نکات مهم تکمیلی در تحولات اخیر در واشنگتن و تلاشهای نتانیاهو برای ایجاد شکست در مذاکرات هستهای و کشاندن ترامپ به جنگ.
پولیتیکو در مقاله مهمی با عنوان ««دولت ترامپ از اسرائیل حمایت میکند، اما نه از نتانیاهو؛ اسرائیل تیراندازی روز پنجشنبه (قتل دیپلمات اسرائیلی در واشنگتن) را بهمثابه جبههای جدید در یک جنگ منطقهای میبیند، کاخ سفید اما آن را از دریچهای داخلی مینگرد.» به نکات مهمی اشاره میکند که نه تنها موید نظریه مشکوک بودن تیراندازی اخیر است، بلکه حاوی برخی نکات قابل تامل در مورد جدال جناحهای موافق و مخالف اسرائیل در کاخ سفید است. در این گزارش میخوانیم:
۱. ترامپ ظاهراً این قتلها را بیشتر بهعنوان نشانهای از لزوم سرکوب شدیدتر یهودیستیزی در داخل ایالات متحده میبیند (مثلا برخورد با یهود ستیزی در دانشگاهها). یکی از مقامات دولت گفته است که دیدگاههای ترامپ درباره اسرائیل و درباره یهودیستیزی «دو موضوع متفاوت» هستند. همچنین پنج مقام فعلی و سابق ایالات تایید کرده اند که رابطه ترامپ و نتانیاهو در هفتههای اخیر دچار تنش شده است، چرا که آنها بر سر نحوه مدیریت چندین بحران در خاورمیانه اختلاف نظر داشتهاند — و قتل شوکهکننده در واشنگتن به احتمال زیاد این وضعیت را تغییر نخواهد داد.
۲. در مقابل، مقامات اسرائیلی رویکرد کاملاً متفاوتی اتخاذ کردهاند. آنها حمله اخیر را بهمثابه گشایش جبههای جدید در «جنگ گستردهتر خاورمیانه» توصیف میکنند، که شامل حملات حماس در غزه و اقدامات ایران و گروههای نیابتیاش در دیگر نقاط مرزی اسرائیل نیز میشود.
۳. به گفته یکی از مقامات فعلی دولت و یکی از مقامات پیشین، ترامپ در هفتههای اخیر بهطور فزایندهای نظرات متفاوت و متضادی درباره نحوه تعامل با اسرائیل میشنود. وزیر امور خارجه مارکو روبیو، معاون رئیس دفتر استیون میلر، و رئیس سیا جان رتکلیف همگی دیدگاههایی شدیداً حامی اسرائیل دارند، در حالیکه مدیر اطلاعات ملی، تولسی گبرد، از رویکردی متعادلتر در قبال این متحد آمریکا حمایت میکند. به گفته مقام فعلی دولت، در نتیجه این شکاف داخلی، ترامپ در هفتههای اخیر سکوت بیشتری در قبال اسرائیل اختیار کرده است.
۴. به گفته این مقامات توصیف وضعیت کنونی بهعنوان یک «گسست» اغراقآمیز است، اما شمار فزایندهای از افراد در دولت ترامپ نسبت به اسرائیل و شیوه تعامل آن با واشنگتن و خاورمیانه احساس نارضایتی و دلزدگی دارند. به گفته یک مقام مطلع و سابق دولت ترامپ «در دولت، گروهی هستند که علاقه خاصی به اسرائیل ندارند و دلبستگی ویژهای به آن احساس نمیکنند. آنها اسرائیل را بهعنوان یک شریک میبینند، اما نه شریکی که باید برایش فراتر از حد معمول کاری انجام دهیم یا لطفی قائل شویم.» همچنین به گفتهی فردی نزدیک به کاخ سفید بسیاری در دولت احساس میکنند که «دشوارترین فرد برای همکاری در تمام این پروندهها، بیبی (نتانیاهو) است».
در جمعبندی این گزارش پولیتیکو، باید گفت که این گزارش ضمن تایید دلزدگی ترامپ و برخی از اطرافیانش از شخص نتانیاهو، تایید میکند که موضوع اسرائیل امری متفاوت از شخص نتانیاهو است و سه عنصر کلیدی پیرامون ترامپ یعنی میلر، رتکلیف و روبیو شدیدا حامی اسرائیل هستند و در مقابل گبرد جزو دستهای است که نسبت به اسرائیل ملاحظه کار است. و احتمالا این طور باید تصور کرد که ونس هم موضعی میانه دارد (البته در کانتکس کاخ سفید). نکته نگران کننده در این میان، استیون میلر است که بسیار به ترامپ نزدیک است و اثر وی روی ترامپ از افرادی چون ونس، گبرد و روبیو که بعدا به ترامپ پیوستهاند، شدیدتر است و شاید بتوان وی را مشاور امنیت ملی سایه ترامپ دانست. برخلاف روبیو یا حتی رتکلیف که چهرههای حکومتیتر و رسمیتر هستند، میلر همواره در حلقه درونی ترامپ بوده و حتی پس از خروج از کاخ سفید نیز از او فاصله نگرفته است. این در حالی است که مثلاً تولسی گبرد، با وجود تقاربهایی، از بیرون به کمپ ترامپ پیوسته است.
در این میان باید توجه کرد که ویتکاف هم مجری و تسلیم محض تسلیمات ترامپ و همانند میلر به وی بسیار نزدیک است، رابطه ای قوی با اسرائیل و لابی آن دارد.
همچنین این گزارش تایید میکند که اسرائیلیها در تلاشند از تیراندازی اخیر برای به هم زدن موازنه در کاخ سفید به نفع خود استفاده کرده و وضعیت را به نفع خود جهت «یک جنگ گستردهتر» منطقهای فراهم کنند./۱
دیدار ویتکاف با رون درمر و دیوید بارنیا پیش از مذاکرات دور پنجم با عراقچی تایید میکند که موضوع ارتباط و هماهنگی تیم ترامپ با استقرار امنیتی اسرائیل به رغم اختلافات نتانیاهو و ترامپ در مورد نحوه پیشبرد پرونده خاورمیانه امری بسیار جدی است. حضور بارنیا این احتمال را تقویت میکند که به موازت ترک دیپلماسی برای مهار تهران، یک ترک اطلاعاتی-امنیتی بین واشنگتن و تل آویو در حال پیگیری است./۲
مدیریت این ترکهای دوگانه از جانب اسرائیل توسط درمر و بارنیا و از جانب ایالات متحده توسط رتکلیف و ویتکاف انجام میشود. با توجه به گزارش اخیر و اطلاعات قبلی و نزدیکی رتکلیف و ویتکاف به لابی اسرائیل باید نگران این مهم بود که هر دو ترک به نفع تهران پیش نرود./۳
به طور خاص در مورد ویتکاف، به نظر میرسد که برغم اینکه وی فردی متعامل است که خود را ذوب در ترامپ میداند و گاهی به دلیل مواضعش مورد انتقاد اسرائیلیها و لابی اسرائیل بوده به سرعت توسط لابی اسرائیل در حال مدیریت شدن است. به این فراز از گزارش نشریه آتلانتیک با عنوان «ویتکاف، وزیر امور خارجه واقعی ترامپ» دقت کنید:
«وقتی ویتکاف بهعنوان فرستاده ویژه کار خود را آغاز کرد، به گفته یکی از افرادی که در جلسات توجیهی او حضور داشته، «پسر خوبی به نظر میرسید» که «در هیچ زمینهای چیزی نمیدانست». برای یک تازهوارد، اعتمادبهنفس او نسبتاً شگفتانگیز بود، اما در عین حال به تخصص دیگران علاقهمند نشان میداد.
تیم او بسیار کوچک است. او یک معاون دارد، مورگان اورتگاس، یک حرفهای با تجربه در حوزه امنیت ملی و افسر اطلاعاتی ذخیره نیروی دریایی آمریکا که در دور نخست ریاستجمهوری ترامپ سخنگوی وزارت خارجه بود. این فرستاده تنها چند دستیار دیگر دارد، اما میتواند هر زمان که بخواهد از منابع جامعه اطلاعاتی و دستگاه دیپلماسی بهره بگیرد. او بهویژه به یکی از مقامات ارشد سیا که در حوزه خاورمیانه کار میکند، علاقهمند شده است.
ویتکاف به من گفت: «ما مثل یک تیم ضربت هستیم.»
پس از گفتوگوهای حساس در خارج از کشور، او معمولاً به ترکیبی از رئیسجمهور، معاون رئیسجمهور، رئیس دفتر کاخ سفید، و مشاور امنیت ملی گزارش میدهد. او از افراد متنوعی مشورت گرفته است، از جمله روشنفکران و سران پیشین کشورها. برنار-آنری لِوی، فیلسوف و کنشگر فرانسوی، درباره اهمیت مبارزه اوکراین نظر داده است. در تلاش برای حلوفصل جنگ اسرائیل با حماس، ویتکاف با کلینتون گفتوگو کرده که در ژانویه سفری به خاورمیانه داشت، و همچنین با تونی بلر، نخستوزیر پیشین بریتانیا که در واشنگتن با ویتکاف دیدار داشته است. جاناتان پاول، رئیس دفتر سابق بلر و مشاور امنیت ملی فعلی نخستوزیر بریتانیا، کییر استارمر، به یکی از واسطههای مهم تبدیل شده و این ماه زمانی را در خانه اجارهای ویتکاف در واشنگتن گذرانده است. مریم ادلسون، پزشک اسرائیلی-آمریکایی و از حامیان مالی اصلی حزب جمهوریخواه، به گفته ویتکاف «دوستی عزیز» برای او شده است.»
ناظر به این نکات باید توجه کرد که اولا بسیاری از بیانیههای ویتکاف از «دفتر مشترک ویتکاف و اوراتگاس» صادر میشود که شاید مهمترین دلیل بر نفوذ لابی اسرائیل بر وی باشد. همچنین گزارش تصریح دارد که وی به مقامات سیا و زیر دستان رتکلیف نزدیک شده است. نزدیکی مریام آدلسون به وی هم نگرانی دیگری است که باید به آن توجه کرد./۴
نکته مهم دیگری که باید در تهران باید به آن توجه شود، تحولات اخیر شورای امنیت ملی آمریکا است که در راستای برخورد با کارشناسان نزدیک به «دولت پنهان» انجام شده است. در انتصابات اخیر صورت گرفته که میتواند موید شکاف در تیم ترامپ باشد، دو چهره قابل تامل و توجهند/۵
دو قائم مقام برای مشاور امنیت ملی در نظر گرفته شدهاند که اولی پیتر گابریل است که همانند هگست از فاکس آمده و آدم ترامپ است. نفر دوم، اندی بیکر است که پیشتر از طرف ونس در نشست جنجالی سیگنالی ناظر به جنگ یمن، به عنوان نماینده دفتر معاون اولی معرفی شده بود/۶
معرفی بیکر از جانب ونس اولا موید این است که ما معاون اولی مواجهیم که بیش از بسیاری از اسلاف خود در دهههای اخیر روی سیاست خارجی و مسائل امنیتی رییس جمهور نفوذ دارد و نظاره گر صرف نیست. از طرف دیگر گزارش اخیر نشریه آتلانتیک از وی تایید میکند که وی به چه دلیل دارای روحیات ضد جنگ است:
«ونس در دوران خدمت خود بهعنوان یک تفنگدار دریایی جزء، در حوزه روابط عمومی فعالیت میکرد؛ به این معنا که در سالهایی از جنگ عراق که از خشونتبارترین دورهها بود، درگیر نبرد مستقیم نشد. در عوض، او در محیطی نسبتاً بسته، حس انضباط و هدفمندی را به دست آورد. ونس پیشتر نیز به فلسفه سیاسی علاقه داشت، و در پایگاه وسیع هوایی الاسد در استان الانبار، با یکی از دوستان نزدیکش درباره «جفرسون» و لینکلن، آین رند، کریستوفر هیچنز و «آتئیستهای نو»، و حتی لاک و هابز گفتگو میکرد. او محافظهکاری بود که به جان مککین ارادت داشت، و به گفته آن دوست نزدیک، احتمالاً تنها فردی در پایگاه بود که وقتی فهمید بازدیدکننده مرموز، دیک چنی است نه جسیکا سیمپسون، ناامید نشد. اما ونس پیش از آنکه حتی پا به خاک عراق بگذارد، نسبت به این جنگ دچار تردید شده بود. در سالن غذاخوریای در کویت، افسرانی که در مسیر بازگشت به آمریکا بودند، از نومیدی بیهدفِ پاکسازی شهرهای عراقی سخن میگفتند که بلافاصله دوباره به دست شورشیان میافتاد. شبح ویتنام با «جنگ جهانی علیه ترور» از میان نرفته بود.
ونس سالها بعد نوشت: «در سال ۲۰۰۵ بهعنوان یک آرمانگرای جوان راهی عراق شدم؛ متعهد به گسترش دموکراسی و لیبرالیسم در میان ملتهای عقبمانده جهان. در سال ۲۰۰۶ بازگشتم، با تردید نسبت به جنگ و ایدئولوژیای که زیربنای آن بود.»
چه آن ایدئولوژی نومحافظهکاری نامیده میشد و چه مداخلهگرایی لیبرال، شکست آن در عراق مستقیماً به ظهور ایدئولوژی جدیدی انجامید که در واقع قدیمی بود: «اول آمریکا».
ونس در حوزه سیاست خارجی طی دو دهه گذشته دیدگاه نسبتاً ثابتی داشته است. وقتی در جریان رقابت برای کسب کرسی سنای آمریکا در سال ۲۰۲۲ گفت: «باید صادق باشم، واقعاً برایم مهم نیست که در اوکراین چه اتفاقی میافتد یا نمیافتد»، صدای یک کهنهسرباز طبقه کارگر عراق به گوش میرسید که نخبگانی را هدف قرار میدهد که دیگران را به میدان جنگ برای مفاهیمی انتزاعی میفرستند، در حالی که نسبت به فروپاشی انسانی در مکانهایی چون میدلتاون، اوهایو، بیتفاوتاند.»
با وجود این باید دقت کرد که ونس سخنرانی قاطع و متعددی در حمایت اسرائیل داشته است. وی در اظهار نظرهای خود همواره بر حق اسرائیل در دفاع نظامی از خود تأکید کرده است. ونس صریحاً از رویکرد تهاجمی اسرائیل علیه گروههای دشمن حمایت میکند. او در مصاحبهای در مه ۲۰۲۴ اظهار داشت که واشینگتن نباید برای نحوه جنگیدن به اسرائیل امر و نهی کند. بهگفته ونس، «طرز فکر ما باید این باشد که ما در مدیریت خُرد جنگهای خاورمیانه موفق نیستیم؛ اسرائیلیها متحد ما هستند، پس بگذاریم این جنگ را هرطور صلاح میدانند پیش ببرند» . وی ضمن اذعان به جدی بودن تلفات غیرنظامیان فلسطینی، مسئولیت این تلفات را بر عهده حماس دانست و راهِ پایان کشتار را نابودی توان نظامی حماس عنوان کرده است.
از منظر وی اسرائیل با اوکراین یکی نیست. در مقاله آتلانتیک میخوانیم:
«کلیسای کاتولیک از او (ونس) نخواسته بود که از دغدغه نسبت به انسانها در کشورهای دیگر دست بکشد، یا به این نتیجه برسد که چون بیشتر آمریکاییها مسیحی هستند و عیسی در بیتلحم به دنیا آمد نه در کییف، باید اسرائیل را بیش از اوکراین ارزشگذاری کرد.»
با وجود نکات فوق حمایت از اسرائیل تا جایی است که به جنگی بزرگ در خاورمیانه مبدل نشود. ونس تأکید کرده که منافع آمریکا لزوماً همیشه با سیاستهای اسرائیل منطبق نیست. ونس در اکتبر ۲۰۲۴ (در بحبوحه جنگ غزه) تصریح کرد که مخالف گسترش جنگ به جبهههای جدید نظیر ایران است. او در مصاحبهای گفت: «اسرائیل حق دارد از خود دفاع کند، اما منفعت آمریکا همیشه یکی نیست… منفعت ما واقعاً در این است که وارد جنگ با ایران نشویم. چنین جنگی منابع ما را شدیداً منحرف و هزینه گزافی به کشورمان تحمیل میکند.»
پس باید دقت کرد که ونس یک ضد جنگ است، اما برای ونس اسرائیل مثل اوکراین نیست، با وجود این ونس قطعا از جریانی به شمار میرود که اخیرا نسبت به گسترش توسط نئوکانها و لابی اسرائیل و شخص نتانیاهو ملاحظه جدی دارد.
انتصاب بیکر از جانب وی احتمالا به معنای تلاش وی برای کنترل فضای شورای امنیت ملی است، اما با توجه به نکات فوق در این مورد نباید بزرگنمایی و اغراق بیش از اندازه صورت گیرد و تجربه جنگ یمن نشان میدهد که ونس در صورت فشار لابی اسرائیل و شخص ترامپ در نهایت تسلیم میشود./۷
با عنایت به نکات فوق باید توجه کرد که اگرچه ترامپ و نتانیاهو در مورد نحوه مدیریت پرونده خاورمیانه اختلاف دارند و این اختلافات، موجب سرباز کردن شکافهای پیشین میان این دو شده است، و همچنین شکاف در میان اطرافیان ترامپ درمورد نحوه برخورد با ایران محرز است اما لابی اسرائیل با قدرت در تلاش است تا مانع استفاده تهران از این فرصتها شود./۸
x.com/Worldsource24/…
در پایان مجددا ضمن اشاره مجدد به پرونده پیچیده ارتباط ترامپ و Psy-Group (معروف به موساد خصوصی) و نقش اسیفن میلر در این ارتباط در ۲۰۱۶، هشدار میدهیم که کمرنگ دیدن نقش لابی اسرائیل در هدایت مذاکرات و جنگ اطلاعاتی با تهران، دارای تبعاتی جدی خواهد بود./پایان
Share this Scrolly Tale with your friends.
A Scrolly Tale is a new way to read Twitter threads with a more visually immersive experience.
Discover more beautiful Scrolly Tales like this.
