milad heidary Profile picture
علاقمند به مباحث سلاح سبک و تیراندازی

Sep 26, 2020, 38 tweets

1/ مجازات تردیدها!
#رشتو
بهار67 فصلی تلخ در جبهه های جنگ بود. وضعیت روز به روز وخیم تر می‌شد. تا آخرین روز های جنگ اخبار زیادی از شکست ها و سقوط مناطق برای مسئولین کشور مخابره می‌شد.

2/ وضعیت جبهه ها روز به روز نابسامان‌تر شده، شکاف و اختلافات نیز به این نابسمانی دامن می‌زند. هرچه بیشتر به مرداد 67 نزدیک می‌شویم نگرانی ها برای سرنوشت جنگ شدت می‌گیرد.

3/ برشی از یک خاطره: " یکهو گرمم می‌شود. عرق می‌کنم. بی تاب می‌شوم. از سنگر می‌زنم بیرون. دلم گرفته است. خدایا چه خبر شده؟ چگونه دشمن که همواره از سایه ما هم می‌ترسید، این چنین گستاخ و جسور شده است؟ چرا نبرد این گونه پیش می‌رود؟ چه دست هایی در کار است؟

4/ صدها سوال توی ذهنم رژه می‌رود. سعی می‌کنم خودم را دلداری بدهم. جنگ است و جنگ پستی و بلندی دارد. گاه آدم فتح المبینی را می‌آفریند گاه چنین می‌شود."

5/ در بهت حیرت بسیار شیرازه نیروهای نظامی ایران از هم پاشیده است. فاو، مجنون، فکه، شملچه، دهلران یکی پس از دیگری سقوط کرده و به دست عراقی ها می‌افتد.
در میانه این طوفان امام خمینی در خرداد 67 صراحتا مذاکره در مورد قطعنامه را رد می کند

6/ در پیامی اعلام می‌کند: "سرنوشت جنگ در جبهه‌ها رقم می‌خورد نه در میدان مذاکره‌ها" اما بنظر می‌رسد تردید در رده های بالای سیاسی و نظامی در مورد ادامه جنگ بسیار جدی تر بوده و نابسامانی ها بدتر از قبل شده و اوضاع بهبود پیدا نمی‌کند

7/ با اینکه صراحتا بر رد مذاکره در مورد ختم جنگ سخن گفته می‌شود اما تمام تلاش ها برای حفظ جبهه ها بی نتیجه است.
کشور با ورود به تیرماه 1367 به وضعیت بدتری رسیده است. بعد از هدف قرار گرفتن ایرباس ایرانی توسط ناو وینسس نیروی دریایی ایالات متحده امریکا تنش ها به مرحله جدیدی میرسید.

8/ از طرف دیگر ضعیف عملکرد دستگاه دیپلماسی ایران و فشار مضاعف بر روی وزارت امور خارجه باعث انفعال این سازمان در مقابل هرگونه تحرک بین المللی در مورد جنگ شده است.

9/ در کتاب دیپلماسی ایران و قطعنامه 598 محمد جواد ظریف یکی از جلسات مهم خود با نماینده ژاپن را اینطور توصیف میکند " با سردرد عجیبی از آن‌جا بیرون آمدم. چون نمی‌توانستم بگویم می‌پذیرم. اجازه نداشتیم. تقریبا یک ساعت از این دو ساعت را معلق زده بودم که بگویم مثلا همکاری می‌کنیم

10/ ولی او می‌گفت به من بگو آره یا نه... و من هم اجازه نداشتم این را بگویم.” این مسئله که هیئت های دیپلماسی ایران در پاسخ به هرچیزی نیاز به کسب اجازه از تهران را داشتند به شکل قابل توجهی وضعیت ایران را در مذاکرات دچار مشکل کرده بود.

11/ اوضاع اقتصادی کشور نیز وضعیتی بهتر از جبهه و دستگاه دیپلماسی کشور ندارد. دولت مرتب مهم میشود که از جنگ حمایت لازم را نمیکند و دولت نیز در مسائل اقتصادی به شدت دچار مشکل است.

12/ میر حسین موسوی نسخت وزیر وقت در جلسه 11 دی ماه 1367 مجلس که به جهت تعیین لایحه بودجه سال 68 تشکیل شده بود وضیعت اقتصادی کشور را اینطور بیان میکند: " در سال ۱۳۵۷ نظریه‌پردازان اقتصادی رژیم سابق محاسبه کرده بودند اگر کشور بخواهد وضعیت اقتصادی خود را برای ده سال بعد حفظ کند

13/و هیچ پیشرفت جدیدی نباشد در سال ۱۳۶۷ به ۴۰میلیارد دلار درآمد ارزی نیاز خواهد داشت. ما اینک در سال ۱۳۶۷ قرار داریم. با ده میلیارد دلار بودجه ارزی مصوب.کارشناسان رژیم سابق این محاسبه را برای استفاده‌های تبلیغاتی انجام نداده بودند که در مورد اصالت ارقام تردید شود.

14/در سری‌ترین جلسات شورای آن زمان این پیش‌بینی شده بود.آنها در این محاسبه وقوع مخارج سرسام‌آور ناشی از جنگ و کاهش گیج کننده ارزش دلار را حدس نزده بودند.

15/ در این محاسبه نرخ رشد جمعیت۵/۲ درصد تصور شده بود،در حالی که آمار سال۱۳۶۵ نشان می‌دهد نرخ رشد در دهه منتهی به این سال سالانه ۹/۳درصد بوده است.

16/ در 13 تیرماه 1367 زمانی که تنها 2 هفته به قبول قطعنامه 598 باقی مانده است امام خمینی در پیامی اعلام میکند: " امروز ترديد به هر شكلى خيانت به اسلام است، غفلت از مسائل جنگ، خيانت به رسول‌اللَّه (ص‌) است. "

17/ اما روزهایی اخر تیرماه وضعیت آنچنان دلخواه ایران نیست، گزارشاتی که مسئولین کشور به رهبر جمهوری اسلامی ایران میدهند نشان دهنده این است که ادامه جنگ امکان پذیر نیست و راهی جز قبول قطعنامه برای کشور باقی نمانده است.

19/ و در جوابی طعنه آمیز به فرماندهی سپاه اضافه می‌کند: "البته با ذکر این مطالب می‌گوید باید بازهم جنگید که این دیگر شعاری بیش نیست."
اما تمام این مسائل یک روی سکه وقایع 1367 است

20/ روی دیگر آن از خاطرات هاشمی در 9 خرداد شروع می‌شود: "همگی از فرماندهان بالای سپاه اظهار نارضایتی داشتند. این روزها به خاطر دو شکست فاو و شلمچه، فرماندهان سپاه سخت مورد تهاجم قرار دارند و از این که در ستاد فرماندهی حاکمیت پیدا کنند، مخالفت شدید می‌شود."

21/ هاشمی در 25 خرداد نیز چنین می‌نویسد:" اکثر سپاهیان از اظهار آقای مهدی کروبی [نایب رئیس مجلس] در روز ۱۵ خرداد که در سخنرانی عمومی از من خواست که مقصران احتمالی سقوط فاو و شلمچه را کیفر بدهیم، شکایت دارند."

22/ البته مسئله برخورد با مقصران جنگ اولین بار در سال 1362 در جریان اشتباه در شروع عملیات خیبر مطرح شد اما تا سال 67 بحث های مربوط به آن بصورت جدی مطرح نشد.

23/ در 2 مرداد 67 امام خمینی به علی رازینی ریاست وقت سازمان قضایی نیروی مسلح می‌نویسد: " جناب حجت الاسلام آقای علی رازینی، رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح جنابعالی موظف می باشید:

24/ 1دادگاه ویژه تخلفات جنگ را در کلیه مناطق جنگی تشکیل و طبق موازین شرع‌ ‌بدون رعایت هیچ یک از مقررات دست و پاگیر به جرایم متخلفان رسیدگی نمایید.
2هر عملی که به تشخیص دادگاه موجب شکست جبهۀ اسلام و یا موجب خسارت‌ ‌جانی بوده و یا می باشد مجازات آن اعدام است. والسلام

25/ هاشمی همزمان در خاطرات 2 مرداد می‌نویسد:" آقای خلخالی آمد. طالب واگذاری مسئولیت دادگاه زمان جنگ برای تنبیه متخلفین بود. گفتم همراه امام جمعه اهواز سری به یکان ها و قرارگاه ها بزنند و گزارشی بیاورند."

26/ وی در ادامه می‌نویسد:" حکمی برای آقای خلخالی نوشتم که به امور نظامیان متخلف جبهه رسیدگی کند و پیشنهاد تنبیه و تشویق بنماید. او مایل است خودش اختیار تنبیه داشته باشد."

27/ بخاطر سقوط فاو عمده فرماندهان سپاه زیر موجی از انتقادات قرار داشتند و بخاطر حضور در کنفرانس آخرین نفر، آخرین منزل و آخرین قطره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ خون در کرمانشاه در جریان سقوط فاو سرزنش می‌شدند.

27/ آیت‌الله خامنه‌ای روز ۱۰ مرداد در مقر لشکر ۲۷ محمدرسول‌الله در جمع پرسنل لشکر چنین می‌گوید: «اگر این سیستم تشویق و تنبیه نباشد آن گسترش کمّی به درد نمی‌خورد، یعنی به جایی نمی‌رسد، این یک. البته قضاء را آقای هاشمی هست،

28/ به نظر من مسئله‌ی قضاوت در جنگ را ایشان هست، یعنی این دادگاه جنگ همانی است که ما می‌خواستیم. در پیشنهادی که آقای هاشمی به امام در مورد اختیارات جانشینی خودشان نوشتند دادند همین بود که این با مشورت و هماهنگی من بود

29/ و من هم معتقدم که بایستی دستگاه قضائی دادگاه زمان جنگ، عصای دست فرمانده باشد، فرمانده‌ی بالا خودش دستور بدهد. اتفاقاً توی همان یکی از سه تا بندی که من به امام پیشنهاد کرده بودم این هم بود که اجرای حکم و تعقیب، زیر نظر فرمانده باشد.

30/ نوع حکم را بالأخره قاضی مستقل است در اسلام و هر چه بخواهد حکم خواهد داد. این را ایشان حل کردند این را آوردند، البته هنوز تا راه بیفتد روان بشود طول می‌کشد، اما خب راه افتاده هست توی جبهه. ما این را از اول جنگ متأسفانه نداشتیم این را ایشان حل کردند.»

31/ سردار غلامپور در گفت و گویی با فارس با تکذیب دستور برای اعدام فرماندهان مقصر می‌گوید:" من اصل مساله را کاملا تکذیب می¬‌کنم. حاشا و کلا. امام(ره) الی ماشاءالله به این فرماندهان احترام می‌گذاشتند و به آنها علاقمند بودند.

32/ من خودم سه چهار بار توفیق داشتم با فرماندهان خدمت ایشان برسم. اصلا فضای جلسات چیز دیگری بود. این همان امامیست که گفت من دست و بازوی شما پاسداران را می‌¬بوسم، امامی که می‌¬گوید کاش من هم یک پاسدار بودم.

33/ بالاخره اگر آقای صفوی دادگاهی شدند، بگویند در کدام تاریخ؟ چطور و کجا؟ وقتی آقای رازینی می‌گویند من از این موضوع خبر ندارم، پس حتما اصل موضوع خدشه‌¬دار و دروغ است."

34/ علی رازینی نیز در مصاحبه ای با فارس می گوید:" خیر. با هیچ کس از آنها برخورد نشد، همان طور که در ابتدای بحث گفتم اصلا خود آنها متقاضی این مسئله بودند. آن زمان این خواسته مشترک فرماندهان ارشد ارتش و سپاه و حتی مسئولین روحانی دیگری مثل عقیدتی سیاسی‌ها بود

35/ که فکر می‌کردند چون صدام قاطع برخورد می‌کند و دادگاه‌ها دست خودش است این باعث پیشرفت کار می‌شود. در حالی که اشتباه می‌کردند.

36/ درست است که مشکلات و نارسایی‌هایی در آیین دادرسی و کمبود قوانین بود اما مشکل مسئله این نبود. صدام بی‌گناهان را اعدام می‌کرد، ما که نمی‌خواستیم بی‌گناهان را مجازات کنیم، می‌خواستیم مجرمین را مجازات کنیم که البته نقایصی در قانون داشتیم که با حکم امام جبران شد."

37/ اگرچه هاشمی و برخی روایات دیگر از بازداشت چند فرمانده در جریان حکم امام نوشته اند اما فارغ از این موضوع با توجه به این نقل قول ها سوالی که باقی می ماند این است که اگر مسئله به این شکل نبود پس چرا امام خمینی به صراحت خواستار مجازات اعدام برای عاملین شکست شده است؟

38/ اگر موضوع به این شکل نبود لزوم نوشتن این نامه چه بود؟
بر چه مبنا برخورد نشد؟ آیا بر اساس گزارشات بود یا صرف تصدی افراد بر پست فرماندهی بود؟

Share this Scrolly Tale with your friends.

A Scrolly Tale is a new way to read Twitter threads with a more visually immersive experience.
Discover more beautiful Scrolly Tales like this.

Keep scrolling