ترگس باجقلی انسانشناس فرهنگی در دانشگاه جانز هاپکینز در این مقاله به بررسی تحولی بنیادین در استراتژی رسانهای و جنگ اطلاعاتی سپاه پاسداران ایران پرداخته. در این نبرد روایتی جدید، نسل تازهای از تولیدکنندگان محتوا روی کار آمدهاند که جوانتر، سریعتر و بهمراتب کمتر از ایالات متحده هراسان هستند. آنها با تولید ویدیوهای کوتاه، جذاب و هدفمند، موفق شدهاند مخاطبان جهانی، بهویژه نسلهای جوانتر در آمریکا و اروپا را تحت تأثیر قرار دهند. نمونه بارز این رویکرد، ویدیوی انیمیشنی کوتاهی از پرتاب یک موشک است که در مسیر خود از روی نمادهای جهانی مظلومیت—مانند یک بومی آمریکا، روستایی ویتنامی، کودک فلسطینی، قربانیان هیروشیما و دختربچهای کشتهشده در مدرسهای در میناب—عبور میکند و در نهایت مجسمهای شیطانی را که جایگزین مجسمه آزادی شده، نابود میسازد. این محتوا با ظرافت طراحی شده تا روی زخمها و نارضایتیهای مخاطبان غربی دست بگذارد.
nymag.com/intelligencer/…
در طول دهههای گذشته، تصویر ایران در رسانههای آمریکایی همواره ثابت و بر مبنای مفاهیمی چون «دشمن شماره یک» یا «محور شرارت» استوار بود و به عنوان یک وسواس فکری برای سیاست خارجی آمریکا عمل میکرد. اما امروز، در شرایطی که رسانههای جریان اصلی غرب اعتبار نهادی خود را، بهویژه پس از جنگ غزه، تا حد زیادی از دست دادهاند، فضای ایدهآلی برای روایتهای جایگزین شکل گرفته است. برخلاف دیگر اعضای «محور مقاومت» که استفاده از رسانه را اخیراً تشدید کردهاند، ایران نزدیک به چهار دهه است که زیرساختهای عظیم رسانهای خود را توسعه داده است. با دستور مستقیم عالیترین مقامات ایران مبنی بر اینکه تأثیر رسانه از موشک و پهپاد بیشتر است، سرمایهگذاری هنگفتی روی استودیوهای تولید محتوای دیجیتال صورت گرفته است.