Mahdi Kharratiyan Profile picture
Mar 26 51 tweets 25 min read Read on X
تحلیلی از۴ هفته جنگ تحمیلی ایالات متحده و اسرائیل علیه ملت ایران؛ بدون شک ایران در یکی از مهمترین برهه‌های تاریخ خود قرار دارد و البته همانطور که در ادامه توضیح داده خواهد شد، این جنگ اگرچه در همان ساعات اولیه ماهیت منطقه‌ای یافت، اما ابعاد آن بسرعت جهانی گردید و به جرات میتوان گفت که نه فقط نظم منطقه خاورمیانه، بلکه بسیاری از معادلات مهم بین المللی دراین جنگ دستخوش تغییرات مهمی خواهد گردید.
در این نوشتار مفصل، که نوشتن آن دهها ساعت به طول خواهد انجامید، تلاش خواهد شد ابعاد سیاسی، نظامی و اقتصادی یکی از مهمترین جنگهای تاریخ معاصر تبیین شده و چشم اندازها و سناریوهای محتمل بر مبنای داده های کمی و کیفی برای مخاطب ترسیم شود.
در این نوشتار نشان خواهیم داد که ترامپ چگونه با فشار بیسابقه لابی اسرائیل و تحریک جاه طلبی وی توسط جناح برتری طلب حزب (Primacist) و با به حاشیه رفتن دو جریان انزواگرا و اولویت گرا پس از عملیات ویژه در ونزوئلا، در سوء محاسبه‌ای عظیم جرقه جنگی را روشن کرد که عاقبت آن نه فقط آینده سیاسی وی و جریان ماگا و حزب جمهوریخواه، بلکه سرنوشت ایران و سه حوزه ژئوپولتیک خاورمیانه، یوروآتلانتیک و ایندوپاسیفیک را تحت تاثیر قرار خواهد داد. در این نوشتار نشان میدهیم روند جنگ حاکی از سوء محاسبه ترامپ در حوزه‌های زیر است:
۱. سوء برداشت از وضعیت گسلهای اجتماعی ایران و وضعیت استقرار سیاسی نظام جمهوری اسلامی ایران
۲. خطای محاسباتی از توان و اراده تهران در تصعید افقی جنگ و شعله ور کردن جنگ منطقه‌ای
۳. کم برآوردی کم و کیف توان آفندی و موشکی ایران
۴. کم برآوردی توان نیروی دریایی خصوصا بال موشکی آن
۵. کم برآوردی از اراده تهران جهت مسدود کردن تنگه هرمز
۶. کم برآوردی از توان نیروی زمینی در مهار گروههای معارض تجزیه طلب و مهار التهاب در کردستان عراق و سایر مناطق حساس
۷. کم برآوردی از توان بازسازی شده حزب الله و شعله ور شدن مجدد جبهه شمالی اسرائیل
۸. کم برآوردی از واکنش بازارهای مالی به جنگ زیرساختی در خاورمیانه و بسته شدن تنگه هرمز
۹. عدم درک از سازمان رزم نیروهای مسلح ایران و تاب آوری آنها در برابر حذف و ترور فرماندهان
در ادامه تلاش خواهد شد ابعاد مختلف این جنگ پیچیده شکافته شده و چشم اندازی از آینده آن ارائه شود.
نگارش مطالب بسیار زمان میبرد. پیشاپیش از صبر و حوصله شما سپاسگزارم./۱Image
برای آغاز تحلیل مقدمتا باید به این نکته بازگشت که آتش بس صورت گرفته میان ایران و اسرائیل، آتش بسی شکننده بود؛ چرا که براساس همه شاخصها همه اطراف نبرد نتوانسته بودند به اهداف خود به شکل کامل دست یابند و همگی در تلاش بودند آمادگی خود را بشکلی بالا ببردند/۲
و برای جنگی محتمل و بزرگ آماده آماده شوند. در این میان میتوان ادله بسیاری اقامه کرد که حداقل بخش مهمی از اطرافیان ترامپ راغب به این جنگ نبودند، اما فشار بی امان لابی اسرائیل چه قبل از جنگ ۱۲ روزه و چه پس از آن، جریانهای مخالف جنگ را شدیدا به حاشیه راند./۳
اقدام نابخردانه ترامپ برای جنگ با ایران آنچنان از واقعیات میدانی و ملاحظات سیاست داخلی آمریکا فاصله دارد که چاره‌ای برای تحلیلگران باقی نمیگذارد مگر آنکه وزن بالایی برای نظریه اخاذی نتانیاهو از ترامپ قائل شوند، امری که پیشتر در کیس پولارد رخ داده بود./۴
ما پیش و پس از جنگ ۱۲ روزه مستند به ادله متعدد نشان دادیم که ورود ایالات متحده به جنگ تعرفه‌ای سطحی از عدم اطمینان اقتصادی را در بازارهای مالی آمریکا ایجاد کرد که اگرچه به تنهایی قابل کنترل بود اما با شوک نفتی قابل جمع نبود و از همین رو بود که ترامپ/۵
در فرایند جنگ ۱۲ روزه ورود مستقیم کوتاهی داشت که با ظهور علائم اولیه شوک ریسک پریمیوم به قیمت نفت و رسیدن قیمت برنت به ۷۸ دلار، بسرعت از آن خارج شد؛ این مساله تابعی از دعوای نرخ بهره با پاول از یکسو و روانشناسی سیاسی ترامپ و حساسیت وی به قیمت نفت بود./۶
همچنین دیدیم که وضعیت صنعت شیل آمریکا در چند سال اخیر تفاوتهای بنیادینی با چند سال گذشته کرده و این صنعت برغم تامین نیازهای داخلی آمریکا، توان پاسخگویی به شوکهای عرضه جهت تعدیل قیمت نفت را ندارد و تنها میتواند دسترسی فیزیکی آمریکا به نفت را تضمین کند./۷
موانع ترامپ برای آغاز جنگ تنها به نفت محدود نبوده و نیست و وضعیت نامناسب ترامپ در نظرسنجیها و افت شدید شاخص اعتماد مصرف کننده و پیروزی دموکراتها در انتخابات شهرداریها و از همه مهمتر تشدید شکاف در جریان ماگا ناظر به پرونده اسرائیل پس از ترور چارلی کرک/۸
و افزایش نفوذ کلام امثال فوئنتس موانعی مهم بودند. لابی اسرائیل ضمن شناسایی این موانع، با سازماندهی و تقویت شورش اقتصادی در ایران موفق شد اغلب این موانع را به حاشیه رانده، زمینه‌های لازم برای مشروعیت بخشی به اقدام نظامی علیه ایران را فراهم کند./۹
نکته مهم در مورد جنگ اخیر ایران و آمریکا آن است که از حیث شوک ریسک ژئوپولتیک (GPR) بالاتر یا همتراز جنگ اوکراین است و انتظار اینکه این شوک بتواند بازارهای مالی جهان را به همان اندازه تحت تاثیر قرار دهد - همانطور که شوک جنگ اوکراین و جهش قیمت نفت در ۲۰۲۳ آثارش را نشان داد - چندان دور از انتظار نیست و در ادامه این را نشان خواهیم داد./۱۰Image
ویژگی این جنگ آن است که از لحاظ شاخص تهدید ریسک ژئوپولتیک (GPT) در تراز بالاترین تهدیدات تاریخ معاصر قرار دارد و از جنگ ۱۲ روزه به مراتب بالاتر است و از همین جهت بشکل بالقوه میتواند تاثیرات شدیدی بر بازارهای مالی جهان بگذارد./۱۱ Image
پیشتر در مورد شوکهای GPT توضیح داده شد که آثار این شوکها بعضا از شوکهای ناشی از عمل شدیدتر است و با توجه به ماهیت منطقه ای جنگ و تهدیدات زیرساختی و انرژی در منطقه خاورمیانه، در صورتیکه تهدیدات معتبر تلقی شوند، شوک به بازارهای مالی شدید خواهد بود./۱۲
پیشتر نشان داده شد که میان شاخص GPR و شاخص ناپایداری SPX یا همان VIX در صورتیکه شوک GPR قابل توجه باشد، سطحی از همبستگی وجود دارد، اما متاسفانه به دلیل سیاست بیش از حد خویشتندارانه تهران پس از ۷ اکتبر، این ارتباط ناظر به جنگ ایران تا حد زیادی تضعیف شد./۱۳
به عبارتی همانطورکه پیش از جنگ ۱۲ روزه هشدار دادیم، بازارهای مالی برغم بالا دانستن احتمال جنگ منطقه ای در خاورمیانه توجه کمی به آن داشته و آنرا فاقد اثر جدی بر روندها میدانستند که این امر ناشی از هضم شوک ۷ اکتبر بدون تاثیر بر امنیت انرژی خاورمیانه بود./۱۴
Image
لذا جنگ ۱۲ روزه در حالی واقع شد که تاثیر چندانی بر بازارهای مالی جهان نگذاشت. اما در مورد جنگ اخیر وضع کمی متفاوت است و به نظر میرسد بازارها در نقطه‌ای قرار دارند که به این جنگ به چشم نقطه عطف بنگرند، اما نمودارها نشان میدهد که جنگ اوکراین توجه بیشتری را به خود جلب کرده و هنوز باید زمان بگذرد تا آثار این جنگ خود را کاملا به بازارها تحمیل کند./۱۵Image
تا اینجای کار متوجه شدیم که ترامپ در آستانه یک دو رویداد مهم جام جهانی ۲۰۲۶ وانتخابات سرنوشت‌ساز میاندوره‌ای، ریسک بسیار بزرگی کرده است. اطلاعات جدید نیویورک تایمز تایید میکند که تحلیلهای سازمانهای نظامی واطلاعاتی آمریکا و حتی آمان یعنی اطلاعات ارتش اسرائیل در تصمیمات ترامپ عملا موثر نبوده و ترامپ بر مبنای برآوردهای موساد وبارنیا ونتانیاهو و با برآورد شورش بزرگ سراسری در ایران وارد جنگ شده است./۱۶Image
اطلاعات جدید نشان میدهد که ترامپ با تحریک نتانیاهو جهت انتقام ترورهای نافرجام وی و پس از رسیدن اطلاعاتی مبنی بر امکان ترور همزمان رهبر انقلاب و جمعی از نظامیان در بیت رهبری و با برآورد «زدن راس سیستم مساوی با سقوط سیستم» تصمیم خود را در ۴۸ ساعت منتهی به جنگ نهایی کرده است./۱۷ Image
افزون بر موارد فوق ترامپ روی شورش گروههای تجزیه طلب کرد حساب قابل توجهی باز کرده بود وبر اساس اطلاعات، این گروهها خود را برای حمله مستقیم به تهران هم آماده کرده بودند. آمادگی بیسابقه نیروهای زمینی ایران در مرز و تهدید سران اقلیم توسط ایران مبنی بر اینکه هر گونه کنش نظامی گروههای معارض کرد به منزله اعلام جنگ اقلیم به تهران و موجی بمباران شدید زیرساختهای دولت اقلیم خواهد شد، معادلات را در دقیقه ۹۰ تغییر داد./۱۸Image
مساله حمایت از گروههای تجزیه طلب آنچنان جدی بود که ترامپ در پاسخ خبرنگاری که پرسید «آیا نقشه ایران پس از جنگ مشابه قبل خواهد بود» پاسخ داد: «احتمالا خیر». این امر نشان میدهد که نظریاتی که در مورد ماهیت این جنگ توسط عده ای ترویج شد، چقدر مهمل بوده است./۱۹
خبر همزمان باراک راوید و فاکس نیوز مبنی بر آغاز شدن حمله زمینی توسط اکراد مسلح به مرز ایران، و سپس پاک کردن این توییت نشانگر آن است که چراغ سبز حمله توسط واشنگتن صادر شده بود اما بمباران بی امان مقر گروههای کرد معارض توسط نیروی زمینی سپاه و ارتش و همچنین تهدید گروههای همسوی عراقی علیه کردها و ارسال پیامهای بیسابقه تهدید آمیز تهران و همکاری ترکها با تهران، این حمله زمینی را در حالیکه گروههای مسلح در مرز ایران قرار داشتند ناکام گذاشت ویکی دیگر از برآوردهای ترامپ را ناکام کرد./۲۰Image
ما بارها قبل از جنگ هشدار دادیم که نقش موساد و گروههای کرد مسلح در حوادث تلخ ۱۸ و۱۹ دیماه، نشانگر طرحی بزرگ برای تجزیه کشور در میانه جنگ از جانب غرب و سپس از سمت بلوچستان است، که متاسفانه جماعت نادان ویرانی طلب هرگز این هشدارها را درک نکردند./۲۱
خطای دیگر ترامپ که در ادامه نشان خواهیم داد ناشی از اطلاعات نادرست ارتش اسرائیل بوده، دستکم گرفتن توان موشکی ایران بوده است. ترامپ در سخنرانی خود در آغاز جنگ در ۲۸ فوریه علاوه بر مساله هسته ای، به نابودی توان موشکی ایران به عنوان یکی از اهداف اشاره کرد./۲۲
ترامپ در مورد توان موشکی ایران دو موضع متعارض دارد؛ از یک طرف با بزرگنمایی برد موشکهای ایرانی و این ادعا که به زودی برد این موشکها به خاک آمریکا خواهد رسید - ادعایی که از جانب جامعه اطلاعاتی آمریکا حمایت نمیشد - تلاش کرد حمله به ایران را برای جامعه آمریکایی موجه کند. از طرف دیگر توان موشکی ایران را بسیار سطحی ارزیابی میکرد که میتوان آن را ظرف چند روز از میان برد./۲۳Image
ترامپ در روز چهارم جنگ مدعی شد که ایران در حال از دست دادن تمام لانچرهای خود است و کوشید هدف توان موشکی ایران را موجه جلوه دهد. در ادامه نیز بارها به اشکال مختلف این ادعا توسط هگست وترامپ تکرار شد. اما سوال اینجاست که ریشه این ادعاها که بارها خلاف آن ثابت شده است کجاست؟ پاسخ مشخص است: برآوردهای IDF و اندیشکده‌های نزدیک به اسرائیل./۲۴Image
برای درک این خط روایی - یعنی کم براوردی تعمدی از توان آفندی موشکی - باید به قبل از جنگ ۱۲ روزه بازگشت؛ زمانیکه نظریه «ضعف تاریخی ایران» و «پنجره فرصت برای ضربه زدن به ایران» در اندیشکده‌های اسرائیلی و آمریکا پخت و پز میشد. در آن زمان ادعا میشد که ایران بخش مهمی از زرادخانه موشکی خود را در عملیاتهای وعده صادق ۱ و ۲ مصرف کرده است و ثانیا توان چندانی برای تولید موشک ندارد و ثالثا تنها «چندصد موشک» میان برد در زرادخانه خود دارد./۲۵Image
همچنین پیشتر نشان دادیم که چگونه برآوردهای jinsa درمورد افول تعداد لانچرهای ایران نامربوط و حتی مضحک است. طبق ادعای jinsa لانچرهای ایران طی چند روز به تمام میرسید و مشخص نیست که اگر این ادعا درست است، اساسا چرا ایالات متحده و اسرائیل جنگ را پایان دادند./۲۶
همین آمارسازیها و تحلیلهای نادرست IDF در مورد تعداد واقعی لانچرها و موشکهای ایران صدای تحلیلگر برجسته‌ای چون یعقوب کاتز را درآورد. وی در متنی انتقادی مینویسد:
«در پایان جنگ ۱۲ روزه ژوئن، سخنگوی ارتش اسرائیل اعلام کرد که ارتش حدود ۸۰ درصد از لانچرهای موشکی ایران را نابود کرده و تقریباً ۱۰۰ تا ۱۵۰ لانچر باقی مانده است. دو هفته پیش، وقتی این جنگ شروع شد، تخمین دوباره این بود که ایران حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ لانچر دارد. هشت روز بعد از شروع جنگ، پس از بمباران مداوم، IDF هنوز می‌گفت ایران حدود ۱۵۰ لانچر دارد. حالا، در روز سیزدهم این کمپین، به ما گفته می‌شود که اسرائیل حدود ۷۵ درصد از لانچرها را نابود کرده و ایران هنوز ۱۰۰ تا ۲۰۰ لانچر باقی دارد. پس دقیقاً اینجا چه خبره؟هر جنگی با همان عدد شروع می‌شود. وسط جنگ هم همان عدد است. و حالا عدد... باز هم همان است. و وقتی جنگ بعدی شروع شود – به شکل معجزه‌آسا – دوباره به همان عدد برمی‌گردیم. فقط دو توضیح ممکن وجود دارد: یا این اعداد هرگز تغییر نمی‌کنند، یا از اول واقعی نبودند. چیزی که باید از رسانه‌ها انتظار داشته باشیم این است که اعدادی را تکرار نکنند که به وضوح هیچ پایه و اساس واقعی ندارند. این اعداد نشان‌دهنده موفقیت نیستند. معیار موفقیت، تحقق اهداف جنگ است و تا وقتی ما ندانیم آن اهداف چیست، لانچرهای موشکی چیز زیادی به ما نمی‌گویند.»/۲۷
x.com/yaakovkatz/sta…Image
جالب اینجاست که ۱۰ روز پس از مطلبی انتقاد کاتز، IDF مدعی شده است که از ۴۷۰ لانچر ایرانی ۳۳۰ مورد غیر عملیاتی شده اند و ایران هنوز ۱۴۰ لانچر جهت پرتاب موشک در اختیار دارد./۲۸ Image
این تعارضات از این امر ناشی میشود که مبنای تحلیل برای محاسبه تعداد لانچرهای باقی مانده، موشکهایی است که در طول روز ایران شلیک کرده است. سوال اساسی اینجاست: آیا ایران واقعا لانچرهای خود را از دست داده است که منجر به کاهش تعداد شلیکهای آن شده است یا اینکه ایران در یک جنگ فرسایشی در حال استهلاک توان پدافندی ایالات متحده و اسرائیل است؟ روندها نشان میدهد که ایران نواخت تیر نسبتا ثابتی را حفظ کرده است و این در در حالیست که حزب اله وارد جنگ شده و انصاراله نیز از امروز به جنگ پیوسته است./۲۹Image
در دو هفته اول جنگ تاکید بسیاری بر روند کاهشی شلیکهای ایران وجود داشت که در مقایسه به موج اول حملات انجام میشد. این کاهش توسط اندیشکده‌های اسرائیلی و آمریکایی به عنوان نشانی دال بر کاهش توان آفندی تفسیر میشد اما اکنون به نظر میرسد این فضا بتدریج دستخوش تغییراتی شده است، اگرچه کاهش توان آفندی ایران نیز امری اجتناب ناپذیر است./۳۰
x.com/jinsadc/status…Image
در جنگ ۱۲ روزه نیز چنین تحلیلهایی وجود داشت، اما اخباری از گوشه و کنار به گوش میرسید که به موازت کاهش توان آفندی ایران، توان پدافندی اسرائیل رو به کاهش است. برای مثال در روز ۱۹ ژوئن NBC به نقل از مقامات ارشد اطلاعاتی اسرائیل فاش کرد که نرخ رهگیری اسرائیل از ۹۰ درصد روز اول جنگ به ۶۵٪ در روز ششم جنگ کاهش یافته است./۳۱Image
این امر در همان اوایل جنگ خود را نشان داد و بر اساس داده‌های jinsa نرخ اصابت موشکهای ایران در کل منطقه از ۳٪ روز اول (به ادعای IDF) به ۲۴٪ در روز چهارم جنگ افزایش یافته است. البته باید دقت کرد که ذخایر پدافندی اعراب سریعتر از اسراییل مستهلک شده است./۳۲
ایران برای حداکثر کردن نرخ اصابت خود به فرمول ترکیبی موثری با پهپادها دست یافته است که ضمن استهلاک ذخایر پدافندی، خود پهپادها هم برخوردهای موثری خصوصا به پایگاههای آمریکایی در منطقه داشته اند و نرخ اصابت آنها از موشکها فعلا پیش افتاده است./۳۳
اکنون این سوال در میان تحلیلگران بوجود آمده است که آیا ایران با پهپادهای ارزان و موشکهای نسل قدیم در حال حالی کردن ذخایر موشکهای پدافندی گران قیمت ایالات متحده و اسرائیل است؟ این نگرانی به وضوح در این گزارش فاکس و موارد مشابه قابل مشاهده است./۳۴
Image
طبق گزارش بسیار مهمی که اندیشکده معتبر RUSI در دو روز گذشته منتشز کرد، در حال حاضر اسرائیل حدود ۸۱٪ ذخایر موشکهای پیکان ۲ و ۳ و حدود ۶۰ درصد ذخایر موشکهای THAAD خود را مصرف کرده است. در آماری عجیبتر، ایالات متحده نیز در طی یکماه اخیر در اقدامی دیوانه وار ۴۰ درصد ذخایر THAAD خود را مصرف کرده است و خود را در برابر چین و روسیه در وضعیت پیچیده ای قرار داده است./۳۵Image
پیشتر گفتیم که ایالات متحده در جنگ ۱۲ روزه ۱۵۰موشک تاد خود را مصرف کرد، که نرخ جایگزینی آن بسیار پایین است. این مصرف دیوانه وار ذخایر در جنگ اخیر یک معنا بیشتر ندارد: برآورد قطعی آمریکا و اسرائیل این بوده که تعداد موشکهای ایران زودتر به پایان میرسد./۳۶
اکنون سوال اینجاست که وضعیت موشکی ایران چگونه است؟ طبق گزارش که اخیرا منتشر شده است، ایالات متحده موفق شده است یک سوم توان موشکی ایران را نابود کند و احتمالا یک سوم دیگر آن هم آسیب دیده است. اما طبق این گزارش ایران همچنان «تعداد زیادی» موشک در اختیار دارد. و در مورد پهپادها هم وضع به همین شکل است. این گزارش در مورد تعداد موشکهای ایران سکوت کرده است./۳۷Image
رویترز در گزارش خود میگپید که برآورد اسراییل از تعداد موشکهای میانبرد ایران حدود ۲۵۰۰ تیر بوده است اما برخی از تحلیلگران مستقل این تعداد را معادل ۶۰۰۰ تیر تخمین میزنند. علاوه بر این ایران توان تولید ۱۰۰ تیر در ماه را دارا بوده که البته آمریکا مدعی است مه موفق شده این توان تولیدی ایران از بین ببرد./۳۸Image
بعد از حمله اخیر و غافلگیر کننده ایران به دو منطقه عراد و دیمونا، سواالهای متعددی در مورد میزان جیره بندی ذخایر رهگیری اسرائیل ایجاد شده است. سوال اساسی این است: آیا ایران تعمدا از موشکهایی استفاده نمیکند که براحتی میتوانند از سامانه های رهگیر عبور کنند و دو حادثه عراد و دیمونا هشداری به اسراییل بوده است؟ آیا اسرائیل واقعا از حیث رهگیری تحت فشار است؟ آیا دو حادث مهم عراد و دیمونا صرفا یک خطای انسانی یا سیستمی در رهگیری بوده است؟/۳۹Image
همچنیین نیویورک تایمز از قول کارشناسان حوزه نظامی هشدار میدهد: «معیار واقعی موفقیت برای ایران این است که آیا هنوز می‌تواند به شلیک موشک‌های بالستیک و پهپاد ادامه دهد یا نه و می‌دانیم که هنوز می‌تواند....ایران احتمالاً هنوز هزاران پهپاد شاهد دارد و ممکن است هنوز صدها موشک بالستیک در اختیار داشته باشد. اطلاعات آمریکا درباره توان واقعی ایران محدود است و قطعیتی وجود ندارد...»
همچنین: «ه گفته کلی گرییکو، پژوهشگر ارشد مرکز استیمسون، ممکن است تعداد حملات به اندازه میزان کارآمدی استفاده ایران از زرادخانه‌اش اهمیت نداشته باشد. او داده‌های منابع باز درباره حملات ایران را تحلیل کرده و با تأکید بر این‌که این اعداد دقیق نیستند، دریافته که نرخ اصابت حملات ایران با گذشت زمان افزایش یافته و از ۱۰ مارس تاکنون بیش از دو برابر شده است. نشانه‌هایی وجود دارد که نشان می‌دهد ما با دشمنی شکست‌خورده مواجه نیستیم، بلکه با دشمنی روبه‌رو هستیم که در حال تطبیق، یادگیری و وارد کردن آسیب کافی برای اجرای راهبرد خود است.»/۴۰Image
نمونه بارز صحت نظریه «افزایش دقت حملات» ایران در حمله اخیر به پایگاه شاهزاده سلطان سعودی و هدف قرار گرفتن یک AWACS و چند سوخت رسان قابل مشاهده است. تهران از روز اول تلاش کرد به جای مقابله پدافندی با نیروی هوایی آمریکا، عقبه آن را تحت فشار قرار دهد./۴۱
نکته ای که با آن بای دقت کرد آن است که با توجه به برتری بی چون و چرای اسرائیل و ایالات متحده بر آسمان ایران و تلاش آنها برای نابودی زیرساختهای موشکی، آیا توان آفندی ایران زودتر تمام میشود یا ذخایر رهگیر اسرائیل؟ این پرسشی میلیون دلاری است./۴۲
در این میان این فضای مبهم در توزان آفندی ایران و پدافندی اسرائیل، ایران توانست از برگ راهبردی مهمی علیه اسرائیل رونمایی کند: حزب الله؛ حزب اللهی که به ادعای مکرر ارتش اسرائیل کارش به پایان رسیده بود. اما اکنون در برابر چشمان حیرت زده بسیاری از تحلیلگران نشان داده که سازمان رزم خود را زیر آتش بامان اسرائیل و ترور فرماندهان ارشد بازسازی کرده است. ایران توانسته بعد از سقوط اسد از مجاری متفاوتی به حزب اله سلاح برساند. طبق گزارش تایمز از ۲ مارس (فردای آغاز جنگ ایران و ایالات متحده/اسرائیل)، حزب الله حزب‌الله بیش از ۳۰۰ موشک سنگین شلیک کرده که شامل ۳ موشک بالستیک (بسمت تل‌آویو، حیفا، اشکلون) میشود./۴۳Image
روندیابی آتش حزب الله از ابتدای جنگ نشانگر تصعیدی قابل توجه است که تعداد حملات حزب اله را از ۱۲ حمله از ۲ مارس به ۱۰۵ حمله در ۲۵ مارس رسانده است که در این میان نقش موشکهای ضد تانک قابل توجه است. حزب الله در جنگ جدید که نام آنرا «عصف ماکول» گذاشته است از تاکتیکها و سلاحهای متفاوتی استفاده کرده که علیه اسرائیل موثر بوده است./۴۴Image
یکی از مهمترین اتفاقات در جنگ اخیر، شکار تعداد قابل توجهی از تانکهای مرکاوا در مدت زمانی کوتاه توسط حزب الله است که تا کنون سابقه نداشته است. حزب الله مدعی است که تا کنون دهها تانک مراکاوا را هدف قرار داده است که ۲۱ مورد آن تنها در یک روز بوده است./۴۵
منابع اسرائیلی این داده ها را تایید نکرده اند اما حزب الله تا کنون تعداد قابل توجهی از فیلمهای اصابت خود را منتشر کرده است، که نکته جالب آن مشارکت FPV ها در شکار تانک برای نخستین بار در تاریخ نبردهای اسرائیل و حزب الله است./۴۶
فعلا در مورد کم و کیف آسیبهای وارده به تانکها نمیتوان قضاوت داشت؛ اما کاملا واضح است که حزب اله با ورود FPV به میدان، اشراف بهتری نسبت به قبل بر صحنه یافته و اسرائیل را در پیشروی زمینی در جنوب با چالشهای جدیدی مواجه ساخته است./۴۷
نکته دیگر و قابل توجه این جنگ، هماهنگی ایران و حزب الله در حملات موشکی است. به نظر میرسد ایران و حزب الله در استراتژی جنگ فرسایشی جهت استهلاک توان ضد موشکی اسرائیل به یک توافق و هماهنگی دست یافته اند./۴۸
Image
در حوزه نبرد دریایی میان شناورهای ایران و ایالات متحده، با قدرت میتوان گفت که تا کنون ایران دست برتر را داشته و نیروی دریایی آمریکا مستقل از بخش هوایی خود حضور درخوری درمیدان نداشته و خلیج فارس از ترس موشکها ضد کشتی ایران از رزمناوهای آمریکایی خالی است/۴۹
ناو هواپیمابر جرالد فورد که با سر و صدای فراوان روانه خاورمیانه شد، در دریای سرخ دچار سانحه ای شد که آمریکا اصرار دارد آنرا «آتش سوزی در رختشورخانه» بنامد. حادثه ای که باعث شد ناو عملا از حالت عملیاتی خارج و برای تعمیرات به مدیترانه بازگردد./۵۰
ناو هواپبمابر لینکولن هنوز عملیاتی است اما در یک ماه گذشته مرتب کر و فر کرده است که مهمترین آن، فاصله گیری قابل توجه از سواحل ایران پس از حمله موشکی نیروی دریایی ایران در اواسط مارس بوده است. ناو لینوکلن در حملات هوایی به ایران مشارکت داشته است./۵۱

• • •

Missing some Tweet in this thread? You can try to force a refresh
 

Keep Current with Mahdi Kharratiyan

Mahdi Kharratiyan Profile picture

Stay in touch and get notified when new unrolls are available from this author!

Read all threads

This Thread may be Removed Anytime!

PDF

Twitter may remove this content at anytime! Save it as PDF for later use!

Try unrolling a thread yourself!

how to unroll video
  1. Follow @ThreadReaderApp to mention us!

  2. From a Twitter thread mention us with a keyword "unroll"
@threadreaderapp unroll

Practice here first or read more on our help page!

More from @MehdiKharratya

Jan 30
پیشتر در مورد برنامه کلان تجزیه کشور و مشارکت ویژه گروههای مسلح کرد در فجایع ۱۸ و ۱۹ دیماه هشدارهای مکرری داده شد؛ اکنون شاهد روشن دیگری دال بر این امر. دو کرد جدایی طلب مسلح از "سپاه ملی کردستان"، یکی مستقر در "شیراز" و دیگری از جانب "ملت کاسپین"، "دولت اشغالگر ایران" را خطاب قرار میدهند و از آزادسازی ملل تحت سلطه ایران سخن میرانند. این به آن معنی است که گروههای مسلح کرد و سایر گروهای تجزیه طلب نیروهای خود را به اقصی نقاط کشور اعزام کرده و عملا یگانهایی ناظر به آشوب آفرینی در کل نقاط کشور تشکیل شده و برای تجزیه کشور برنامه ریزی مفصلی شده است، که این امر از حمایت قاطع اسراییل و موساد برخوردار است./۱
البته سپاه ملی کردستان پیشتر اعتراف کرده بود که در مناطق کردستان، ایلام، کرمانشاه و بختیاری با نیروهای امنیتی کشور درگیر شده است. اما اعتراف فوق، دامنه اقدامات کردهای تجزیه طلب را کاملا سراسری و فراتر از محدوده غرب کشور نشان میدهد./۲
Image
سوال اینجاست که موضع اسراییل نسبت به اقدامات فوق چیست؟ پیشتر و در میانه جنگ دوازده روزه، هیات تحریریه روزنامه جروزالم پست طی مقاله ای ضمن تاکید بر لزوم تغییر رژیم‌سیاسی در ایران، در فهرست اقدامات پیشنهادی خود مینویسد:
"۶. یک ائتلاف خاورمیانه‌ای برای تقسیم ایران شکل دهید. برنامه‌ریزی‌های بلندمدت برای فدرالی شدن یا تجزیهٔ ایران را تشویق کنید، با این درک که رژیم دینیِ خامنه‌ای اصلاح‌پذیر نیست. به مناطق اقلیت سنی، کُرد و بلوچ که مایل به جدا شدن هستند، تضمین‌های امنیتی ارائه دهید."/۳Image
Read 8 tweets
Jan 4
مطلبی مفصل در مورد دلایل و ابعاد «عملیات ویژه» آمریکا علیه مادورو، نظریه معامله مسکو، واشنگتن، هاوانا و بخشی از ساختار رژیم بولیواری در مورد برکناری مادورو و مساله توان اطلاعاتی و ضد اطلاعاتی کوبا، و پاسخ به حاشیه‌سازی سازماندهی شده پیرامونی کلیپی تقطیع شده از اینجانب در برنامه آزاد؛
در این مطلب مفصل، ابتدا به چند رکن مهم خواهم پرداخت:
اول: تلاشهای پیشین آمریکا برای دستگیری مادورو خصوصا عملیات گیدئون و نقش ضد اطلاعات کوبا در خنثی سازی آن
دوم: نقش مهم ضد اطلاعات کوبا در بازسازی بخش اطلاعاتی-ضداطلاعاتی ونزوئلا و تبدیل DIM به DGCIM
سوم: بررسی کیسهای بزرگ رسوایی جاسوسی کوبا از آمریکا و خصوصا فلوریدا و دلیل وحشت آمرکا از توان اطلاعاتی و ضد اطلاعاتی کوبا
چهارم: نسبت کوبا و روسیه در حفاظت از مادورو
پنجم: ساختار جناحهای سیاسی در دولت ونزوئلا
ششم: دلایل احتمال معامله روسیه بر سر مادورو
هفتم: دلیل احتمال درگیر بودن کوبا در این معامله
هشتم: دلیل مشارکت بخشی از حاکمیت ونزوئلا در این معامله
نهم: دلیل انتخاب رویکرد «عملیات ویژه اطلاعاتی» به ونزوئلا توسط آمریکا به جای جنگ و عدم پذیرش ریسک جنگ و معامله با ذی نفعان
دهم: نقش مهم دن کین (رییس جدید ستاد مشترک) در هماهنگی دلتافورس و CIA
یازدهم: چرا ضربه به ونزوئلا میتواند مقدمه برخورد با کوبا باشد.
در مناظره منتشره از اینجانب در ۱۷ دسامبر، بنده ضمن اشاره به محدودیتهای واشنگتن در راه اندازی «جنگ» علیه ونزوئلا به مساله محافظین کوبایی مادورو و توان عمل اطلاعاتی کوبا در فلوریدا اشاره کردم و سپس پیش بینی خود را در مورد نحوه عمل ترامپ بیان کردم. اینکه «جنگ» به نفع ترامپ نیست و او ترجیح میدهد ابتدا با رویکرد ریگانی «صلح از طریق اعمال قدرت» درون ونزوئلا شکاف ایجاد و با یک «عمل حداقلی» کار را تمام کند، امری که دقیقا اتفاق افتاده است. ابتدا متن سخنان خود را عینا اینجا می آورم:
«ببینید کوبا یک کشوری‌ست که از لحاظ حوزه ضد اطلاعات تقریباً در دنیا نظیر ندارد. یه کشور کوچک است. این کردیت (اعتبار) این حرف مال آقای صمدزاده‌ست که ما از ایشون ما یاد گرفتیم، خوب است اینجا بگویم.
چند بار سی. آی. ای. رفت برای ترور کاسترو؟ خیلی شد، عدد بالایی است. همه‌ش خنثی شد. شوروی سابق خیلی خوب به این‌ها ضد اطلاعات را در حد خودشان یاد داد. همان تیمها الان هم هستند.
چرا آمریکا علیه کوبا اقدام نظامی نمی‌کند؟ با وجود اینکه کوچک است ... دلیلش این است که کوبا یک شبکه‌ [جاسوسی] در فلوریدا دارد، در آمریکا دارد، که این‌ها رو اگر فعال کند خب آمریکا خیلی عذاب می‌کشد. می‌دانند که این شبکه قدرتمند را دارند؛ در جمع‌آوری اطلاعات و عملیات ویژه.
برای همین خاطر الان نرفتند صاف سراغ کوبا. کوبا الان ضد اطلاعاتش در کاراکاس است. اصلاً مادورو بعضی روایت‌ها داریم که محافظینش کوبایی‌ هستند. (قهرمانپور:)کوباییِ روسی. خراتیان: بله، یعنی تاپ‌ترین آدم‌های ضد اطلاعات در دنیا الان اطراف مادورو رو گرفته اند.
آمریکا می‌داند که «جنگ» راه انداختن در ونزوئلا اینطوری نیست که به ونزوئلا لزوماً محدود بماند؛ ممکن است موجش بیاید در فلوریدا. باید به این‌ها فکر کند. ترامپ دنبال این است که با ریختن ناوگان‌ها و فلان و این حرف‌ها.. از همون دکترین «صلح از طریق اعمال قدرت»، همون دکترین ریگانی... [عمل کند]
... نکته اینجاست که ترامپ می‌خواهد با اون رویکرد تهاجمی، از درون، ونزوئلا بلرزد، اپوزیسیون ... کاری کند که بتواند توجیه کند که با یک «عمل حداقلی‌ای» کار جمع بشود. می‌گیرد یا نمی‌گیرد؟ «فیها بحث» (جای بحث دارد). فعلاً که مادورو از اون چیزی که اول به نظر می‌آمد سمج‌تر نشان داده است.»
جریان معلوم الحال که از اتاقهای فکری در داخل حمایت میشوند با خلط دو مفهوم «جنگ» و «عملیات ویژه اطلاعاتی» (که از خباثت یا بیسوادی ناشی است)، و حذف بخش اصلی حرف اینجانب که ناظر به نحوه «عمل حداقلی» ترامپ به پشتوانه دکترین ریگانی و ایجاد شکاف در ونزوئلا است، در عملی غیراخلاقی چنین بازنمایی کرده اند که «خراتیان گفته است به دلیل محافظت مادورو توسط خبره ترین افراد ضد اطلاعاتی جهان، مادورو ساقط نخواهد شد». این در حالیست که اولا همین عامل ترامپ را از جنگ به عملیات ویژه و عدم اسقاط رژیم بولیواری و حتی معامله سوق داد؛ ثانیا هم در برنامه آزاد و هم در مطالب مفصل پیشین خصوصا مطلب مفصل «دکترین ترامپ» که یک سال قبل منتشر شد، توضیح دادیم که چرا ترامپ نسبت به مونرو تهاجمی تر و به ویلیام مکینلی و تئودور روزولت متمایل است و حتی اگر لازم باشد تا تغییر رژیم در ونزوئلا پیش میرود. و حتی به کشورگشایی روزولت هم اشاره شد.
در این رشتو که نگارش آن چند روز طول خواهد کشید، با جزئیات و ادله غیرقابل انکار تاریخی و ارجاع به کتب و مقالات معتبر نشان خواهیم داد که تک تک گزاره های گفته شده صحیح بوده و همچنین پیش بینی گفته شده بنده در برنامه آزاد ناظر به «عمل حداقلی ترامپ» در ونزوئلا عینا محقق شده است.
در ادامه از صبر شما سپاسگزارم و ممنون میشوم در دیده شدن حداکثری این مطلب، بنده را یاری فرمایید./۱Image
اولین نکته که لازم است یادآوری شود این است که از همان زمان استقرار ترامپ در کاخ سفید بر دو امر تاکید شد: اولا ترامپ یک جکسونی/هملیتونی است و ثانیا خوانشی تهاجمی از دکترین مونرو را پیگیری میکند و از همینرو در شرایط خاصش از راه انداختن جنگ هیچ ابایی ندارد./۲
دومین نکته این است که در مشرب فکری جکسونی مساله «هزینه/فایده» جنگ پیش از آغاز آن و همچنین «غرور ملی» عنصری کلیدی است؛ لذا هر اقدام نظامی باید در شرایطی انجام شود که پیروزی در آن قطعی و نتیجه آن پرطمطراق و با حداقل هزینه باشد./۳
Read 28 tweets
Dec 14, 2025
۷ اکتبر، دردسر برای حزب الله (وایران) یا به تعویق اندازنده واقعه‌ای بزرگ؟ طبق آخرین افشاگریهای صورت گرفته توسط یدیعوت آحارونوت، ۷ اکتبر در شرایطی رخ داده که اسرائیل تمرکزی کامل و جدی برای برخوردی مهم با حزب الله (و ایران) داشته است، که این امر نه تنها نظریه «جاسوسی سنوار» و «طراحی ۷ اکتبر توسط اسرائیل» را از اساس زیر سوال میبرد، بلکه موید آن است که تهدیداتی جدی و قریب الوقوع را موقتا از حزب الله دور کرده است. این گزارش در کنار گزارش مهم موسسه Dadu (بازوی تحقیقاتی و مطالعات دکترینال ستاد کل ارتش اسرائیل که به آن خواهیم پرداخت) و شهادت گالانت از وقایع ۱۱ اکتبر و افشاگری وال استریت ژورنال در مورد نحوه لغو عملیات ۱۱ اکتبر علیه حزب اله با فشار بایدن بر نتانیاهو، بطلان برخی دیدگاهها در تهران است که گویی ۷ اکتبر عمل تمام گرفتاریهای موجود محور مقاومت است. در این گزارش نشان داده میشود که ارتش جنوب خواستار حذف سنوار بوده و شاباک (که اساسا مدیریت امور جاسوسی و اطلاعاتی داخل اراضی اشغالی ۱۹۶۷ من جمله غزه را مدیریت میکند) حامی ترور سنوار و ضیف بوده است، اما ستاد ارتش و بخش سیاسی به دلیل «تمرکز فزاینده بر حزب الله» خواستار «ساکت شدن غزه به هر قیمتی بوده اند و دلیل نادیده گیری علائم هشدار پیش از ۷ اکتبر، تمرکز جدی آنها بر ایران و حزب الله بوده است، و این مساله تا حدی جدی بوده که مساله ذخایر گنبد آهنین مساله ای مهم بوده که نباید در یک درگیری با حماس به هدر میرفته است( نشانه احتمال بالای درگیری با حزب الله و ایران):

«تا اواسط سال ۲۰۲۳، ارتش اسرائیل (IDF) از پیش آمادگی برای یک درگیری چندجبهه‌ای با حزب‌الله و ایران را در اولویت قرار داده بود و نگران حفظ ذخایر رهگیرهای سامانه «گنبد آهنین» بود. ترس از تلفات در یک عملیات پیش‌دستانه نیز فشار سنگینی ایجاد می‌کرد—محاسبه‌ای که افسران گفتند احتمالاً پس از ۷ اکتبر بسیار متفاوت می‌بود.»
«شهادت‌ها/اظهارات ارائه‌شده تأکید می‌کرد که اسرائیل در سال ۲۰۲۳ به‌طور فزاینده‌ای بر حزب‌الله و ایران متمرکز شده بود. نفوذ یک «تروریست» از لبنان به حوالی تقاطع مگیدو در ماه مارس همان سال ــ که به مجروحیت شدید یک اسرائیلی انجامید ــ روند آماده‌سازی برای احتمال درگیری در شمال را «تسریع» کرد. افسران گفتند دولت بارها به ارتش اسرائیل (IDF) فشار آورد که غزه را «تقریباً به هر قیمتی» آرام نگه دارد.»
اینها در شرایطی رخ داده که از قضا حماس در یک مصونیت نسبی قرار داشته و دولت اسرائیل و شخص نتانیاهو مصر بوده اند که حماس نباید تحریک شود، به عبارتی ۷ اکتبر حماس را از سایه مصونیت خارج کرد، در حالیکه ایران و حزب الله ابدا مصون نبوده اند. در جای دیگری این سند از رد شدن طرح ترور سنوار و ضیف توسط شاباک به دلیل اصرار بر گروه نخوردن غزه و کرانه باختری - که در امتداد طرح نتانیاهو برای شکاف در گروههای فلسطینی است، پرده بر میدارد:
«یک افسر ارشد دیگر روایت متفاوتی ارائه داد. او به کمیته گفت که در نخستین بازهٔ فرصت—در مه ۲۰۲۲—فرماندهی جنوبی فقط همان طرح محدودتر برای کشتنِ دو رهبر حماس را توصیه کرده بود. بر اساس آن شهادت، ابتکار عمل از سوی شین‌بت و پس از یک حملهٔ تروریستی در «العاد» شکل گرفت؛ حمله‌ای که در شامِ روز استقلال چهار اسرائیلی را کشت. چند روز پیش‌تر، سنوار سخنرانی‌ای انجام داده بود که بعدها در داخل اسرائیل به «سخنرانیِ تبر» معروف شد و در آن فلسطینی‌ها را ترغیب می‌کرد از هر سلاحِ در دسترس برای کشتن اسرائیلی‌ها استفاده کنند. افسران گفتند این پیشنهاد رد شد، زیرا فرض دیرپای اسرائیل این بوده که حماس باید در غزه تضعیف‌شده اما دست‌نخورده باقی بماند و عرصه‌های کرانهٔ باختری و غزه نباید از نظر عملیاتی به هم پیوند داده شوند.»
«فرصت دوم و مهم‌تر میان عید پسَح (پِسَح) و روز استقلال در سال ۲۰۲۳ پدید آمد؛ در بحبوحه شلیک راکت و تحریکات مرزی از سوی نیروهای حماس. طبق شهادت‌ها، فرماندهی جنوبی بار دیگر فقط پیشنهاد «ترور هدفمند» را مطرح کرد. گزارش شده که شین‌بت، تحت مدیریت رونن بار، از این ایده حمایت می‌کرد، اما جانشین کوخاوی، سرلشکر هرتزی هالِوی، اصولاً با آن مخالفت کرد و به سیاست ثابت دولت مبنی بر اعطای نوعی «مصونیت عملی» به حماس استناد نمود.»/۱Image
قبل از پرداختن به گزارش Dadu، تاکید میشود که اقدام حماس برای ۷ اکتبر دارای ماهیتی فلسطینی بوده و لزوما برای دورکردن خطر از ایران و حزب الله نبوده و در اصل واکنشی به ابرمعامله عادیسازی عربستان و اسرائیل و امتیازات ارضی به اسرائیل تحت لوای آن بوده است./۲
مرکز دادو برای مطالعات نظامی میان‌رشته‌ای (Dado Center for Interdisciplinary Military Studies) یکی از مهم‌ترین نهادهای فکری در ارتش اسرائیل (IDF) است که نقش کلیدی در توسعه دکترین‌های نظامی، مفاهیم عملیاتی و فرآیندهای یادگیری استراتژیک ایفا می‌کند؛ این مرکز به عنوان یک مدرسه برای پرورش رهبری ارشد نظامی عمل می‌کند و فرآیندهای تفکر مرکزی IDF را همراهی می‌نماید، که شامل نظارت بر توسعه مفاهیم جدید، برنامه‌ریزی عملیات و کمک به رهبران ارشد در تدوین استراتژی‌ها می‌شود.
دکتر مئیر فینکل، نویسنده این مقاله، سرتیپ ذخیره ارتش اسرائیل و فرمانده سابق مرکز دادو (۲۰۱۴-۲۰۱۹) است که در حال حاضر ریاست بخش تحقیق آن را بر عهده دارد.
بنابراین نه دادو و نه فینکل افرادی همتراز اندیشکده ها و افراد اندیشکده های اسرائیل نیستند و ما از عالیترین سطح از تصمیم سازی در ارتش اسرائیل سخن میگوییم.
وی در مقاله ای در مارس ۲۰۲۳ با عنوان «هماهنگ‌سازی انتظارات: پیروزی در جنگ بعدی لبنان چیست و بهای آن چیست؟» چنین مینویسد:
«حتی در سناریوی جنگ چندجبهه‌ای—که شامل جنگ در لبنان، شلیک از غزه، ناآرامی در کرانه باختری و شلیک ایران به اسرائیل است—کار درست این خواهد بود که روی دشمن اصلی تمرکز شود: حزب‌الله. در وضعیت جنگ گسترده در لبنان، آتش اضافیِ وارد بر پشت‌جبهه اسرائیل از سوی غزه و ایران، در مقایسه با حجم آتش از لبنان، اندک خواهد بود. لازم است به حماس در غزه و به ایران ضربه زده شود، اما نه به شکلی که توان رسیدن به دستاوردی را که اینجا در برابر حزب‌الله توصیف شده، مختل کند. پیروزی قاطع بر حزب‌الله بر سایر دشمنان اسرائیل بیش از آن اثر خواهد گذاشت که ضربه‌ای غیرقاطع هم به حزب‌الله و هم به آنان وارد شود.»
این امر نشان میدهد که اساسا ایده تمرکز بر حزب الله به عنوان «دشمن اصلی» کاملا در بدنه IDF رسوخ کرده بوده است./۳Image
Image
Read 13 tweets
Dec 6, 2025
سند NSS 2025 و برخی از نکات خصوصا ناظر به ایران، دو تنگه مهم هرمز و باب المندب و اهمیت معادلات انرژی خاورمیانه برای آمریکا و تغییر پادارایم استراتژی امنیت ملی آمریکا از «مداخله گرایی لیبرال» (ویلسونیسم) به «ملی‌گرایی صنعتی» (جکسونیسم/همیلتونیسم)
سند استراتژی امنیت ملی ایالات متحده NSS 2025 همانطور که پیشتر در همان ابتدای روی کارآمدن ترامپ گفته شد، تثبیت کننده رویکرد جکسونی (درون‌گرایی امنیتی، تکیه بر ارتش قدرتمند، هزینه‌گریزی، اولویت سیاست داخلی، دید بدبینانه به متحدان) و همیلتونی (قدرت ملی، تولید صنعتی، اهمیت نیروی دریایی و اقتصاد به‌مثابه امنیت) دولت ترامپ است. این سند نسبت به سند NSS 2017 دارای رگه های بسیار قویتر جکسونی و واگذاری رویکرد برتری طلب (Primacist) است که سند ۲۰۱۷ بر آن تاکید داشت و اخذ رویکردهای اولویت گرا (Prioritizer) در سیاست خارجی را در دستور کار دارد که در رویکرد افرادی چون البریج کولبی متبلور است. ایران و خاورمیانه نسبت به سند ۲۰۱۷ از حیث امنیتی اهمیت بسیار کمتری داشته و نسبت به سند ۲۰۱۷ ایران بسیار کمتر از اسناد پیشین تهدید انگاری شده است، البته نه به دلیل رویکرد نرمتر به ایران، بلکه به دلیل تضعیف ایران توسط اسرائیل و البته اولویت چین.
شدید الحن‌ترین و غلیظ‌ترین ادبیات ژئوپولتیک سند، ناظر به حوزه چین و ایندوپاسیفیک است (حتی به جرات تندتر از سند ۲۰۲۲ بایدن و ۲۰۱۷ ترامپ اول) و همچنین در آن بر «متمم ترامپ» بر دکترین مونرو و امنیت نیمکره غربی در برابر مهاجرت، کارتلهای مواد مخدر و مداخلات کشورهای نیمکره شرقی تاکید شده است. (مثال: کیس ونزوئلا) سند رویکردهای ویلسونی و بلوک‌بندی «اتوکراسی در برابر دموکراسی» سند NSS 2022 را مطلقا به کناری نهاده و تحت لوای شعار «اول آمریکا» و به موجب رویکرد جکسونی خود شدیدا بدبین به نخبگان اینترناسیونالیست استقرار سیاسی آمریکا و حتی ائتلافها و نهادی بین المللی است و بر ارتش قدرتمند و «صلح از طریق قدرت» تاکید دارد. همچنین سند قدرت آمریکا را در درجه اول در گروی بازگشت قدرت صنعتی خود دانسته و بر رفاه طبقات کارگر آمریکایی تاکید دارد (رویکرد پوپولیستی جکسونی) و قدرت نظامی و اقدامات فرامرزی همگی در خدمت این مساله، یعنی احیای توان صنعتی آمریکا است. همه این موارد موید غلبه چهره‌های ضد ساختار و اولویت‌گرا (نه انزواگرا) در نگارش سند است و زبان سند ــ از ضدساختار بودن تا اولویت تولید و اولویت‌گرایی ــ به‌طور آشکار نزدیک‌تر به شبکه راکبریج و رویکردهای جکسونیِ اولویت‌گراست تا جریان‌های پرو–Primacist و لابی اسرائیل./۱Image
پیشتر در تشریح ماهیت شبکه راکبریج، توضیح داده شد که بعد از افول ولسونیسم سخت در حزب جمهوریخواه سه پارادایم/جریان در این حزب در حال رقابتند:
۱. جریان برتری طلب (عمدتا نئوکانهای تعدیل شده)
۲. جریان اولویت گرا (معتقد به تمرکز بر چین)
۳. جریان محدودکننده/۲
بررسی سند NSS 2025 و مقایسه آن با دو سند قبلی (۲۰۱۷ و ۲۰۲۲) نشان میدهد که در رقابت این سه جریان، جریان اولویتگرا بازی را برده و جریانهای نئوکان/برتری طلب (که لابی اسرائیل در آن نفوذ زیادی دارد) و انزواگرا (جفرسونی) به حاشیه رانده شده اند، که به جرات میتوان گفت که البریج کولبی که اکنون میتوان وی را مغز متفکر پنتاگون و نماد واقع گرایی نوین در واشنگتن دانست، در راهبری این جریان نقشی محوری دارد./۳Image
Read 43 tweets
Nov 20, 2025
تشدید رقابتهای درونی حزب جمهوریخواه ناظر به تعیین رویکرد سیاست خاورمیانه‌ای آمریکا و نحوه حمایت از اسرائیل و واگرایی تدریجی شبکه راکبریج در برابر ائتلاف فرصت آمریکایی (American Opportunity Alliance) A.O.A. در حال حاضر شواهد و قرائن بسیاری وجود دارد که نشان میدهد شکاف در حزب جمهوریخواه در مساله سیاست خارجی در حال تشدید است و ونس در حال سازماندهی شبکه‌ای متفاوت از حامیان قدرتمند مالی برای کمپین انتخابات میاندوره‌ای ۲۰۲۶ و ریاست جمهوری ۲۰۲۸ است که اگر چه قائل به همکاری راهبردی با اسرائیل هستند، اما در قبال مساله اسرائیل محوریت را منافع ایالات متحده دانسته و از «تعهد اخلاقی» آمریکا نسبت به امنیت اسرائیل به وضوح فاصله گرفته اند. در ادامه نشان خواهیم داد که چرا ونس نسبت به ترامپ دارای نگاه متعادلتری نسبت به اسرائیل است (اگر چه حامی ان است) و همچنین ماهیت شبکه راکبریج و نسبت آنرا با افرادی چون خانواده مرسر، پیتر تیل، خانواده ترامپ، خانواده ویتکاف، ایلان ماسک، شبکه کخ و تیموتی ملون نشان خواهیم داد. همچنین نشان خواهیم داد که چرا معتقدیم در حال حاضر در لابیهای قدرت در واشنگتن جدال شدیدی ناظر به نحوه حمایت آمریکا از اسرائیل در معادلات خاورمیانه در جریان است که احتمالا مساله ایران بخش مهمی از آن است.
نگارش این نوشتار به دلیل حجم بالای مطالب و ارجاعات و حسایت بالای آن در نسبت با امنیت ملی ایران زمانبر است و حدود دو یا سه روز طول میکشد؛ پیشاپیش از صبر شما سپاسگزارم./۱Image
ونس اگرچه در مدار روابط قدرت الیتها رشد کرده است، اما خود را از حیث فکری نماینده اقشار فراموش شده آمریکا میداند که اوج آن در نگارش کتاب Hillbilly Elegy متبلور است. ترامپ در بیانیه انتخاب ونس به وضوح به جایگاه ونس در میان اقشار کارگر ایالات کمبربند زنگ زده اشاره دارد./۶
Image
دومین امر به شبکه حامیان قدرتمند وی باز میگردد، حامیانی که پیش از سال ۲۰۱۰ کاملا در حاشیه قدرت بودند: اما اکنون به دلیل افزایش تمکن مالی و همچنین تغییر معادلات قدرت در واشنگتن، وزن بالایی یافته اند که شبکه ونچرکاپیتالیستها بخش مهمی از این شبکه است./۷
Read 99 tweets
Oct 3, 2025
ترور چارلی کرک، اسرائیل، ایران و شکاف فزاینده در حزب جمهوریخواه؛
تاییده نیوریورک تایمز بر گزارش مهم مکس بلومنتال در مورد اختلافات چارک با حامیان مالی صهیونیست در ماه منتهی به ترور، مقدمه‌ای برای نگارش مقاله مفصل در مورد تحولات اخیر در حزب جمهوریخواه ناظر به نحوه حمایت از اسرائیل و جنگ با ایران است.
ترور چارلی کرک بدون شک یکی از مهمترین شوکها در سالهای اخیر به بدنه حزب جمهوریخواه بوده است، و در ادامه مستند به شواهد غیرقابل انکار - من جمله سخنان خود کرک در آخرین هفته‌های زندگی اش- نشان خواهیم داد که چرا اولا شکاف در جریان MAGA ناظر به موضوع اسرائیل و ایران بشکل بی سابقه ای افزایش یافته است؛ ثانیا چرا احتمال مداخله اسرائیل در این ترور قابل توجه است.
نگارش این مطلب بسیار زمان خواهد برد، لذا صبور باشید./۱Image
Image
اولین نکته در مورد کرک این است که وی بدون شک در زمره هسته سخت جریان ماگا و حلقه یک ترامپ تعریف میشود و ترور وی نه تنها دارای تبعات سیاست داخلی، بلکه دارای آثار سیاست خارجی قابل توجهی بود. بسط و گسترش گفتمان ماگا خصوصا در میان جوانان قطعا مدیون کرک است./۲
دلیل ادعای فوق این است که کرک در حالیکه فقط ۱۸ سال داشت، در سال ۲۰۱۲ در حالیکه حزب جمهوریخواه از توفیقات دموکراتها در میان جوانان بشدت ناامید و سرخورده بود، سازمان و جنش Turning Point USA را به پشتوانه گفتمانی جنبش Tea Party راه اندازی کرد. وی با حضور گسترده خود در میان جوانان و برگزاری مناظره ها بتدریج بر روی جوانان موثر واقع شد و باعث شد که فضای برای تنفس حزب جمهوریخواه در این حوزه باز شود. از طرف دیگر وی و سازمان وی در انتخابات سرنوشت ساز ریاست جمهوری ۲۰۲۴ نقش بسیار مهمی ایفا کردند و با حضور گسترده میدانی خود در متقاعد کردن اقشار قهر کرده با صندوق رای و کشاندن آنها پشت سر ترامپ، نقشی مهم ایفا کردند، امری که باعث شد که ترامپ علاوه بر آرای الکترال، در آرای عمومی را نیز برنده شود. جریان ماگا همواره مدعی بوده که صدای بیصدایان آمریکاست، و این امر در اقدامات کرک تحققی عینی یافت./۳Image
Read 47 tweets

Did Thread Reader help you today?

Support us! We are indie developers!


This site is made by just two indie developers on a laptop doing marketing, support and development! Read more about the story.

Become a Premium Member ($3/month or $30/year) and get exclusive features!

Become Premium

Don't want to be a Premium member but still want to support us?

Make a small donation by buying us coffee ($5) or help with server cost ($10)

Donate via Paypal

Or Donate anonymously using crypto!

Ethereum

0xfe58350B80634f60Fa6Dc149a72b4DFbc17D341E copy

Bitcoin

3ATGMxNzCUFzxpMCHL5sWSt4DVtS8UqXpi copy

Thank you for your support!

Follow Us!

:(