ماجرای فرید مدرسی
۱- فرید مدرسی که روزنامهنگار شناختهشدهای به ویژه در زمینه حوزه و سیاست است، در روزهای اخیر مهمترین و فعالترین کاربر داخلی در کلابهاوس در زمینه سیاسی بود و اتاقهای گفتگوی متعددی با تمرکز بر انتخابات و با حضور وزرا و کاندیداها راهاندازی کرد که پر مخاطب شد.
۲- در این اتاقها آقای مدرسی اعلام کرد که اتاق گفتگو را طبق قوانین جمهوری اسلامی اداره میکند و به طور معمول اجازه بحث مفصل یا صریح درباره برخی حوزهها مثل خامنهای و سپاه را نمیداد و میگفت طرح این موارد هم اتهام علیه نهادهای قانونی نظام است و هم هزینهزایی میکند.
۳- در مرحله بعد آقای مدرسی گفت که شرط مقامات برای شکلگیری برخی اتاقها مثل گفتگو با محمدجواد ظریف این بوده که مخالفان حکومت و خبرنگاران رسانههای فارسی زبان خارج از کشور حتی اجازه طرح سوال از وزیر خارجه نداشته باشند. این موضوع با انتقاد و اعتراض زیادی مواجه شد.
۴- منتقدان میگویند نمیشود در شبکههای اجتماعی جهانی که استاندارد خودشان را دارند، اتاق گفتگو راهاندازی کنید ولی قوانین توام با سانسور و فیلتر جمهوری اسلامی را اعمال کنید. این به معنای بازتولید صداوسیما در شبکههای اجتماعی و صدور قوانین نظام است، حالا کمی رنگینتر و قشنگتر.
۵- برخی منتقدان این موضوع را خلاف قانون کلاب هاوس دانسته و ریپورت کرده و آقای مدرسی فعلا امکان راهاندازی اتاق ندارد ولی میتواند در اتاقی که دیگران راهاندازی کردهاند، باشد و بحث کند. بنابراین با توجه به اعتراض به شیوه مدیریت او، صرفا امکان مدیریت او در اتاقها سلب شده است.
۶- برخی این موضوع را بهانه فحش دادن به خبرنگاران خارج از کشور یا اپوزیسیون کردهاند و نماد فاشیسم و سانسور دانستهاند که البته طبیعی است. یک نوع عقده و کینه جدی در این افراد وجود دارد که گاه به گاه سر باز میکند و چرک درونشان را بیرون میریزد. فکر کنم فعلا خالی شدهاند.
۷- تاکید میکنم که هیچ سانسوری صورت نگرفته. آقای مدرسی کماکان میتوانند در اتاقهای کلاب هاوس باشند، حرف بزنند و بحث کنند و حتی بحث اتاق را مدیریت کنند. فقط شخصا امکان ایجاد اتاق را ندارند. این سانسور یا فاشیسم نیست، اعتراض به یک نوع مدیریت است. اطلاعات گمراهکننده ندهید.
۸- یک دلیل دیگر میتواند این باشد که چون گفتگوی ظریف بر خلاف قوانین کلاب هاوس ضبط شد و در خبرگزاری ایرنا منتشر شد، آقای مدرسی که مدیر گروه بود، متخلف شناخته شده و از حق راهاندازی اتاق محروم شده باشد. این هم نشانه فاشیسم و سانسور نیست.
• • •
Missing some Tweet in this thread? You can try to
force a refresh
انتخابات بستر دیکتاتوری است
۱- بعضا گفته میشود که ساختار قدرت در ایران اینطور نیست که منحصر در شخص رهبر باشد و حتی بین لایههای مختلف سپاه شکافهایی است که باید از این وضعیت از جمله در انتخابات، برای افزایش شکافها و بهرهبردن به سود مردم استفاده کرد. چند نکته:
۲- در حال حاضر قدرت به فاسدترین و بدترین شکل ممکن در انحصار رهبر است. چند مثال: به روایت جنتی، نظارت خبرگان بر نهادهای زیرنظر رهبر با مخالفت شخص خامنهای منتفی شد. به روایت مطهری، شروع و بنبست حصر نتیجه تصمیم شخص رهبر بود. رابطه با آمریکا به دلیل مخالفت شخص رهبر معلق مانده است.
۳- رسیدگی به فساد لاریجانی با نظر رهبر منتفی شد. رشد نهاد موازی امنیتی که دامنه جنایت را گسترش دادند، نظر شخص رهبر بود. سند۲۰۳۰ با نظر رهبر به محاق رفت. منع بحث درباره حجاب اختیاری نظر شخص رهبر است و... قدرت در ایران کاملا خودکامه شده، فرقی ندارد چه کسی مشاور اوست، ظریف یا جلیلی.
سند همکاری ایران و چین؛ خامنهای دنبال چیست؟
۱- ۱۲شهریور۶۵، علی خامنهای در قامت رئيس جمهور، سخنران اجلاس سران جنبش عدم تعهد بود؛ علیه مارکسیسم و امپریالیسم و حق وتو سخن گفت، از «تحریم کامل و همه جانبه» علیه آفریقای جنوبی حمایت کرد و تاکید کرد که «نگاه به شرق و غرب بیثمر» است.
۲- ۳۰ سال بعد، حد فاصل سالهای ۹۵ تا ۹۷، خامنهای در قامت رهبر به روال معمول علیه «دشمن» رجز خواند و به صراحت گفت « باید نگاهمان طرف شرق باشد». چرخش یکباره نبود، از سال۸۴ زمزمه نگاه به غیر غرب پررنگ شد و تهش رسید به سند ایران-چین که تازهترین میوه خامنهای در دیپلماسی ایران است.
۳- روز یک مرداد ۹۷، خبرگزاری ایسنا یادداشتی بدون نام و با لحنی معترضانه و انتقادی منتشر کرد که در آن با نفی تلویحی نگاه به شرق، به نقل «منابع مطلع و نزدیک به مقامات ایرانی» آمده بود که چینیها «کمترین همکاری و کمک را برای مقابله با تحریمهای آمریکا علیه ایران انجام میدهند».
قاسم سلیمانی، جعبه سیاه مدفون شده فساد
۱- اخیرا در گفتوگوهای کلابهاوس مطرح شد که رسیدگی به پرونده فساد بنیاد تعاون سپاه «شاهکار» بود. این پرونده فساد تاریکترین و کثیفترین پرونده فساد پس از انقلاب است که به خاطر قاسم سلیمانی مدفون شد. بنیاد تعاون سپاه خزانه نیروی قدس سپاه بود.
۲- در این پرونده ابعاد فساد ۱۰ تا ۱۳ هزار میلیارد تومان برآورد شد ولی دادگاه حکم به جریمه ۵۰۰ میلیارد تومانی داده و قرار است سپاه ۵ هزار میلیارد تومان از اموال شهرداری را برگرداند. البته تومان الان با تومانی که دزدیده شده، خیلی فرق دارد. شاید یک دهم پول دزدیده شده هم برنگردد.
۳- پس ازفساد سرداران که منجر به انحلال هلدینگ یاس شد، سال ۹۷ اعلام شد سهام سپاه در مخابرات واگذار شد. این سهام را سپاه ۱۱ سال پیش به ارزش ۸ میلیارد دلار خریداری کرد. وزیر ارتباطات سال ۹۷ گفت سپاه توضیح میدهد ولی تاکنون هیچ گزارش دقیقی داده نشده که میلیاردها دلار سهام کجا رفته.
پروپاگاندای تکراری خامنهای
۱- شاید فردا سند همکاری ۲۵ ساله ایران و چین امضا شود. بحثش قطعا داغ میشود. قبلا نوشتم این سند انشا و رویاست. دوباره تاکید میکنم. این سند قرارداد اقتصادی نیست، عدد و رقم ندارد، سند بالادستی است. فعلا هم در عمل منجر به اتفاق خاصی نمیشود. یک مثال روشن:
۲-فروردین۸۰، سند همکاری ۲۰ساله ایران و روسیه امضا شد، قرار است امسال تمدیدش کنند، روسیه میگوید ۵ سال دیگر، ایران میگوید ۵۰ سال. اعداد الکیاند. واقعیت: سال ۹۸ یعنی ۱۸ سال بعد از سند، مبادلات بازرگانی ایران-روسیه تنها سه دهم درصد مبادلات بازرگانی خارجی روسیه است. ۱درصد هم نشده.
۳- روسیه سند همکاری داشت ولی همه تحریمهای غرب علیه ایران را رعایت کرد. الان هم رعایت میکند. سند ایران-چین پروپاگاندای نگاه به شرق خامنهای است و میخواهد بگوید میتوانیم بینیاز از غرب با شرق ببندیم. لاریجانی هم دنبال تبلیغات انتخاباتی است، میخواهد زودتر امضا شود.
شاهزاده و قمار چشم بسته
۱- تحلیل من از جنبه ریسک پذیری این است که رضا پهلوی باید در صفت و در عمل شاهزاده بماند. هر چه او از نقش و هیبت شاهزاده بودن عدول کند، امکان و قدرت نقش آفرینیاش کمتر میشود، تا جایی که ممکن است تبدیل به یک فعال سیاسی عادی شود. این یک بازی باخت-باخت است.
۲- بخشی از اپوزیسیون به خاطر اینکه او شاهزاده است، دوستش دارند و بسیاری به خاطر اینکه میخواهند شاه=لیدر داشته باشند، به او امید دارند. لایههای دیگری هم چون او شاهزاده است، برایش احترام و اعتبار قائل هستند. شما نمیتوانید تصور و تصویر تاریخی را سریع عوض کنید. دوره معجزه گذشته.
۳- راهی که اکنون شاهزاده رضا پهلوی طی میکند، ظاهر خیلی دلپذیر و دموکراتیکی دارد ولی ریسک بالایی دارد. اپوزیسیون در مسیر حرکت از جنبش به سمت آلترناتیو نیاز به سرمایه کلان دارد. مهرههای قدرتمند یکی از این سرمایهها هستند. تبدیل کردن شاهزاده به فعال جمهوریخواه، سوخت سرمایه است.
نامه خاتمی و اصلاح شیطان
۱- گفته و نوشتهاند که خاتمی در نامه به خامنهای گفته چند مشکل مهم مملکت را الان حل کند وگرنه بعدا، مثلا بعد از مرگ خامنهای، اوضاع بدتر میشود. اگر این روایت درست باشد، این نامه را میتوان شبیه نامهای دانست که هاشمی قبل از مرگ خمینی به او نوشت.
۲- به روایتی هاشمی در آن نامه به خمینی گفته بود «مسئله جنگ، مسئله حج (که سال ۶۶ تعطیل شده بود)، مسئله ساختار قوه قضائیه، مسئله ساختار قوه مجریه (نخستوزیر و رئیسجمهور)، مسئله رابطه شورای نگهبان و مجلس و مسئله رابطه با آمریکا» را حل کن وگرنه بعد از تو کسی زورش نمیرسد حل کند.
۳- از این ۶مسئله، در دوره خمینی جنگ حل شد، شورای عالی قضایی شد رئیس قوه قضاییه، پست نخستوزیری حذف شد، مجمع تشخیص بین شورای نگهبان و مجلس قرار گرفت ولی عملا مشکل خاصی حل نشد. معمولا میگویند شیطان در جزییات است ولی درباره جمهوری اسلامی شیطان در کلیات است؛ اصلاح ممکن نیست.