Majid Tavakoli Profile picture
‏‏‏‏‏‏پژوهشگر و کنشگر سیاسی ---در این‌سال‌ها هیچ شرایطِ خاصی برای پایبندنبودن به حقیقت وجود ندارد
Simon Profile picture Damon Golriz Profile picture یک زندانی Profile picture M. Sharifi Profile picture Danial دانیال 🦁🌞 Profile picture 12 added to My Authors
Sep 22 39 tweets 8 min read
برای تغییر سیاسی، داشتنِ تئوری و برنامه‌ی مبارزه کافی نیست و علاوه‌برآن باید تئوری و برنامه‌ی پیروزی و تسخیر قدرت (تسخیر خیابان) وجود داشته باشد. برای‌همین در نبودِ نظریه‌ای برای پیروزی، راهکارهای کهنه و ناسازگار با شرایط ایران تکرار می‌شود و همه‌چیز به شانس و امید سپرده می‌شود/۱ تغییرِ سیاسی نیاز به تئوریِ پیروزی در خیابان (یا هر نظریه‌ی تسخیرِ قدرت) دارد. تغییرِ سیاسی در ایران به نظریه‌ها و برنامه‌های "مبارزه" محدود شده است. در فقدان برنامه‌ای برای تسخیر قدرت، نیروهای سیاسی درپیِ ایجاد سازمانِ تغییرند و هر شکلی از سازمان را معادل پیروزی می‌دانند./۲
Sep 14 14 tweets 4 min read
دولت همچنان درپیِ کسب درآمد از مردم است. با پیشرفتِ شیوه‌های کنترل به‌طورمستقیم این درآمد را می‌تواند از حساب‌های بانکی و اموالِ مردم بردارد. دولت (state) در یک سال گذشته با تورم (مالیات از همه)، تمامِ منابع مورد نیازش را از مردم به‌دست آورده است./۱ اما ظرفیت‌های تورم، محدود است و مجبور است که شیوه‌های دیگر مالیات (پول‌گرفتن از مردم) را در اولویت بگذارد. دولت‌ها در دوران جدید، قدرت و توانایی بیشتری دارند. مثلاً با یک شماره ملی می‌توانند تمامِ اموال، حساب‌های بانکی، شماره‌های تماسِ یک فرد و تمامِ وابستگانش را کنترل کنند./۲
Jul 19 15 tweets 3 min read
استفاده از نامفهومِ مردم علیه مردم برای تحمل‌پذیرکردن و استمرار وضعیت موجود است. مردمِ مخالفِ برده‌داری، شکنجه، نژادپرستی، تبعیض، بی‌عدالتی و باورهای قبیله‌ای هم دربرابر مردمی که موافق آن‌ها بوده‌اند، ایستاده‌اند. مسئله در اینجا مردم نیست؛ مسئله، درستی و نادرستی آن‌مسائل است./۱ حوزه‌ی اخلاق و حقوقِ انسانی با خیر و شر درگیر است. مسئله؛ سلیقه‌ها و علاقه‌های جامعه به این غذا، آن رنگ، این ورزش یا آن تفریح نیست که فرقی نداشته باشد و همه در کنار هم بماند و مشکلی ایجاد نکند. حقوق اساسی و شهروندی (و به‌طورکلی اخلاق) درگیر درستی و نادرستی است./۲
Jun 20 7 tweets 2 min read
"مردم‌هراسی" ریشه‌ی بیشتر نظریه‌های فرهنگ‌گرایی در ایران است. مدعیان و ستایشگرانِ نخبگی و روشنفکران (برخلاف بیشتر اندیشمندانِ اصیل) به‌طورپیوسته به نکوهشِ جامعه و مردم پرداخته‌اند و معتقدند که مشکلات در ایران بدون تغییر مردم امکان‌پذیر نیست (باید مردم را اصلاح یا براندازی کرد)./۱ بیشتر آرای فرهنگ‌گرایانه در ایران، ترجمه‌ای و غیرمرتبط با وضعیت کنونی است. آن‌ها معتقدند که اگر قوانین خوب و حکومت خوب هم در ایران مستقر شود، بدون تغییر فرهنگی امکان موفقیت ندارد. درحالی‌که مشکل امروز ایران فاصله‌ی زیاد قانون‌ها از تغییرات اجتماعی و فرهنگی مردم است./۲
Jun 17 5 tweets 1 min read
نظریه‌ی گذارِ حداقلی یک برنامه‌ی گذار به دموکراسیِ شهروندمدار با پایبندی کامل به اصول حقوق‌بشر است که می‌تواند چارچوبی برای همبستگی یا یک مقدمه‌ی نظری برای اقدام فوری و اضطراری برای همبستگی نیروهای دموکراسی‌خواه و مدافعان حقوق‌بشر باشد./۱ این نظریه با تحلیلِ ویژگی‌های تمامیت‌خواهی و وضعیتِ ایران و مروری بر نظریه‌ها و تجارب گذار به دموکراسی، ایجاد یک دولتِ ملیِ دموکراتیک و سکولار که به تمامی اصول اعلامیه جهانی حقوق‌بشر پایبند باشد را امکانی برای آغازِ سیاست می‌داند./۲
Jun 16 6 tweets 1 min read
تصمیم درباره‌ی جمهوری یا مشروطه‌خواهی، تصمیم درباره‌ی ساختار تمرکزگرا (و یکپارچه) یا غیرتمرکزگرا، تصمیم درباره‌ی ریاستی‌بودن یا پارلمانی‌بودنِ نظامِ دموکراسی و تصمیم درباره‌ی نمایندگیِ اکثریتی یا تناسبی از جمله مسائل سیاسی است که برای گذار از تمامیت‌خواهی ضروری نیست./۱ به‌ویژه در بلندمدت در دورانِ دموکراسی (پس از گذار) می‌تواند هر یک از این مسائل با نظر مردم (رضایتِ واقعیِ ابرازشده) تغییر کند. باید بر سر مسائلی که بر برنامه‌های آزادی، حقوق‌بشر، عدالت و امنیت تأثیری ندارد، جدالی نکرد و آن‌ها را از برنامه‌ی گذارِ حداقلی بیرون گذاشت./۲
Jun 15 8 tweets 2 min read
نسل‌های پیشین منابع مطالعه‌ی مناسب نداشته‌اند. اگر در دهه ۵۰ و ۶۰ هم مجله‌های مختلف وجود داشت، احتمالاً بخشی از وقت افراد به آن‌ها اختصاص می‌یافت. اگر در دهه ۷۰ هم دسترسی به اینترنت و منابع انگلیسی بود، به‌جای کتاب‌های محدود، روزنامه‌ها و مجله‌های مجوزدارِ کنترل‌شده و هدایت‌شده/۱ از وب‌سایت‌ها استفاده می‌کردند یا در دهه ۸۰ اگر شبکه‌های اجتماعی و چندرسانه‌ای‌ها فراگیرتر بود به سراغ آن می‌رفتند. اینکه امروز شبکه‌های تخصصی، برنامه‌های یوتیوب، پادکست‌ها و شبکه‌های اجتماعی پیش‌تر و سودمندتر از منابع پیشین محسوب می‌شود، یک واقعیت است. اینکه دسترسی به منابع/۲
Jun 12 4 tweets 1 min read
تا چندسال پیش، نوشتن و گفتن از پیامدهای عادی‌سازی و زیباسازیِ شر سخت بود. همراهان زیادی نداشت. بسیاری که امروز همراهند، رو ترش می‌کردند و نقدهای رادیکال را نمی‌پسندیدند. گفتمانی که براساس "سیاستِ حقیقت" و آرمان‌گراییِ اخلاقی عمل می‌کرد را تندروی، خشونت‌گرا و فاشیستی می‌نامیدند./۱ اما به‌تدریج ضرورت پایبندی مطلق به حقیقت در دوران تمامیت‌خواهی آشکار شد. اینکه نقدِ گزنده و بُرنده‌ی ابتذال‌ها می‌تواند به ازبین‌بردنِ شر کمک کند. اینکه هر اعتراض علیه‌ی شر و نادرستی بهتر است که همه‌ی سیستم را دربرگیرد و حتی راهکار سیاسی ایجاب می‌کند که اول پوسته‌ی شر را بشکند./۲
May 31 17 tweets 3 min read
مسئله‌ی همبستگیِ سیاسی در ایران جدی است. درظاهر هیچ مانعی برای همبستگی وجود ندارد، اما درعمل هیچ همبستگی‌ای برای تغییر سیاسی شکل نمی‌گیرد. ایده‌ی «همبستگیِ حداقلی» یک راهکار عملی است که هم مشکلات را توضیح می‌دهد و هم امکان‌هایی را برای همبستگیِ محدود و کوتاه‌مدت فراهم می‌آورد./۱ در دوران جدید کمتر می‌توان با اصول و مرامِ مشترک یک همبستگی (وحدت) ایجاد کرد. معمولاً همبستگی‌ها و همراهی‌های تأثیرگذار و معنادار بر برنامه‌ها و اقداماتِ مشخص و مشترک پیش می‌رود. بنابراین تهیه لیستی از اصول و مرام که همه می‌پذیرند، درعمل کمکی به همبستگی نمی‌کند./۲
May 29 6 tweets 2 min read
فعالان شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها باید به بیشتر و بهتر دیده‌شدن اعتراضات و مخالفت‌های مردمی کمک کنند. در شرایطی که کنترل و نظارت به‌شدت زیاد است، باید از مردمی که در خیابان‌ها حاضرند و شجاعت و آگاهی‌شان را آشکار کرده‌اند، جدی‌تر حمایت کرد./۱ دیده‌شدن، هویت‌یافتن و سانسورنشدن شعارها و خواسته‌ها می‌تواند به گسترش شجاعت و سرسختی مردم کمک کند. حضورِ خیابانی یک امر پنهانی نیست و کسانی که اشکال دیگر مبارزه را پیش گرفته‌اند هم روش‌های پنهان‌ماندنشان را می‌دانند (البته نیاز به آماده‌سازی و آموزش‌های بیشتر هم دارند)./۲
May 11 7 tweets 2 min read
تغییر سیاسی در دوران تمامیت‌خواهی یک ایده‌ی ستیزه‌جویانه است. یعنی وقتی قدرتِ حاکم با هر اراده‌ی تغییر (از بیرون قدرت) می‌ستیزد، نمی‌توان امیدی به تغییرِ آرام (صلح‌آمیز/مسالمت‌آمیز) داشت. بنابراین مسئله‌ی شهروندان (که معمولاً خشونت‌پرهیزند) این است که.../۱ چگونه خشونت‌زدایی از ایده‌ای ستیزه‌جویانه موجبِ بی‌معناشدن و بی‌اثرشدنِ برنامه‌ی تغییرِ سیاسی‌شان نشود.
برنامه‌ی تغییرِ سیاسی (گذار از تمامیت‌خواهی به دموکراسی) باید به سازگاریِ ستیز و صلح بپردازد (و هم ستیزه‌جو و هم مسالمت‌جو باشد)./۲
Apr 21 21 tweets 4 min read
تمامیت‌خواهی، حکومتِ سرکوب و سانسور است. اما در دوران جدید، کنترل و پروپاگاندا (برای تمامیت‌خواهی) اولویت دارد و کنترل بیش از سرکوب (و پیش از آن) و پروپاگاندا (بدآگاهی) بیش از سانسور (ناآگاهی) پیگیری می‌شود. همین موجب پیدایش "مخالفتِ مُجاز" در دوران تمامیت‌خواهی شده است./۱ تمامیت‌خواهی همه‌چیز را می‌خواهد. اپوزیسیون و مخالفت را هم می‌خواهد. نظام تمامیت‌خواه، رانتِ مخالفتِ مُجاز را به احزاب و رسانه‌های کنترل‌شده، هدایت‌شده و برنامه‌ریزی‌شده می‌دهد و قواعدِ کنترل و دستکاری حقیقت را در امروز اجرا و برای آینده زمینه‌سازی می‌کند./۲
Mar 27 22 tweets 4 min read
شوراگرایی، توزیع‌گرایی، اقلیت‌گرایی و ترجمه‌گرایی؛ مشکلاتِ اصلی چپ در ایران است. مشکلاتی که تصویری غیردموکراتیک و غیرملی از نیروهای چپ در ایران ارائه داده است. چپِ ایرانی در بحران است و چپِ شورایی با استفاده از گفتمان چپ فرهنگی، سایر گرایش‌ها را مرعوب کرده و درخدمت درآورده است./۱ الف) شوراگرایی و کشورِ شوراها به‌جای دموکراسی:
نیروهای چپ هنوز از ایده‌ی شکست‌خورده‌ی اداره‌ی شورایی عبور نکرده‌اند و معتقدند که کشورِ شوراها (شوروی) بر دموکراسی‌های موجود برتری دارد. ایده‌ی اداره‌ی شورایی و سندیکاهای درون‌گرای صنفی با قواعدِ مخالفتِ مُجاز می‌تواند سازگار شود./۲
Feb 21 16 tweets 3 min read
بسیاری از افراد جامعه پذیرفته‌اند که در ساختار کنونی، امکانِ حل هیچ مشکلی وجود ندارد و حکومت ناتوان از حل هر مشکلی است. اما تغییرِ ساختار (و یک گذار)، امکانِ حل هر مشکلی را فراهم می‌آورد. حتی در موضوع‌هایی چون آب و محیط‌زیست که آسیب‌ها و تخریب‌ها تا آستانه‌ی نابودی رسیده است./۱ در سال‌های گذشته بحران آب را یک بحران انسانی دانسته‌اند تا با این تبیین، درپیِ حل فوری‌تر آن بروند. راه‌حل‌های دم‌دستی مانند سدسازی و حفر چاه‌های عمیق بیش از آنکه پاسخی به نیازهای پیشین و انباشته باشد، تحریک‌کننده‌ی نیازهای جدید و درنتیجه تشدیدکننده‌ی بحران‌ها شده است./۲
Feb 18 10 tweets 2 min read
جامعه‌گرایی (خیابان‌گرایی و استفاده از جنبش‌های اجتماعی فراگیر) در ایران به یک گفتمان و پارادایم مسلط تبدیل شده است. تغییرات و استراتژی‌های دولت‌گرا تا مدت‌ها به محاق رفته است و بحران‌های مختلف و تأکید بر تمامیت‌خواهانه‌بودن نظام، امکان‌های تغییراتِ دولت‌گرا را از بین برده است./۱ جامعه‌گراییِ ایرانی ازیک‌سو، زیر کنترل و تنبیهِ حکومت به‌سختی می‌تواند با زبان روشن و آزادانه به رشدِ نظری و آزمونِ عملی بپردازد و خطاها و ضعف‌هایش را دریابد و ازسوی‌دیگر حوزه‌ی مخالفتِ مُجاز درپیِ دست‌اندازی و بهره‌گیری و حتی مصادره‌ی جامعه‌گرایی و جنبش اجتماعی در ایران است./۲
Feb 4 5 tweets 1 min read
آموزش به زبان مادری به تبعیض‌ها و فرودستی بیشتر منجر می‌شود. گرچه آموزش‌های همگانی در دوره‌های ابتدایی بهتر است که دربردارنده‌ی آموزشِ زبان مادری باشد، اما آموزش "به" زبان مادری دسترسی آن‌ها به دانشگاه‌ها، موقعیت‌‌های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی را محدود می‌کند./۱ هر برنامه‌ی اندیشیده‌ی آرمان‌گرایانه‌ای برای آینده‌ی ایران در چارچوب تاسیسِ دولتِ مدرن است و درنتیجه دستیابی به عدالت تا سال‌ها از طریق چند زبانی ممکن نخواهد بود.
ساختن یک جامعه‌ی روادار و چندفرهنگی مستلزمِ الغای زبان رسمی و محروم‌کردن گروه‌های قومی از فرصت‌های برابر نیست./۲
Jan 20 33 tweets 6 min read
گرانی‌ها، نظامِ اجتماعی را ویران کرده است. بعد از درآمدزایی از شوک ارزی و آشفتگی در بورس، دولت به سراغ مالیات رفته است و تورم، راحت‌ترین مالیات برای دولت است. همچنین تورم (گرانی) در حکومت‌های تمامیت‌خواه می‌تواند به سلطه و کنترلِ بیشتر منجر شود؛ چون حکومت مالکِ همه‌چیز است./۱ مالکیت حکومت به‌شکلی است که می‌تواند بر درآمد همه‌ی گروه‌ها تأثیر بگذارد. مالکیت مطلق بر زمین، آب، انرژی و منابع معدنی (به‌ویژه نفت و گاز) به حکومت اجازه‌ی هرگونه دخالتی در کشاورزی، صنعت و تجارت را می‌دهد. ارزش ساختمان‌ها به‌طور جدی به میزان عرضه‌ی زمین وابسته است./۲
Jan 14 19 tweets 4 min read
نهادهای کنشگریِ اجتماعی در ایران پاسخگو نیستند و چون در محدوده‌ی مخالفتِ مُجاز قرار دارند و از رانت‌های این نوع مخالفت و انتقاد استفاده می‌کنند؛ معمولاً به‌جای برطرف‌کردن مشکلات به تحمل‌پذیرکردن مشکلات می‌پردازند و به‌جای اصلاح قدرت و ساختارهای نادرست، درپیِ اصلاح مردم می‌روند!/۱ خیریه‌ها و نهادهای غیرحکومتی نیز معمولاً همانند نهادهای صدقه‌ای و مددکاریِ حکومتی عمل می‌کنند و با انتقال برخی از منابع (مالی) و ایجاد مجموعه‌ای از کمک‌ها و حمایت‌ها، یک وابستگیِ دائمی ایجاد می‌کنند. در برخی موارد نیز محلی برای پولشویی یا چهره‌سازی‌ها و برتری‌جویی‌ها می‌شود./۲
Jan 13 18 tweets 3 min read
مفهوم «ابتذالِ شر» چندسال است که به‌طوروسیع‌تری در جامعه مورد استفاده قرار می‌گیرد و مردم نسبت به پیش‌پاافتادگی و عادی‌شدنِ نادرستی‌ها در جامعه معترضند. مردم معتقدند که روندهای مختلف در جامعه موجبِ عادی‌سازی، زیباسازی، تحمل‌پذیری، مداراپذیری و توجیه‌پذیریِ نادرستی‌ها شده است./۱ مردم معتقدند که نیاندیشیدن، اطاعت، منضبط‌بودن و تسلیم‌شدن دربرابر قانون و رسانه‌های رسمی و رانتی منجر به تداوم و تکرارِ نادرستی‌ها شده است. برای‌همین گفتمان و جریان‌هایی که نادرستی و شر را پنهان، تحمل‌پذیر و عادی‌سازی می‌کنند یا نسبت به آن‌ها حساسیت‌زدایی می‌کنند، هدف گرفته‌اند/۲
Jan 11 5 tweets 1 min read
در یک حکومتِ بد و یک ساختارِ ناسالم، غیرآزاد و ناعادلانه؛ درستکارانه‌زیستن سخت می‌شود. حکومت‌ها وظیفه دارند که درستکارانه‌زیستن و اخلاقی‌بودن را آسان کنند. حتی به‌طورمعمول حکومت‌ها وظیفه دارند که به مردم برای دستیابی به رویاها و آرزوهایشان کمک کنند و شرایط مناسبی را فراهم آورند/۱ تازمانی‌که حکومت و همه‌ی نهادهای قدرتمند برای آسان‌کردن و دسترس‌پذیرکردنِ درستی‌ها و ارزش‌های ستایش‌شده‌ی جمعی (اخلاقی) کوشش نکنند، نمی‌توان از مردم انتظاری داشت. به‌ویژه وقتی که همه‌ی منابع و امکانات در دست آن‌ها (حکومت) باشد. برای‌همین ایجاد یک حکومت خوب و پاسخگو، اولویت دارد/۲
Oct 7, 2021 22 tweets 4 min read
چند نکته درباره‌ی نافرمانی مدنی:
چگونه می‌توان با تبدیل‌شدن به یک شهروند نامطیع، غیرمنضبط، معترض و ناسازگار؛ به عدالت، آزادی و حقوق انسانی کمک کنیم. یعنی وقتی که اخلاق و عدالت دربرابر قانون و اطاعت قرار می‌گیرد؛ به‌جای یک شهروندِ خوب، مطیع و منضبط یک انسانِ خوب و اخلاقی باشیم./۱ ایده‌ی اصلی نافرمانی مدنی این است که به صدای وجدان‌مان دربرابر صدای قانون گوش دهیم و تا زمانی که یک بی‌عدالتی و نادرستی را می‌بینیم، توانِ اندیشیدن و خودبودن‌مان را از دست ندهیم و بتوانیم برای جلوگیری از تدوام و تکرار آن نادرستی دربرابر قدرتی که آن را ایجاد کرده است، بایستیم./۲