#رشته_توییت
درباره دوئل شاه و ارتجاع سرخ
و سیاه
درباره انتخاب کردن (حق رای) و انتخاب شدن بانوان و اقلیتهای دینی در انتخابات که به بلوای ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ ختم شد.
روز شانزده مهرماه ۱۳۴۱ روزنامههای اطلاعات و کیهان روزنامههای عصر تهران با تیتر درشت خبر دادند که :
طبق لایحهی
انجمنهای ایالتی و ولایتی که در هیات دولت به تصویب رسید و امروز منتشر شد، به زنان حق رای داده شدهاست". در این تصویب نامه قید اسلام از شرایط انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان برداشته شده و درمراسم سوگند به امانت و صداقت به جای قران،کتاب آسمانی آورده شدهاست
همان شب در خانه آخوند
حائری آخوندها محمدرضا گلپایگانی،شریعتمداری و خمینی جمع شدند. و خمینی این تصویب نامه را دسیسهی خطرناکی برای لطمه زدن به اسلام و روحانیت خواند و گفت:
دولت تصویب نامهی خلاف شرع صادر میکند، به زنها حق رای میدهد
(ادامه مزخرفات خمینی در تصویر آوردت شده)
۱۷ مهرماه ۱۳۴۱ تلگرافی برای
شاهنشاه فرستادند و خواهان لغو فوری تصویب نامه شدند که شاهنشاه مخالفت خود را با این تلگراف اعلان کرد
بار دیگر در تاریخ ۲۸ مهرماه تلگرافی برای اسدالله علم نخست وزیر فرستادند
علمای اعلام ایران و اعتاب مقدسه و سایر مسلمین، در امور مخالف با شرع ساکت نخواهند ماند(متن کامل در تصویر)
بار دیگر در ۱۵ آبان تلگرافی برای شاهنشاه و علم فرستادند که قسمتی از متن نامه به شاهنشاه را در تصویر موجود است
بخشی از اعلامیه مصدقیون و بازرگان درباره تصویبنامه
دولت با این عمل خود چه خواب تازهای برای مردم دیده و چه قصدی دارد؟ ....... خیلی مضحک است که بخواهند به خانمها حق رای
انتخاب نمایندگان ایالتی و ولایتی و بعد مجلس شورای ملی را بدهند.
جماعت مصدقی (بازرگان،سحابی،طالقانی و..) یکی از عوامل اصلی شوراندن مردم علیه شاه و دولت بودند
روز ۱۸ آبان اسدالله علم در رادیو اعلام داشت که
به قوای انتظامی دستور اکید داده شده هرگونه اخلال گری را شدیدا سرکوب نمایند
چرخ زمان به عقب برنمی گردد و دولت از برنامه اصلاحی که در دست دارد عقب نشینی نمیکند
فردای آن روز فلسفی واعظ، در مسجد ارگ تهران، به تهدید اسدالله علم و حمله به تصویب نامه دولت پرداخت و علم و دولت عقب نشینی کردند و روز ۷ آذر تلگرافی برای آخوند گلپایگانی، نجفی و شریعتمداری فرستاد
و در روزنامه های ۱۰ آذر نوشتند که در هیات دولت تصویب شد که تصویب نامه مورخه ۱۴ مهر ۱۳۴۱ قابل اجرا نخواهد بود.
عده ای از امت قم به خیابانها ریختند و شیرینی پخش کردند و به خانه آخوندها رفتند و خمینی اینبار دستور داد که چراغانی و پرچم زدن ممنوع گردد و آخوندهایی را که میخواستند
برای اسدالله علم تلگراف سپاس بفرستند تهدید کرد که مردم را علیه آنها خواهد شوراند. روز بعد خمینی جارنامهای به صورت استقتا اصناف قم صادر کرد که در آن صدور تصویب نامه جدید خواستار شد که در آن تصویب نامه پیشین را رسما لغو شده اعلام کند.
و بلوای دیگر درباره جشن ۱۷ بپا کرد که باز هم
دولت عقب نشینی کرد
روز ۱۹ دی ماه ۱۳۴۱ شاهنشاه آریامهر موضوع رفراندم برای تصویب منشور ششگانه را اعلام کرد
اینبار نماینده آخوندهای قم به دیدار شاهنشاه رفت ومخالفت آخوندها را اعلام کرد و پاسخ شاهنشاه:
اگر آسمان به زمین بیاید و زمین به آسمان برود من باید این برنامه را اجرا کنم
سپس
خمینی فتوایی علیه رفراندوم داد و آن را غیرقانونی خواند و در روز ۲ بهمن در تهران و شهرستانها پخش شد و ساعاتی بعد در جنوب تهران تعدادی از مغازه ها بسته شد و جمعیتی بسوی خانه آخوند بهبهانی و خوانساری رفتند و آنهارا به تظاهرات علیه رفراندوم دعوت کردند که بهبهانی بلندگو بدست گرفت و
گفت شاه میخواهد با این رفراندوم حسین را بکشد، زینب را اسیر کند و صحرای کربلایی بر پا کند. شما وظیفه دارید امروز در سراسر تهران فریاد بزنید
مرگ بر خفقان، بازار هم امروز برای مدت سه روز به نشانی اعتراض به رفراندوم غیر قانونی تعطیل خواهد بود...
در قم، روز ۲ بهمن بازار بسته شد و
انبوه مردم در خانه خمینی گردآمدند. خمینی در سخنانش از مغازهداران خواست که همانند بازاریها دکانها را ببندند و در روز ۴ بهمن که شاه قرار بود به قم بیاید از خانهها بیرون نروند
روز سوم بهمن هزاران کشاورز به تهران آمدند و در کمال نظم و آرامش به تظاهرات آرام به پشتیبانی
دولت دست زدند. در همین روز بانوان آموزگار دست از کار کشیدند و اعلامیههایی با شعارهای زنان ایران به پا خیزید و هم چنین شعار ما را در ردیف ورشکستگان و جنایتکاران قرار ندهید پخش کردند
تظاهرات روز سوم بهمن در قم به زد و خورد انجامید. طلبهها و عدهای دیگر فریاد میکشیدند ما تابع
قرآنیم، رفراندوم نمیخواهیم از سوی دیگر عدهای عکس شاه را بالا برده و شعار جاوید شاه میدادند.
روز ۴ بهمن شاهنشاه به قم رفت و در سخنرانی خود چنین گفت:
در کنگره دهقانان موقعی که لوایح شش گانه را میشمردم و توضیح میدادم گفتم که در راه جلوگیری از اصلاحات ایران مسلما ارتجاع سیاه و
قوای مخرب سرخ از پای نخواهند نشست و تمام سعی خود را به کار خواهند برد که مانع این اصلاحات بشوند، البته هر کدامی به یک عللی. ارتجاع سیاه اصلا نمیفهمد، زیرا از هزار سال پیش یا بیشتر فکرش تکان نخورده و در جاهای دیگر هم شاید به همین طریق باشد. شاید بیشتر اینان فکر میکنند که
زندگی فقط این است که از یک جایی ولو به ظلم باشد، به زور باشد، به بطالت باشد، به بیکاری باشد، یک چیزی به او برسد و او یک غذایی بخورد و شب سر به بالین بگذارد و فردا دو مرتبه همین زندگی تکرار بشود. ... امروز در دنیا مفت خوری از بین رفته، ولی برای او چه فرقی میکند؟ به او یک چیزی
برسد ولو سایرین همه از فلاکت، بدبختی و گرسنگی و بمیرند، این به حال او فرقی نمیکند... و اما چه کسان دیگری مخالفند؟ صحبت از ارتجاع سیاه کردیم و کسان نفهمی که قابل درک مطالب و عقاید نیستند. اینها بدبختند و ما دلمان به آنها میسوزد و ما ایرانی میسازیم آباد، ایرانی آزاد،
ایرانی مرفه، این اشخاص در حدود قوانین باز هم خواهند توانست زندگی مرفهی بکنند، ولی دل من برای آنها میسوزد که چرا نمیفهمند. اما مخربین سرخ، تکلیف آنها روشن است. من اتفاقا نسبت به آنها کینهام کمتر از این اشخاص نفهم است. چرا؟ برای اینکه آنها علنی میگویند که "من خائنم و
میخواهم مملکتم را تحویل دیگران بدهم". خوب! تکلیف همه روشن است. آدم با یک آدم پست و خائن تکلیفش روشن است. این دیگر دروغ نیست، این دیگر تزویر نیست. علنا میگوید.
شاهنشاه روز ششم بهمن ماه ۱۳۴۱ را برای رفراندوم درباره شش اصل انقلاب سفید به ملت پیشنهاد کردند و در این روز با
اتفاق مردم با ۵۵۹۸۷۱۱ رای موافق و ۴۱۱۵ رای مخالف انقلاب شاه و مردم را تصویب کردند
آخوندها در قم به نشانه اعتراض نماز جماعت را بستند و خمینی علیه رفراندوم سخنرانی کرد و شاهنشاه در روز ۸ اسفند در سخنرانی به مناسبت گشایش کنفرانس اقتصادی تهران، دادن حق انتخاب شدن و انتخاب کردن به
زنان ایران را به دو اصل از قانون اساسی مشروطه و متمم آن استناد کرد وچنین گفت
ضمنا در تشکیل مجلس، اصل دوم، مجلس شورای ملی نماینده قاطبه اهالی مملکت ایران است که در امور معاش و سیاسی وطن خود مشارکت دارند. این است که این آخرین در واقع ننگ اجتماعی ایران را در انتخابات آتیه برطرف
خواهیم کرد و قاطبه اهالی این مملکت و هر یک از افراد این مملکت در سرنوشت خودشان و در انتخابات ایران شرکت خواهند کرد واین هم مطابق قانون مملکت است.
آخوندهای قم اعلامیهای با ۹ امضا به چاپ رساندند و به سخنرانی شاهنشاه آریامهر واکنش نشان دادند
امضا کنندگان
حسینی لنگرودی
خمینی زنجانی
طباطبایی
موسوی یزدی
گلپایگانی
کاظم شریعتمداری
خمینی
املی و حائری بودند
متن نامه در تصویر
شاه در برابر این اعلامیه درسخنرانی خود در ۲۳ اسفند گفت
باز یکی دو هفتهای است که همین طور که سرمای زمستان دارد کم میشودمیبینم یا میشنوم که مثل مارهای افسردهای و چون اینها در کثافت خودشان
غوطه ور هستند مثل شپشهای افسردهای که دارد اشعه آفتاب به آنها میخورد بله موقع خزیدن در کثافت خودشان دو مرتبه رسیدهاست.این عناصر فرومایه اگر ازخواب غفلت بیدار نشوند چنان مثل صاعقه مشت عدالت درهر لباسی که باشند برسرشان کوفته خواهد شد که شاید به آن زندگی کثافت شان خاتمه داده شود
سعی میکنم ادامه رشته توییت (وقایع منتهی به ۱۵ خرداد ۱۳۴۲)را تا دو روز آینده آماده کنم
• • •
Missing some Tweet in this thread? You can try to
force a refresh
سپاه تروریستی پاسداران انقلاب اسلامی (تخم دو زرده مصدقی ها)
عباس امیر انتظام در روز دوم اسفند ماه۱۳۵۷ گفت که بر اساس تصمیم دولت بازرگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایجاد خواهد شد و آیین نامه تشکیل این سپاه تهیه شده است و بزودی اعلام خواهد شد تا برادرانی که در انقلاب شرکت داشتند
در تشکیلات جدید و با انضباط لازم و لباس مخصوص به پاسداری ادامه دهند.
با پیشنهاد بازرگان، رئیس دولت موقت، حسن لاهوتی حکمی از خمینی برای تأسیس این نیرو دریافت میکند و ابراهیم یزدی هم از سوی دولت موقت مأمور همکاری با لاهوتی میشود
در روز پنجم اسفند ماه ۱۳۵۷ با سخنان آخوند لاهوتی،
نماینده خمینی و با بودن نمایندگان کمیتههای محلی، نخستین نشست برای شور و گزینش هموندان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در ساختمان سازمان شیر و خورشید سرخ ایران در خیابان عباس آباد برگزار شد.
غلامعلی افروز استاد دانشگاه تهران و هموند ستاد فرماندهی استان مرکزی آگاهیهایی درباره