نامه خاتمی و اصلاح شیطان
۱- گفته و نوشتهاند که خاتمی در نامه به خامنهای گفته چند مشکل مهم مملکت را الان حل کند وگرنه بعدا، مثلا بعد از مرگ خامنهای، اوضاع بدتر میشود. اگر این روایت درست باشد، این نامه را میتوان شبیه نامهای دانست که هاشمی قبل از مرگ خمینی به او نوشت.
۲- به روایتی هاشمی در آن نامه به خمینی گفته بود «مسئله جنگ، مسئله حج (که سال ۶۶ تعطیل شده بود)، مسئله ساختار قوه قضائیه، مسئله ساختار قوه مجریه (نخستوزیر و رئیسجمهور)، مسئله رابطه شورای نگهبان و مجلس و مسئله رابطه با آمریکا» را حل کن وگرنه بعد از تو کسی زورش نمیرسد حل کند.
۳- از این ۶مسئله، در دوره خمینی جنگ حل شد، شورای عالی قضایی شد رئیس قوه قضاییه، پست نخستوزیری حذف شد، مجمع تشخیص بین شورای نگهبان و مجلس قرار گرفت ولی عملا مشکل خاصی حل نشد. معمولا میگویند شیطان در جزییات است ولی درباره جمهوری اسلامی شیطان در کلیات است؛ اصلاح ممکن نیست.
۴- در دوره رهبری خامنهای نه تنها آن مشکلات حل نشده که بیشتر هم شده: پرونده هستهای، هلال شیعی، تحریم، رابطه با آمریکا، حصر، فساد، نظامیشدن سیاست، نظارت استصوابی، فیلترینگ، حجاب اجباری، رابطه با عربستان، موشکی، دولتهای موازی و پنهان، امنیتیشدن قوه قضاییه و تدارکارتچیشدن مجلس.
۵- این مولفهها چنان ابربحرانی شدهاند که گاه امکان و جرات حل آنها وجود ندارد، چه خامنهای و چه غیر خامنهای. از این زاویه، موضوع نامه که اجمالا پیشنهاد برای حل مشکلات بوده، ارزش تاریخی و سیاسی ندارد. جمهوری اسلامی فکر پیشرفت ایران نیست که دنبال راهحل باشد. آب در هاون نکوبید.
• • •
Missing some Tweet in this thread? You can try to
force a refresh
۲۲بهمن
۱- ۴۲سال پس از انقلاب، مملکتی داریم که یکی از بیارزشترین پول و پاسپورتهای جهان را دارد. بزرگترین زندان جهان برای زنان است. بزرگترین قاتل روزنامهنگاران در ۵۰سال گذشته بوده. بستهترین محیط اجتماعی جهان را دارد. یکی از بزرگترین ناقضان حقوق بشر و حامیان تروریسم است ...
۲- همراه سعودیها بیشترین سرانه اعدام در جهان را دارد. حکومت منفور در اکثریت جهان اسلام است و منزوی در اقتصاد جهان. تحریم مردم را خفه کرده، سایه جنگ بالای سرشان و فقر مثل خوره شده. نظامیان قدرت را قبضه کرده و رهبر به کسی پاسخگو نیست. اقلیتها محروم و محجور و جانیان حاکم و مصون.
۳- بقایش با جنایت و سرکوب گره خورده. قاتلان و دروغگویان قهرمان ملی نام میگیرند. هر محله داغ یک کشته حکومت دارد. فساد جار زده میشود. پولشویی عادی شده و مافیا اسم رمز حکومت است. حکومتی که شعارش استقلال است و کارنامهش ویرانی، راه اصلاح را بسته و در نابودی را گشوده، نابودی ایران.
انتخابات مهمتر است یا برجام؟
۱- دولت بایدن اکنون دو وزنه در دست دارد؛ برجام که میراث اوباماست، فشار حداکثری که میراث ترامپ است. معلوم است برای آنتونی بلینکن که هنوز عکس اوباما هدر توییترش است، میراث اوباما مهمتر از میراث ترامپ است و باید هرچه زودتر احیا شود.
۲- وزنه دیگر که بلینکن به بازی افزوده، توانایی تولید مواد لازم برای ساخت سلاح اتمی است. او میگوید قبلا ایران یکسال تا توانایی تولید فاصله داشت، حالا ۳،۴ماه، حتی یکبار گفت ۳،۴هفته. معلوم است که او نمیخواهد این مدت به ۳،۴روز برسد، پس باید کاری کند. راهحلش چیست: بازگشت به برجام.
۳- اما چرا با وجود انگیزه و دلیل کافی مسیر آنطور که بحثش بود، پیش نرفت. دلیل اول فضاسازی امثال نایاک و تیم ظریف است که دنبال صدور فرمان اجرایی بازگشت به برجام در روز اول بودند. آنها با تکیه بر تاکید بایدن، توقعات را بالا بردند و حالا پس از ۳هفته، زمان برای بعضیها کشدار شده است.
یادآوری شر و شرارت
۱- حامد اسماعیلیون چند ماه پیش نوشت «شرارتی به اسم جمهوری اسلامی که از رسوایی باکی ندارد». این جمله مهم است. کسی که این جمله را باور دارد، ذات جمهوری اسلامی و قانون اساسیاش را «شر» میداند؛ چون آن را مملو تبعیض، اجبار، ظلم، انحصار، فساد و استبداد یافته است.
۲- از این منظر او امکانی برای اصلاح چنین نظامی نمیبیند و چارهای جز براندازی حکومت نمیبیند. این دیدگاه میگوید جمهوری اسلامی رسواست و به رسوایی عادت کرده؛ از رسوایی اعدامهای مدرسه رفاه تا رسوایی اعدام نوید افکاری، از رسوایی اعدامهای کردستان تا رسوایی قتلعام تابستان۶۷ ...
۳- از رسوایی تولید اورانیوم در زیر زمین تا تولید مستعان۱۱۰، از مضحکه دیدن عکس خمینی در ماه تا رسوایی حمله اجنه به حکومت خامنهای، از رسوایی جعل اسکناس برای حوثیها تا قاچاق برای حزبالله، از رسوایی اتوبوس ارمنستان تا محیط زیستیها، از رسوایی موسسه رفیقدوست تا پرونده محمدعلی نجفی
درد ایران تحریم نیست
۱- امید صرفا کلیدواژه اصلاحطلبان نیست، خیلی از آدمهای خارج از ایران که حامی برجام هستند و حرف از صلح و مذاکره میزنند، کلیدواژهشان امید است. ژست بدی نیست، منتها چیزی که برای شخص من عجیب بوده، این بوده که آنها درد را فراموش کردهاند، درد را نمیبینند.
۲- آنها معمولا درباره امیدشان میگویند میخواهیم مذاکره و برجام باشد تا تحریم و جنگ نباشد ولی همواره از یک درد عظیمتر چشمپوشی میکنند؛ دردی که از اعدامهای پشت بام مدرسه رفاه تا نوید افکاری، از بهاییکشی تا همجنسگراستیزی، از کردستان تا بلوچستان، از حجاب اجباری تا فیلترینگ ...
۴- از خرداد۶۰ تا آبان۹۸، از رستوران میکونوس تا ربودن روحالله زم، از قتلهای زنجیرهای تا قتلهای محفلی کرمان، از سانسور تا اسیدپاشی، از تسخیر سفارت تا گروگانگیری خارجیها، از زندانی سیاسی تا اعدام امنیتی، از بازجوییهای تلویزیونی تا شلاقهای علنی، از تابستان۶۷ تا کهریزک ...
حکم اعدام زم در ۴ فاز
۱- حکم غیرقانونی اعدام روحالله زم تاوان تاثیرگذاری قوی او و آمدنیوز بهویژه از سال۹۶ و افشاگریهای مهمش درباره فساد نظام است ولی بخشی از آن ریشه در یک جنگ اطلاعاتی-رسانهای ۸ ساله دارد که قربانیانی چون گلپور و رستمی و چند روزنامهنگار اصلاحطلب هم داشت.
۲- فاز اول؛ روزگاری طیف احمدینژاد-سرافراز، کانال آمدنیوز را ابزاری خوب برای شکار و حذف باند لاریجانی-طائب میدانستند. ماجرایی که روحالله زم خودخواسته وارد آن شد و ادعاهای احمدینژاد را برجسته کرد و سبب شد طائب-لاریجانی از زم کینه به دل بگیرند و فکر کشیدن نقشههای تازه بیفتند.
۲- فاز دوم؛ سپاه-قوه قضاییه چند ضربه به احمدینژاد-سرافراز زدند، مثل بازداشت گلپور و رستمی ولی به موازات آن زم را مثل دام برای تیم روحانی میدیدند و با طرح اتهام ارتباط دولت با آمدنیوز، فکر شکار یاران روحانی مثل آشنا و علوی بودند، نتوانستند ولی چند روزنامهنگار بازداشت شدند.
سردار رانندگی شماره ۲
۱- محمدشریف ملکزاده، ملقب به سردار رانندگی شماره ۲ است. اولی محسن رفیقدوست بود که راننده خمینی بود و بعدا از پدرخواندههای مافیای فساد شد. ملکزاده راننده هاشمیشاهرودی بود و بعدا مشاور خاص و آچار فرانسه او شد؛ مثل نقش اکبر طبری مفسد برای صادق لاریجانی.
۲- احمدینژاد-مشایی برای پاچهخاری شاهرودی به او سمت دادند؛ مدتی در گردشگری و بعد وزارت خارجه ولی سال۹۰ باند لاریجانی گیرش انداخت و به دلیل فساد بازداشتش کردند. هدف اصلی لاریجانی زدن شاهرودی بود. شاهرودی رفت پیش خامنهای و با دستور رهبر، پرونده فساد ماله کشیده شد و ملکزاده آزاد.
۳- پس از آن ملکزاده رفت در دفتر شاهرودی و گم شد از رسانهها. در کنار مباشری شاهرودی، شرکت سیتیوان را راه انداخت که مدارک الکی بینالمللی میگرفت و دانشجو برای دانشگاههای خصوصی جور میکرد، از جمله برای دانشگاه کاکاسوس گرجستان. رئیس این دانشگاه فردی است به اسم کاخا شنگلیا.