سردار رانندگی شماره ۲
۱- محمدشریف ملکزاده، ملقب به سردار رانندگی شماره ۲ است. اولی محسن رفیقدوست بود که راننده خمینی بود و بعدا از پدرخواندههای مافیای فساد شد. ملکزاده راننده هاشمیشاهرودی بود و بعدا مشاور خاص و آچار فرانسه او شد؛ مثل نقش اکبر طبری مفسد برای صادق لاریجانی.
۲- احمدینژاد-مشایی برای پاچهخاری شاهرودی به او سمت دادند؛ مدتی در گردشگری و بعد وزارت خارجه ولی سال۹۰ باند لاریجانی گیرش انداخت و به دلیل فساد بازداشتش کردند. هدف اصلی لاریجانی زدن شاهرودی بود. شاهرودی رفت پیش خامنهای و با دستور رهبر، پرونده فساد ماله کشیده شد و ملکزاده آزاد.
۳- پس از آن ملکزاده رفت در دفتر شاهرودی و گم شد از رسانهها. در کنار مباشری شاهرودی، شرکت سیتیوان را راه انداخت که مدارک الکی بینالمللی میگرفت و دانشجو برای دانشگاههای خصوصی جور میکرد، از جمله برای دانشگاه کاکاسوس گرجستان. رئیس این دانشگاه فردی است به اسم کاخا شنگلیا.
۴- شنگلیا از ۲۰۱۷ رئیس دکانی شده به اسم «اتحادیه بینالمللی روسای دانشگاهها». بعد از مدتی ملکزاده رئیس «منطقه آسیای مرکزی و خاورمیانه» این اتحادیه شده و حالا قرار است ۲۶ آبان شنگلیا از ملکزاده به عنوان «پدر علم نوین مدیریت گردشگری جهان» تجلیل کند. مفسد چو مفسد ببیند، خوشش آید.
• • •
Missing some Tweet in this thread? You can try to
force a refresh
نظام گردنهساز
۱- در این ۴سال: ۱- خامنهای گفت مطلقا با ترامپ مذاکره نمیکنیم، نکرد. ۲- گفت مقابل فشار حداکثری مقاومت میکنیم، کرد. ۳- حکومت گفت تا انتخابات آمریکا صبر استراتژیک میکنیم، کرد.
حال که به گفته پورمحمدی با «امداد الهی» ترامپ باخت، این سه مولفه سرمایه نظام میشود؟
۲- اول اینکه گرفتاریهای داخلی ایران بسیارند: اقتصاد نفتی بهشدت فاسد، انحصار همه جانبه حکومتی، نارضایتی بالای اجتماعی و اقتصادی، توهمات ایدئولوژیک پرهزینه، بحران کارآمدی سیستماتیک، مافیای نظامی-اقتصاد رو بهرشد و.. تا چنین بستر دزدسالاری وجود دارد، امکان هیچ تغییر مهمی نیست.
۳- دوم اینکه ترامپ میرود ولی او ۴ میراث مهم درباره ایران دارد: خروج از برجام، چندلایه کردن تحریمها، عادیسازی رابطه اعراب-اسرائیل و کشتن سلیمانی. اغلب اینها یک مسئله بزرگتر درست کردهاند که حل کاملشان از ۴سال بیشتر طول میکشد. سیاست پیچیدهتر از انتخابات است.
از این ستون به آن ستون
۱- در شرایط فعلی بایدن با یک جمهوری اسلامی ضعیف مواجه است؛ ایران اقتصاد بهشدت مریض و فاسد دارد، نارضایتی مردمی بالاست، نفت نمیتواند بفروشد، تحرکات منطقهای کمتری دارد و ضربات تحقیرکنندهای مثل مرگ سلیمانی و انفجار نطنز خورد و پاسخ خاصی نتوانست بدهد.
۲- حال با توجه به اینکه اروپا میل همراهی بیشتری با بایدن دارد و آمریکا برای بازگشت به برجام دست بالا دارد، آیا امکان فشار بیشتر به نظام هست؟ حداقل در کوتاه مدت، نه! ظهور بایدن بار روانی و محدود مثبت اقتصادی دارد. البته رویکرد نظام در انتخابات ۱۴۰۰ در تداوم این فضا موثر است ولی ..
۳- اجماع جهانی واقعی علیه حکومت نفتی ایران یعنی نخریدن نفت. بازگشت به برجام و فروش محدود نفت اجماع را میشکند. حلقه مکمل فشار ترامپ، فشار شدید علیه تحرکات منطقهای ایران، پروژه صلح اعراب-اسرائیل و حمایت قوی از عربستان بود. اگر این حلقه ضعیفتر شود، فشار و اجماع هم کمتر میشود.
ایران و سیاهچال نظام
۱- ترامپ ۱۰بار گفت مذاکره کنیم، نخستوزیر ژاپن آمد تهران، مکرون طرح ۱۵میلیارد دلاری داشت، با جانسون و مرکل زور زدند برای مذاکره. ایرانیها اخم و مقاومت کردند، خندیدند و گفتند عکس نمیگیریم. اقتصاد که سقوط کرد، نفت فروش نرفت، شوکه شدند، حرکت ایذایی شروع شد
۲- مثلا آرامکو را زدند که قیمت نفت برود بالا و تاثیر منفی اقتصادی بگذارد روی اقتصاد آمریکا که نگرفت و قیمت نفت چنان افت کرد که بیاثر شد. بعد رفتند سراغ عراق که حادثهای مثل بنغازی لیبی رقم بزنند برای دیپلماسی ترامپ که آن هم به قیمت مرگ سلیمانی تمام شد. این مسیر هم شکست خورد.
۳- حالا به انتظار معجزه پیروزی بایدن نشستهاند که البته بیخود نیست و بازگشت به برجام ولو با شرط، نفس تنگی فعلی را رفع میکند ولی اغلب محدودیتهای برجام سال ۲۰۲۳ تمام میشود و باید برایش راهحل پیدا شود، موشکی و نظامیگری در منطقه بحران است، تحریمهای حوزه تروریسم هستند و ...
تله بنیانگذار و تحریم ورزش
۱- رضا علیجانی عزیز، خیلی وقتها از عبارت «تله بنیانگذار» استفاده میکند؛ او میگوید جمهوری اسلامی «از رهایی از ذهن بنیانگذاران و ذهنیت پیشین» ناتوان شده و پاسخ مطالبات رابا «ذهن گذشته» میدهد و هنوز به دوران بلوغ و پاسخ به مطالبات جدید مردم وارد نشده.
۲- پس از مصاحبه اخیر او درباره تحریم ورزش، فکر کردم ایشان هم در «تله بنیانگذار» افتاده. پاسخ او به کسانی که خواهان تحریم ورزش است، تکراری است: میگوید یک شری داریم به اسم منع و محدودیت ورزشی برای بخشی از جامعه، اما تحریم کل ورزش، شر بزرگتر است و همه را گرفتار میکند، پس نکنیم.
۳- این استدلال همان تله و پاسخ با ذهن گذشته است. منع ورزشی که نظام برقرار کرده، مثلا منع ورود زنان به ورزشگاه، به خودسوزی دختر آبی رسید و جانش را گرفت. منع آواز، دهها هزار زن را یک عمر در حسرت باقی گذاشته، میلیونها زن مخالف حجاب اجباری عمرشان در خشم و حرص و حسرت میگذرد و ..
حجاب یا نظام؟
۱- مهدی نصیری در تلویزیون در مخالفت با حجاب اجباری حرف زده. شبیه اینها را قبلا محمدرضا زائری گفت. خامنهای اردیبهشت۹۵ در واکنش گفت «بحث انحرافی مانند حجاب الزامی، اجباری یا اختیاری، در جمهوری اسلامی جا ندارد». از طریق دفترش هم به زائری پیام داد و او را ساکت کردند.
۲- استدلال خامنهای ساده است: بیحجابی مثل مشروب خوردن منکر و حرام است و وظیفه حکومت اسلامی جلوگیری از حرام است. او بحث در زمینه حجاب اختیاری را ادامه خط دشمن میداند. بنابراین زاویه دید نصیری در مخالفت با حجاب از نظر خامنهای موضوعیت ندارد و رضایت یا عدم رضایت مردم مهم نیست.
۳- شاید ۸۰٪ مردم بگویند میخانهها باز شوند. آیا جمهوری اسلامی باید مجوز میخانه بدهد؟ پاسخ خامنهای نه است، چون این را وظیفه حکومت اسلامی نمیداند. از نظر سیاسی هم عصر خامنهای دو نماد مهم دارد؛ حجاب اجباری و عدم رابطه با آمریکا. فروپاشی آنها، فروپاشی حیثیتی است، پس مقاومت میکند.
یوسف صانعی؛ پدرخوانده بنیاد مصادرهای
۱- یکی از چیزهایی که درباره یوسف صانعی مخفی میشود، نقش او در شکلگیری بنیاد ۱۵خرداد است که از مصادره اموال مردم تشکیل شد و برادرش، حسن صانعی در ۴۰سال گذشته ریاست آن را بر عهده دارد. این بنیاد سال ۶۲ با حکم خمینی تشکیل شد و حسن رئيس آن شد.
۲- اتفاق مهم اما تیر۶۴ رخ داد که حسن نامه نوشت به خمینی که یک چیزهایی به ما بدهید. خمینی هم نوشت به یوسف صانعی که چیزهایی ببخش و یوسف چندین کارخانه را مصادره کرد و به بنیاد برادرش داد. حسن البته به همین هم قانع نبود و آذر همان سال نامه تایید مصادره زمینهای دیگر از خمینی گرفت.
۳- حسن صانعی در سومین گام نامه معافیت از مالیات برای شرکتهای مصادرهای از خمینی گرفت. مرداد۶۶ بین حسن صانعی و دولت بر سر مالکیت اموال مصادرهای دعوا شد، صانعی نامه نوشت به خمینی و خمینی به میرحسین موسوی دستور داد که شرکتهایی چون البرز، کی بی سی و ... را بدهند بنیاد ۱۵خرداد.