنامه «توفیق»./3
{دشمنت دوهزار تا فیل زره پوش داره؟ بهتره با نادر تماس بگیری}
حس میکنم اگه سه قرن پیش میشد پیام بازرگانی پخش کرد این خیلی ایده خفنی میشد
پس از شکست افغان ها توسط نادر امیران لشگر افغان ها به هند و دربار محمد گورکانی فرار میکنن./1
نادر 3 بار به محمد شاه گورکانی پیک میفرسته و درخواست استرداد امیران افغان رو داره. شاه محمد گوکانی هم جواب پیک هارو نمیده و در موردی پیک رو میکشه. و البته به طور کلی نادر رو جدی نمیگیره و حدسش اینه که نادر اصلا نمیتونه حتی افغانستان رو به طور کامل فتح کنه/2
نادر به طور کلی نیت حمله کردن به هند رو داشت ولی خب بهانه حمله رو نداشت که جور شد. اونم راه میفته و قندهار و کابل و ... رو تصرف میکنه. شاه محمد گورکانی اونجا حساب کار دستش میاد ارتشش رو آماده مبارزه با نادر میکنه/3
ارتش روم وارد ایران میشه. ایران آماده مقابله است. ارتش به دو بخش تقسیم میشه: نصف با شاه به ارمنستان میره تا جلوی اتحادش با روم رو بگیره، نصف دیگه با سورنا به جنگ کراسوس در میانرودان. سورنا، فرزند آرش، اهل سیستان و از باهوشترین سرداران باستانه. ۱/۱۰
کراسوس عزم فتح ایران داره، اما ارتش اشکانی رو نمیبینه! سورنا نیروها رو پشت تپهها مخفی کرده، سلاحها با پوست پوشیده شدن تا برق نزنن. شیپورهای خاص صدایی مثل درندگان دارن که ارتش روم رو به وحشت میندازه و نظمشون بههم میریزه. ۲/۱۰
سورنا دستور میده پوستها رو از سلاحها بکنن و جلوی دشمن ظاهر بشن. کراسوس حمله میکنه، اما اشکانیان عقبنشینی میکنن! ترفند پارتیزانی: گروهی از دشمن دنبالشون میکنه، از ارتشش دور میشه، بعد دورهش میکنن و تارومارش میکنن. ۳/۱۰
حسن نصرالله متولد محلهای فقیرنشین در شرق بیروت، تو یه خانوادهی کارگری بزرگ شد. باباش سبزیفروش بود و اصالتشون برمیگرده به روستای البازوریه در جنوب لبنان ولی جنگ داخلی باعث شد کوچ کنند. 1/
از بچگی عاشق مطالعه بود ولی نه فقط کتابهای معمولی. علاقهش به سیاست باعث شد مقالات، تحلیلها و حتی روزنامههای اسرائیلی رو بخونه تا ذهنیت اون سمت رو درک کنه. این شناخت عمیق از اسرائیل، بعضی رهبران اسرائیلی رو نگران کرده بود. 2/
تو سال ۱۹۹۷، پسرش محمد هادی که فقط ۱۸ سالش بود، توی کمین نیروهای اسرائیلی کشته شد. اسرائیلیها جسدش رو بردند و یه سال بعد توی یه تبادل، پیکرش همراه ۴۰ رزمنده دیگه به لبنان برگشت. 3/
سال ۱۹۱۷، ایران یه کشور بیطرف تو جنگ جهانی اول بود. اما بیطرفیمون برامون نون که نشد هیچ بلکه قحطی و مرگ رو هم با خودش آورد. کشوری که وسط بازی قدرتهای بزرگ گیر کرده بود و نهایتاً یکی از بزرگترین قربونیهای جنگ شد.
تو این رشتو میخوام داستان این فاجعه رو براتون تعریف کنم.👇 1/
جنگ جهانی اول، ایران رو عملاً اشغال کرد. روسها از شمال، انگلیسیها از جنوب و عثمانیها از غرب ریختند سرمون. نه ارتشی داشتیم که جلوشون وایسته و بجنگه و نه دولت مرکزی قویای که بتونه کشور رو جمع کنه. نتیجه؟ هرج و مرج مطلق! 2/
کمکم آثار قحطی پیدا شد. اولش از کمبود غلات تو شهرهای بزرگ شروع شد. تو تهران، تبریز، شیراز، مردم تو صف نون وایمیستادند و با قیمتهای عجیبوغریب روبهرو میشدند. قیمت یه خروار گندم که قبلاً ۲۰ تومن بود حالا شده بود ۱۰۰ تومن. 3/
اسم امیرکبیر رو همتون شنیدید اما چرا این مرد اینقدر مهم شد؟
تو تاریخ سه سال و نیم خیلی کمه، ولی همین دوره کوتاه صدارت امیرکبیر، یکی از نقاط عطف تاریخ معاصر ایرانه. از اصلاحات بزرگش تا مبارزه با فساد. امیر تو این دوره کوتاه تونست مسیر تاریخ رو تغییر بده. اما داستان فقط این نبود 1/
بعد از سقوط صفویه در سال ۱۱۴۸ قمری، اشرافیت و دیوانسالاری ایرانی دچار تزلزل شد. نادرشاه با تمام قدرتش نتونست این ساختار رو بازسازی کنه، کریمخان زند هم تو این زمینه موفق نبود. اما تو دوره ۴۰ ساله فتحعلیشاه قاجار، اشراف دوباره قدرت گرفتند. 2/
فتحعلیشاه این قدرت رو با محوریت خودش و فرزندانش بازسازی کرد. مثلاً شاهزاده عباسمیرزا تو تبریز یه سیستم قدرتمند ایجاد کرد که به «مکتب تبریز» معروف شد. همین مکتب بود که شخصیتهای برجستهای مثل قائممقام فراهانی و بعدها میرزا تقیخان امیرکبیر رو تربیت کرد. 3/