Hossein Ghatib حسین قتیب Profile picture
همه کارها را سراندر نشیب / مگر دست گیرد حسین قتیب! #فردوسی
Jan 15 4 tweets 4 min read
پس از خشونت‌های هفته گذشته، شاهد برجسته‌شدن نوعی گفتمان در بخشی از فضای دیاسپورای ایرانی هستیم که می‌کوشد حمایت از مداخله خارجی یا حمله نظامی را به‌عنوان ضرورتی تاریخی و اخلاقی بازنمایی کند. این گفتمان معمولا بر سه محور استوار است: نخست، قیاس وضعیت ایران با آلمان نازی؛ دوم، تقلیل میدان سیاست به دوگانه «مداخله خارجی/بازگشت سلطنت» در برابر «وضع موجود»؛ و سوم، وعده تبدیل ایران پس از جنگ به نمونه‌ای مشابه آلمان یا ژاپن پس از ۱۹۴۵. این نوشتار استدلال می‌کند که هر سه محور، بر مغالطه‌های تاریخی، ساده‌سازی‌های نظری، و تعلیق مسئله‌دار مرزهای اخلاق سیاسی بنا شده‌اند.
👇🏼۱ از ۴ ۱. مغالطه آلمان نازی: وقتی تاریخ به ابزار مشروعیت‌بخشی خشونت تبدیل می‌شود
مقایسه ایران با آلمان نازی یکی از نادرست‌ترین و خطرناک‌ترین قیاس‌هایی است که در این فضا رواج یافته است. آلمان نازی آغازگر یک جنگ جهانی بود. بخش‌های بزرگی از اروپا را اشغال کرد. به لهستان، چکسلواکی، فرانسه، هلند و دیگر کشورها حمله نظامی مستقیم انجام داد. پروژه‌ای سازمان‌یافته برای نسل‌کشی صنعتی میلیون‌ها انسان به راه انداخت. این رژیم پروژه‌ای سازمان‌یافته برای نابودی صنعتی یهودیان اروپا، کولی‌ها، کمونیست‌ها، معلولان و دیگر گروه‌ها به راه انداخت. تمام ساخت قدرت، ایدئولوژی رسمی و ماشین دولتی‌اش حول جنگ تهاجمی و نابودی سیستماتیک «دیگری» شکل گرفته بود.

ایران، با همه بحران‌های عمیق سیاسی، اجتماعی و ضعف‌های اساسی در حقوق زنان و …، در هیچ سطح تحلیلی جدی با چنین موجودیتی قابل قیاس نیست. ایران نه آغازگر جنگ جهانی بوده، نه پروژه اشغال قاره‌ای داشته، نه نظام نسل‌کشی صنعتی بنا کرده است. حتی در بدترین دوره‌های تنش منطقه‌ای، ایران را نمی‌توان از حیث ساختار، ظرفیت و موقعیت در نظم بین‌المللی در جایگاه آلمان نازی نشاند.

بسیاری از ما ممکن است به‌درستی از سرکوب، از نقض حقوق شهروندان، از مرگ غیرنظامیان، از کشته‌شدن معترضان و از سوءمدیریت و خطاهای راهبردی در مواجهه با بحران‌های اخیر به‌شدت خشمگین و نگران باشیم. این نقدها واقعی، جدی و اخلاقا موجه‌اند. اما تبدیل این وضعیت به هم‌ارزی با نازیسم، نه تحلیل است و نه هشدار تاریخی؛ بلکه نوعی تخریب مفهومی است که کارکرد اصلی آن، طبیعی‌سازی خشونت خارجی و تعلیق مرزهای اخلاقی است. وقتی یک جامعه «نازی» تعریف شود، بمباران آن دیگر نه فاجعه، بلکه «ضرورت تاریخی» جلوه می‌کند. در سنت نظری روابط بین‌الملل، «نازی‌سازی» یک رژیم، یکی از شناخته‌شده‌ترین سازوکارهای گفتمانی برای طبیعی‌سازی جنگ و تعلیق قیدهای اخلاقی است. وقتی یک واحد سیاسی در جایگاه «شر مطلق» نشانده شود، خشونت علیه جامعه آن، از امر فاجعه‌بار به امر ضروری تبدیل می‌شود 👇🏼۲از ۴
Dec 1, 2025 5 tweets 7 min read
تلاش ایالات متحده برای در اختیار گرفتن و «سیاسی‌سازی» ظرفیت اضافی نفت در نیمکره غربی، به ویژه در ونزوئلا، با هدف مهار شوک ناشی از عملیات نظامی احتمالی علیه ایران و اختلال در تنگه هرمز است، در حالی که همین فرایند نقطه تمرکزِ اصلی شوک را از اقتصادهای غربی به سمت چین و سایر واردکنندگان آسیایی منتقل می‌کند. این سناریو در لحظه‌ای مطرح می‌شود که واشنگتن با صدور NOTAMهای امنیتی، تشدید حضور نظامی در کارائیب و اعلام این که حریم هوایی ونزوئلا «بسته» تلقی شود، عملاً از ابزار هوایی و دریایی برای فشار سیاسی و نظامی بر کاراکاس استفاده می‌کند.

نقطه شروع تحلیل، تنگه هرمز است. طبق گزارش اداره اطلاعات انرژی امریکا، در سال ۲۰۲۴ به طور متوسط روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت و مایعات نفتی از هرمز عبور کرده که معادل تقریبی ۲۰ درصد مصرف جهانی مایعات نفتی بوده است؛ این سطح جریان در سه‌ماهه نخست ۲۰۲۵ نیز تقریباً ثابت مانده است. بخش عمده این نفت به سمت بازارهای آسیایی، به ویژه چین و هند، می‌رود و تنها بخش کوچکی مستقیماً به امریکا وارد می‌شود. یعنی از منظر جغرافیای انرژی، شوک فیزیکیِ بستن یا مختل شدن هرمز، در وهله اول آسیای شرقی را هدف می‌گیرد، در حالی که اثر آن برای امریکا بیشتر از کانال قیمت و «حق بیمه ریسک ژئوپلیتیک» می‌گذرد تا کمبود واقعی عرضه.

در همین حال، ساختار تولید و مصرف نفت در امریکا به گونه‌ای است که آسیب‌پذیری مستقیم این کشور را نسبت به بحران هرمز کاهش می‌دهد. تولید نفت خام امریکا در سال ۲۰۲۴ به طور میانگین حدود ۱۳٫۲ تا ۱۳٫۳ میلیون بشکه در روز بوده و رکورد تاریخی جدیدی ثبت کرده است. این جهش عمدتاً محصول رشد نفت شیل است؛ بخش بزرگی از افزایش تولید از حوضه پرمین در تگزاس و نیومکزیکو آمده که به تنهایی نزدیک به نیمی از تولید امریکا را در ۲۰۲۴ بر عهده داشته است. نفت شیل در ادبیات تخصصی نقش «تولیدکننده نوسان‌گیر» را پیدا کرده است: یعنی در افق یک تا سه سال با فعال شدن دکل‌ها و سرمایه‌گذاری جدید می‌تواند سقف قیمتی بازار را پایین بیاورد، اما به دلیل افت تولید سریع چاه‌ها، برای حفظ سطح تولید نیازمند حفاری مداوم و هزاران چاه جدید در هر سال است. به همین دلیل شیل، سپر کامل در برابر شوک‌های بسیار بزرگ نیست، بلکه بیشتر یک ضربه‌گیر است که شدت نوسان را کاهش می‌دهد.۱👇🏼 در سطح تقاضا، وضعیت چین دقیقاً معکوس امریکا است. چین در سال ۲۰۲۴ حدود ۱۱٫۱ میلیون بشکه در روز نفت خام وارد کرده که برابر با حدود ۷۴ درصد مصرف ظاهری نفت آن کشور است؛ تولید داخلی چین حدود ۴٫۳ میلیون بشکه در روز بوده و شکاف میان تولید و مصرف کاملاً با واردات پر شده است. داده‌های تحلیلی جدید نشان می‌دهد که کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به اضافه عراق و ایران، مجموعاً بیش از نیمی از واردات نفت چین را تأمین می‌کنند، در حالی که روسیه به تنهایی حدود ۲۰ درصد واردات را بر عهده دارد. به عبارت دیگر، اگر خلیج فارس دچار اختلال عمده در عبور نفت شود، حتی با تداوم صادرات روسیه، چین همچنان با شوک بسیار سنگینی مواجه خواهد شد، زیرا بخش بزرگی از نفتش از مسیر هرمز و سپس از تنگه مالاکا عبور می‌کند.

در این چارچوب، ونزوئلا به عنوان قطعه‌ای کلیدی در پازل راهبردی امریکا ظاهر می‌شود. ونزوئلا بزرگ‌ترین ذخایر اثبات‌شده نفت جهان را در اختیار دارد و نفت سنگین آن با طراحی بسیاری از پالایشگاه‌های امریکا در خلیج مکزیکو سازگار است. از نظر ظرفیت بالقوه، این کشور می‌تواند در صورت رفع محدودیت‌ها، تولید خود را به مراتب بالا‌تر از سطح کنونی برساند. با این حال، سال‌ها سوءمدیریت، تحریم، فرسودگی زیرساخت‌ها و کمبود سرمایه‌گذاری موجب شده که تولید ونزوئلا در ۲۰۲۴ در حد حدود ۱٫۱ تا ۱٫۲ میلیون بشکه در روز باقی بماند؛ سطحی که نسبت به اوج دهه ۲۰۰۰ سقوط چشمگیری است، هرچند در سال‌های اخیر روندی ملایم رو به بهبود داشته است.

سیاست امریکا در برابر ونزوئلا، از منظر انرژی، نوعی «اهرم قابل تنظیم» ایجاد کرده است: واشنگتن در سال‌های اخیر بخشی از تحریم‌ها را به صورت موقت تعلیق و سپس دوباره تشدید کرده و به شرکت‌های امریکایی و اروپایی فقط در بازه‌های زمانی محدود اجازه معامله داده است؛ نتیجه این سیاست این است که ظرفیت بازگشت نفت ونزوئلا به بازار جهانی، عمداً در حالت تعلیق و قابل استفاده در لحظات بحران نگه داشته می‌شود. اکنون با بسته شدن عملی حریم هوایی ونزوئلا برای شرکت‌ها و خلبانان امریکایی و توصیه FAA برای اجتناب از پرواز بر فراز این کشور، همراه با اعلام رئیس‌جمهور امریکا مبنی بر این که حریم هوایی ونزوئلا «در کلیت خود بسته تلقی شود»، این اهرم وارد فاز جدیدی شده است؛ فازی که در آن فشار نظامی، تحریم مالی و کنترل لجستیک هوایی و دریایی در هم تنیده می‌شود.۲👇🏼
Nov 7, 2025 12 tweets 9 min read
نخستین‌بار نام #فاطمه در منابع غیر اسلامی و غیر عربی کجا و چرا ظاهر شد؟ در کدام متنِ بیرون از جهان اسلام، «فاطمه، دخترِ محمد» برای نخستین‌بار نام برده شد: در افسانه‌ای مسیحی، در روایتی آپوکالیپتیک، یا در گزارش بیزانسی از خلافت فاطمی؟ #رشتو ۱👇 افسانهٔ سَرجیس بحیرا یکی از پیچیده‌ترین و در عین حال روشنگرترین متون مسیحی مشرق است که در آن، اسلام به‌مثابه رویدادی الهیاتی، سیاسی و آخرالزمانی بازنویسی می‌شود. این متن نه فقط منبعی برای شناخت تصویر مسیحیان از محمد و قرآن است، بلکه نقطه‌ای است که در آن، منطق نسبی علوی ـ فاطمی و فرمول «مهدی از نسل فاطمه» وارد تخیل مسیحی می‌شود. از خلال همین متن است که می‌توان دید چگونه نام فاطمه، که در منابع غیرمسلمان اولیه غایب است، به تدریج به‌مثابه گره مشروعیت مهدوی در نگاه مسیحی نیز ظاهر می‌شود؛ هرچند نه به عنوان دادهٔ تاریخی مستقل، بلکه به صورت بازتاب گفتمان اسلامی.۲👇
Sep 28, 2025 11 tweets 17 min read
از روزی که برجام در تابستان ۲۰۱۵ امضا شد، ساعت معکوس فروپاشی‌اش هم آغاز شد؛ توافقی دیررس، با منافع دیررس‌تر، در میانهٔ نزاع‌های حزبی آمریکا، شکاف‌های داخلی ایران و خرابکاری‌های اسرائیل. ده سال بعد، در سپتامبر ۲۰۲۵، ریل از پیش‌کاشتهٔ اسنپ‌بک فعال شد.
#رشتو ۱👇 برجام نه با یک اشتباه لحظه‌ای که با هم‌نشینیِ پنج روند فروپاشید: طراحی نهادیِ شکننده، زمان‌بندیِ طولانی و مرحله‌ایِ رفع تحریم‌ها، شکاف‌های سیاست داخلی در واشنگتن و تهران، رقابت امنیتیِ منطقه‌ای که به خرابکاری هدفمند میدان داد، و شوک‌های بحران‌زا که پنجره‌های نظارت و تنفس دیپلماتیک را بست. خروج آمریکا در ۲۰۱۸ شتاب‌دهنده بود، اما ریلِ بازگشت به تحریم‌ها از همان ۲۰۱۵ در متنِ قطعنامه ۲۲۳۱ کار گذاشته شده بود و با انباشت تنش‌ها در ۲۰۲۵ فعال شد. برجام در ۱۴ ژوئیهٔ ۲۰۱۵ در وین امضا شد و یک هفته بعد، ۲۰ ژوئیه، با قطعنامهٔ ۲۲۳۱ در شورای امنیت تثبیت شد. نقشهٔ اجرایی از همان ابتدا چندایستگاهی بود: روز پذیرش در ۱۸ اکتبر ۲۰۱۵ برای آماده‌سازی‌های حقوقی؛ روز اجرا در ۱۶ ژانویهٔ ۲۰۱۶ پس از تائید آژانس. در روز اجرا، تهران ۹۷ درصد اورانیومِ کم‌غنی‌شده را خارج کرد، شمار زیادی از سانتریفیوژها را جمع کرد، قلب رآکتور اراک از مدار خارج شد و شبکهٔ نظارتی بی‌سابقه‌ای پذیرفته شد. در مقابل، تحریم‌های هسته‌ای سازمان ملل و اروپا لغو یا تعلیق شدند و بخشی از محدودیت‌های ایالات متحده در حوزهٔ هسته‌ای کنار رفت. روی کاغذ همه‌چیز برق می‌زد؛ در عمل اما، بانک‌های بین‌المللی و شرکت‌های بزرگ با سایهٔ تحریم‌های ثانویهٔ آمریکا کنار نمی‌آمدند. رفع حقوقیِ محدودیت‌ها «سریع» بود، ولی پول و بیمه و کِرِدیت با گام‌های آهسته برگشتند؛ همین شکاف، از همان ماه‌های نخست به روایت «فایدهٔ ملموس ندارد» در سیاست داخلی ایران جان داد. من سه ویژگی برجام را عامل اصلی فروپاشی آن می‌دانم.
اول دیررسیده بود.
دوم تعهدی سیاسی و نه حقوقی بود
و سوم فرصت زیادی به خرابکاران می‌داد. ۲👇
Sep 11, 2025 6 tweets 8 min read
چرا در قرآن، تنها یک بار و آن هم در داستانی خاص از زبان حواریون عیسی، سخن از «مائده» به میان می‌آید؟ آیا این واژه و تصویرِ «سفره‌ای که از آسمان فرود می‌آید» محصول خالص زبان عربی است، یا ردپای سنت‌های کهن‌تر مسیحی و یهودی ـ به‌ویژه در حبشه را در خود دارد؟
مائده در معنای رایج عربی به «سفره‌ای گسترده با طعام» یا «میز غذا» اشاره دارد، اما فهم درست آن تنها در گرو مراجعه به بافت تاریخی و افق زمانی پیدایش این واژه است. زبان عربی، به‌ویژه در دوره‌ی شکل‌گیری قرآن، در فضای زبانی و فرهنگی‌ای قرار داشت که همواره در داد و ستد با زبان‌های همسایه بود: گعز در حبشه، سریانی و آرامی در شام و عراق، و نیز عبری در یهودیت معاصر آن زمان. در نتیجه، بسیاری از واژگان دینی و آیینی که در قرآن یا ادبیات اسلامی به کار می‌رود، به احتمال فراوان وام‌واژه‌هایی هستند که در مسیر ارتباطات تجاری، مذهبی و فکری وارد زبان عربی شده‌اند. «مائده» نیز از همین دست است؛ واژه‌ای که معنای ظاهری‌اش ساده به نظر می‌رسد، اما ریشه‌ها و لایه‌های معنایی آن را باید در سنت‌های مسیحی و یهودی و به‌ویژه در متون حبشی و سریانی جستجو کرد، جایی که «میز مقدس»، «ضیافت قدیسان» و «طعام آسمانی» مضامینی شناخته‌شده بودند. ۱👇 سوره‌ی المائده که نام خود را از واژه‌ی «مائده» گرفته، به مفهوم «سفره گسترده» یا «خوان گسترده» است، نام خود را از آیات ۱۱۲ تا ۱۱۵ این سوره می‌گیرد.
در این آیات:
«إِذْ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ هَلْ يَسْتَطِيعُ رَبُّكَ أَنْ يُنَزِّلَ عَلَيْنَا مَآئِدَةً مِّنَ السَّمَاءِ…»
«…قَالَ اللَّهُ إِنِّي مُنزِلُهَا عَلَيْكُمْ…»
حواریون از عیسی می‌خواهند که خدایش مائده‌ای از آسمان بر آنان نازل کند تا نشانه‌ای باشد از طرف خدا. عیسی می‌گوید: «ایمان داشته باشید و تقوای خدا پیشه کنید»، پس آنان دلیل می‌آورند: می‌خواهند از آن بخورند، ایمان‌شان تقویت شود، بدانند که عیسی حقیقت می‌گوید، و خودشان گواه آن باشند. داوند فرمان می‌دهد که مائده نازل خواهد شد، اما هشدار می‌دهد که اگر بعد از این نشانه‌ای از ایمان منکر شوند، عذابی خاص برایشان خواهد بود.
این روایت در کل کتاب مقدس مسیحیان سابقه‌ای ندارد. آنچه در اناجیل آمده، یا معجزه‌ی تکثیر نان و ماهی‌هاست که غذایی موجود را معجزه‌آسا فراوان می‌سازد، یا «شام آخر» است که در شب فصح میان عیسی و شاگردانش برگزار می‌شود. شام آخر مفهومی آیینی دارد و اساس آیین عشای ربانی در مسیحیت است، نه یک سفره‌ی نازل‌شده از آسمان. بنابراین داستان مائده در قرآن نه با شام آخر قابل انطباق است و نه در اناجیل قانونی مشابهی دارد؛ بلکه بازخوانی تازه‌ای از مضمون «طعام آسمانی» است که می‌توان آن را در خاطره‌ی جمعی ادیان سامی، مانند ماجرای مَنّ در تورات، یافت.
پژوهشگران غربی بارها بر این تفاوت تأکید کرده‌اند. ریچارد بل یادآور می‌شود که روایت قرآنی از مائده هیچ پیوندی با آیین قربانی و نجات در شام آخر ندارد و در واقع معجزه‌ای است مستقل برای آزمون ایمان. هامیلتون گیب همین تفاوت را برجسته می‌کند و می‌نویسد که شام آخر یک مراسم تکرارشونده و دائمی در مسیحیت است، در حالی که مائده قرآنی تنها یک بار و به مثابه نشانه‌ای معجزه‌آسا رخ می‌دهد. مونتگومری وات نیز معتقد است که محمد در مواجهه با سنت‌های مسیحیِ پیرامون خود برداشت آزاد داشته و آن‌ها را در قالبی تازه بازسازی کرده است. آرتور جفری در کتاب واژگان دخیل در قرآن واژه‌ی مائده را از زمره‌ی وام‌واژه‌ها می‌داند و ریشه‌ی آن را در گعز یا سریانی جستجو می‌کند. نولدکه نیز همین خط فکری را ادامه می‌دهد و آن را نمونه‌ای از داد و ستد زبانی و فرهنگی می‌شمرد. ۲👇
Aug 20, 2025 5 tweets 7 min read
بزرگ‌ترین دارایی اسرائیل در ایران شبکه‌ای است که عملیات ۲۳ خرداد را اجرا، پشتیبانی و هدایت کرد. اهمیت این شبکه به‌قدری است که تل‌آویو برای حفظ آن همه امکانات خود را به‌کار خواهد گرفت، زیرا جنگ همچنان ادامه دارد.

از این منظر، بزرگ‌ترین شکست ایران نه در شهادت فرماندهان میدانی، بلکه در رشد آرام و گسترش این شبکه در داخل کشور و حتی اجرای عملیات‌هایی توسط آن پیش از ۲۳ خرداد قابل ارزیابی است.

این شبکه در عمل چندلایه است. در سطح عملیاتی نیروهای میدانی مسئولیت هدایت و به‌کارگیری ریزپرنده‌ها را بر عهده دارند. در سطح پشتیبانی و لجستیک، قطعات پهپادهای سبک و تجاری از مسیرهای مختلف وارد کشور شده و در کارگاه‌های کوچک و پنهان مونتاژ می‌شوند، به‌گونه‌ای که ردگیری زنجیره تأمین آن‌ها دشوار است. در سطح اطلاعاتی، آلودگی‌های احتمالی در نهادهای ایرانی ـ حتی در رده‌های پیمانکاری و کارمندان میانی ـ نقش کلیدی ایفا می‌کند و اطلاعات دقیق اهداف یا مسیرهای دسترسی را در اختیار شبکه قرار می‌دهد. در نهایت، لایه مالی و حمایتی از طریق انتقال ارز و پوشش فعالیت‌های عادی زمینه خرید قطعات و تأمین منابع را فراهم می‌سازد.

نمونه‌های روشنی از فعالیت این شبکه در سال‌های گذشته دیده شده است. حمله به نطنز در فروردین ۱۴۰۰ با انفجارهایی که بخشی از آن توسط پهپادهای کوچک انجام شد، تأسیسات غنی‌سازی را برای مدتی از کار انداخت. در تیرماه ۱۴۰۱، حمله مشابهی به مرکز تولید سانتریفیوژ در کرج صورت گرفت که از پهپادهای مونتاژی کوچک با مواد منفجره سبک استفاده شد. چند ماه بعد در بهمن ۱۴۰۱، اصفهان هدف قرار گرفت؛ جایی که چند پهپاد کوچک به مجتمع صنایع دفاعی حمله کردند و شواهد نشان داد این پهپادها در داخل ایران مونتاژ شده بودند. اوج این روند اما در تیرماه ۱۴۰۳ نمایان شد، زمانی که ترور اسماعیل هنیه در تهران نشان داد شبکه از مرحله حملات تاکتیکی عبور کرده و توانایی اجرای عملیات‌های راهبردی در قلب پایتخت را پیدا کرده است.

ویژگی اصلی این اقدامات آن است که ظاهراً کوچک جلوه می‌کنند، اما در عمل پیامدهای بزرگی دارند. چون پهپادهای مونتاژی از قطعات تجاری قابل تهیه ساخته می‌شوند، ورود و سرهم‌بندی آن‌ها در کشور چندان دشوار نیست و همین امر امکان پنهان‌کاری را برای شبکه افزایش می‌دهد. با این حال، واقعیت این است که چنین اقداماتی بدون پشتیبانی داخلی، جریان اطلاعاتی و لجستیک بومی امکان‌پذیر نبوده است.

بی‌اعتنایی به حملات گذشته، به‌ویژه به دلیل محدود بودن خسارت فوری یا توانایی ایران در ترمیم سریع آن‌ها، سبب شد تهدید کوچک شمرده شود و عمق آن جدی گرفته نشود. این در حالی بود که استمرار این حملات نشان می‌داد با یک شبکه ساختاریافته طرف هستیم که در سکوت رشد کرده و نهایتاً توانسته عملیات‌های راهبردی را در داخل کشور به اجرا بگذارد. پیام روشن این روند آن است که امنیت داخلی ایران بیش از هر زمان دیگر نیازمند بازتعریف مفهوم بازدارندگی است؛ بازدارندگی‌ای که صرفاً به توان موشکی و نظامی محدود نباشد، بلکه بر پاکسازی نهادها از آلودگی‌های احتمالی، مهار شبکه‌های پشتیبان و شناسایی مسیرهای مالی و لجستیکی استوار گردد. ۱👇🏼 راهبردهای تل‌آویو برای بقا و تقویت این شبکه چند محور اصلی دارد. نخست، حفاظت اطلاعاتی از طریق ساختار سلولی و عدم تمرکز است. احتمالا اعضای هر بخش فقط با یک یا دو رابط در تماس‌اند و هیچ‌گاه به تصویر کلی شبکه دسترسی ندارند. همین امر موجب می‌شود حتی در صورت شناسایی یا بازداشت چند نفر، کلیت ساختار افشا نشود. دوم، تأمین لجستیک در پوشش فعالیت‌های عادی است. پهپادهای سبک و مونتاژی از قطعاتی ساخته می‌شوند که همگی در بازار آزاد موجودند؛ موتورهای کوچک، سیستم‌های هدایت، بدنه فیبرکربن یا قطعات چاپ سه‌بعدی. این تجهیزات در حجم‌های کوچک و پراکنده وارد کشور می‌شوند و سپس در کارگاه‌های مخفی مونتاژ می‌گردند. بدین ترتیب، ردگیری زنجیره تأمین تقریباً ناممکن می‌شود. سوم، پشتیبانی مالی و ارزی از طریق شبکه‌های حواله‌ای غیررسمی و ارز دیجیتال صورت می‌گیرد و هزینه‌های خرید قطعات، اجاره مکان، تأمین پوشش‌های تجاری و پرداخت به عوامل را پوشش می‌دهد. چهارم، نفوذ در لایه‌های نهادی ایران است. این نفوذ الزاماً به معنای حضور مستقیم عوامل موساد نیست، بلکه جذب پیمانکاران جزء، کارمندان میانی یا بهره‌گیری از ضعف‌های اداری هم می‌تواند داده‌های کلیدی در اختیار شبکه قرار دهد. پنجم، عملیات روانی و جنگ ادراکی است؛ جایی که اسرائیل می‌کوشد حملات گذشته کوچک جلوه داده شوند تا حساسیت امنیتی کاهش یافته و شبکه فرصت بازسازی و رشد پیدا کند.

در کنار این راهبردها، اسرائیل مجموعه‌ای از روش‌های ضداطلاعاتی پیشرفته را نیز برای محافظت از شبکه به‌کار می‌گیرد. استفاده از پوشش‌های چندگانه و هویت‌های موازی به عوامل اجازه می‌دهد در قالب فعالیت‌های تجاری، فرهنگی یا اجتماعی عادی عمل کنند. ارتباطات اغلب غیرخطی و رمزگذاری‌شده است و از بسترهای متنوع، از پیام‌رسان‌های امن گرفته تا روش‌های سنتی مثل پیام‌گذاری فیزیکی، بهره گرفته می‌شود. همچنین، تل‌آویو با اجرای عملیات‌های انحرافی کوچک بخشی از توان نیروهای امنیتی ایران را درگیر اهداف فرعی می‌کند تا تهدید اصلی از نظر پنهان بماند. پس از هر عملیات نیز تحلیل رفتاری و امنیتی دقیق بر واکنش نهادهای ایرانی انجام می‌شود تا نقاط ضعف نظارتی شناسایی و تاکتیک‌های بعدی اصلاح شود.

بدین ترتیب، اسرائیل شبکه خود را نه یک ابزار مقطعی، بلکه سرمایه‌ای پایدار می‌بیند. ترکیب راهبردهای چندلایه با تدابیر ضداطلاعاتی، این شبکه را انعطاف‌پذیر و ماندگار ساخته است؛ به‌گونه‌ای که حتی در صورت ضربه یا شناسایی بخشی از آن، توانایی ادامه حیات و بازسازی را دارد. همین واقعیت نشان می‌دهد که تهدید اسرائیل علیه ایران صرفاً در بُعد سخت‌افزاری و نظامی نیست، بلکه در عمق اطلاعاتی و شبکه‌ای معنا پیدا می‌کند؛ جایی که جنگ نه بر سر تعداد موشک‌ها، بلکه بر سر نفوذ، پنهان‌کاری و توانایی کنترل فضای داخلی تعریف می‌شود.۲👇🏼
Aug 17, 2025 20 tweets 5 min read
نویسنده با مقایسه‌ی ایتالیا و ژاپن در جنگ جهانی دوم، فرمول ساده‌ای برای تسلیم به‌موقع به‌عنوان راه نجات کشورها (بخوانید ایران) می‌سازد. اما روایتش ناقص و ساده‌انگارانه است: هم تاریخ ایتالیا را تحریف می‌کند، هم شرایط ژاپن را تقلیل می‌دهد، و نظم پساجنگ را نادیده می‌گیرد. #رشتو ۱👇 این نگاه «تسلیم زودهنگام = استقلال و هزینه کمتر» و «تسلیم دیرهنگام = ویرانی و وابستگی» اگرچه به‌ظاهر جذاب است، اما در سطح تحلیلی دچار ساده‌سازی، حذف متغیرهای تعیین‌کننده و قیاس‌های ناهنجار است. ایتالیا در تابستان ۱۹۴۳ تسلیم متفقین شد، اما این تسلیم «کم‌هزینه» نبود: ۲👇
Aug 5, 2025 5 tweets 8 min read
پس از فروپاشی عملیاتی شبکه‌های حزب‌الله و فروریختن آخرین ستون‌های حاکمیت سوریه، گروهی از صداهای تندرو در تهران نسخه‌ای ساده‌انگارانه و پرهزینه پیچیدند: «سطح منازعه را بالا ببریم تا کار یکسره شود.» این روایت گاه به زبان «بازدارندگی از راه تشدید» و گاه با شعار «ضربه به عربستان و مختل‌سازی تولید نفت» بر پیش‌فرض‌هایی تکیه دارد که نه با تجربه‌های میدانی سازگار است و نه با ادبیات راهبردی. نخست، آنان پویاییِ ائتلاف‌سازی را نادیده می‌گیرند: هر ضربه به زیرساخت نفتی عربستان هزینه‌ها را جهانی می‌کند و مخالفان پراکنده را پیرامون یک چارچوب مداخله‌گر گرد می‌آورد. دوم، این جریان به «نردبان تشدید» بی‌اعتناست؛ گامی که ظاهراً «متعارف» می‌نماید از حملات پهپادی تا مزاحمت در تنگه‌ی هرمز در محیطی با حضور دو قدرت هسته‌ای (ایالات متحده و اسرائیل) به‌سرعت معنایی هسته‌ای پیدا می‌کند. سوم، آنان اقتصادِ سیاسیِ جنگ را وارونه می‌خوانند: شوک نفتی نه رقبای منطقه‌ای را می‌شکند و نه اهرم پایدار می‌سازد؛ برعکس، مشروعیت و انگیزه‌ی لازم برای ائتلاف‌های سرکوب‌گر را فراهم می‌کند و منابع ایران را دقیقاً در لحظه‌ی نیاز به تاب‌آوری می‌فرساید. نهایتاً، این نسخه‌نویسان «ابهام بازدارنده» را با «بی‌عملی» اشتباه می‌گیرند و می‌پندارند تنها راه پرهیز از جنگ فرسایشی، جهش به سطحی بالاتر از خشونت است؛ حال آن‌که همین جهش شتاب‌زده محاسبات طرف مقابل را رادیکال می‌کند و احتمال خطای فاجعه‌بار را بالا می‌برد. #رشتو ۱ از ۵👇 با فروپاشی بازوهای نیابتی، پیش‌بینیِ ورود به جنگ سخت اصلاً دشوار نبود؛ بازدارندگیِ ایران مختل شد، توازنِ قوا به‌هم خورد و پنجره‌ی اقدام پیشگیرانه برای رقیبان بازتر شد. با این حال، به‌جای ترمیم فوریِ بازدارندگی از طریق یک آزمایشِ محدود و سپس انجماد که می‌توانست ابهام را به بازدارندگیِ روشن بدل کند و نردبانِ تشدید را مهار سازد، جریان‌های تندرو نسخه‌ی عملیاتِ گسترده و ارتقای سطح منازعه را پیچیدند؛ راهی که نه خلأ بازدارندگی را پر می‌کند و نه هزینه‌ی جنگ را بالا می‌برد، بلکه صرفاً سرعت سقوط به رویارویی کنترل‌ناپذیر را افزایش می‌دهد.
بر این مبنا، مقاله‌ی حاضر استدلال می‌کند که «تشدیدِ بدون بمب»، حتی اگر هدفش تحمیل هزینه و کسب امتیاز باشد، در وضعیتی که اسرائیل و ایالات متحده به‌عنوان دو قدرت هسته‌ای در صحنه حاضرند، به‌جای بازدارندگی، منطقِ کاتالیتیک را فعال می‌کند: هر حرکت متعارفِ بزرگ از سوی ایران زودتر از تصور به آستانه‌های هسته‌ای معنا می‌دهد و زمان تصمیم‌گیری را برای همه طرف‌ها فشرده می‌سازد. در عین حال، راه‌حلِ بدیلِ تندروها یعنی گسترش جنگ به عربستان و انرژی نردبان تشدید را دو پله دیگر بالا می‌برد و کانال‌های خروج را می‌سوزاند. در ادامه، چارچوب نظری و سیاست‌های پیشنهادی ارائه می‌شود تا نشان دهد چرا «تستِ محدود و سپس انجماد» در قیاس با تشدید بدون نقشه‌ی خروج امکان واقعی‌تری برای توقف سقوط آزاد فراهم می‌آورد. ۲ از ۵ 👇
Jun 18, 2025 26 tweets 6 min read
چگونه ممکن است ده‌ها پهپاد مسلح از دل محله‌های شلوغ تهران برخیزند، بی‌آن‌که هیچ نشانی از خانه‌های تیمی، شبکه توزیع، یا پرتابگرهای استتارشده در سامانه‌های امنیتی ثبت شده باشد؟ چه کسی چنین شبکه‌ای را پنهان کرد، و چگونه تا قلب پایتخت نفوذ کرد بی‌آن‌که ردی به‌جا بگذارد؟ #رشتو ۱👇 عملیات‌های این‌گونه معمولاً مراحل مشخصی دارند که شامل جذب، آموزش، تجهیز، استقرار، نفوذ، اجرا، و خروج است.
در چارچوب حملات ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ اسراییل به تهران که توسط شبکه‌ای از مزدوران بومی و غیر‌بومی انجام شده‌ است، می‌توان تحلیلی از لایه‌های مختلف عملیات انجام داد. ۲👇
May 27, 2025 26 tweets 7 min read
چرا در منابع #ساسانی و ترجمه‌ها و تداوم آن منابع در دوره اسلامی خبری از #هخامنشیان نیست؟ چرا به جای #کوروش و خشایارشا سخن از منوچهر و کیکاووس است و به جای ماد‌ها و هخامنشیان سخن از پیشدادیان و کیانیان؟ من در این #رشتو به شکل مختصر نظریات را معرفی و تحلیل می‌کنم. ۱👇 امپراتوری که از پارس برخاسته بود، در دوران بیشترین گسترش خود بیشتر جنوب‌غربی آسیا از جمله بخش‌هایی از شمال آفریقا و عربستان را دربر می‌گرفت. هخامنشیان اثری پاک‌نشدنی بر حافظه مردمانی که آنان را فتح کرده بودند، به‌ویژه مصریان، عبریان و یونانیان بر جای گذاشتند. ۲👇
May 23, 2025 19 tweets 4 min read
نکته جالب این است که ریشه اولین مصرف #قهوه به عارفان و صوفیان یمنی می‌رسد. یمنی‌ها در نیمه نخست سده ۱۵ م (۹ هجری) به قهوه روی آوردند. پیروان طریقت شاذلیه، نخستین قهوه‌نوشان به شمار می‌روند؛ آنان قهوه را به سبب خاصیت محرّک آن در ذکرها و ریاضت‌های شبانه مصرف می‌کردند . #رشتو ۱ 👇 گیاه قهوه عربیکا، که از قدیمی‌ترین گونه‌های قهوه و محبوب‌ترینِ آن‌ها در سراسر جهان است ــ خاستگاهی اتیوپیایی دارد و رسم نوشیدن قهوه در تاریخی نامشخص به یمن راه یافت. یک نظریه معتقد است صوفیان یمنی که برای تبلیغ به اتیوپی می‌رفتند با این گیاه و خاصیت بیدار نگه‌دارنده آشنا شدند.۲👇
May 17, 2025 26 tweets 6 min read
نخستین اشاره غیرمسلمانان به «#قرآن» دقیقاً چه زمانی و در کدام متن است؟ آیا قرآن متنی شناخته شده برای مسیحیان بود؟ یکی از نخستین نمونه‌ها در نامه لئوی سوم به عمر بن عبدالعزیز است: روایت گرداوری قرآن توسط حجاج بن یوسف و ماجرای مهم متن‌های ابوتراب (علی بن ابی طالب ). #رشتو ۱👇 به نظر می‌رسد یهودیان و مسیحیان قرن هفتم اصلاً هیچ آگاهی‌ای نداشتند که پیروان محمد متنی مقدس و مخصوص به خود دارند. اگرچه شواهد مادی چون نسخه دستنویس صنعا نشان می دهد سنت مکتوب کردن قرآن از همان دهه‌های پس از پیامبر وجود داشته اما گزارش مسیحی اولیه‌ای نیست. ۲👇
May 12, 2025 23 tweets 5 min read
آیا می‌دانستید زبان «#اردو» در اردوگاه‌های چندزبانه‌ی سربازان ترک، افغان، خراسانی و هندی زاده شده و نامش هم از همین «اردوگاه‌ها» گرفته شده؟ اردو چگونه از دل چندزبانی برخاست و به زبانی مستقل بدل شد؟ چرا این زبان این قدر از #پارسی تاثیر گرفته است؟ #رشتو 👇۱ یدایش اردو را باید در سده‌های میانه، به‌ویژه در قرون ۱۳ تا ۱۵ م، در بستر سلطنت دهلی جست‌وجو کرد؛ حکومتی که با فتوحات مسلمانان ترک و افغان در شمال هند بنیان گذاشته شد و در آن، زبان فارسی نه‌تنها زبان شعر و ادب، بلکه زبان رسمی دربار، دیوان‌سالاری، و دستگاه‌های اداری و حقوقی بود👇۲
Apr 30, 2025 7 tweets 2 min read
تازه‌ترین نظرسنجی «شاخص صدای اسرائیل» مؤسسه‌ی دموکراسی اسرائیل (۲۴–۲۱ آوریل ۲۰۲۵) نشان می‌دهد بیش از نیمی از یهودیان اسرائیلی از اقدام نظامی پیش‌دستانه علیه تأسیسات اتمی ایران—حتی بدون همراهی ایالات متحده—حمایت می‌کنند. در مقابل، تنها ۳۴٫۵٪ مخالف این اقدام‌اند.۱👇 Image این میزان از حمایت، نشان‌دهنده‌ی شدت نگرانی‌های امنیتی در میان جامعه یهودی اسرائیل است، به‌ویژه در سایه‌ی پیشرفت‌های برنامه هسته‌ای ایران و کاهش اعتماد به حمایت بی‌قید و شرط آمریکا تحت ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ. البته جامعه عرب اسراییلی موضعی ضد حمله پیش‌دستانه داشت.۲👇
Mar 27, 2025 4 tweets 3 min read
به چتهای لو رفته سیگنال نگاه کنید. پیشتر درباره‌ی رویارویی انزوا/درون گرایان و مداخله‌جویان در تیم @realDonaldTrump صحبت کرده بودم. درون‌گرایان معتقدند ورود امریکا به درگیری‌های خاورمیانه منافع دیگران و نه آمریکا را تامین می‌کند. جی دی ونس @JDVance معاون اول ترامپ صدای این جریان است.
در گفتگو روز حمله به یمن در حالیکه وزیر دفاع و مشاور امنیت ملی در حال مدیریت عملیاتند ونس در پیامی خواستار تعویق یک ماهه آن است؛ چرا که احتمال می‌دهد ترامپ نداند که این عملیات با سیاست خارجی‌اش مبتنی بر اول آمریکا تناسب ندارد. پرونده روسیه اکنون تحت کنترل انزواخواهان است و مداخله‌جویان می‌کوشند پرونده خاورمیانه و ایران را کنترل کنند.

متن چت ونس را ترجمه کرده ام:

«تیم، امروز برای یک رویداد اقتصادی در میشیگان بیرون هستم. اما فکر می‌کنم داریم اشتباه می‌کنیم.

۳ درصد از تجارت آمریکا از طریق کانال سوئز انجام می‌شود. ۴۰ درصد از تجارت اروپا نیز همین‌طور. خطر واقعی این است که افکار عمومی این موضوع را درک نکند یا متوجه نشود چرا این کار ضروری است.

قوی‌ترین دلیل برای انجام این کار، همان‌طور که رئیس‌جمهور گفت، ارسال یک پیام است. اما مطمئن نیستم که رئیس‌جمهور آگاه باشد این کار تا چه اندازه با پیام فعلی‌اش دربارهٔ اروپا ناسازگار است. خطر دیگری نیز وجود دارد که باعث افزایش متوسط تا شدید قیمت نفت شود.

من آماده‌ام تا از اجماع تیم حمایت کنم و این نگرانی‌ها را برای خودم نگه دارم. اما استدلال قوی‌ای وجود دارد برای اینکه این اقدام را یک ماه به تعویق بیندازیم، کارهای مربوط به پیام‌رسانی را انجام دهیم تا مشخص شود چرا این موضوع اهمیت دارد، ببینیم وضعیت اقتصاد چگونه است و غیره»Image درباره ماجرای زلنسکی در کاخ سفید این رویارویی باز دیده شد👇🏼
Mar 25, 2025 25 tweets 7 min read
یکی از ادعاهای عوامانه این روزها این است که #ایران و هویتش از اختراعات دیرهنگام و زمان پهلوی اول است و صفویه و قاجار دولتهای ترک‌محور بوده اند. بیایید به سراغ ترکان #عثمانی‌ که همسایه و رقیب ایران شیعی برویم و ببینیم آنها «دیگری» را چگونه می‌دیدند؟#رشتو درباره عجمستان!👇۱ Image اصطلاحاتی که امپراطوری عثمانی برای اشاره به همسایه‌ی شرقی خود به کار می‌برد، از قرن پانزدهم تا قرن بیستم تغییرات قابل توجهی داشته است. از سالهای تاسیس صفویه در منابع اولیه‌ی عثمانی، سرزمین ایران (به معنای گسترده‌ی حوزه‌ی فرهنگی ایرانی) بیشتر با عنوان عجم شناخته می‌شد؛ 👇۲
Mar 23, 2025 16 tweets 4 min read
آیا تا به حال درنگ کرده‌اید که «#فرقان» در #قرآن واقعاً چه معنایی دارد؟
🔹 فقط «جداکننده‌ی حق از باطل» نیست.
🔹 فقط نام دیگر قرآن هم نیست.
🔹 معنایی فراتر دارد: «نجات‌بخشی»!
این رشته‌توییت، تفسیری نو از این واژه ارائه می‌دهد، از قرآن تا متون #سریانی… 👇۱ واژه‌ی «فرقان» در آیات مختلفی به‌کار رفته، اما مفسران اسلامی درباره‌ی معنای دقیق آن اختلاف دارند.هر بار مصداقی برای آن ارائه شده.
راغب اصفهانی در کتاب «المفردات فی غریب القرآن» به بررسی واژگان قرآن پرداخته است. او دربارهٔ «فرقان» می‌نویسد:
«الفرقان: الفرق بین الحق والباطل، وکل ما فرق به بینهما فهو فرقان، وسمی به القرآن، والتوراة، والقتال یوم بدر.»

«فرقان: جدا کردن بین حق و باطل است، و هر چیزی که به‌وسیلهٔ آن بین این دو تمایز داده شود، فرقان نامیده می‌شود. قرآن، تورات و جنگ بدر نیز به همین دلیل فرقان نامیده شده‌اند.

راغب اصفهانی بیان می‌کند که «فرقان» به هر چیزی که موجب تمایز حق از باطل شود، اطلاق می‌گردد. به همین دلیل، قرآن و تورات به‌عنوان کتاب‌های الهی که حق را از باطل جدا می‌کنند، «فرقان» نامیده شده‌اند. همچنین، جنگ بدر نیز به دلیل جدا کردن حق از باطل، «فرقان» نامیده شده است

اما چرا؟ چرا این واژه چنین طیف گسترده‌ای دارد؟ 👇۲
Mar 12, 2025 15 tweets 3 min read
«ملک/مالک یوم الدین» یعنی چه؟ اصلا دین به چه معنا است؟ این کلمه از کجا آمده؟ نکته جالب اینجاست که یوم الدین همیشه به روز قیامت و یا جزا و روز حساب تفسیر می‌شده است. اما ربط دین با جزا و حساب چیست؟ عبارت یوم الدین مشخصا از متون دینی مسیحی و یهودی وام گرفته شده. #رشتو👇۱ واژه‌ی دین قبل از درک به عنوان معادل Religion در عربی و فارسی، در زبان‌های سامی دارای معانی گسترده‌ای بود که به مفاهیمی همچون قانون، داوری، کیفر و قضاوت مربوط می‌شود. ریشه‌ی דין (dīn) در عبری به معنای «داوری کردن» یا «حکومت کردن» است که در یوم هَ‌دین (יום הדין) دیده می‌شود. 👇۲
Mar 6, 2025 28 tweets 8 min read
آیا یک یهودی به نام عبدالله بن سبأ بنیان‌گذار تشیع است؟ آیا او پشت ماجرای قتل عثمان بود و علی را به خلافت رساند؟ آیا اوست که ایده وصایت علی را طرح کرد و خلفای پیشین را نامشروع خواند؟ چرا این روایت الان باید مطرح شود؟ نگاهی به پژوهش اخیر شان آنتونی درباره این روایت #رشتو 1👇 شان دبلیو آنتونی یک تاریخ‌نگار متخصص در تاریخ اولیه اسلام است. او در ۲۰۰۹ مدرک دکترای خود را از دانشگاه شیکاگو گرفت و الان او استاد دانشگاه ایالتی اوهایوست. پایان‌نامه او «خلیفه و بدعت‌گذار: عبدالله بن سبأ، سبئیه و شکل‌گیری نخستین تشیع میان افسانه و تاریخ» درباره همین است. ۲👇
Feb 26, 2025 30 tweets 8 min read
مهدی نصیری کیست؟ او که در یکی‌دو سال اخیر تبدیل به چهره آشنایی در شبکه‌های اجتماعی شده و از حمایت از رضا پهلوی سخن می‌گوید،چهره‌ای مهم در ماجراهای سیاسی دهه ۶۰ و ۷۰ شمسی است.زاویه‌های کم‌تر شناخته شده زندگی سیاسی او چیست؟#رشتو درباره‌ سردبیر روزنامه کیهان در دهه ۶۰👇۱Image #مهدی_نصیری متولد ۱۳۴۲ هست. یعنی زمان انقلاب فقط ۱۵ سال داشته و نمی‌تواند سابقه مبارزاتی و سیاسی دوره شاه داشته باشد. اما زمینه خانوادگی او راه را برای صعود زودهنگامش فراهم کرد. در دامغان، شهری در استان سمنان، به دنیا آمد. او در خانواده‌ای مذهبی و متصل به روحانیت رشد کرد. 👇۲
Feb 6, 2025 38 tweets 14 min read
دیروز خبر درگذشت کریم #آقاخان رهبر فرقه نزاری اسماعیلی منتشر شد.پسرش رحیم به عنوان امام پنجاهم فرقه معرفی شد. چطور این «امامان» سر از اروپا در آوردند و خود را با عناوین اشرافی اروپایی معرفی کردند ؟ #رشتو یی درباره ناگفته‌های زندگی پدر و پدر بزرگ کریم آقاخان ۱👇 داستان را با پدربزرگ کریم آقاخان، شروع کنیم. سلطان محمد شاه، آقا خان سوّم (۱۸۷۷–۱۹۵۷)، چهل‌وهشتمین امام اسماعیلیان نزاری، سیاستمدار و دیپلماتی بود که پیوندهای عمیقی با دستگاه سلطنتی بریتانیا داشت. زندگی او آمیزه‌ای از جاه‌طلبی ، اشرافی گری و گرایش قوی به بریتانیا بود.👇۲ Image