تحلیلی از۴ هفته جنگ تحمیلی ایالات متحده و اسرائیل علیه ملت ایران؛ بدون شک ایران در یکی از مهمترین برهههای تاریخ خود قرار دارد و البته همانطور که در ادامه توضیح داده خواهد شد، این جنگ اگرچه در همان ساعات اولیه ماهیت منطقهای یافت، اما ابعاد آن بسرعت جهانی گردید و به جرات میتوان گفت که نه فقط نظم منطقه خاورمیانه، بلکه بسیاری از معادلات مهم بین المللی دراین جنگ دستخوش تغییرات مهمی خواهد گردید.
در این نوشتار مفصل، که نوشتن آن دهها ساعت به طول خواهد انجامید، تلاش خواهد شد ابعاد سیاسی، نظامی و اقتصادی یکی از مهمترین جنگهای تاریخ معاصر تبیین شده و چشم اندازها و سناریوهای محتمل بر مبنای داده های کمی و کیفی برای مخاطب ترسیم شود.
در این نوشتار نشان خواهیم داد که ترامپ چگونه با فشار بیسابقه لابی اسرائیل و تحریک جاه طلبی وی توسط جناح برتری طلب حزب (Primacist) و با به حاشیه رفتن دو جریان انزواگرا و اولویت گرا پس از عملیات ویژه در ونزوئلا، در سوء محاسبهای عظیم جرقه جنگی را روشن کرد که عاقبت آن نه فقط آینده سیاسی وی و جریان ماگا و حزب جمهوریخواه، بلکه سرنوشت ایران و سه حوزه ژئوپولتیک خاورمیانه، یوروآتلانتیک و ایندوپاسیفیک را تحت تاثیر قرار خواهد داد. در این نوشتار نشان میدهیم روند جنگ حاکی از سوء محاسبه ترامپ در حوزههای زیر است:
۱. سوء برداشت از وضعیت گسلهای اجتماعی ایران و وضعیت استقرار سیاسی نظام جمهوری اسلامی ایران
۲. خطای محاسباتی از توان و اراده تهران در تصعید افقی جنگ و شعله ور کردن جنگ منطقهای
۳. کم برآوردی کم و کیف توان آفندی و موشکی ایران
۴. کم برآوردی توان نیروی دریایی خصوصا بال موشکی آن
۵. کم برآوردی از اراده تهران جهت مسدود کردن تنگه هرمز
۶. کم برآوردی از توان نیروی زمینی در مهار گروههای معارض تجزیه طلب و مهار التهاب در کردستان عراق و سایر مناطق حساس
۷. کم برآوردی از توان بازسازی شده حزب الله و شعله ور شدن مجدد جبهه شمالی اسرائیل
۸. کم برآوردی از واکنش بازارهای مالی به جنگ زیرساختی در خاورمیانه و بسته شدن تنگه هرمز
۹. عدم درک از سازمان رزم نیروهای مسلح ایران و تاب آوری آنها در برابر حذف و ترور فرماندهان
در ادامه تلاش خواهد شد ابعاد مختلف این جنگ پیچیده شکافته شده و چشم اندازی از آینده آن ارائه شود.
نگارش مطالب بسیار زمان میبرد. پیشاپیش از صبر و حوصله شما سپاسگزارم./۱
برای آغاز تحلیل مقدمتا باید به این نکته بازگشت که آتش بس صورت گرفته میان ایران و اسرائیل، آتش بسی شکننده بود؛ چرا که براساس همه شاخصها همه اطراف نبرد نتوانسته بودند به اهداف خود به شکل کامل دست یابند و همگی در تلاش بودند آمادگی خود را بشکلی بالا ببردند/۲
و برای جنگی محتمل و بزرگ آماده آماده شوند. در این میان میتوان ادله بسیاری اقامه کرد که حداقل بخش مهمی از اطرافیان ترامپ راغب به این جنگ نبودند، اما فشار بی امان لابی اسرائیل چه قبل از جنگ ۱۲ روزه و چه پس از آن، جریانهای مخالف جنگ را شدیدا به حاشیه راند./۳
اقدام نابخردانه ترامپ برای جنگ با ایران آنچنان از واقعیات میدانی و ملاحظات سیاست داخلی آمریکا فاصله دارد که چارهای برای تحلیلگران باقی نمیگذارد مگر آنکه وزن بالایی برای نظریه اخاذی نتانیاهو از ترامپ قائل شوند، امری که پیشتر در کیس پولارد رخ داده بود./۴
ما پیش و پس از جنگ ۱۲ روزه مستند به ادله متعدد نشان دادیم که ورود ایالات متحده به جنگ تعرفهای سطحی از عدم اطمینان اقتصادی را در بازارهای مالی آمریکا ایجاد کرد که اگرچه به تنهایی قابل کنترل بود اما با شوک نفتی قابل جمع نبود و از همین رو بود که ترامپ/۵
در فرایند جنگ ۱۲ روزه ورود مستقیم کوتاهی داشت که با ظهور علائم اولیه شوک ریسک پریمیوم به قیمت نفت و رسیدن قیمت برنت به ۷۸ دلار، بسرعت از آن خارج شد؛ این مساله تابعی از دعوای نرخ بهره با پاول از یکسو و روانشناسی سیاسی ترامپ و حساسیت وی به قیمت نفت بود./۶
همچنین دیدیم که وضعیت صنعت شیل آمریکا در چند سال اخیر تفاوتهای بنیادینی با چند سال گذشته کرده و این صنعت برغم تامین نیازهای داخلی آمریکا، توان پاسخگویی به شوکهای عرضه جهت تعدیل قیمت نفت را ندارد و تنها میتواند دسترسی فیزیکی آمریکا به نفت را تضمین کند./۷
موانع ترامپ برای آغاز جنگ تنها به نفت محدود نبوده و نیست و وضعیت نامناسب ترامپ در نظرسنجیها و افت شدید شاخص اعتماد مصرف کننده و پیروزی دموکراتها در انتخابات شهرداریها و از همه مهمتر تشدید شکاف در جریان ماگا ناظر به پرونده اسرائیل پس از ترور چارلی کرک/۸
و افزایش نفوذ کلام امثال فوئنتس موانعی مهم بودند. لابی اسرائیل ضمن شناسایی این موانع، با سازماندهی و تقویت شورش اقتصادی در ایران موفق شد اغلب این موانع را به حاشیه رانده، زمینههای لازم برای مشروعیت بخشی به اقدام نظامی علیه ایران را فراهم کند./۹
نکته مهم در مورد جنگ اخیر ایران و آمریکا آن است که از حیث شوک ریسک ژئوپولتیک (GPR) بالاتر یا همتراز جنگ اوکراین است و انتظار اینکه این شوک بتواند بازارهای مالی جهان را به همان اندازه تحت تاثیر قرار دهد - همانطور که شوک جنگ اوکراین و جهش قیمت نفت در ۲۰۲۳ آثارش را نشان داد - چندان دور از انتظار نیست و در ادامه این را نشان خواهیم داد./۱۰
ویژگی این جنگ آن است که از لحاظ شاخص تهدید ریسک ژئوپولتیک (GPT) در تراز بالاترین تهدیدات تاریخ معاصر قرار دارد و از جنگ ۱۲ روزه به مراتب بالاتر است و از همین جهت بشکل بالقوه میتواند تاثیرات شدیدی بر بازارهای مالی جهان بگذارد./۱۱
پیشتر در مورد شوکهای GPT توضیح داده شد که آثار این شوکها بعضا از شوکهای ناشی از عمل شدیدتر است و با توجه به ماهیت منطقه ای جنگ و تهدیدات زیرساختی و انرژی در منطقه خاورمیانه، در صورتیکه تهدیدات معتبر تلقی شوند، شوک به بازارهای مالی شدید خواهد بود./۱۲
پیشتر نشان داده شد که میان شاخص GPR و شاخص ناپایداری SPX یا همان VIX در صورتیکه شوک GPR قابل توجه باشد، سطحی از همبستگی وجود دارد، اما متاسفانه به دلیل سیاست بیش از حد خویشتندارانه تهران پس از ۷ اکتبر، این ارتباط ناظر به جنگ ایران تا حد زیادی تضعیف شد./۱۳
به عبارتی همانطورکه پیش از جنگ ۱۲ روزه هشدار دادیم، بازارهای مالی برغم بالا دانستن احتمال جنگ منطقه ای در خاورمیانه توجه کمی به آن داشته و آنرا فاقد اثر جدی بر روندها میدانستند که این امر ناشی از هضم شوک ۷ اکتبر بدون تاثیر بر امنیت انرژی خاورمیانه بود./۱۴
لذا جنگ ۱۲ روزه در حالی واقع شد که تاثیر چندانی بر بازارهای مالی جهان نگذاشت. اما در مورد جنگ اخیر وضع کمی متفاوت است و به نظر میرسد بازارها در نقطهای قرار دارند که به این جنگ به چشم نقطه عطف بنگرند، اما نمودارها نشان میدهد که جنگ اوکراین توجه بیشتری را به خود جلب کرده و هنوز باید زمان بگذرد تا آثار این جنگ خود را کاملا به بازارها تحمیل کند./۱۵
تا اینجای کار متوجه شدیم که ترامپ در آستانه یک دو رویداد مهم جام جهانی ۲۰۲۶ وانتخابات سرنوشتساز میاندورهای، ریسک بسیار بزرگی کرده است. اطلاعات جدید نیویورک تایمز تایید میکند که تحلیلهای سازمانهای نظامی واطلاعاتی آمریکا و حتی آمان یعنی اطلاعات ارتش اسرائیل در تصمیمات ترامپ عملا موثر نبوده و ترامپ بر مبنای برآوردهای موساد وبارنیا ونتانیاهو و با برآورد شورش بزرگ سراسری در ایران وارد جنگ شده است./۱۶
اطلاعات جدید نشان میدهد که ترامپ با تحریک نتانیاهو جهت انتقام ترورهای نافرجام وی و پس از رسیدن اطلاعاتی مبنی بر امکان ترور همزمان رهبر انقلاب و جمعی از نظامیان در بیت رهبری و با برآورد «زدن راس سیستم مساوی با سقوط سیستم» تصمیم خود را در ۴۸ ساعت منتهی به جنگ نهایی کرده است./۱۷
افزون بر موارد فوق ترامپ روی شورش گروههای تجزیه طلب کرد حساب قابل توجهی باز کرده بود وبر اساس اطلاعات، این گروهها خود را برای حمله مستقیم به تهران هم آماده کرده بودند. آمادگی بیسابقه نیروهای زمینی ایران در مرز و تهدید سران اقلیم توسط ایران مبنی بر اینکه هر گونه کنش نظامی گروههای معارض کرد به منزله اعلام جنگ اقلیم به تهران و موجی بمباران شدید زیرساختهای دولت اقلیم خواهد شد، معادلات را در دقیقه ۹۰ تغییر داد./۱۸
مساله حمایت از گروههای تجزیه طلب آنچنان جدی بود که ترامپ در پاسخ خبرنگاری که پرسید «آیا نقشه ایران پس از جنگ مشابه قبل خواهد بود» پاسخ داد: «احتمالا خیر». این امر نشان میدهد که نظریاتی که در مورد ماهیت این جنگ توسط عده ای ترویج شد، چقدر مهمل بوده است./۱۹
خبر همزمان باراک راوید و فاکس نیوز مبنی بر آغاز شدن حمله زمینی توسط اکراد مسلح به مرز ایران، و سپس پاک کردن این توییت نشانگر آن است که چراغ سبز حمله توسط واشنگتن صادر شده بود اما بمباران بی امان مقر گروههای کرد معارض توسط نیروی زمینی سپاه و ارتش و همچنین تهدید گروههای همسوی عراقی علیه کردها و ارسال پیامهای بیسابقه تهدید آمیز تهران و همکاری ترکها با تهران، این حمله زمینی را در حالیکه گروههای مسلح در مرز ایران قرار داشتند ناکام گذاشت ویکی دیگر از برآوردهای ترامپ را ناکام کرد./۲۰
ما بارها قبل از جنگ هشدار دادیم که نقش موساد و گروههای کرد مسلح در حوادث تلخ ۱۸ و۱۹ دیماه، نشانگر طرحی بزرگ برای تجزیه کشور در میانه جنگ از جانب غرب و سپس از سمت بلوچستان است، که متاسفانه جماعت نادان ویرانی طلب هرگز این هشدارها را درک نکردند./۲۱
خطای دیگر ترامپ که در ادامه نشان خواهیم داد ناشی از اطلاعات نادرست ارتش اسرائیل بوده، دستکم گرفتن توان موشکی ایران بوده است. ترامپ در سخنرانی خود در آغاز جنگ در ۲۸ فوریه علاوه بر مساله هسته ای، به نابودی توان موشکی ایران به عنوان یکی از اهداف اشاره کرد./۲۲
ترامپ در مورد توان موشکی ایران دو موضع متعارض دارد؛ از یک طرف با بزرگنمایی برد موشکهای ایرانی و این ادعا که به زودی برد این موشکها به خاک آمریکا خواهد رسید - ادعایی که از جانب جامعه اطلاعاتی آمریکا حمایت نمیشد - تلاش کرد حمله به ایران را برای جامعه آمریکایی موجه کند. از طرف دیگر توان موشکی ایران را بسیار سطحی ارزیابی میکرد که میتوان آن را ظرف چند روز از میان برد./۲۳
ترامپ در روز چهارم جنگ مدعی شد که ایران در حال از دست دادن تمام لانچرهای خود است و کوشید هدف توان موشکی ایران را موجه جلوه دهد. در ادامه نیز بارها به اشکال مختلف این ادعا توسط هگست وترامپ تکرار شد. اما سوال اینجاست که ریشه این ادعاها که بارها خلاف آن ثابت شده است کجاست؟ پاسخ مشخص است: برآوردهای IDF و اندیشکدههای نزدیک به اسرائیل./۲۴
برای درک این خط روایی - یعنی کم براوردی تعمدی از توان آفندی موشکی - باید به قبل از جنگ ۱۲ روزه بازگشت؛ زمانیکه نظریه «ضعف تاریخی ایران» و «پنجره فرصت برای ضربه زدن به ایران» در اندیشکدههای اسرائیلی و آمریکا پخت و پز میشد. در آن زمان ادعا میشد که ایران بخش مهمی از زرادخانه موشکی خود را در عملیاتهای وعده صادق ۱ و ۲ مصرف کرده است و ثانیا توان چندانی برای تولید موشک ندارد و ثالثا تنها «چندصد موشک» میان برد در زرادخانه خود دارد./۲۵
همچنین پیشتر نشان دادیم که چگونه برآوردهای jinsa درمورد افول تعداد لانچرهای ایران نامربوط و حتی مضحک است. طبق ادعای jinsa لانچرهای ایران طی چند روز به تمام میرسید و مشخص نیست که اگر این ادعا درست است، اساسا چرا ایالات متحده و اسرائیل جنگ را پایان دادند./۲۶
همین آمارسازیها و تحلیلهای نادرست IDF در مورد تعداد واقعی لانچرها و موشکهای ایران صدای تحلیلگر برجستهای چون یعقوب کاتز را درآورد. وی در متنی انتقادی مینویسد:
«در پایان جنگ ۱۲ روزه ژوئن، سخنگوی ارتش اسرائیل اعلام کرد که ارتش حدود ۸۰ درصد از لانچرهای موشکی ایران را نابود کرده و تقریباً ۱۰۰ تا ۱۵۰ لانچر باقی مانده است. دو هفته پیش، وقتی این جنگ شروع شد، تخمین دوباره این بود که ایران حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ لانچر دارد. هشت روز بعد از شروع جنگ، پس از بمباران مداوم، IDF هنوز میگفت ایران حدود ۱۵۰ لانچر دارد. حالا، در روز سیزدهم این کمپین، به ما گفته میشود که اسرائیل حدود ۷۵ درصد از لانچرها را نابود کرده و ایران هنوز ۱۰۰ تا ۲۰۰ لانچر باقی دارد. پس دقیقاً اینجا چه خبره؟هر جنگی با همان عدد شروع میشود. وسط جنگ هم همان عدد است. و حالا عدد... باز هم همان است. و وقتی جنگ بعدی شروع شود – به شکل معجزهآسا – دوباره به همان عدد برمیگردیم. فقط دو توضیح ممکن وجود دارد: یا این اعداد هرگز تغییر نمیکنند، یا از اول واقعی نبودند. چیزی که باید از رسانهها انتظار داشته باشیم این است که اعدادی را تکرار نکنند که به وضوح هیچ پایه و اساس واقعی ندارند. این اعداد نشاندهنده موفقیت نیستند. معیار موفقیت، تحقق اهداف جنگ است و تا وقتی ما ندانیم آن اهداف چیست، لانچرهای موشکی چیز زیادی به ما نمیگویند.»/۲۷
x.com/yaakovkatz/sta…
جالب اینجاست که ۱۰ روز پس از مطلبی انتقاد کاتز، IDF مدعی شده است که از ۴۷۰ لانچر ایرانی ۳۳۰ مورد غیر عملیاتی شده اند و ایران هنوز ۱۴۰ لانچر جهت پرتاب موشک در اختیار دارد./۲۸
این تعارضات از این امر ناشی میشود که مبنای تحلیل برای محاسبه تعداد لانچرهای باقی مانده، موشکهایی است که در طول روز ایران شلیک کرده است. سوال اساسی اینجاست: آیا ایران واقعا لانچرهای خود را از دست داده است که منجر به کاهش تعداد شلیکهای آن شده است یا اینکه ایران در یک جنگ فرسایشی در حال استهلاک توان پدافندی ایالات متحده و اسرائیل است؟ روندها نشان میدهد که ایران نواخت تیر نسبتا ثابتی را حفظ کرده است و این در در حالیست که حزب اله وارد جنگ شده و انصاراله نیز از امروز به جنگ پیوسته است./۲۹
در دو هفته اول جنگ تاکید بسیاری بر روند کاهشی شلیکهای ایران وجود داشت که در مقایسه به موج اول حملات انجام میشد. این کاهش توسط اندیشکدههای اسرائیلی و آمریکایی به عنوان نشانی دال بر کاهش توان آفندی تفسیر میشد اما اکنون به نظر میرسد این فضا بتدریج دستخوش تغییراتی شده است، اگرچه کاهش توان آفندی ایران نیز امری اجتناب ناپذیر است./۳۰
x.com/jinsadc/status…
در جنگ ۱۲ روزه نیز چنین تحلیلهایی وجود داشت، اما اخباری از گوشه و کنار به گوش میرسید که به موازت کاهش توان آفندی ایران، توان پدافندی اسرائیل رو به کاهش است. برای مثال در روز ۱۹ ژوئن NBC به نقل از مقامات ارشد اطلاعاتی اسرائیل فاش کرد که نرخ رهگیری اسرائیل از ۹۰ درصد روز اول جنگ به ۶۵٪ در روز ششم جنگ کاهش یافته است./۳۱
این امر در همان اوایل جنگ خود را نشان داد و بر اساس دادههای jinsa نرخ اصابت موشکهای ایران در کل منطقه از ۳٪ روز اول (به ادعای IDF) به ۲۴٪ در روز چهارم جنگ افزایش یافته است. البته باید دقت کرد که ذخایر پدافندی اعراب سریعتر از اسراییل مستهلک شده است./۳۲
ایران برای حداکثر کردن نرخ اصابت خود به فرمول ترکیبی موثری با پهپادها دست یافته است که ضمن استهلاک ذخایر پدافندی، خود پهپادها هم برخوردهای موثری خصوصا به پایگاههای آمریکایی در منطقه داشته اند و نرخ اصابت آنها از موشکها فعلا پیش افتاده است./۳۳
اکنون این سوال در میان تحلیلگران بوجود آمده است که آیا ایران با پهپادهای ارزان و موشکهای نسل قدیم در حال حالی کردن ذخایر موشکهای پدافندی گران قیمت ایالات متحده و اسرائیل است؟ این نگرانی به وضوح در این گزارش فاکس و موارد مشابه قابل مشاهده است./۳۴
طبق گزارش بسیار مهمی که اندیشکده معتبر RUSI در دو روز گذشته منتشز کرد، در حال حاضر اسرائیل حدود ۸۱٪ ذخایر موشکهای پیکان ۲ و ۳ و حدود ۶۰ درصد ذخایر موشکهای THAAD خود را مصرف کرده است. در آماری عجیبتر، ایالات متحده نیز در طی یکماه اخیر در اقدامی دیوانه وار ۴۰ درصد ذخایر THAAD خود را مصرف کرده است و خود را در برابر چین و روسیه در وضعیت پیچیده ای قرار داده است./۳۵
پیشتر گفتیم که ایالات متحده در جنگ ۱۲ روزه ۱۵۰موشک تاد خود را مصرف کرد، که نرخ جایگزینی آن بسیار پایین است. این مصرف دیوانه وار ذخایر در جنگ اخیر یک معنا بیشتر ندارد: برآورد قطعی آمریکا و اسرائیل این بوده که تعداد موشکهای ایران زودتر به پایان میرسد./۳۶
اکنون سوال اینجاست که وضعیت موشکی ایران چگونه است؟ طبق گزارش که اخیرا منتشر شده است، ایالات متحده موفق شده است یک سوم توان موشکی ایران را نابود کند و احتمالا یک سوم دیگر آن هم آسیب دیده است. اما طبق این گزارش ایران همچنان «تعداد زیادی» موشک در اختیار دارد. و در مورد پهپادها هم وضع به همین شکل است. این گزارش در مورد تعداد موشکهای ایران سکوت کرده است./۳۷
رویترز در گزارش خود میگپید که برآورد اسراییل از تعداد موشکهای میانبرد ایران حدود ۲۵۰۰ تیر بوده است اما برخی از تحلیلگران مستقل این تعداد را معادل ۶۰۰۰ تیر تخمین میزنند. علاوه بر این ایران توان تولید ۱۰۰ تیر در ماه را دارا بوده که البته آمریکا مدعی است مه موفق شده این توان تولیدی ایران از بین ببرد./۳۸
بعد از حمله اخیر و غافلگیر کننده ایران به دو منطقه عراد و دیمونا، سواالهای متعددی در مورد میزان جیره بندی ذخایر رهگیری اسرائیل ایجاد شده است. سوال اساسی این است: آیا ایران تعمدا از موشکهایی استفاده نمیکند که براحتی میتوانند از سامانه های رهگیر عبور کنند و دو حادثه عراد و دیمونا هشداری به اسراییل بوده است؟ آیا اسرائیل واقعا از حیث رهگیری تحت فشار است؟ آیا دو حادث مهم عراد و دیمونا صرفا یک خطای انسانی یا سیستمی در رهگیری بوده است؟/۳۹
همچنیین نیویورک تایمز از قول کارشناسان حوزه نظامی هشدار میدهد: «معیار واقعی موفقیت برای ایران این است که آیا هنوز میتواند به شلیک موشکهای بالستیک و پهپاد ادامه دهد یا نه و میدانیم که هنوز میتواند....ایران احتمالاً هنوز هزاران پهپاد شاهد دارد و ممکن است هنوز صدها موشک بالستیک در اختیار داشته باشد. اطلاعات آمریکا درباره توان واقعی ایران محدود است و قطعیتی وجود ندارد...»
همچنین: «ه گفته کلی گرییکو، پژوهشگر ارشد مرکز استیمسون، ممکن است تعداد حملات به اندازه میزان کارآمدی استفاده ایران از زرادخانهاش اهمیت نداشته باشد. او دادههای منابع باز درباره حملات ایران را تحلیل کرده و با تأکید بر اینکه این اعداد دقیق نیستند، دریافته که نرخ اصابت حملات ایران با گذشت زمان افزایش یافته و از ۱۰ مارس تاکنون بیش از دو برابر شده است. نشانههایی وجود دارد که نشان میدهد ما با دشمنی شکستخورده مواجه نیستیم، بلکه با دشمنی روبهرو هستیم که در حال تطبیق، یادگیری و وارد کردن آسیب کافی برای اجرای راهبرد خود است.»/۴۰
نمونه بارز صحت نظریه «افزایش دقت حملات» ایران در حمله اخیر به پایگاه شاهزاده سلطان سعودی و هدف قرار گرفتن یک AWACS و چند سوخت رسان قابل مشاهده است. تهران از روز اول تلاش کرد به جای مقابله پدافندی با نیروی هوایی آمریکا، عقبه آن را تحت فشار قرار دهد./۴۱
نکته ای که با آن بای دقت کرد آن است که با توجه به برتری بی چون و چرای اسرائیل و ایالات متحده بر آسمان ایران و تلاش آنها برای نابودی زیرساختهای موشکی، آیا توان آفندی ایران زودتر تمام میشود یا ذخایر رهگیر اسرائیل؟ این پرسشی میلیون دلاری است./۴۲
در این میان این فضای مبهم در توزان آفندی ایران و پدافندی اسرائیل، ایران توانست از برگ راهبردی مهمی علیه اسرائیل رونمایی کند: حزب الله؛ حزب اللهی که به ادعای مکرر ارتش اسرائیل کارش به پایان رسیده بود. اما اکنون در برابر چشمان حیرت زده بسیاری از تحلیلگران نشان داده که سازمان رزم خود را زیر آتش بامان اسرائیل و ترور فرماندهان ارشد بازسازی کرده است. ایران توانسته بعد از سقوط اسد از مجاری متفاوتی به حزب اله سلاح برساند. طبق گزارش تایمز از ۲ مارس (فردای آغاز جنگ ایران و ایالات متحده/اسرائیل)، حزب الله حزبالله بیش از ۳۰۰ موشک سنگین شلیک کرده که شامل ۳ موشک بالستیک (بسمت تلآویو، حیفا، اشکلون) میشود./۴۳
روندیابی آتش حزب الله از ابتدای جنگ نشانگر تصعیدی قابل توجه است که تعداد حملات حزب اله را از ۱۲ حمله از ۲ مارس به ۱۰۵ حمله در ۲۵ مارس رسانده است که در این میان نقش موشکهای ضد تانک قابل توجه است. حزب الله در جنگ جدید که نام آنرا «عصف ماکول» گذاشته است از تاکتیکها و سلاحهای متفاوتی استفاده کرده که علیه اسرائیل موثر بوده است./۴۴
یکی از مهمترین اتفاقات در جنگ اخیر، شکار تعداد قابل توجهی از تانکهای مرکاوا در مدت زمانی کوتاه توسط حزب الله است که تا کنون سابقه نداشته است. حزب الله مدعی است که تا کنون دهها تانک مراکاوا را هدف قرار داده است که ۲۱ مورد آن تنها در یک روز بوده است./۴۵
منابع اسرائیلی این داده ها را تایید نکرده اند اما حزب الله تا کنون تعداد قابل توجهی از فیلمهای اصابت خود را منتشر کرده است، که نکته جالب آن مشارکت FPV ها در شکار تانک برای نخستین بار در تاریخ نبردهای اسرائیل و حزب الله است./۴۶
فعلا در مورد کم و کیف آسیبهای وارده به تانکها نمیتوان قضاوت داشت؛ اما کاملا واضح است که حزب اله با ورود FPV به میدان، اشراف بهتری نسبت به قبل بر صحنه یافته و اسرائیل را در پیشروی زمینی در جنوب با چالشهای جدیدی مواجه ساخته است./۴۷
نکته دیگر و قابل توجه این جنگ، هماهنگی ایران و حزب الله در حملات موشکی است. به نظر میرسد ایران و حزب الله در استراتژی جنگ فرسایشی جهت استهلاک توان ضد موشکی اسرائیل به یک توافق و هماهنگی دست یافته اند./۴۸
در حوزه نبرد دریایی میان شناورهای ایران و ایالات متحده، با قدرت میتوان گفت که تا کنون ایران دست برتر را داشته و نیروی دریایی آمریکا مستقل از بخش هوایی خود حضور درخوری درمیدان نداشته و خلیج فارس از ترس موشکها ضد کشتی ایران از رزمناوهای آمریکایی خالی است/۴۹
ناو هواپیمابر جرالد فورد که با سر و صدای فراوان روانه خاورمیانه شد، در دریای سرخ دچار سانحه ای شد که آمریکا اصرار دارد آنرا «آتش سوزی در رختشورخانه» بنامد. حادثه ای که باعث شد ناو عملا از حالت عملیاتی خارج و برای تعمیرات به مدیترانه بازگردد./۵۰
ناو هواپبمابر لینکولن هنوز عملیاتی است اما در یک ماه گذشته مرتب کر و فر کرده است که مهمترین آن، فاصله گیری قابل توجه از سواحل ایران پس از حمله موشکی نیروی دریایی ایران در اواسط مارس بوده است. ناو لینوکلن در حملات هوایی به ایران مشارکت داشته است./۵۱
Share this Scrolly Tale with your friends.
A Scrolly Tale is a new way to read Twitter threads with a more visually immersive experience.
Discover more beautiful Scrolly Tales like this.
