تاجزاده پر حرف و خامنهای ناشنوا
۱- توجه به سخنان تاجزاده غیرمعمول نیست. سیاستورزی که سالهاست خارج از گود قدرت بوده و حالا حرفهای ساختار شکنانه میزند، برای خیلیها جالب است. این توجه و تبلیغ و برجسته کردن آن میتواند وجوه دیگری هم داشته باشد.
۲-سالهاست در خارج از ایران تاکید و توجه میشود به نیرو و پتانسیل اصلاحطلب داخلی. این تاکید از سال ۷۶ خیلی برجسته شد، اینکه نیرویی در داخل با پشتوانه اجتماعی است که قصد تغییر دارد و عاملیت داخلی اولویت دارد. بعد از ۸۴ این فضا کمرنگ شد، ۹۲ کمی پررنگ شد و بعد از ۹۸ دوباره کمرنگ.
۳- گفتمان تاجزاده دوباره میخواهد بحث امید به اصلاح داخلی را پررنگ کند، همان کاری که خاتمی در ۷۶ کرد. مرور وضعیت کنونی ولایت فقیه، سپاه و رفتارهای نظام نشان میدهد که تلاش ۲۴ ساله امثال خاتمی به تمام معنا شکست خورده است. اغلب دستاوردهای محدود هم محصول تکنولوژی هستند نه اصلاحات.
۴- دولت خاتمی هم در مسیر اصلاحات ضعیفترین دولت بود. کارنامه دولت محدود به آسفالت کردن و برق کشیدن و نرخ تورم نیست، در یک تصویر بزرگتر دولت خاتمی در سرانجام مهمترین پروندههای امنیتی، بحث توافق هستهای، لوایح دوگانه، انتخابات مجلس هفتم و ... شکست خورد و عملا چیزی اصلاح نشد.
۵- شکست خاتمی و گفتمان اصلاحات در حالی رقم خورد که او در قدرت بود، هم دولت داشت، هم سالهایی از مجلس و شوراها را. الان تاجزاده که نه در قدرت است، نه اجازه ورود دارد و نه هیچ نهادی، حتی یک حزب یا رسانه دارد، در مقابل طیفی که ۱۰ برابر سرکوبگرتر از ۸۴ است، چه خروجی دارد؟ هیچ.
۶- چرا بازی با حاصل جمع صفر جذاب شده است؟ به نظرم این ناشی از نوعی بیپناهی سیاسی است، نهادی نیست، محوری نیست، ستونی نیست. آدمی که دارد غرق میشود، به هر گیاهی چنگ میزند. دل خوش داشتن به حرف و حرف زدن این باور را ایجاد میکند که داری کاری میکنیم، ولی خب واقعا کاری نمیکنیم.
۷- تاجزاده را از سال ۷۶ و دقیقتر از نامههای دوران زندانش به خامنهای میخوانم. حرفهای مهمی به خامنهای میزند، گویی میخواهد نجاتش بدهد یا او را از رسوایی و بدنامی برهاند ولی رهبر جمهوری اسلامی ناشنواست، سالهاست ناشنوا شده. از این منظر سیاستورزی شخص تاجزاده را هم نمیفهمم.
• • •
Missing some Tweet in this thread? You can try to
force a refresh
صندوق رای بیمصرف
۱- ایران اکنون با یک رهبر و چهار دولت پنهان (بیت رهبر)، موازی (کارتلهای اقتصادی رهبر و قوه قضاییه)، نظامی (سپاه) و نمایشی (دولت مستقر) اداره میشود. رئیس دولت نمایشی در حضور این چهار قوه، در سادهترین حالت با ۸ پرونده / بحران مهم نهادینه و تاریخی مواجه است:
۲- پرونده اتمی، رابطه با آمریکا، شبهنظامی شدن دیپلماسی، نظامیشدن اقتصاد، حجاب اجباری، موشکی، نظارت استصوابی، امنیتیهای موازی و فیلترینگ. مسعود نیلی بحران آب، محیط زیست، صندوق بازنشستگی، بودجه دولت، نظام بانکی و بیکاری را ۶ ابرچالش اقتصاد دانسته، فساد، فقر و بورس هم هست.
۳- همچنین نزد بخشی از مردم چند پرونده همین چند سال باز است: آبان ۹۸، دی ۹۶، سرنگون کردن هواپیما، قتل و اعدامهای سیاسی، بازداشت دوتابعیتیها و .... رئیس دولت نمایشی کدام پرونده را میتواند طرح و رسیدگی کند؟ قادر به حل کدام بحران یا ابرچالش یا مهار کدام یک از دولتهای رقیب است؟
انتخابات بستر دیکتاتوری است
۱- بعضا گفته میشود که ساختار قدرت در ایران اینطور نیست که منحصر در شخص رهبر باشد و حتی بین لایههای مختلف سپاه شکافهایی است که باید از این وضعیت از جمله در انتخابات، برای افزایش شکافها و بهرهبردن به سود مردم استفاده کرد. چند نکته:
۲- در حال حاضر قدرت به فاسدترین و بدترین شکل ممکن در انحصار رهبر است. چند مثال: به روایت جنتی، نظارت خبرگان بر نهادهای زیرنظر رهبر با مخالفت شخص خامنهای منتفی شد. به روایت مطهری، شروع و بنبست حصر نتیجه تصمیم شخص رهبر بود. رابطه با آمریکا به دلیل مخالفت شخص رهبر معلق مانده است.
۳- رسیدگی به فساد لاریجانی با نظر رهبر منتفی شد. رشد نهاد موازی امنیتی که دامنه جنایت را گسترش دادند، نظر شخص رهبر بود. سند۲۰۳۰ با نظر رهبر به محاق رفت. منع بحث درباره حجاب اختیاری نظر شخص رهبر است و... قدرت در ایران کاملا خودکامه شده، فرقی ندارد چه کسی مشاور اوست، ظریف یا جلیلی.
ماجرای فرید مدرسی
۱- فرید مدرسی که روزنامهنگار شناختهشدهای به ویژه در زمینه حوزه و سیاست است، در روزهای اخیر مهمترین و فعالترین کاربر داخلی در کلابهاوس در زمینه سیاسی بود و اتاقهای گفتگوی متعددی با تمرکز بر انتخابات و با حضور وزرا و کاندیداها راهاندازی کرد که پر مخاطب شد.
۲- در این اتاقها آقای مدرسی اعلام کرد که اتاق گفتگو را طبق قوانین جمهوری اسلامی اداره میکند و به طور معمول اجازه بحث مفصل یا صریح درباره برخی حوزهها مثل خامنهای و سپاه را نمیداد و میگفت طرح این موارد هم اتهام علیه نهادهای قانونی نظام است و هم هزینهزایی میکند.
۳- در مرحله بعد آقای مدرسی گفت که شرط مقامات برای شکلگیری برخی اتاقها مثل گفتگو با محمدجواد ظریف این بوده که مخالفان حکومت و خبرنگاران رسانههای فارسی زبان خارج از کشور حتی اجازه طرح سوال از وزیر خارجه نداشته باشند. این موضوع با انتقاد و اعتراض زیادی مواجه شد.
سند همکاری ایران و چین؛ خامنهای دنبال چیست؟
۱- ۱۲شهریور۶۵، علی خامنهای در قامت رئيس جمهور، سخنران اجلاس سران جنبش عدم تعهد بود؛ علیه مارکسیسم و امپریالیسم و حق وتو سخن گفت، از «تحریم کامل و همه جانبه» علیه آفریقای جنوبی حمایت کرد و تاکید کرد که «نگاه به شرق و غرب بیثمر» است.
۲- ۳۰ سال بعد، حد فاصل سالهای ۹۵ تا ۹۷، خامنهای در قامت رهبر به روال معمول علیه «دشمن» رجز خواند و به صراحت گفت « باید نگاهمان طرف شرق باشد». چرخش یکباره نبود، از سال۸۴ زمزمه نگاه به غیر غرب پررنگ شد و تهش رسید به سند ایران-چین که تازهترین میوه خامنهای در دیپلماسی ایران است.
۳- روز یک مرداد ۹۷، خبرگزاری ایسنا یادداشتی بدون نام و با لحنی معترضانه و انتقادی منتشر کرد که در آن با نفی تلویحی نگاه به شرق، به نقل «منابع مطلع و نزدیک به مقامات ایرانی» آمده بود که چینیها «کمترین همکاری و کمک را برای مقابله با تحریمهای آمریکا علیه ایران انجام میدهند».
قاسم سلیمانی، جعبه سیاه مدفون شده فساد
۱- اخیرا در گفتوگوهای کلابهاوس مطرح شد که رسیدگی به پرونده فساد بنیاد تعاون سپاه «شاهکار» بود. این پرونده فساد تاریکترین و کثیفترین پرونده فساد پس از انقلاب است که به خاطر قاسم سلیمانی مدفون شد. بنیاد تعاون سپاه خزانه نیروی قدس سپاه بود.
۲- در این پرونده ابعاد فساد ۱۰ تا ۱۳ هزار میلیارد تومان برآورد شد ولی دادگاه حکم به جریمه ۵۰۰ میلیارد تومانی داده و قرار است سپاه ۵ هزار میلیارد تومان از اموال شهرداری را برگرداند. البته تومان الان با تومانی که دزدیده شده، خیلی فرق دارد. شاید یک دهم پول دزدیده شده هم برنگردد.
۳- پس ازفساد سرداران که منجر به انحلال هلدینگ یاس شد، سال ۹۷ اعلام شد سهام سپاه در مخابرات واگذار شد. این سهام را سپاه ۱۱ سال پیش به ارزش ۸ میلیارد دلار خریداری کرد. وزیر ارتباطات سال ۹۷ گفت سپاه توضیح میدهد ولی تاکنون هیچ گزارش دقیقی داده نشده که میلیاردها دلار سهام کجا رفته.
پروپاگاندای تکراری خامنهای
۱- شاید فردا سند همکاری ۲۵ ساله ایران و چین امضا شود. بحثش قطعا داغ میشود. قبلا نوشتم این سند انشا و رویاست. دوباره تاکید میکنم. این سند قرارداد اقتصادی نیست، عدد و رقم ندارد، سند بالادستی است. فعلا هم در عمل منجر به اتفاق خاصی نمیشود. یک مثال روشن:
۲-فروردین۸۰، سند همکاری ۲۰ساله ایران و روسیه امضا شد، قرار است امسال تمدیدش کنند، روسیه میگوید ۵ سال دیگر، ایران میگوید ۵۰ سال. اعداد الکیاند. واقعیت: سال ۹۸ یعنی ۱۸ سال بعد از سند، مبادلات بازرگانی ایران-روسیه تنها سه دهم درصد مبادلات بازرگانی خارجی روسیه است. ۱درصد هم نشده.
۳- روسیه سند همکاری داشت ولی همه تحریمهای غرب علیه ایران را رعایت کرد. الان هم رعایت میکند. سند ایران-چین پروپاگاندای نگاه به شرق خامنهای است و میخواهد بگوید میتوانیم بینیاز از غرب با شرق ببندیم. لاریجانی هم دنبال تبلیغات انتخاباتی است، میخواهد زودتر امضا شود.